دستوار

در دست عهد دولت او دستوار باد...

دستوار

در دست عهد دولت او دستوار باد...

دستوار

بی قرار ...
راهی ...

طبقه بندی موضوعی

۲۷ مطلب در مهر ۱۳۹۴ ثبت شده است

 
 یک:
 
...قَالَ سَیِّدُنَا الصَّادِقُ ع:

«إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْجَمَالَ وَ التَّجْمِیلَ، وَ یَکْرَهُ الْبُؤْسَ وَ التَّبَاؤُسَ، فَإِنَّ اللَّهَ إِذَا أَنْعَمَ عَلَى عَبْدٍ نِعْمَةً أَحَبَّ أَنْ یَرَى عَلَیْهِ أَثَرَهَا. قِیلَ: وَ کَیْفَ ذَلِکَ قَالَ: یُنَظِّفُ ثَوْبَهُ، وَ یُطَیِّبُ رِیحَهُ، وَ یُجَصِّصُ دَارَهُ، وَ یَکْنُسُ أَفْنِیَتَهُ، حَتَّى إِنَّ السِّرَاجَ قَبْلَ مَغِیبِ الشَّمْسِ یَنْفِی الْفَقْرَ، وَ یَزِیدُ فِی الرِّزْقِ.»
 [الأمالی(للطوسی)، ص275]
 
از سرورمان، امام صادق، علیه‌السلام، نقل شده است که فرمودند:
 
«به‌راستی که خداوند، جمال(زیبایی) و تجمّل(آشکار نمودنِ زیبایی) را دوست دارد، و فقر و بدحالی، و آشکار نمودنِ فقر و بدحالی را نمی‌پسندد، 
 
و به‌راستی که خداوند هرگاه نعمتی بر بنده‌اش ارزانی می‌دارد، دوست دارد اثر آن نعمت را بر او ببیند.»
 
عرض شد: چگونه؟
 
فرمودند:

«جامه‌اش را پاکیزه سازد، خود را خوش‌بو نماید، خانه‌اش را گچ‌کاری کند، حیاط خانه‌اش را جارو کند،

حتی روشن نمودنِ چراغ، پیش از غروب خورشید، فقر را منتفی می‌کند و بر روزی می‌افزاید.»
 
 
 دو:
 
...عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:

«أَبْصَرَ رَسُولُ اللَّهِ ص رَجُلًا شَعِثاً شَعْرُ رَأْسِهِ وَسِخَةً ثِیَابُهُ سَیِّئَةً حَالُهُ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مِنَ الدِّینِ الْمُتْعَةُ وَ إِظْهَارُ النِّعْمَةِ.»
 [الکافی، ج6، ص439]
 
از امام صادق، علیه‌السلام، نقل شده است که فرمودند:
‌ 
«رسول خدا، صلی‌الله‌علیه‌وآله، مردی را دیدند که موهایش ژولیده، جامه‌اش چرکین و حالش بد بود، 
 
آن‌گاه فرمودند: بهره‌مندی و آشکار ساختنِ نعمت، جزئی از دین است.»
____________________________

پانوشت یک: بدیهی است که تجمّل(آشکار نمودنِ زیبایی) در صورتی مطلوب خداوند است که با رعایت دیگر دستورات او باشد، چه برای زنان، و چه برای مردان.

پانوشت دو: به نظر می رسد جامعه ای که مردمان اش آراسته تر باشند، با نشاط تر خواهد بود.

 

رونوشت یک: به آنان که داشته هاشان را پنهان می دارند و اظهار فقر و نداری می نمایند.

رونوشت دو: به ژولیدگانِ گره گوری!

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ مهر ۹۴ ، ۰۸:۳۶
ابوالفضل رهبر

 

...عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:

«فِیمَا أَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى دَاوُدَ ع یَا دَاوُدُ کَمَا أَنَّ أَقْرَبَ النَّاسِ مِنَ اللَّهِ الْمُتَوَاضِعُونَ کَذَلِکَ أَبْعَدُ النَّاسِ مِنَ اللَّهِ الْمُتَکَبِّرُونَ.»

 [الکافی، ج‏2، ص123]

 

از امام صادق، علیه‌السلام، نقل شده است که فرمودند:

 

«در آن‌چه که خداوند، عزّوجلّ، به داود(ع) وحی نمود [این جمله بود:] 

ای داود! همان‌گونه که "نزدیک‌ترین" مردم به خدا، "افراد متواضع" هستند، همان‌طور، "دورترین" مردم از خداوند نیز "افراد متکبر" هستند.»

 

 

... پس، خود را بسنجیم؛ تا چه حد به خداوند "نزدیک" ایم؟...

 

...عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:

«مِنَ التَّوَاضُعِ أَنْ تَرْضَى بِالْمَجْلِسِ دُونَ الْمَجْلِسِ وَ أَنْ تُسَلِّمَ عَلَى مَنْ تَلْقَى وَ أَنْ تَتْرُکَ الْمِرَاءَ وَ إِنْ کُنْتَ مُحِقّاً وَ أَنْ لَا تُحِبَّ أَنْ تُحْمَدَ عَلَى التَّقْوَى.»

 [الکافی، ج‏2، ص122]

 

از امام صادق، علیه‌السلام، نقل شده است که فرمودند:

 

«از (مصادیق/علائم) "تواضع" این است که:

1. راضی باشی که در پایین مجلس بنشینی،

2. و به هرکه می‌رسی سلام کنی،

3. و مجادله(بحث و جدل بی‌نتیجه) را ترک کنی، هرچند حق با تو باشد،

4. و دوست نداشته باشی که به تقوا ستایش شوی.»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ مهر ۹۴ ، ۲۳:۳۹
ابوالفضل رهبر

 

حتماً برای‌تان پیش آمده که موقع نماز، وقتی گروهی از مؤمنین جمع هستند و قصد اقامه‌ی نماز به جماعت دارند، گاهی بحث‌ها و تعارفاتی در می‌گیرد که کدام‌یک جلو بایستد تا دیگران به او اقتدا کنند، و معمولاً افراد از روی تواضع، یا دشواری مسئولیتِ امامتِ جماعت، یا به هر دلیل دیگری، شانه خالی می‌کنند و بحث ادامه می‌یابد...

 

امام صادق، علیه‌السلام، به نقل از رسول اکرم، صلّی‌الله‌علیه‌وآله، ملاک را ارائه می‌فرمایند تا اولویت‌ها مشخص شود؛

 

...عَنْ أَبِی عُبَیْدَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الْقَوْمِ مِنْ أَصْحَابِنَا یَجْتَمِعُونَ فَتَحْضُرُ الصَّلَاةُ فَیَقُولُ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ تَقَدَّمْ یَا فُلَانُ فَقَالَ:

«إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ یَتَقَدَّمُ الْقَوْمَ أَقْرَؤُهُمْ لِلْقُرْآنِ فَإِنْ کَانُوا فِی الْقِرَاءَةِ سَوَاءً فَأَقْدَمُهُمْ هِجْرَةً فَإِنْ کَانُوا فِی الْهِجْرَةِ سَوَاءً فَأَکْبَرُهُمْ سِنّاً فَإِنْ کَانُوا فِی السِّنِّ سَوَاءً فَلْیَؤُمَّهُمْ أَعْلَمُهُمْ بِالسُّنَّةِ وَ أَفْقَهُهُمْ فِی الدِّینِ وَ لَا یَتَقَدَّمَنَّ أَحَدُکُمُ الرَّجُلَ فِی مَنْزِلِهِ وَ لَا صَاحِبَ السُّلْطَانِ فِی سُلْطَانِهِ.»

 [الکافی، ج‏3، ص376]

 

ابو عبیده حذاء، می‌گوید: از امام صادق، علیه‌السلام، در مورد جماعتی از شیعیان سؤال کردم که جمع می‌شوند و وقتی نماز فرا می‌رسد، بعضی از آنان به بعضی دیگر می‌گویند «فلانی! جلو بایست»

 

حضرت فرمودند: 

«به‌راستی که رسول خدا، صلی‌الله‌علیه‌وآله، فرمودند:

کسی مقدم می‌شود که بهتر از بقیه قرآن قرائت کند،

اگر در قرائت برابر بودند، کسی‌که پیش از بقیه (از سرزمین شرک) هجرت کرده است،

اگر در هجرت هم برابر بودند، کسی‌که از بقیه مُسِن‌تر باشد،

اگر در سن هم برابر بودند، کسی امامِ جمع می‌شود که نسبت به دیگران از سنت [1] آگاه‌تر باشد و در دین، فهم عمیق‌تری داشته باشد، 

و هیچ‌یک از شما در منزلِ کسی، بر او(میزبان) مقدم نشود،

و (نیز هیچ یک) در (حیطه‌ی) سلطنتِ سلطان [2] بر او مقدم نشود.»

___________________________

[1] سنت: مجموعه دستورات رسول خدا، صلی‌الله‌علیه‌وآله، و نیز افعالی که ایشان انجام داده‌اند تا در میان مسلمانان رواج یابد.

[2] سلطنت: تسلّط بر امور‌‌ و توانایی انجام امور از روی قهر و غلبه. مقصود از سلطان، کسی است که این‌چنین، بر مجموعه‌ی تحت اختیارش تسلط دارد.

 

* در دیگر احادیث، شرایط دیگری نیز ذکر شده است؛ به عنوان مثال از امام قرار دادن این افراد نهی شده است: کسی‌که جذام دارد، یا به پیسی مبتلاست، دیوانه، زنازاده، بادیه‌نشین(کسی‌که از تمدن به‌دور است و با احکام دین ناآشناست).

همچنین از امامت اسیر بر اشخاص آزاد، فلج بر افراد سالم، کسی‌که تیمم دارد بر کسانی که وضو دارند نهی شده است.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ مهر ۹۴ ، ۲۳:۳۲
ابوالفضل رهبر

 

...عَنْ جَابِرٍ الْجُعْفِیِّ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ:

«إِذَا أَرَدْتَ أَنْ تَعْلَمَ أَنَّ فِیکَ خَیْراً فَانْظُرْ إِلَى قَلْبِکَ فَإِنْ کَانَ یُحِبُّ أَهْلَ طَاعَةِ اللَّهِ وَ یُبْغِضُ أَهْلَ مَعْصِیَتِهِ فَفِیکَ خَیْرٌ وَ اللَّهُ یُحِبُّکَ وَ إِنْ کَانَ یُبْغِضُ أَهْلَ طَاعَةِ اللَّهِ وَ یُحِبُّ أَهْلَ مَعْصِیَتِهِ فَلَیْسَ فِیکَ خَیْرٌ وَ اللَّهُ یُبْغِضُکَ وَ الْمَرْءُ مَعَ مَنْ أَحَبَّ.»

 [الکافی، ج2، ص126]

 

جابر بن یزید جعفی از امام باقر، علیه‌السلام، نقل می‌کند، که فرمودند:

 

«هرگاه خواستی بدانی که در تو خیری هست، به قلبت بنگر؛

 

اگر (قلبت) کسانی را که اهل فرمان‌برداری از خداوند بودند را دوست داشت، و از کسانی که اهل نافرمانی از خداوند بودند بَدَش می‌آمد، در این صورت در تو خیری هست و خداوند تو را دوست دارد،

 

و اگر از کسانی که اهل فرمان‌برداری از خداوند بودند بَدَش می‌آمد و کسانی را که اهل نافرمانی از خداوند بودند را دوست داشت، در این صورت در تو خیری نیست و خداوند از تو بَدَش می‌آید،

 

و هرکس، همراهِ کسی است که دوستش دارد.»

__________________________ 

* دقت کنیم که از میان اقوام، دوستان، آشنایان، مسئولین، مشاهیر و...، کدام‌ها را دوست داریم و از کدام‌ها بَدِمان می‌آید؟

آیا کسانی را دوست داریم که فرمان‌بردار خداوند هستند، یا کسانی را که از فرمانش سر می‌پیچند؟

ملاک‌مان برای «دوست‌داشتن» و «دوست‌نداشتن» دیگران چیست؟

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ مهر ۹۴ ، ۲۳:۱۸
ابوالفضل رهبر

 

...عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع‏ فِی قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَى «وَ ما یُؤْمِنُ أَکْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَ هُمْ مُشْرِکُونَ‏» قَالَ:

«هُوَ قَوْلُ الرَّجُلِ لَوْ لَا فُلَانٌ لَهَلَکْتُ وَ لَوْ لَا فُلَانٌ لَمَا أَصَبْتُ کَذَا وَ کَذَا وَ لَوْ لَا فُلَانٌ لَضَاعَ عِیَالِی أَ لَا تَرَى أَنَّهُ قَدْ جَعَلَ لِلَّهِ شَرِیکاً فِی مُلْکِهِ یَرْزُقُهُ وَ یَدْفَعُ عَنْهُ»

قُلْتُ: فَیَقُولُ لَوْ لَا أَنَّ اللَّهَ مَنَّ عَلَیَّ بِفُلَانٍ لَهَلَکْتُ؟ قَالَ:

«نَعَمْ لَا بَأْسَ بِهَذَا وَ نَحْوِهِ.»

 [عدة الداعی و نجاح الساعی، ص99]

 

از امام صادق، علیه‌السلام، نقل شده‌است که راجع به این سخن خداوند، تبارک‌وتعالی؛

«و بیش‌تر آنان(مردم) به خداوند ایمان نمی‌آورند، مگر آن‌که در همین حال (که ظاهراً ایمان آورده‌اند)، مشرک‌اند»[1]، فرمودند:

«این، حرف کسی است که (می‌گوید:)

"اگر فلانی نبود، هلاک شده‌بودم."

و "اگر فلانی نبود، فلان‌چیز و بهمان‌چیز به من نمی‌رسید."

و "اگر فلانی نبود، عیالم[2] تباه شده‌بود."

آیا نمی‌بینی برای خدا، در مُلکش، شریکی قرار داده است که به او روزی می‌رساند و (ناملایمات را) از او دفع می‌کند؟!»

 

راوی می‌گوید عرض کردم:

پس (درستش این است که) بگوید: اگر چنین نبود که خداوند به‌وسیله فلانی بر من منت بگذارد، هلاک شده‌بودم؟

 

حضرت فرمودند:

«بله، در آن(چه گفتی) و مانند آن، اشکالی نیست.»

_____________________________

[1] یوسف: 106.

[2] عیال: افراد تحت تکفل و سرپرستی.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ مهر ۹۴ ، ۲۳:۱۱
ابوالفضل رهبر

 

...عَنْ مُعَلَّى بْنِ خُنَیْسٍ قَالَ:سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ‏:إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى یَقُولُ:

«مَنْ أَهَانَ لِی وَلِیّاً فَقَدْ أَرْصَدَ لِمُحَارَبَتِی وَ أَنَا أَسْرَعُ شَیْ‏ءٍ إِلَى نُصْرَةِ أَوْلِیَائِی»

 [الکافی، ج‏2، ص351]

 

معلى بن خنیس گوید: از امام صادق، علیه‌السلام، شنیدم که فرمود:

«به‌راستی که خداى، تبارک و تعالى، می‌فرماید:

هرکه به یک «دوست» من «اهانت»[1] کند، برای جنگ با من کمین کرده است،

و من به یارى دوستانم از هر چیزی شتابان‌ترم.»

________________________

[1]  «اهانت» را چنین معنا کرده‌اند: خوار و ذلیل کردن، تحقیر نمودن، مسخره کردن، ناسزا گفتن، رسوا نمودن، بی اهمیت جلوه دادن، سبک کردن، ناتوان و ضعیف نمودن،...

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ مهر ۹۴ ، ۲۳:۰۱
ابوالفضل رهبر

 

...عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:

«قَالَ لُقْمَانُ لِابْنِهِ:

یَا بُنَیَّ إِنْ کُنْتَ زَعَمْتَ أَنَّ الْکَلَامَ مِنْ فِضَّةٍ فَإِنَّ السُّکُوتَ مِنْ ذَهَبٍ.»

 [الکافی، ج‏2، ص114]

 

از امام صادق، علیه‌السلام، نقل شده است که فرمودند:

«لقمان به پسرش گفت:

پسرکم! اگر گمان می‌کنی که "سخن" از نقره است، پس به‌راستی که "سکوت" از طلاست.»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ مهر ۹۴ ، ۲۲:۵۷
ابوالفضل رهبر

 

عَنْ أَبِی حَمْزَةَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع یَقُولُ‏

«إِنَّمَا شِیعَتُنَا الْخُرْسُ.»‏ [1]

 [الکافی، ج‏2، ص113]

 

از ابوحمزه ثمالی نقل شده است که گفت:

از امام باقر، علیه‌السلام، شنیدم که فرمودند:

 

«به‌راستی که شیعیان ما بی‌حرف اند.» [2]

_____________________________

[1] الخرس فی اللسان، و هو ذهاب النطق؛ معجم مقاییس اللغة، ص291.

[2] علامه مجلسی در مرآةالعقول در مورد این حدیث دو برداشت دارند؛ «یعنی حرف لغو و باطلی نمی‌زنند و چیزی را که نمی‌دانند نمی‌گویند. و در مقام تقیه نیز، از ترسِ به خطر افتادن جانِ امامان‌شان، خودشان و برادران‌شان، حرفی نمی‌زنند.»؛ مرآةالعقول‌فی‌شرح‌أخبارآل‌الرسول، ج‏8، ص211.

* ممکن است با توجه به شخصیت راوی (ابوحمزه ثمالی؛ که از اصحاب سرّ اهل بیت، علیهم‌السلام، بوده است) معنای دوم (تقیه) محتمَل‌تر باشد.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ مهر ۹۴ ، ۲۳:۵۰
ابوالفضل رهبر

 

...عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:

«قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص:‏ عَلَیْکُمْ‏ بِالْعَفْوِ فَإِنَ‏ الْعَفْوَ لَا یَزِیدُ الْعَبْدَ إِلَّا عِزّاً فَتَعَافَوْا یُعِزَّکُمُ اللَّهُ.»

 [الکافی، ج‏2، ص108]

 

از امام صادق، علیه‌السلام، نقل شده است که از رسول خدا،صلی‌الله‌علیه‌وآله، نقل فرمودند:

 

«بر شما باد عفو کردن*، که جُز "عزّت" بر بنده نمی‌افزاید. پس هم‌دیگر را عفو کنید تا خداوند شما را عزیز گرداند.»

____________________________

* عفو: رها نمودنِ (خطاکار) و عقوبت نکردنِ او ؛ معجم مقاییس اللغة، ص642.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ مهر ۹۴ ، ۲۳:۴۵
ابوالفضل رهبر

 

از مواعظ امام کاظم، علیه‌السلام، به هشام بن حکم:

«یَا هِشَامُ‏ تَمَثَّلَتِ الدُّنْیَا لِلْمَسِیحِ ع فِی صُورَةِ امْرَأَةٍ زَرْقَاءَ فَقَالَ لَهَا کَمْ تَزَوَّجْتِ فَقَالَتْ کَثِیراً قَالَ فَکُلٌّ طَلَّقَکِ قَالَتْ لَا بَلْ کُلًّا قَتَلْتُ قَالَ الْمَسِیحُ ع فَوَیْحُ لِأَزْوَاجِکِ الْبَاقِینَ کَیْفَ لَا یَعْتَبِرُونَ بِالْمَاضِینَ‏»

 [تحف العقول، ص396]

 

«ای هشام!

دنیا به صورت زنی چشم‌آبی برای مسیح(ع) مجسّم شد.

به او فرمود: چند بار شوهر کرده‌ای؟

گفت: بسیار.

فرمود: همه‌شان طلاقت دادند؟

گفت: نه‌خیر، همه‌شان را کُشتم!

مسیح(ع) فرمود: پس وای بر شوهران باقی مانده‌ات، چگونه از (سرنوشت) قبلی‌ها عبرت نمی‌گیرند؟!»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ مهر ۹۴ ، ۲۳:۴۱
ابوالفضل رهبر