دستوار

در دست عهد دولت او دستوار باد...

دستوار

در دست عهد دولت او دستوار باد...

دستوار

بی قرار ...
راهی ...

طبقه بندی موضوعی

۱ مطلب در فروردين ۱۳۹۴ ثبت شده است

 

محققان، فوائد بسیاری برای پیاده ­روی می­ شمارند و آن را «موجب سلامتی» می­ دانند.

 

اما در منابع روائی از رسول خدا، صلی­ الله ­علیه ­و آله، نقل شده­ است که در شب معراج، بهشت و نعمت ­های آن را مشاهده فرمودند، و دیدند که بهشت هشت درب دارد و بر هر دربی چهار جمله ­ی ارزش­مند نگاشته شده است.

 

طبق این حدیث، بر دربِ سوم چنین نوشته شده:

«لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ عَلِیٌّ وَلِیُّ اللَّهِ‏ کُلُّ شَیْ‏ءٍ هالِکٌ إِلَّا وَجْهَهُ‏، لِکُلِّ شَیْ‏ءٍ حِیلَةٌ وَ حِیلَةُ الصِّحَّةِ فِی الدُّنْیَا أَرْبَعُ خِصَالٍ؛ قِلَّةُ الْکَلَامِ وَ قِلَّةُ الْمَنَامِ وَ قِلَّةُ الْمَشْیِ‏ وَ قِلَّةُ الطَّعَامِ»

 [الفضائل (لابن شاذان القمی)، ص152]

 

«... برای هر چیز حیله­ ای [1] است و حیله ­ی سلامتی در دنیا، چهار خصلت است؛

کم سخن گفتن و کم خوابیدن و کم راه رفتن و کم غذا خوردن»

 

مترجمان، معمولاً «الْمَشْی» را «راه رفتن» و «پیاده ­روی» ترجمه کرده­ اند.

بنا بر این ترجمه، یکی از چهار توصیه ­ی مهم برای تندرستی، «کم راه رفتن» خواهد بود.

 

اما احتمال دیگری نیز درباره این واژه مطرح است؛

این­ که آن را «الْمَشِیّ» بخوانیم.

در این صورت، به معنای «داروی مُسهِل» خواهد بود، که در طب اسلامی، استفاده از آن از اصلی ترین شیوه های درمانی محسوب می شود. [2]

 

به حدیث زیر توجه کنید:

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏: «الدَّاءُ ثَلَاثَةٌ وَ الدَّوَاءُ ثَلَاثَةٌ، فَأَمَّا الدَّاءُ فَالدَّمُ وَ الْمِرَّةُ وَ الْبَلْغَمُ، فَدَوَاءُ الدَّمِ الْحِجَامَةُ وَ دَوَاءُ الْبَلْغَمِ الْحَمَّامُ وَ دَوَاءُ الْمِرَّةِ الْمَشِیُ‏.»

 [کتاب من لا یحضره الفقیه، ج‏1، ص126]

 

رسول خدا، صلی­ الله ­علیه ­و آله، فرمودند:

«[منشأ] بیماری سه چیز است و درمان سه چیز.

اما، [منشأ] بیماری ها؛ [غلبه­ ی خلط های] دم، و مِرّه [3]، و بلغم است.

درمانِ دم؛ «حجامت»، و درمانِ بلغم؛ «حمّام» ، و درمانِ مِرّه؛ «مَشِیّ» (داروی مُسهِل) است.» [4]

 

* بنا بر این، ممکن است مقصود از «قِلَّةُ الْمَشی» در حدیثِ مذکور، عدم افراط در استفاده از مُسهِلات باشد، چرا که دارو نیز اگر بی­ رویه مصرف شود، خود موجبِ بیماری خواهد شد.

 

* با تمام این اوصاف، امکان صحیح بودنِ معنای متداول(کم راه رفتن) منتفی نیست.

 

در این صورت، در توضیحِ این حدیث دو احتمال به ذهن می رسد:

1- این که مقصود، عدم افراط در پیاده ­روی باشد(و واضح است که افراط در هر کاری آسیب­ زاست).

این احتمال، با تصوّرِ شرائطِ زندگیِ آن عصر، تقویت می­ شود. پیاده ­روی های طولانی، برای رسیدن به مسجد، محل کار، خانه ­ی فلان دوست، و یا سفر به شهری دیگر، متداول بوده است. این حدیث می­ تواند توصیه­ ای باشد برای خودداری از پیاده­ روی­ های بیش ­از حد و بهره­­ گیری از مَرکَب برای مسافت­ های طولانی.

 

2- این که محققان اشتباه کرده باشند، به این معنا که تاکنون به این فعالیت، تک بُعدی نگریسته باشند؛ پیاده­ رویِ زیاد از جهتی مفید و از جهات دیگری مُضرّ باشد. این دست اشتباهات کم نبوده و نیست.

بی ­توجهی به تمام آثار مادیِ یک امر و نیز غفلت از آثار روحی و به­ ویژه آثار اخرویِ امور، در مواردِ متعددی دانشمندان را به خطا دچار کرده است.

بنابراین چه بسا در پیاده­ روی طولانی مضراتی نهفته باشد که از چشم بشر دور مانده و خداوند، عزّ و جلّ، به آن اشاره فرموده باشد.

 

و الله العالم 

_____________________________________

[1] حیله: مهارت، چاره، راه­کار

[2] بزرگان طب سنتی، «یبوست» را «اُمُّ الأمراض» (منشأ بیماری­ ها) می­ نامند، و درمان آن را مصرفِ مُسهِلات می­ دانند.

[3] «مِرّة»؛ اعم است از خلط سوداء و خلط صفراء.

[4] خلاصه ­وار می توان گفت:

«دم»، «بلغم»، «صفراء» و «سوداء»، چهار خلطی هستند که به نسبتِ معینی در خون جریان دارند (مثلاً 49درصدِ خون را خلطِ دم، 49درصد آن را بلغم، 1درصد را صفراء و 1درصد را نیز خلطِ سوداء تشکیل می­ دهد). تا زمانی که این نسبت معین در حالتِ تعادل باشد، بدن سالم خواهد بود.

اما اگر به هر علتی، این تعادل به هم بخورد (به عنوان مثال اگر غددِ درون­ ریزِ تولیدکننده­ ی صفراء، تحریک شده، بیش از حد ترشح کنند و نسبت صفراء را در خون به 2درصد غلبه دهند)، سلامتِ انسان به خطر می افتد و بیماریِ مربوط به خلطِ غالب، فرصتِ بروز می­ یابد.

بنا بر این، اصل کلی در پیش گیری؛ حفظ تعادلِ اخلاط، و راه­ کار کلی در درمان؛ بازگرداندنِ تعادلِ از دست­ رفته، خواهد بود.

  

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ فروردين ۹۴ ، ۰۷:۲۲
ابوالفضل رهبر