دستوار

در دست عهد دولت او دستوار باد...

دستوار

در دست عهد دولت او دستوار باد...

دستوار

بی قرار ...
راهی ...

طبقه بندی موضوعی

 

...عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَى قَالَ: قَالَ لِی أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع یَوْماً: «یَا حَمَّادُ تُحْسِنُ أَنْ تُصَلِّیَ.» قَالَ فَقُلْتُ: یَا سَیِّدِی أَنَا أَحْفَظُ کِتَابَ حَرِیزٍ فِی الصَّلَاةِ. فَقَالَ: «لَا عَلَیْکَ یَا حَمَّادُ قُمْ فَصَلِّ.» قَالَ: فَقُمْتُ بَیْنَ یَدَیْهِ مُتَوَجِّهاً إِلَى الْقِبْلَةِ فَاسْتَفْتَحْتُ الصَّلَاةَ فَرَکَعْتُ وَ سَجَدْتُ. فَقَالَ: «یَا حَمَّادُ لَا تُحْسِنُ أَنْ تُصَلِّیَ مَا أَقْبَحَ بِالرَّجُلِ مِنْکُمْ یَأْتِی عَلَیْهِ سِتُّونَ سَنَةً أَوْ سَبْعُونَ سَنَةً فَلَا یُقِیمُ صَلَاةً وَاحِدَةً بِحُدُودِهَا تَامَّةً.» قَالَ حَمَّادٌ: فَأَصَابَنِی فِی نَفْسِی الذُّلُّ. فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ فَعَلِّمْنِی الصَّلَاةَ. فَقَامَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع مُسْتَقْبِلَ الْقِبْلَةِ مُنْتَصِباً فَأَرْسَلَ یَدَیْهِ جَمِیعاً عَلَى فَخِذَیْهِ قَدْ ضَمَّ أَصَابِعَهُ وَ قَرَّبَ بَیْنَ قَدَمَیْهِ حَتَّى کَانَ بَیْنَهُمَا قَدْرُ ثَلَاثِ أَصَابِعَ مُنْفَرِجَاتٍ وَ اسْتَقْبَلَ بِأَصَابِعِ رِجْلَیْهِ جَمِیعاً الْقِبْلَةَ لَمْ یُحَرِّفْهُمَا عَنِ الْقِبْلَةِ وَ قَالَ بِخُشُوعٍ اللَّهُ أَکْبَرُ. ثُمَّ قَرَأَ الْحَمْدَ بِتَرْتِیلٍ وَ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ثُمَّ صَبَرَ هُنَیَّةً بِقَدْرِ مَا یَتَنَفَّسُ وَ هُوَ قَائِمٌ ثُمَّ رَفَعَ یَدَیْهِ حِیَالَ وَجْهِهِ وَ قَالَ اللَّهُ أَکْبَرُ وَ هُوَ قَائِمٌ. ثُمَّ رَکَعَ وَ مَلَأَ کَفَّیْهِ مِنْ رُکْبَتَیْهِ مُنْفَرِجَاتٍ وَ رَدَّ رُکْبَتَیْهِ إِلَى خَلْفِهِ حَتَّى اسْتَوَى ظَهْرُهُ حَتَّى لَوْ صُبَّ عَلَیْهِ قَطْرَةٌ مِنْ مَاءٍ أَوْ دُهْنٍ لَمْ تَزُلْ لِاسْتِوَاءِ ظَهْرِهِ وَ مَدَّ عُنُقَهُ وَ غَمَّضَ عَیْنَیْهِ ثُمَّ سَبَّحَ ثَلَاثاً بِتَرْتِیلٍ فَقَالَ سُبْحَانَ رَبِّیَ الْعَظِیمِ وَ بِحَمْدِهِ. ثُمَّ اسْتَوَى قَائِماً فَلَمَّا اسْتَمْکَنَ مِنَ الْقِیَامِ قَالَ سَمِعَ اللَّهُ لِمَنْ حَمِدَهُ ثُمَّ کَبَّرَ وَ هُوَ قَائِمٌ وَ رَفَعَ یَدَیْهِ حِیَالَ وَجْهِهِ. ثُمَّ سَجَدَ وَ بَسَطَ کَفَّیْهِ مَضْمُومَتَیِ الْأَصَابِعِ بَیْنَ یَدَیْ رُکْبَتَیْهِ حِیَالَ وَجْهِهِ فَقَالَ سُبْحَانَ رَبِّیَ الْأَعْلَى وَ بِحَمْدِهِ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ وَ لَمْ یَضَعْ شَیْئاً مِنْ جَسَدِهِ عَلَى شَیْ‏ءٍ مِنْهُ وَ سَجَدَ عَلَى ثَمَانِیَةِ أَعْظُمٍ الْکَفَّیْنِ وَ الرُّکْبَتَیْنِ وَ أَنَامِلِ إِبْهَامَیِ الرِّجْلَیْنِ وَ الْجَبْهَةِ وَ الْأَنْفِ (وَ قَالَ: «سَبْعَةٌ مِنْهَا فَرْضٌ یُسْجَدُ عَلَیْهَا وَ هِیَ الَّتِی ذَکَرَهَا اللَّهُ فِی کِتَابِهِ فَقَالَ‏ «وَ أَنَّ الْمَساجِدَ لِلَّهِ فَلا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَداً» وَ هِیَ الْجَبْهَةُ وَ الْکَفَّانِ وَ الرُّکْبَتَانِ وَ الْإِبْهَامَانِ وَ وَضْعُ الْأَنْفِ عَلَى الْأَرْضِ سُنَّةٌ.») ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ مِنَ السُّجُودِ فَلَمَّا اسْتَوَى جَالِساً قَالَ اللَّهُ أَکْبَرُ ثُمَّ قَعَدَ عَلَى فَخِذِهِ الْأَیْسَرِ وَ قَدْ وَضَعَ ظَاهِرَ قَدَمِهِ الْأَیْمَنِ عَلَى بَطْنِ قَدَمِهِ الْأَیْسَرِ وَ قَالَ أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ رَبِّی وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ ثُمَّ کَبَّرَ وَ هُوَ جَالِسٌ. وَ سَجَدَ السَّجْدَةَ الثَّانِیَةَ وَ قَالَ کَمَا قَالَ فِی الْأُولَى وَ لَمْ یَضَعْ شَیْئاً مِنْ بَدَنِهِ عَلَى شَیْ‏ءٍ مِنْهُ فِی رُکُوعٍ وَ لَا سُجُودٍ وَ کَانَ مُجَّنِّحاً وَ لَمْ یَضَعْ ذِرَاعَیْهِ عَلَى الْأَرْضِ. فَصَلَّى رَکْعَتَیْنِ عَلَى هَذَا وَ یَدَاهُ مَضْمُومَتَا الْأَصَابِعِ وَ هُوَ جَالِسٌ فِی التَّشَهُّدِ فَلَمَّا فَرَغَ مِنَ التَّشَهُّدِ سَلَّمَ. فَقَالَ: «یَا حَمَّادُ هَکَذَا صَلِّ.»

 الکافی، ج‏۳، ص۳۱۱

 

از حماد بن عیسی[1] نقل شده است:

روزی امام صادق (علیه‌السلام) به من فرمودند: «ای حماد! یک نماز خوب و زیبا بخوان!»

حماد گوید: عرض کردم: سرورم! من کتاب «حریز»[2] را که درباره نماز است، حفظ‌ام.

حضرت فرمودند: «اشکالی ندارد، حماد! بلند شو و نماز بخوان.»

حماد گوید: من مقابل حضرت بلند شدم، رو به قبله ایستادم و نمازم را آغاز کردم و رکوع و سجودی انجام دادم.

حضرت فرمودند: «حماد! نماز خوب و زیبایی نخواندی و چه‌قدر زشت است برای یکی از شما (شیعیان) که شصت‌هفتادسال از عمرش گذشته باشد، اما نتواند یک نماز با آدابِ کاملش بخواند.»

حماد گوید: من پیش خودم خیلی خجالت کشیدم و عرض کردم: فدایتان شوم، پس شما نماز خواندن را به من بیاموزید.

 

قیام و تکبیرة‌الإحرام

امام صادق (علیه‌السلام) رو به قبله ایستادند، دستانشان را کاملاً به بدنشان چسباندند و انگشتانشان را هم به هم چسباندند.

پاهایشان را به‌اندازه سه انگشت باز (یک وجب) از هم فاصله دادند و تمام انگشتانِ پاهایشان را رو به قبله قرار دادند، به‌نحوی‌که هیچ‌یک با قبله زاویه نداشتند.

آن‌گاه با تواضع، فرمودند: «الله اکبر».

 

قرائت

سپس حمد و قل‌هوالله‌احد را با ترتیل[3] خواندند. سپس درحالی‌که هنوز ایستاده بودند، به‌اندازه یک نفس کشیدن، صبر کردند (چیزی نگفتند و حرکتی انجام ندادند.)

بعد، دستانشان را تا کنار صورتشان بالا آوردند و درحالی‌که هنوز ایستاده‌بودند، فرمودند: «الله اکبر».

 

رکوع

سپس به رکوع رفتند و زانوهایشان را کاملاً با دو کف دستشان گرفتند، درحالی‌که انگشتانشان کاملاً باز بود.

زانوهایشان را آن‌قدر (با دستانشان) به عقب هُل دادند تا کمرشان کاملاً صاف شد، به‌نحوی‌که اگر قطره‌ای آب یا روغن روی آن ریخته می‌شد، به خاطرِ صاف بودنِ کمرشان، از روی آن نمی‌ریخت.

گردنشان را هم (به سمت جلو) کشیدند.

سپس سه بار با ترتیل فرمودند: «سبحانَ ربّیَ العظیمِ و بحمدِه».

 

قیام پس از رکوع

سپس ایستادند. وقتی قیامشان کامل شد، فرمودند: «سَمِعَ اللهُ لِمَن حَمِدَه» سپس درحالی‌که ایستاده بودند، تکبیر گفتند و دستانشان را تا کنار صورتشان بالا آوردند.

 

سجده اول

سپس به سجده رفتند و دستانشان را درحالی‌که انگشتانشان را به هم چسبانده بودند، روی زمین قرار دادند؛ (دستانشان) در راستای زانوهایشان و کنار صورتشان (قرار داشت.)

بعد، سه مرتبه فرمودند: «سبحانَ ربّیَ الأعلَی و بحمدِه».

هیچ‌یک از اعضای بدنشان به عضو دیگر تکیه نداشت.[4]

و هشت عضو بدنشان روی زمین قرار داشت؛ دو کف دست، دو زانو، دو انگشت شستِ پا، پیشانی و بینی...

 

نشستن بین دو سجده

سپس سر از سجده برداشتند و وقتی کاملاً نشستند، فرمودند: «الله اکبر».

سپس بر رانِ سمتِ چپ نشستند و روی پای راستشان را بر کفِ پای چپشان قرار دادند[5] و فرمودند: «أستغفرالله ربّی و أتوبُ إلیه» سپس درحالی‌که هنوز نشسته بودند، تکبیر گفتند.

 

سجده دوم

به سجده دوم رفتند و همان ذکری که در سجده اول گفته بودند را فرمودند.

هیچ‌یک از اعضای بدنشان بر عضو دیگر تکیه نداشت؛ چه در رکوع و چه در سجده.

بازوانشان هم (در حال سجده) از بدنشان فاصله داشت و ساعد دستانشان را نیز روی زمین قرار نداده بودند.

 

تشهد و سلام

بعد، رکعتِ دوم را نیز به همین نحو خواندند.

وقتی در تشهد نشسته بودند، انگشتانِ دستانشان را به هم چسبانده بودند.

وقتی تشهد را تمام کردند، سلام دادند و فرمودند: «حماد! این‌طور نماز بخوان.»

 

 الکافی، ج‏۳، ص۳۱۱

 

پاورقیــــــــــــــــــــــــــــــ

[1] «حماد بن عیسی»؛ از اصحاب بزرگوار امام صادق، امام کاظم، امام رضا و امام جواد (علیهم‌السلام) بوده است.

[2] «حریز بن عبدالله سجستانی(سیستانی)»؛ از اصحاب امام صادق (علیه‌السلام) که احادیث مربوط به نماز را در کتابی جمع‌آوری و تدوین کرده بوده.

[3] «ترتیل»؛ یعنی شمرده‌شمرده خواندن، بیان صحیحِ حروف و وقف در صورت لزوم، نه زیاد تند و نه زیاد کند خواندن، توجه به معانی و تلنگر زدن به دل هنگامِ خواندنِ آیات تذکردهنده.

[4] مثلاً چنین نباشد که دستان به پهلوها تکیه داده شود، یا روی ران‌ها قرار داده شود، یا وزنِ شکم روی ران‌ها انداخته شود یا...

[5] به این حالت نشستن، اصطلاحاً «تورّک» گفته می‌شود.

 

پانوشتــــــــــــــــــــــــــــــ

بانوان گرامی توجه داشته باشند که حالت بدنِ خانم‌ها در نماز، اندکی با آن‌چه ذکر شد، متفاوت است. به موارد زیر دقت فرمایید:

- پاهای بانوان، در حالت قیام، به هم می‌چسبد، به خلاف آقایان که پاهایشان به‌اندازه یک وجب از هم فاصله دارند.

- دست‌های بانوان، در حالت رکوع، بالای زانوها قرار می‌گیرد و بدن به عقب هُل داده نمی‌شود.

- بدن بانوان، در حالت سجده، باید جمع‌وجور باشد؛ بازوان به بدن می‌چسبند، ساعدها روی زمین قرار می‌گیرند و بدن حتی‌الامکان به زمین نزدیک می‌شود.

- بانوان بین دو سجده و در حال تشهد و سلام، نباید به‌نحوی که توصیف شد (تورّک: قرار گرفتنِ رانِ چپ روی زمین و...)، بنشینند؛ بلکه در حالت دوزانو، باید پاهایشان به هم بچسبند.

 

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی