دستوار

در دست عهد دولت او دستوار باد...

دستوار

در دست عهد دولت او دستوار باد...

دستوار

بی قرار ...
راهی ...

طبقه بندی موضوعی

۷ مطلب در دی ۱۳۹۳ ثبت شده است

 

حتماً تا به حال دیده اید افراد متدیّنی را که هنگام رفتن به (گلاب به روتون) دستشویی کلاهی سر می گذارند، و بعد وارد می شوند.

و لابد تا به حال شنیده اید این نقل قول ها را که...

 - «دانشمندان به این نتیجه رسیده اند که گازهای متصاعد شده در دستشویی موجب صدمه به پیاز مو یا سفید شدن زودهنگام موها می شود.»

یا اینکه ...

 - «سر انسان داراى منافذِ ریزى است که بوهاى متعفن از آنها وارد سر می شود و باعث اختلالات مغزى می گردد.»

و ...

 

بله، درست است، «پوشاندن سر»، مستحب است.

به عنوان مثال؛

روایت شده است که امام صادق، علیه السلام، هنگام ورود به دستشویی، سرِ خود را می پوشاند و در دل زمزمه می فرمود: «بسم الله و بالله...»

 [تهذیب الأحکام (للطوسی)، ج‏1، ص24]

 

اما...

* اولاً، پوشاندن «تمامِ» سر مستحب است، نه فقط «مو»ی سر.

(حدیثی نداریم که در آن به پوشاندن موها یا قسمت بالای سر، توصیه شده باشد.)

 

* ثانیاً، حکمتی که برای این کار ذکر شده است، چیز دیگری است؛

توجه کنید ...

رسول خدا، صلّی الله علیه و آله، در ضمن توصیه هایشان به ابوذر می فرمایند:

«ای ابوذر! از خدا حیا کن.

همانا من - قسم به آن که جانم در دست اوست - همیشه وقتی برای قضای حاجت می روم، به خاطر حیاء از دو مَلَکی که همراهم هستند، سَرَم را با لباسم می پوشانم.»

 [الأمالی (للطوسی)، ص534]

 

دقت کردید؟

«به خاطر حیاء از دو مَلَکی که همراهم هستند»

اصلاً قضیه، چیز دیگری است.

 

ملاحظه می فرمائید؟

عملی که می تواند در هر شبانه روز، بارها، ما را به یاد «محاسبه اعمال توسط دو ملک» بیاندازد، و باورِ «همراهیِ آن دو» را در ما زنده نگه دارد، چگونه از اثر و هدف اصلی اش خالی شده و به کاری منفعت طلبانه(:آسیب ندیدن پیاز مو و...) تبدیل شده است!

 

البته، بعید نیست پوشاندن سر در دستشویی، همانطور که برخی ادعا کرده اند، چنین آثار مادی ای نیز داشته باشد، اما تقلیل چنان اثری، به چنین اثری، ظلم به معارف اهل بیت، علیهم السلام، و ظلم به مسلمین است.

 

این ظلم، نسبت به بسیاری از عبادات و احکام، روا داشته شده است؛ نماز(حرکات ورزشی)، روزه(پالایش سموم)، قبله(مرکز مغناطیسیِ زمین)، گوشت سگ و خوک(کرمِ فلان و مرضِ بهمان)، مسواک(بهداشت دهان و دندان)، و...

کسی منکر این آثارِ ضمنی نیست، اما نباید آثار توأمانِ روحی و جسمیِ این عبادات و احکام را، در همین آثار پیش پا افتاده ی مادی محدود کرد.

------------------------------

پانوشت: بعضی کتابها و برخی سایتها، به اشتباه، این حکمت(نرسیدن گازهای متصاعد به مغز) را به عنوان حدیث نقل کرده اند.

منشأ این توهم آن است که...

- شیخ مفید، در المقنعة، هنگام ذکر استحباب پوشاندن سر، گفته است؛ علت این کار، ایمن بودن از عبث شیطان و رسیدن بوهای بد به مغز است و... [المقنعة، ص39] ،

- شیخ طوسی، در تهذیب الاحکام، پیش از ذکر روایات این باب، جمله ی شیخ مفید را نقل کرده است [تهذیب الأحکام (للطوسی)، ج‏1، ص24] ،

- و شهید ثانی نیز در شرح لمعه، پس از طرح بحث، فرموده؛ این کار برای احتراز از رسیدن بوهای بد به مغز است. [الروضة البهیة فی شرح اللمعة الدمشقیة، ج‌1، ص: 27]

در این میان، عده ای گمان کرده اند، جملات این بزرگواران(شیخ مفید، شیخ طوسی و شهید ثانی)، حدیث است، حال آنکه در هیچ حدیثی به چنین حکمتی اشاره نشده است. و الله العالم

 

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ دی ۹۳ ، ۰۶:۵۸
ابوالفضل رهبر

 

اگر بخواهیم شریک، کارمند یا کارگری، برای همکاری برگزینیم،

یا همسری برای خود یا فرزندمان،

یا رفیقی برای طی مسیری طولانی،

یا ...

بهتر نیست اول او را بشناسیم و بدانیم تا چه حد مسئولیت پذیر است و کارهایش را به درستی انجام می دهد؟

 

امیرالمؤمنین علی، علیه السلام، وقتی محمد بن ابی بکر را به فرمانرواییِ مصر گماشت، در ضمن عهدنامه ای به وی فرمود:

«اِعْلَمْ یَا مُحَمَّدُ أَنَّ کُلَّ شَیْ‏ءٍ مِنْ عَمَلِکَ یَتْبَعُ صَلَاتَکَ‏

وَ اعْلَمْ أَنَّ مَنْ‏ ضَیَّعَ الصَّلَاةَ فَهُوَ لِغَیْرِهَا أَضْیَعُ‏»

 [الغارات، ج‏1، ص141]

 

«بدان ای محمد، همه کارهایت، از «نماز»ت تبعیت می کند.

و بدان، هرکه «نماز» را تضییع کند(در آن کوتاهی کند)، در غیر«نماز»، بیشتر کوتاهی می کند.»

 

*   *   *   *   *

 

با دانستن این نکته، علاوه بر سنجش دیگران، می توانیم در اصلاح رفتار خود نیز بکوشیم؛

 

همانطور که حضرت امیر، علیه السلام، فرموده اند؛ کارهای ما از «نماز»مان تبعیت می کنند.

پس ...

اگر بخواهیم «سستی در امور زندگی» و «کوتاهی در کارهایمان» را کنار بگذاریم،

اگر بخواهیم مسئولیت پذیر باشیم،

اگر بخواهیم مورد اعتمادِ اطرافیان مان باشیم،

اگر ... ،

«نماز» خود را اصلاح کنیم،

تا دیگرکارهایمان نیز اصلاح شود.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ دی ۹۳ ، ۰۷:۵۲
ابوالفضل رهبر

عده ای از اهل کوفه - که در میانشان (علمایی چون:) «زرارة بن اعین»[1] ، «عبدالله بن بکیر»[2] ، «محمد بن مسلم»[3] ، «ابو بصیر»[4] و «حُجر بن زائده»[5]  نیز بودند -  به امام صادق(ع) نامه ای نوشتند و عرض کردند:

«مفضل بن عمر»[6] با اراذل و کفتربازان و شراب خواران نشست و برخواست دارد. شایسته است به او نامه ای بنویسید و دستور دهید که با آنان مجالست نکند.»

آنگاه امام صادق(ع) نامه ای خطاب به مفضل نوشت و مُهر و موم کرد. نامه را تحویلشان داد و دستور داد آن را با دست خود، به دست مفضل برسانند.

 

آنان نامه را نزد مفضل بردند و به او تحویل دادند.

مفضل مُهر و مومِ نامه را گشود و آن را خواند. در آن نوشته شده بود:

«بسم الله الرحمن الرحیم، فلان چیز و بهمان چیز را بخر.»

و در آن، به مطلبی که در مورد مفضل تذکر داده بودند، اشاره ای نشده بود.

 

مفضل پس از خواندن نامه، آن را به زراره داد، زراره نیز آن را به محمد بن مسلم داد، تا اینکه میان همه، دست به دست شد.

آنگاه مفضل گفت: «نظرتان چیست؟»

گفتند: «این، مالی بسیار هنگفت است. باید فکر کنیم و جلسه بگذاریم و ببینیم چه می توانیم بکنیم. آن وقت نظرمان را اعلام می کنیم.»

خواستند متفرق شوند، که مفضل گفت: «صبحانه را پیش من بمانید.»

پس آنان را برای صبحانه نگه داشت و از طرفی، هم نشینانِ خود(همان کفتربازها) را برای انجام کاری خواست.

 

وقتی (کفتربازها) آمدند، مفضل نامه ی امام صادق(ع) را برایشان خواند و آنان از نزد مفضل رفتند.

مفضل آن عده(علما) را برای صبحانه نگه داشته بود، که جوانمردان(کفتربازها) بازگشتند و هریک به قدر توان خود، حدود هزار یا دوهزار (سکه) آوردند.

قبل از اینکه آن عده(علما) از صبحانه فارغ شوند، دوهزار دینار(سکه طلا) و ده ها هزار درهم(سکه نقره) حاضر کردند.

آنگاه مفضل به آنان گفت:

«شما مرا امر می کنید که این افراد را از خود طرد کنم.

گمان کرده اید که خدای بلندمرتبه به نماز و روزه تان محتاج است.»

 

 [إختیار معرفة الرجال، ص326]

 

دو نکته مهم:

1- مطلب ذکر شده، هرگز به معنای رد و طعن بر اصحاب بزرگوار امام صادق(ع) نیست.

چراکه در زمان اختناق خلفای غاصب، شیعیان به تقیه و پنهان کاری روی آورده بودند و اطلاعات و اخبار، به صورت شفاف و علنی در جریان نبوده است.

بروز چنین شایعات و سوء تفاهماتی طبیعی بود و ائمه(ع) نیز به نحوی آن را مدیریت می کردند؛

- گاهی خود، برای حفظ شاگردانشان از گزند دشمنان، به این اتهامات دامن می زدند. تا به این ترتیب، حاکمان به این خیال که در صفوف شیعه تفرقه افتاده است، یا با این تصور که فلان شاگرد امام صادق(ع)، دیگر مورد اعتماد ایشان و شیعیان نیست، از قتل و حبس و آزارشان صرف نظر کنند.(مانند ماجرایی که در مورد زراره نقل شده است)

- و گاه، صلاح می دیدند که با تمهیداتی، اصحاب را از اشتباه شان آگاه سازند.(مانند آنچه ذکر شد)

 

2- آنچه پیرامون هم نشینان مفضل نقل کرده اند(که راهزن و شراب خوار و بی نماز و... بوده اند)، به این شدت و غلظت هم نبوده است.

در روایتی دیگر نقل شده است که امام صادق(ع) پس از اینکه مفضل را برای شیعیان کوفه تعیین می کند تا در برابر فتنه ابوالخطاب، مرجع و راهنمایشان باشد، به آنان فرمود:

«بسیاری از آنچه درباره مفضل می گویند بر او وارد نیست. اینکه از او و اصحابش بدگویی می کنند و می گویند "اصحابش نماز نمی خوانند و نبیذ می نوشند و کفترباز هستند و راهزنی می کنند و مفضل هم به چنین افرادی نزدیک می شود."»

 [إختیار معرفة الرجال، ص327]



[1] «زرارة بن اعین» (م 150 هـ ق)، فقیه و محدث بزرگ شیعه و از نزدیکترین اصحاب امام باقر و امام صادق، علیهما السلام، بوده است. این دو امام، وی را به بهشت بشارت داده اند. در کتب روایی شیعه، حدود 2000حدیث از طریق زراره نقل شده است.

[2] «عبدالله بن بکیر بن اعین»، برادرزاده ی زراره، و از علما و محدثین شیعه است. وی پس از شهادت امام صادق(ع) به فرزند ایشان، «عبدالله الأفتح»، گرایش پیدا کرد و فتحی مذهب شد. با این حال بسیاری از علمای شیعه، وی را مورد اعتماد دانسته اند و روایاتش را نقل می کنند.

[3] «محمد بن مسلم ثقفی» (م 150 هـ ق)، از فقها و محدثین برجسته در دوره امام باقر و امام صادق، علیهما السلام، بوده است. خود نقل می کند: «هر چه به خاطرم رسید از حضرت باقر(ع) پرسیدم تا آنجا که سى هزار حدیث از او شنیدم، ولى از حضرت صادق(ع) شانزده هزار حدیث یا مسئله پرسیدم.»

[4] ظاهراً مقصود، «ابوبصیر اسدی» (م 150 هـ ق) است.  وی از محضر امام باقر، امام صادق و امام کاظم، علیهم السلام، بهره برده است و علیرغم نابینایی، از بزرگترین محدثین شیعه محسوب می شود. ابوبصیر از اصحاب اجماع است و روایاتش مورد قبول همه علماست.

[5] «حجر بن زائدة»، از اصحاب امام صادق بوده است. وی و «عامر بن جذاعة» از جمله کسانی بوده اند که درباره «مفضل بن عمر» بدگویی می کردند و وی را به فساد مذهب متهم می نمودند.

[6] «مفضل بن عمر جعفی»، نماینده خاص امام صادق(ع) در کوفه بود و با اموال امام مشکلات شیعیان را حل و فصل می‌‌کرد. وی از اصحاب سِرّ امام صادق(ع) بوده است، لذا به خاطر احادیثی که در فضل و عظمت اهل بیت(ع) نقل می کرد، متهم به غلو و فساد مذهب می شده است. امام صادق، امام کاظم و امام رضا، علیهم السلام، او را به عظمت یاد کرده اند و تعابیری موردش به کار برده اند که حاکی از شدت علاقه ی متقابل میان مفضل و اهل بیت(ع) است. امام صادق (ع) در چهار روز مطالبی راجع به توحید به او املاء فرموده اند، که مجموعه این فرمایشات، در کتاب «توحید مفضل» جمع آوری شده است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ دی ۹۳ ، ۲۰:۱۳
ابوالفضل رهبر

 

عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَیْلِ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الْأَوَّلِ ع قَالَ:

قُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ الرَّجُلُ‏ مِنْ‏ إِخْوَانِی‏ یَبْلُغُنِی‏ عَنْهُ‏ الشَّیْ‏ءُ الَّذِی أَکْرَهُهُ ،

فَأَسْأَلُهُ عَنْ ذَلِکَ فَیُنْکِرُ ذَلِکَ وَ قَدْ أَخْبَرَنِی عَنْهُ قَوْمٌ ثِقَاتٌ ،

فَقَالَ لِی:

«یَا مُحَمَّدُ کَذِّبْ سَمْعَکَ وَ بَصَرَکَ عَنْ أَخِیکَ ،

فَإِنْ شَهِدَ عِنْدَکَ خَمْسُونَ قَسَامَةً وَ قَالَ لَکَ قَوْلًا ،

فَصَدِّقْهُ وَ کَذِّبْهُمْ ،

لَا تُذِیعَنَّ عَلَیْهِ‏ شَیْئاً تَشِینُهُ‏ بِهِ وَ تَهْدِمُ بِهِ مُرُوءَتَهُ.»

 [الکافی، ج‏8، ص147]

 

محمّد بن فضیل گوید: به امام کاظم علیه السّلام عرض کردم:

فدایت شوم! درباره یکى از برادرانم چیزى شنیده ام که برایم ناخوشایند است،

از خودِ او در این باره پرسیدم و او انکار کرد، در حالى که این خبر را گروهى مورد اطمینان به من داده اند.

 

امام کاظم علیه السّلام فرمود:

«اى محمّد! شنیده ها و دیده هایت را درباره برادرت نادرست و دروغ شمار،

 

اگر پنجاه نفر نزد تو [بر کارى از برادرت‏] سوگند بخورند و برادرت سخنى بر خلاف آنان گوید،

[حتی در این صورت هم] سخن برادرت را راست شمار و حرف آنان (آن پنجاه نفر) را دروغ بدان،

 

سخنى درباره او پخش مکن که او را سرافکنده و بى آبرو سازى و حیثیّتش را به باد دهى.»

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ دی ۹۳ ، ۰۷:۲۰
ابوالفضل رهبر

 

! ! ! لطفاً نزدیک نشوید ! ! !

 

عَنْ أَبِی بُرْدَةَ قَالَ:

صَلَّى بِنَا رَسُولُ اللَّهِ ص

ثُمَّ انْصَرَفَ مُسْرِعاً حَتَّى وَضَعَ یَدَهُ عَلَى بَابِ الْمَسْجِدِ

ثُمَّ نَادَى بِأَعْلَى صَوْتِهِ:

«یَا مَعْشَرَ النَّاسِ مَنْ آمَنَ بِلِسَانِهِ وَ لَمْ یُخْلِصْ إِلَى قَلْبِهِ!

لَا تَتَبَّعُوا عَوْرَاتِ الْمُؤْمِنِینَ ،

فَإِنَّهُ مَنْ تَتَبَّعَ عَوْرَاتِ الْمُؤْمِنِینَ تَتَبَّعَ‏ اللَّهُ‏ عَوْرَتَهُ‏ ،

وَ مَنْ تَتَبَّعَ‏ اللَّهُ‏ عَوْرَتَهُ‏ فَضَحَهُ وَ لَوْ فِی جَوْفِ بَیْتِهِ.»

 [ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص241]

 

ابى بُرده نقل می کند:

پیامبر خدا صلّى اللَّه علیه و آله با ما نماز گزارد،

سپس به پا خاست و به سوى دربِ مسجد شتافت و دست بر آن نهاد،

آن گاه با بلندترین صدایش مردم را خطاب قرار داد:

 

«اى کسانى که به زبان ایمان آورده اید و ایمان در دل هاتان رسوخ نکرده!

در جستجوی عیوب پنهان مؤمنین نباشید،

 

که هرکس عیوب پنهان آنان را جستجو کند، خدا عیب پنهانش را می جوید،

 

و هر که را خدا به دنبال عیبش برآید، [نزد دیگران] رسوایش می کند، گرچه در اندرونیِ خانه اش باشد.»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ دی ۹۳ ، ۰۹:۰۵
ابوالفضل رهبر

 

! ! ! لطفاً نزدیک نشوید ! ! !

 

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏:

«مَنْ أَذَاعَ فَاحِشَةً کَانَ کَمُبْتَدِئِهَا،

وَ مَنْ عَیَّرَ مُؤْمِناً بِشَیْ‏ءٍ،لَمْ یَمُتْ حَتَّى یَرْکَبَهُ.»

 [الکافی، ج‏2، ص356]

 

رسول خدا ص فرمودند:

«هرکس کارِ زشتى را فاش نماید،...

مانند کسى است که آن را آغاز نموده.

 

و هرکس مؤمنى را به خاطر چیزی سرزنش کند،...

نمیرد تا آن چیز را مرتکب شود.»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ دی ۹۳ ، ۰۸:۵۳
ابوالفضل رهبر

 

! ! ! لطفاً نزدیک نشوید ! ! !

 

عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ وَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالا:

«أَقْرَبُ مَا یَکُونُ الْعَبْدُ إِلَى الْکُفْرِ؛

أَنْ یُوَاخِیَ الرَّجُلَ عَلَى الدِّینِ،

فَیُحْصِیَ عَلَیْهِ عَثَرَاتِهِ وَ زَلَّاتِهِ،

لِیُعَنِّفَهُ بِهَا یَوْماً مَا.»

 [الکافی، ج‏2، ص354]

 

از امام باقر و امام صادق علیهما السلام نقل شده است که فرمودند:

«نزدیکترین وضعى که بنده به کفر دارد؛

این است که با کسی برادر دینى باشد،

و لغزشها و خطاهاى او را شماره کند،

تا روزى او را بدانها سرزنش نماید.»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ دی ۹۳ ، ۰۸:۳۷
ابوالفضل رهبر