دستوار

در دست عهد دولت او دستوار باد...

دستوار

در دست عهد دولت او دستوار باد...

دستوار

بی قرار ...
راهی ...

طبقه بندی موضوعی

۱۹ مطلب در تیر ۱۳۹۶ ثبت شده است

 

معمولاً این حدیث را شنیده‌ایم که «کونوا لنا زیناً و لا تکونوا علینا شیناً»؛ «زینت ما باشید، نه مایه ننگمان».

اما ادامه حدیث را کمتر شنیده‌ایم که چگونه می‌توانیم چنین باشیم؟

 

...قَالَ سُلَیمَانُ بْنُ مِهْرَانَ: دَخَلْتُ عَلَی الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع وَ عِنْدَهُ نَفَرٌ مِنَ الشِّیعَةِ فَسَمِعْتُهُ وَ هُوَ یقُولُ:

«مَعَاشِرَ الشِّیعَةِ کونُوا لَنَا زَیناً وَ لَا تَکونُوا عَلَینَا شَیناً قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً احْفَظُوا أَلْسِنَتَکمْ وَ کفُّوهَا عَنِ الْفُضُولِ وَ قَبِیحِ الْقَوْلِ.»

 الأمالی(للصدوق)، ص۴۰۰

 

سلیمان‌بن‌مهران گوید: خدمت امام صادق جعفربن‌‌محمد (علیه‌السلام) رسیدم. جمعی از شیعیان نزدشان بودند. شنیدم که می‌فرمودند:

«ای گروه شیعه! زینت ما باشید و موجب زشتیِ ما نباشید؛

با مردم زیبا سخن بگویید. مراقب زبان‌هایتان باشید و آن‌ها را از زیاده‌گویی و سخن زشت باز دارید.»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ تیر ۹۶ ، ۰۱:۱۵
ابوالفضل رهبر

 

...عَنْ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ ع قَالَ:

«الْمُؤْمِنُ‏... لَا یَعْمَلُ شَیْئاً مِنَ الْخَیْرِ رِیَاءً وَ لَا یَتْرُکُهُ حَیَاءً.»

 الکافی، ج‏۲، ص۲۳۱

 

ابوحمزه‌ثمالی از امام سجاد (علیه‌السلام) نقل کرده‌است:

«مؤمن... هیچ کار خیری را نه از روی ریاء انجام می‌دهد و نه به‌خاطر حیاء ترک می‌کند.»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ تیر ۹۶ ، ۰۱:۱۱
ابوالفضل رهبر

 

روی عن الإمام الباقر ع فی وصیته لجابر بن یزید الجعفی أنّه قال:

«یَا جَابِرُ... اعْلَمْ بِأَنَّکَ لَا تَکُونُ لَنَا وَلِیّاً حَتَّى لَوِ اجْتَمَعَ عَلَیْکَ أَهْلُ مِصْرِکَ وَ قَالُوا إِنَّکَ رَجُلُ سَوْءٍ لَمْ یَحْزُنْکَ ذَلِکَ وَ لَوْ قَالُوا إِنَّکَ رَجُلٌ صَالِحٌ لَمْ یَسُرَّکَ ذَلِکَ وَ لَکِنِ اعْرِضْ نَفْسَکَ عَلَى کِتَابِ اللَّهِ فَإِنْ کُنْتَ سَالِکاً سَبِیلَهُ زَاهِداً فِی تَزْهِیدِهِ رَاغِباً فِی تَرْغِیبِهِ خَائِفاً مِنْ تَخْوِیفِهِ فَاثْبُتْ وَ أَبْشِرْ فَإِنَّهُ لَا یَضُرُّکَ مَا قِیلَ فِیکَ وَ إِنْ کُنْتَ مُبَایِناً لِلْقُرْآنِ فَمَا ذَا الَّذِی یَغُرُّکَ مِنْ نَفْسِکَ.»

 تحف العقول، ص۲۸۴

 

از امام باقر (علیه‌السلام) نقل شده‌است که در وصیتشان به جابربن‌یزیدجُعفی فرمودند:

«ای جابر!... بدان که تو ولیّ(دوستِ) ما نخواهی بود، مگر این‌که اگر اهالی شَهرت علیه تو هم‌داستان شوند و بگویند تو مرد بدی هستی، این (حرفشان) تو را اندوهگین نسازد و اگر گفتند تو مرد خوبی هستی، این (حرفشان) تو را شادمان نگرداند.

بلکه خودت را بر کتاب خدا (قرآن) عرضه کن؛

اگر راه آن را می‌روی، به آن‌چه بازمی‌دارد، بی‌رغبتی، به آن‌چه فرامی‌خواند، رغبت داری و از آن‌چه از آن می‌ترساند، می‌ترسی، (دراین‌صورت) خیالت راحت باشد و خوش‌حال باش که هرچه درباره‌ات می‌گویند، ضرری به تو نمی‌رساند.

اما اگر از قرآن جدا بودی، پس چرا فریب نفست را بخوری؟!»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ تیر ۹۶ ، ۰۱:۱۰
ابوالفضل رهبر

 

...عَنْ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ ع قَالَ:

«الْمُؤْمِنُ‏... إِنْ زُکِّیَ خَافَ مِمَّا یَقُولُونَ وَ یَسْتَغْفِرُ اللَّهَ لِمَا لَا یَعْلَمُونَ لَا یَغُرُّهُ قَوْلُ مَنْ جَهِلَهُ وَ یَخَافُ إِحْصَاءَ مَا عَمِلَهُ.»

 الکافی، ج‏۲، ص۲۳۱

 

ابوحمزه‌ثمالی از امام سجاد (علیه‌السلام) نقل کرده‌است:

«مؤمن... اگر به‌نیکی از او تعریف شود؛

از آن‌چه می‌گویند می‌ترسد،

به‌خاطر بدی‌هایی که (دیگران از او) نمی‌دانند، از خداوند آمرزش می‌طلبد،

گفته‌ی کسانی که او را نمی‌شناسند، فریبش نمی‌دهد

و از برشمردن اعمالش (در دنیا یا آخرت) می‌ترسد.»

 

 

از امیر مؤمنان (علیه‌السلام) نیز نقل شده‌است که وقتی عده‌ای ایشان را در حضورشان ستایش کردند، فرمودند:

«اللَّهُمَّ إِنَّکَ أَعْلَمُ بِی مِنْ نَفْسِی وَ أَنَا أَعْلَمُ بِنَفْسِی مِنْهُمْ اللَّهُمَّ [اجْعَلْنِی‏] اجْعَلْنَا خَیْراً مِمَّا یَظُنُّونَ وَ اغْفِرْ لَنَا مَا لَا یَعْلَمُونَ.»

 نهج البلاغة، ص۴۸۵، الحکمة۱۰۰

 

«خداوندا، تو مرا بهتر از خودم می‌شناسی و من خود را بهتر از آنان می‌شناسم.

خداوندا، ما را بهتر از آن‌چه آنان می‌پندارند، بگردان و آن‌چه را که درباره ما نمی‌دانند، بر ما ببخشای.»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ تیر ۹۶ ، ۰۱:۰۷
ابوالفضل رهبر

 

رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) در اواخر سال هشتم هجری از همسرشان «ماریه قبطیه» (که از طرف حاکم قبط[1] به ایشان اهداء شده بود) صاحب فرزندی به نام ابراهیم شدند. در این هنگام، یکی دیگر از همسرانشان، ماریه را به کاری زشت متهم کرد.[2] در تفسیر علی‌بن‌ابراهیم‌قمی، ماجرا از زبان امام صادق (علیه‌السلام) چنین نقل شده است:

 

...و قوله: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِنْ جاءَکُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَیَّنُوا أَنْ تُصیبُوا قَوْماً بِجَهالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلى‏ ما فَعَلْتُمْ نادِمینَ» [فإنها نزلت فی ماریة القبطیة أم إبراهیم ع] «وَ کَانَ‏ سَبَبُ‏ ذَلِکَ‏ أَنَ‏ عَائِشَةَ قَالَتْ‏ لِرَسُولِ اللَّهِ ص إِنَّ إِبْرَاهِیمَ لَیْسَ هُوَ مِنْکَ وَ إِنَّمَا هُوَ مِنْ جَرِیحٍ الْقِبْطِیِّ فَإِنَّهُ یَدْخُلُ إِلَیْهَا فِی کُلِّ یَوْمٍ، فَغَضِبَ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ قَالَ لِأَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع: خُذِ السَّیْفَ وَ أْتِنِی بِرَأْسِ جَرِیحٍ فَأَخَذَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع السَّیْفَ ثُمَّ قَالَ: بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی یَا رَسُولَ اللَّهِ إِنَّکَ إِذَا بَعَثْتَنِی فِی أَمْرٍ أَکُونُ فِیهِ کَالسَّفُّودِ الْمُحْمَاةِ فِی الْوَبَرِ فَکَیْفَ تَأْمُرُنِی أَثْبُتُ فِیهِ أَوْ أَمْضِی عَلَى ذَلِکَ فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ ص: بَلْ تَثَبَّتْ، فَجَاءَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع إِلَى مَشْرَبَةِ أُمِّ إِبْرَاهِیمَ فَتَسَلَّقَ عَلَیْهَا فَلَمَّا نَظَرَ إِلَیْهِ جَرِیحٌ هَرَبَ مِنْهُ وَ صَعِدَ النَّخْلَةَ فَدَنَا مِنْهُ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع وَ قَالَ لَهُ انْزِلْ، فَقَالَ لَهُ یَا عَلِیُّ! اتَّقِ اللَّهَ مَا هَاهُنَا أُنَاسٌ، إِنِّی مَجْبُوبٌ ثُمَّ کَشَفَ عَنْ عَوْرَتِهِ، فَإِذَا هُوَ مَجْبُوبٌ، فَأَتَى بِهِ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ ص فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ ص: مَا شَأْنُکَ یَا جَرِیحُ! فَقَالَ: یَا رَسُولَ اللَّهِ إِنَّ الْقِبْطَ یَجُبُّونَ حَشَمَهُمْ وَ مَنْ یَدْخُلُ إِلَى أَهْلِیهِمْ وَ الْقِبْطِیُّونَ لَا یَأْنَسُونَ إِلَّا بِالْقِبْطِیِّینَ فَبَعَثَنِی أَبُوهَا لِأَدْخُلَ إِلَیْهَا وَ أَخْدُمَهَا وَ أُونِسَهَا- فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِنْ جاءَکُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ» الْآیَة.»

 تفسیر القمی، ج‏۲، ص۳۱۸

 

عایشه به رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) گفت: ابراهیم فرزند تو نیست، بلکه فرزند جریح قبطی است. او هرروز نزد ماریه می‌رود.

رسول خدا خشمگین شدند و به امیر مؤمنان (علیهماالسلام) فرمودند: «این شمشیر را بگیر و سر جریح را برایم بیاور.»

امیر مؤمنان شمشیر را گرفتند و فرمودند: «پدر و مادرم به فدایتان، ای رسول خدا. شما اگر مرا دنبال کاری بفرستید، سخت و سریع عمل می‌کنم. دستورتان چه‌گونه است؛ آیا (تحقیق کنم و) وقتی برایم ثابت شد، اقدام کنم یا (بدون تحقیق) کار را به سرانجام رسانم؟»

رسول خدا فرمودند: (تحقیق کن تا) برایت ثابت شود.

امیر مؤمنان به مکان سرسبزی که مادر ابراهیم (ماریه) آن‌جا بود، رفتند و خود را از دیوار بالا کشیدند.

وقتی جریح ایشان را دید، (از ترس) پا به فرار گذاشت و از درخت نخلی بالا رفت.

امیر مؤمنان نزدیک او رفتند و به او گفتند: «پایین بیا.»

جریح به حضرت عرض کرد: ای علی، از خدا بترس، این‌جا کسی نیست، من اخته‌ام. سپس عورتش را آشکار نمود و مشخص شد که او اخته است.

امیر مؤمنان او را نزد رسول خدا بردند.

رسول خدا به او فرمودند: «وضعیتت چطور است، ای جریح؟»

جریح عرض کرد: ای رسول خدا، قبطی‌ها خدمت‌کارانشان و کسانی که در میان خانواده‌شان رفت‌وآمد دارند را اخته می‌کنند. قبطی‌ها فقط با قبطی‌ها انس می‌گیرند. به‌همین‌خاطر، پدر ماریه مرا فرستاد تا نزد او روم، به او خدمت کنم و با او انس گیرم.

در این هنگام، این آیه نازل شد: «ای کسانی که ایمان آورده‌اید، اگر فاسقی به شما خبری داد، تحقیق کنید تا گروهی را ناآگاهانه متهم نسازید و به خاطر کارتان پشیمان گردید.»[3]»

 

سؤال این است که چرا رسول خدا با آن‌که از بی‌پایه بودن این تهمت آگاه بودند، خشمگین شدند و دستور قتل متهم را صادر نمودند؟! این سؤال برای عبدالله‌بن‌بکیر، یکی از یاران امام صادق (علیه‌السلام) نیز پیش آمده‌است؛

 

...عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بُکَیْرٍ قَالَ‏ قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع: جُعِلْتُ فِدَاکَ کَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص أَمَرَ بِقَتْلِ الْقِبْطِیِّ وَ قَدْ عَلِمَ‏ أَنَّهَا قَدْ کَذَبَتْ‏ عَلَیْهِ‏، أَوْ لَمْ یَعْلَمْ وَ إِنَّمَا دَفَعَ اللَّهُ عَنِ الْقِبْطِیِّ الْقَتْلَ بِتَثَبُّتِ عَلِیٍّ ع فَقَالَ: «بَلَى قَدْ کَانَ وَ اللَّهِ أَعْلَمَ وَ لَوْ کَانَتْ عَزِیمَةً مِنْ رَسُولِ اللَّهِ ص الْقَتْلُ مَا رَجَعَ عَلِیٌّ ع حَتَّى یَقْتُلَهُ، وَ لَکِنْ إِنَّمَا فَعَلَ رَسُولُ اللَّهِ ص لِتَرْجِعَ عَنْ ذَنْبِهَا، فَمَا رَجَعَتْ وَ لَا اشْتَدَّ عَلَیْهَا قَتْلُ رَجُلٍ مُسْلِمٍ بِکَذِبِهَا.»

 تفسیر القمی، ج‏۲، ص۳۱۹

 

عبدالله‌بن‌بکیر گوید به امام صادق (علیه‌السلام) عرض کردم: فدایتان شوم، رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) دستور به قتل آن مرد قبطی دادند، با آن‌که حتماً می‌دانستند عایشه به او دروغ بسته است! یا ایشان نمی‌دانستند و خداوند با تحقیقی که امام علی (علیه‌السلام) کردند، از کشته شدنِ مرد قبطی جلوگیری کرد؟

حضرت فرمودند:

«به خدا قسم، ایشان می‌دانستند و اگر دستور قاطع به قتل او می‌دادند، امام علی قبل از کشتن او بازنمی‌گشتند.

اما رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) این کار را کردند تا عایشه (بترسد و) از گناهش منصرف شود، اما برای او سخت نبود که یک مرد مسلمان با دروغ او کشته شود!»

 

پاورقیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[1] یکی از اقوام اصیل مصر که مسیحی بوده‌اند.

[2] خداوند در آیات ۱۱ الی ۲۰ سوره نور (که به آیات «اِفک» مشهور است)، به ماجرای این تهمت ناروا اشاره فرموده است.

[3] سوره حجرات، آیه۶.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ تیر ۹۶ ، ۰۱:۰۳
ابوالفضل رهبر

 

...عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ:

«لَمَّا أُسْرِیَ بِالنَّبِیِّ ص قَالَ: «یَا رَبِّ مَا حَالُ الْمُؤْمِنِ عِنْدَکَ»؟ قَالَ: «یَا مُحَمَّدُ! ...إِنَ‏ مِنْ‏ عِبَادِیَ‏ الْمُؤْمِنِینَ‏ مَنْ‏ لَا یُصْلِحُهُ إِلَّا الْغِنَى وَ لَوْ صَرَفْتُهُ إِلَى غَیْرِ ذَلِکَ لَهَلَکَ وَ إِنَ‏ مِنْ‏ عِبَادِیَ‏ الْمُؤْمِنِینَ‏ مَنْ‏ لَا یُصْلِحُهُ إِلَّا الْفَقْرُ وَ لَوْ صَرَفْتُهُ إِلَى غَیْرِ ذَلِکَ لَهَلَکَ...»»

 الکافی، ج‏۲، ص۳۵۲

 

از امام باقر (علیه‌السلام)‌ نقل شده‌است که فرمود:

«وقتی پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) به معراج بُرده‌شد، (به خداوند) عرض کرد:

«پروردگارا! جای‌گاه مؤمن نزد تو چگونه است؟»

(خداوند) فرمود:

«ای محمد! ...به‌راستی، بعضی بندگان مؤمنم را چیزی جز غنا(توان‌گری) اصلاح نمی‌کند و اگر آنان را به وضعی دیگر درآورم، هلاک خواهندشد

و به‌راستی، بعضی بندگان مؤمنم را چیزی جز فقر(تهی‌دستی) اصلاح نمی‌کند و اگر آنان را به وضعی دیگر درآورم،‌ هلاک خواهندشد...»»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ تیر ۹۶ ، ۰۰:۵۲
ابوالفضل رهبر

 

...عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:

«مَنْ‏ عَظُمَتْ‏ نِعْمَةُ اللَّهِ‏ عَلَیْهِ‏ اشْتَدَّتْ‏ مَئُونَةُ النَّاسِ عَلَیْهِ فَاسْتَدِیمُوا النِّعْمَةَ بِاحْتِمَالِ الْمَئُونَةِ وَ لَا تُعَرِّضُوهَا لِلزَّوَالِ فَقَلَّ مَنْ زَالَتْ عَنْهُ النِّعْمَةُ فَکَادَتْ أَنْ تَعُودَ إِلَیْهِ.»

 الکافی، ج۴، ص۳۷

 

از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده‌است که فرمودند:

«هرکس نعمت خداوند بر او فراوان گردد، هزینه مردم بر دوشش سنگین‌تر می‌شود.

پس با به‌عهده‌گرفتن این هزینه، نعمت را (برای خود) پایدار کنید و (با بی‌توجهی به نداری‌های دیگران) باعث نشوید نعمت کم‌کم از بین برود؛

زیرا کم پیش می‌آید که نعمت از نزد کسی برود و زود به او بازگردد.»

 

پانوشتـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

نعمت‌های خداوند به دارایی‌های مادی محدود نمی‌شوند؛ عقل، علم، هوش، استعدادهای گوناگون، جایگاه اجتماعی و خانوادگی و... از نعمت‌های خداوند هستند که برای پایداری‌شان، باید از آن‌ها برای رفع مشکلات دیگران بهره گرفت.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ تیر ۹۶ ، ۰۰:۴۹
ابوالفضل رهبر

 

سال‌ها پیش، وقتی جوانی بودم نوزده‌بیست‌ساله، در یکی از دانشگاه‌های اصفهان درس می‌خواندم و دوشنبه‌شب‌ها از سیل ناهنجاری‌های محیط تحصیل، به دامان بلند و پرمهر و بابرکت آیت دوست‌داشتنی خدا، ناصری دولت‌آبادی پناه می‌بردم؛ مسجد کمرزرین، حوزه‌علمیه‌ولی‌عصر(عجل‌الله‌فرجه)، طلبه‌های باصفای درچه‌ای و...

 

یکی از توصیه‌های راه‌گشا و به‌یادماندنی حضرت استاد، این بود که:

«وقتی چشمتان به نامحرم می‌افتد،

به آسمان نگاه کنید و عظمت خدا را ببینید

یا به زمین نگاه کنید و حقارت خودتان را...»

عمرش دراز باد که از چشمه معارف اهل‌بیت (علیهم‌السلام) می‌نوشید و می‌نوشاند؛

 

قالَ الصَّادِقُ ع‏:

«مَنْ‏ نَظَرَ إِلَى‏ امْرَأَةٍ فَرَفَعَ‏ بَصَرَهُ‏ إِلَى السَّمَاءِ أَوْ غَمَّضَ بَصَرَهُ لَمْ یَرْتَدَّ إِلَیْهِ بَصَرُهُ حَتَّى یُزَوِّجَهُ اللَّهُ مِنَ الْحُورِ الْعِینِ.»

 من لا یحضره الفقیه، ج‏۳، ص۴۷۳

 

امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند:

«کسی که نگاهش به زنی (نامحرم) بیفتد و چشمش را به آسمان بلند کند یا پایین اندازد، پیش از آن‌که چشمش (به جای خود) برگردد، خداوند او را به ازدواج حورالعینی درخواهدآورد.»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ تیر ۹۶ ، ۰۰:۴۶
ابوالفضل رهبر

 

زیْدٌ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عَلَیْهِ السَّلَامُ یَقُولُ:

«...إِیَّاکُمْ أَنْ تَمُدُّوا أَطْرَافَکُمْ إِلَى مَا فِی أَیْدِی أَبْنَاءِ الدُّنْیَا؛ فَمَنْ‏ مَدَّ طَرْفَهُ‏ إِلَى‏ ذَلِکَ‏، طَالَ حُزْنُهُ، وَ لَمْ یُشْفَ غَیْظُهُ، وَ اسْتُصْغِرَ نِعَمُ اللَّهِ عِنْدَهُ، فَیَقِلُّ شُکْرُهُ لِلَّهِ. وَ انْظُرْ إِلَى مَنْ هُوَ دُونَکَ، فَتَکُونَ لِأَنْعُمِ اللَّهِ شَاکِراً وَ لِمَزِیدِهِ مُسْتَوْجِباً، وَ لِجُودِهِ سَاکِناً.»

 الأصول الستة عشر، ص۲۰۹

 

زید نَرسی گوید: از امام صادق (علیه‌السلام) شنیدم که می‌فرمودند:

«بپرهیزید از این‌که گوشه‌چشمی به آن‌چه در دستان اهل‌دنیاست، بیندازید؛

زیرا کسی که گوشه‌چشمی به آن بیندازد، اندوهش طولانی می‌شود، خشم(ناراحتی)اش فرونمی‌نشیند، نعمت‌های خداوند را که نزدش است، کوچک می‌شمارد، درنتیجه شکرش نسبت به خداوند کم خواهدشد.

به کسی که (وضعیت مالی‌اش) پایین‌تر از خودت است، نگاه کن؛

دراین‌صورت شکرگزار نعمت‌های خداوند خواهی‌بود، مستوجب نعمت بیشترش می‌گردی و مشمول بخشندگی‌اش خواهی‌شد.»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ تیر ۹۶ ، ۰۰:۴۳
ابوالفضل رهبر

 

...عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سُلَیْمَانَ الدَّیْلَمِیِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ إِنَّ شِیعَتَکَ تَقُولُ إِنَّ الْإِیمَانَ مُسْتَقَرُّ وَ مُسْتَوْدَعٌ‏ فَعَلِّمْنِی شَیْئاً إِذَا أَنَا قُلْتُهُ اسْتَکْمَلْتُ الْإِیمَانَ.

قالَ: «قُلْ فِی دُبُرِ کُلِّ صَلَاةٍ فَرِیضَةٍ «رَضِیتُ بِاللَّهِ رَبّاً وَ بِمُحَمَّدٍ نَبِیّاً وَ بِالْإِسْلَامِ دِیناً وَ بِالْقُرْآنِ کِتَاباً وَ بِالْکَعْبَةِ قِبْلَةً وَ بِعَلِیٍّ وَلِیّاً وَ إِمَاماً وَ بِالْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ وَ الْأَئِمَّةِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِمْ اللَّهُمَ‏ إِنِّی‏ رَضِیتُ‏ بِهِمْ‏ أَئِمَّةً فَارْضَنِی لَهُمْ‏ إِنَّکَ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ.»»
 تهذیب الأحکام، ج‏2، ص109

 

محمدبن‌سلیمان‌دیلمی گوید: به امام صادق (علیه‌السلام) عرض کردم:

فدایتان شوم، شیعیانتان می‌گویند ایمان (دو گونه است؛) مستقر (پایدار) و مستودع (ناپایدار). چیزی به من بیاموزید که با گفتنش، ایمانم را کامل کنم.

حضرت فرمودند:
«بعد از هر نماز واجبی بگو:

«رَضِیتُ بِاللَّهِ رَبّاً
از خداوند، به‌عنوان پروردگار، خشنودم

و بِمُحَمَّدٍ نَبِیّاً
و از حضرت محمد (ص)، به‌عنوان پیامبر، خشنودم)

و بِالْإِسْلَامِ دِیناً
و از اسلام، به‌عنوان دین، خشنودم)

و بِالْقُرْآنِ کِتَاباً
و از قرآن، به‌عنوان کتاب (آسمانی)، خشنودم)

و بِالْکَعْبَةِ قِبْلَةً
و از کعبه، به‌عنوان قبله، خشنودم)

و بِعَلِیٍّ وَلِیّاً وَ إِمَاماً
و از حضرت علی (ع)، به‌عنوان ولی و امام، خشنودم)

و بِالْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ وَ الْأَئِمَّةِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِمْ
و از امام حسن و امام حسین و (دیگر) امامان (درود خداوند بر آنان باد))

اللَّهُمَ‏ إِنِّی‏ رَضِیتُ‏ بِهِمْ‏ أَئِمَّةً
خداوندا، به‌راستی که من از آنان، به‌عنوان امام، خشنودم

فارْضَنِی لَهُمْ‏
پس تو نیز به‌خاطر آنان از من خشنود باش

إنَّکَ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ.
به‌حق که تو بر هرچیزی توانایی».»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ تیر ۹۶ ، ۰۰:۴۰
ابوالفضل رهبر