دستوار

در دست عهد دولت او دستوار باد...

دستوار

در دست عهد دولت او دستوار باد...

دستوار

بی قرار ...
راهی ...

طبقه بندی موضوعی

۴۶ مطلب با موضوع «عقیده» ثبت شده است

 

گاهی انسان با مطالعه برخی ادعیه و مناجات‌های اهل‌بیت (علیهم‌السلام) مشاهده می‌کند که ایشان علاوه بر این‌که شکرکننده و حمدکننده پروردگارشان هستند، اما از طرفی تضرّع‌های عجیب و غریبی به درگاه خداوند دارند و از آتش و عذاب پروردگار به شدت اظهار ترس و نگرانی می‌کنند.

آیا ایشان – نعوذ بالله – قصورات و تقصیراتی دارند؟ آیا تعارف و شکسته‌نفسی می‌کنند؟ آیا می‌خواهند به این ترتیب به ما آموزش دهند که چگونه با پروردگارمان مناجات کنیم؟

داستان چیست؟

 

...عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی نَصْرٍ قَالَ: ذَکَرْتُ لِلرِّضَا ع شَیْئاً فَقَالَ: «اصْبِرْ فَإِنِّی أَرْجُو أَنْ یَصْنَعَ اللَّهُ لَکَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ.» ثُمَّ قَالَ: «فَوَ اللَّهِ مَا أَخَّرَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِ مِنْ هَذِهِ الدُّنْیَا خَیْرٌ لَهُ مِمَّا عَجَّلَ لَهُ فِیهَا.» ثُمَّ صَغَّرَ الدُّنْیَا وَ قَالَ: «أَیُّ شَیْ‏ءٍ هِیَ؟» ثُمَّ قَالَ: «إِنَّ صَاحِبَ‏ النِّعْمَةِ عَلَى‏ خَطَرٍ إِنَّهُ یَجِبُ عَلَیْهِ حُقُوقُ اللَّهِ فِیهَا وَ اللَّهِ إِنَّهُ لَتَکُونُ عَلَیَّ النِّعَمُ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَمَا أَزَالُ مِنْهَا عَلَى وَجَلٍ وَ حَرَّکَ یَدَهُ حَتَّى أَخْرُجَ مِنَ الْحُقُوقِ الَّتِی تَجِبُ لِلَّهِ عَلَیَّ فِیهَا.» فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ أَنْتَ فِی قَدْرِکَ تَخَافُ هَذَا؟! قَالَ: «نَعَمْ فَأَحْمَدُ رَبِّی عَلَى مَا مَنَّ بِهِ عَلَیَّ.»

 الکافی، ج‏۳، ص۵۰۲

 

 

از بزنطی نقل شده است که گفت:

به امام رضا (علیه‌السلام) چیزی (از مشکلاتم) عرض کردم.

حضرت فرمودند:

«صبوری کن! من امیدوارم خداوند کارت را درست کند، إن‌شاءالله.»

سپس فرمودند:

«آن امور مؤمن که خداوند در دنیا به تأخیر می‌اندازد (تا در آخرت برایش جبران کند)، برای او بهتر است از آن‌چه در همین دنیا اجابت می‌کند.»

بعد حضرت دنیا را کوچک شمردند و فرمودند:

«مگر این دنیا چیست؟»

آن‌گاه فرمودند:

«به‌راستی کسی که نعمتی دارد، در معرض خطر است؛ چراکه حقوق خداوند به‌خاطر نعمتی که به او داده، بر او واجب می‌گردد.

به خدا قسم، نعمت‌هایی از جانب خداوند (عزّوجلّ) بر من ارزانی شده که من همواره در نگرانی هستم – (در این حین) حضرت دستشان را (به نشانه ترس) تکان می‌دادند – (این نگرانی ادامه دارد) تا زمانی که حقوقی که به‌واسطه نعمت‌های الهی بر من واجب است، از گردنم ساقط شود.»

بزنطی گوید: عرض کردم:

فدایتان شوم! شما با این قدر و منزلت، چنین می‌ترسید؟!

حضرت فرمودند:

«بله و من (البته) پروردگارم را به‌خاطر منتی که بر من نهاده است، حمد می‌کنم.»

 

پانوشتــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

خداوند نعمت‌هایش را به طور مساوی میان بندگانش تقسیم نمی‌کند. به‌همین‌خاطر توقعی که در قبال این نعمت‌ها از بندگانش دارد و مسؤولیتی که بندگانش در قبال نعمت‌ها دارند، مساوی نیست.

هرکه نعمت بیشتری دارد، مسؤولیتش بیشتر است؛ یعنی باید پاسخ‌گو باشد از این نعمت‌ها چگونه استفاده کرده است و چه‌قدر بهره برده است.

وقتی پدری به یک پسرش ده‌میلیون و به پسر دیگرش صدمیلیون پول دهد تا یک سال با این سرمایه کار کنند و سود کسب کنند، مسلماً در آخر سال از کسی که سرمایه بیشتری داشته، توقع سود بیشتری دارد، تا کسی که سرمایه‌اش کمتر بوده.

اهل‌بیت (علیهم‌السلام) که دارایی‌شان بیش از بقیه است، مسؤولیتشان نیز در قبال این دارایی‌ها بیش از دیگران است.

به این توضیح، ترس فوق‌العاده ایشان از خداوند، گریه‌ها و تضرع‌هایشان به درگاه الهی و نیز شکر و حمد و ثنای فوق‌العاده‌شان نسبت به پروردگار، معنا می‌یابد.

مسلّم است؛ این حضرات که بندگان برگزیده پروردگار هستند، از تقصیرات و قصورات دور هستند، اما چون مانند همه انسان‌ها اختیار دارند و در معرض خطا هستند، همواره در این نگرانی قرار دارند.

اساساً اگر با این نگرانی‌ها همراه نباشند، شاید می‌شد به معصوم بودنشان شک کرد!

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ خرداد ۹۷ ، ۱۳:۱۱
ابوالفضل رهبر

 

...عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:

«ذُکِرَتِ‏ التَّقِیَّةُ یَوْماً عِنْدَ عَلِیِ‏ بْنِ‏ الْحُسَیْنِ‏ ع. فَقَالَ: «وَ اللَّهِ لَوْ عَلِمَ أَبُو ذَرٍّ مَا فِی قَلْبِ سَلْمَانَ لَقَتَلَهُ وَ لَقَدْ آخَى رَسُولُ اللَّهِ ص بَیْنَهُمَا فَمَا ظَنُّکُمْ بِسَائِرِ الْخَلْقِ إِنَّ عِلْمَ الْعُلَمَاءِ صَعْبٌ مُسْتَصْعَبٌ لَا یَحْتَمِلُهُ إِلَّا نَبِیٌّ مُرْسَلٌ أَوْ مَلَکٌ مُقَرَّبٌ أَوْ عَبْدٌ مُؤْمِنٌ امْتَحَنَ اللَّهُ قَلْبَهُ لِلْإِیمَانِ.» فَقَالَ: «وَ إِنَّمَا صَارَ سَلْمَانُ مِنَ الْعُلَمَاءِ لِأَنَّهُ امْرُؤٌ مِنَّا أَهْلَ الْبَیْتِ فَلِذَلِکَ نَسَبْتُهُ إِلَى الْعُلَمَاءِ.»»

 الکافی، ج‏۱، ص۴۰۱

 

از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده است که فرمودند:

«نزد امام علی بن الحسین (علیهماالسلام) ذکری از «تقیه» به میان آمد.

ایشان فرمودند:

«به خدا قسم، اگر ابوذر آن‌چه در قلبِ سلمان بود را می‌دانست، او را می‌کشت. درحالی‌که رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) میان آن‌دو پیمان برادری برقرار کرده بود. پس از دیگر مخلوقات چه توقعی دارید؟![1]

به‌راستی‌که علمِ علماء[2]، «صعب»[3] و «مستصعب»[4] است. کسی تحملِ[5] این علم را ندارد، مگر نبی مرسل[6] یا فرشته‌ای مقرّب یا بنده‌ای مؤمن که خداوند قلبش را برای (رسیدن به کمالِ) ایمان امتحان[7] کرده باشد.»

آن‌گاه فرمودند:

«سلمان، جزءِ علماء شمرده شده است؛[8] چراکه او از ما اهل بیت بوده است.[9] به‌همین‌خاطر او را از «علماء» دانستم.»»

 

پاورقیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[1] یعنی: سلمان و ابوذر که از اصحاب بزرگ رسول خدا بودند و با هم برادر بودند نیز چنین بوده‌اند، چه رسد به بقیه!

[2] در روایات دیگر، در مورد «حدیث اهل بیت علیهم‌السلام» نیز چنین تعبیری به کار رفته است؛ به عنوان مثال: «إِنَّ حَدِیثَ آلِ مُحَمَّدٍ صَعْبٌ مُسْتَصْعَبٌ لَا یُؤْمِنُ بِهِ إِلَّا مَلَکٌ مُقَرَّبٌ أَوْ نَبِیٌّ مُرْسَلٌ أَوْ عَبْدٌ امْتَحَنَ اللَّهُ قَلْبَهُ لِلْإِیمَانِ...» (الکافی، ج۱، ص۴۰۱)

[3] یعنی: فهمیدنش سخت است. پس حواسمان باشد با دیدن یک حدیث، ادعای فهم آن را نکنیم و اگر احساس کردیم حدیثی با عقل خودمان یا با دانش امروز بشر جور در نمی‌آید، فوراً حکم به جعلی بودن آن نکنیم.

[4] یعنی: قبول کردن و انجامش دشوار است. چنان‌چه در طول قرن‌های گذشته تحمل کلام و دستور رسول خدا، امیر مؤمنان، امام حسن، امام حسین و سایر ائمه (علیهم‌السلام) نبود و ایشان یکی پس از دیگری مهجور ماندند و مسموم و مقتول شدند و آخرینشان نیز در پرده غیبت است تا شرایط حضور و حکم‌رانی‌شان مهیا گردد.

[5] پذیرش همراه با صبر و رضایت‌مندی.

[6] یعنی: پیامبری که دارای مقام رسالت نیز باشد. طبق حدیثی که از پیامبر نقل شده است، از میان ۱۲۴هزار پیامبر، تنها ۳۱۳نفر از آنان رسول نیز بوده‌اند. (معانی‌الاخبار، ص۳۳۳)

[7]‌ امتحان یعنی: کسی آن‌قدر تحت‌فشار قرار گیرد و سختی ببیند، تا با تحمّل این سختی‌ها و سخت‌کوشیِ خودش، ناخالصی‌هایش از بین برود و خالص گردد.

[8] توضیح حضرت به این خاطر است که در بسیاری از روایات، منظور از «علماء»، علمای کامل، یعنی «اهل‌بیت» (علیهم‌السلام) هستند.

[9] چراکه رسول خدا فرموده‌اند: «سَلْمَانُ مِنَّا أَهْلَ الْبَیْتِ.»؛ «سلمان از ما اهل بیت است.» (عیون‌أخبارالرضا، ج۲، ص۶۴)

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ اسفند ۹۶ ، ۱۳:۴۲
ابوالفضل رهبر

 

...عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ أَبِیهِ ع قَالَ:

«قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: یَا فَاطِمَةُ! أَ تَدْرِینَ لِمَ سُمِّیتِ فَاطِمَةَ؟ فَقَالَ عَلِیٌّ ع: یَا رَسُولَ اللَّهِ لِمَ سُمِّیَتْ؟ قَالَ: لِأَنَّهَا فُطِمَتْ هِیَ وَ شِیعَتُهَا مِنَ النَّارِ.»

 علل‌الشرائع، ج۱، ص۱۷۹

 

امام صادق از پدرشان امام باقر (علیهماالسلام) نقل می‌فرمایند:

«رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمودند:

ای فاطمه! آیا می‌دانی چرا فاطمه نامیده شده‌ای؟

امیر مؤمنان (که آن‌جا حضور داشته‌اند) فرمودند:

ای رسول خدا! چرا (به این نام) نامیده شده است؟

رسول خدا فرمودند:

چراکه او و شیعیانش[1] از آتش جدا شده‌اند.[2]»

 

پاورقیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[1] «شیعیانِ یک شخص»؛ یعنی کسانی که (اولاً) آن شخص را دوست دارند، (ثانیاً) از او پیروی می‌کنند و (ثالثاً) به او یاری می‌رسانند.

[2] «فِطام»؛ یعنی بچه را از شیر گرفتن و «فَطیم»؛ یعنی بچه‌ای که او را از شیر گرفته‌اند.

 

پانوشتـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

همان‌طور که جدا شدنِ کودک از شیر مادر (به‌خاطر اُنسی که با آن دارد،) دشوار و دردناک است، جدا شدن از آتشِ دنیاپرستی و هواخواهی نیز برای انسان دشوار خواهد بود.

اما چه می‌شود کرد؟! کسی که آن‌قدر بزرگ شده که فاطمه (سلام‌الله‌علیها) را مراد خود می‌داند و می‌خواهد از او پِی‌روی کند و یاری‌گرِ آرمانِ او باشد، تغذیه از مطامعِ دنیا دیگر کفاف راهش را نمی‌دهد.

همان‌طور که کودک وقتی دو ساله شد و به پاهایی قوی برای پیمودنِ راه‌های سخت نیاز داشت، باید از شیر مادر جدا می‌شد و با غذایی مناسب‌تر تغذیه می‌شد.

کاش ما نیز از پِی‌روان راهش باشیم.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ اسفند ۹۶ ، ۱۳:۲۷
ابوالفضل رهبر

 

...عَنْ سَالِمٍ مَوْلَى أَبَانٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ:

«مَا مِنْ طَیْرٍ یُصَادُ إِلَّا بِتَرْکِهِ التَّسْبِیحَ وَ مَا مِنْ مَالٍ یُصَابُ إِلَّا بِتَرْکِ الزَّکَاةِ.»

 الکافی، ج‏۳، ص۵۰۵

 

از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده است که فرمودند:

«هیچ پرنده‌ای نیست که صید شود، مگر به خاطر ترک تسبیحِ (خداوند)

و هیچ مالی نیست که دچار مصیبت شود، مگر به خاطر ترک زکات.»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ اسفند ۹۶ ، ۱۳:۰۸
ابوالفضل رهبر

 

امام صادق (علیه‌السلام) در ضمن حدیث طولانی‌ای که در چند جلسه، پیرامون آفرینش جهان و شگفتی‌ها و حکمت‌های آن، برای مفضّل‌بن‌عمر املاء کردند و مفضّل نیز آن را در کتابی به نام «التوحید» (معروف به «توحید مفضل») گرد آورده است، فرموده‌اند:

«...فَإِنْ قَالَ قَائِلٌ فَلِمَ صَارَتْ هَذِهِ الْأَرْضُ تُزَلْزَلُ قِیلَ لَهُ إِنَّ الزَّلْزَلَةَ وَ مَا أَشْبَهَهَا مَوْعِظَةٌ وَ تَرْهِیبٌ یُرَهَّبُ بِهَا النَّاسُ لِیَرْعَوُوا وَ یَنْزِعُوا عَنِ الْمَعَاصِی وَ کَذَلِکَ مَا یَنْزِلُ بِهِمْ مِنَ الْبَلَاءِ فِی أَبْدَانِهِمْ وَ أَمْوَالِهِمْ یَجْرِی فِی التَّدْبِیرِ عَلَى مَا فِیهِ صَلَاحُهُمْ وَ اسْتِقَامَتُهُمْ وَ یُدَّخَرُ لَهُمْ إِنْ صَلَحُوا مِنَ الثَّوَابِ وَ الْعِوَضِ فِی الْآخِرَةِ مَا لَا یَعْدِلُهُ شَیْ‏ءٌ مِنْ أُمُورِ الدُّنْیَا وَ رُبَّمَا عُجِّلَ ذَلِکَ فِی الدُّنْیَا إِذَا کَانَ ذَلِکَ فِی الدُّنْیَا صَلَاحاً لِلْعَامَّةِ وَ الْخَاصَّة.»

 توحید المفضل، ص۱۴۴

 

«اگر کسی بگوید:

"چرا این زمین می‌لرزد؟"،

به او گفته می‌شود:

«به‌راستی که زلزله و (بلاهای) شبیه آن، پند و هشداری است که مردم با آن ترسانده می‌شوند تا مراقب باشند و از نافرمانی‌ها دست بکشند.

همچنین بلایی که به بدن‌ها و اموالشان وارد می‌شود، بر اساس این تدبیر[1] جاری می‌شود که صلاح[2] و استقامت[3] آنان در آن است

و به این خاطر است که اگر (در این آزمایش‌ها) سالم به در آمدند، برایشان ثواب و جایگزینی در آخرت ذخیره شود که هیچ چیز از امور دنیا با آن برابری نمی‌کند

و ممکن است وقوع زلزله، هرگاه به صلاح عوام و خواص مردم باشد، در دنیا جلو انداخته شود.[4]»»

 

پانوشتـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

گاهی ما از چیزی بدمان می‌آید درحالی‌که برایمان خوب است و گاهی از چیزی خوشمان می‌آید که برایمان بد است و این خداست که می‌داند و این ماییم که نمی‌دانیم؛

«عَسى‏ أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ عَسى‏ أَنْ تُحِبُّوا شَیْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَکُمْ وَ اللَّهُ یَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ»[5]

 

پاورقیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[1] تدبیر: دیدنِ پشت‌صحنه و عاقبت امور، نه ظاهر آن‌ها.

[2] صلاح: سلامت از فساد و تباهی.

[3] استقامت: همواره در راه بودن، پیمودنِ دائمیِ راه حق.

[4] گویا لرزش زمین اوقات مشخصی دارد که گاهی به‌خاطر مصلحت مردم جلو انداخته می‌شود.

[5] سوره بقره، آیه۲۱۶.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ بهمن ۹۶ ، ۱۲:۰۳
ابوالفضل رهبر

 

...عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: دَخَلْتُ أَنَا وَ حُمْرَانُ أَوْ أَنَا وَ بُکَیْرٌ عَلَى أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: قُلْتُ لَهُ: إِنَّا نَمُدُّ الْمِطْمَارَ قَالَ: «وَ مَا الْمِطْمَارُ؟» قُلْتُ: التُّرُّ فَمَنْ وَافَقَنَا مِنْ عَلَوِیٍّ أَوْ غَیْرِهِ تَوَلَّیْنَاهُ وَ مَنْ خَالَفَنَا مِنْ عَلَوِیٍّ أَوْ غَیْرِهِ بَرِئْنَا مِنْهُ فَقَالَ لِی: «یَا زُرَارَةُ قَوْلُ اللَّهِ أَصْدَقُ مِنْ قَوْلِکَ فَأَیْنَ الَّذِینَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ لا یَسْتَطِیعُونَ حِیلَةً وَ لا یَهْتَدُونَ سَبِیلًا أَیْنَ الْمُرْجَوْنَ‏ لِأَمْرِ اللَّهِ‏ أَیْنَ الَّذِینَ‏ خَلَطُوا عَمَلًا صالِحاً وَ آخَرَ سَیِّئاً أَیْنَ‏ أَصْحابُ الْأَعْرافِ‏ أَیْنَ‏ الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ‏.»

 الکافی، ج‏۲، ص۳۸۲

 

از زراره نقل شده است: من همراه با حُمران یا بُکیر نزد امام باقر (علیه‌السلام) رفتیم و عرض کردیم:

ما با نخ بنّایی[1] اندازه‌گیری می‌کنیم.

حضرت فرمودند:

«این نخ بنایی چیست؟»

عرض کردیم:

شاقولی (که با آن مردم را می‌سنجیم) هرکس با (عقیده‌ی) ما (شیعیان) موافق بود؛ چه علویّ و چه غیرعلوی، او را دوست می‌داریم و هرکس با (عقیده‌ی) ما مخالف بود، از او دوری می‌جوییم.

حضرت به من فرمودند:

«ای زراره! گفته‌ی خداوند از گفته‌ی تو درست‌تر است. پس آن دسته افرادی که خداوند (در قرآن) از آنان نام برده، کجا(ی محاسبه شما) هستند؟!؛

- «مردان و زنان و کودکانی که (توسط دیگران یا محیطشان) ناتوان شده‌اند و هیچ چاره‌ای ندارند و هیچ راهی نمی‌یابند»[2] کجا هستند؟!

- «آن اعرابی‌ها(ی بادیه‌نشین و دور از معارفی) که امرشان به خداوند واگذار شده؛ که عذابشان کند یا توبه‌شان را بپذیرد»[3] کجا هستند؟!

- «آن اعرابی‌هایی که به گناهانشان اعتراف دارند و کار نیک را با کار بد درآمیخته‌اند و امید است خداوند توبه‌شان را بپذیرد»[4] کجا هستند؟!

- «اصحاب اعراف (که در میان بهشت و جهنم، منتظر رحمت خداوند هستند)»[5] کجا هستند؟!

- «کفارِ تازه‌مسلمان و سست‌ایمانی که باید دل‌هایشان را (حتی با پول) پیوند داد»[6] کجا هستند؟!»

 

پاورقیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[1] بنّاها نخی دارند که با آن فاصله‌ها، هم‌ترازی، بلندی و پستی و کجی و راستی را می‌سنجند.

[2] «إِلاَّ الْمُسْتَضْعَفینَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ لا یَسْتَطیعُونَ حیلَةً وَ لا یَهْتَدُونَ سَبیلاً»؛ سوره نساء، آیه۹۸.

[3] «وَ آخَرُونَ مُرْجَوْنَ لِأَمْرِ اللَّهِ إِمَّا یُعَذِّبُهُمْ وَ إِمَّا یَتُوبُ عَلَیْهِمْ وَ اللَّهُ عَلیمٌ حَکیمٌ»؛ سوره توبه، آیه۱۰۶.

[4] «وَ آخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلاً صالِحاً وَ آخَرَ سَیِّئاً عَسَى اللَّهُ أَنْ یَتُوبَ عَلَیْهِمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحیمٌ»؛ سوره توبه، آیه۱۰۲.

[5] «أَصْحابُ الْأَعْرافِ»؛ سوره اعراف، آیه۴۸.

[6] «الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ»؛ سوره توبه، آیه۶۰.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ بهمن ۹۶ ، ۱۱:۵۷
ابوالفضل رهبر

 

لابد شنیده‌اید که ساعتی «فکر کردن»، (بنابر نقل‌های مختلف) از یک شب، یک سال یا ده‌ها سال‌ها عبادت بهتر است.

اما این تفکر بهتر است چگونه و در مورد چه موضوعی باشد تا سودمندتر باشد؟

 

...عَنِ الْحَسَنِ الصَّیْقَلِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَمَّا یَرْوِی النَّاسُ «أَنَّ تَفَکُّرَ سَاعَةٍ خَیْرٌ مِنْ قِیَامِ لَیْلَةٍ» قُلْتُ کَیْفَ یَتَفَکَّرُ؟

قالَ: «یَمُرُّ بِالْخَرِبَةِ أَوْ بِالدَّارِ فَیَقُولُ أَیْنَ سَاکِنُوکِ أَیْنَ بَانُوکِ مَا بَالُکِ لَا تَتَکَلَّمِینَ.»

 الکافی، ج‏۲، ص۵۴

 

حسن صیقل گوید: از امام صادق (علیه‌السلام) درباره روایتی که مردم (از پیامبر) نقل می‌کنند؛ «ساعتی تفکر، از برخواستن یک شب (برای عبادت) بهتر است» سؤال کردم که (انسان باید) چگونه فکر کند؟

حضرت فرمودند:

«از خرابه‌ها یا خانه‌ها گذر کند و بگوید:

ساکنانت کجا هستند؟

سازندگانت کجا هستند؟

تو را چه شده است که سخن نمی‌گویی؟»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ دی ۹۶ ، ۱۰:۴۸
ابوالفضل رهبر

...عَنْ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ:

«جَاءَ رَجُلٌ إِلَى النَّبِیِّ ص فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ إِنِّی ذُو عِیَالٍ وَ عَلَیَّ دَیْنٌ وَ قَدِ اشْتَدَّتْ حَالِی فَعَلِّمْنِی دُعَاءً إِذَا دَعَوْتُ بِهِ رَزَقَنِیَ اللَّهُ مَا أَقْضِی بِهِ دَیْنِی وَ أَسْتَعِینُ بِهِ عَلَى عِیَالِی فَقَالَ یَا عَبْدَ اللَّهِ تَوَضَّأْ وَ أَسْبِغْ وُضُوءَکَ ثُمَّ صَلِّ رَکْعَتَیْنِ تُتِمُّ الرُّکُوعَ وَ السُّجُودَ فِیهِمَا ثُمَّ قُلْ یَا مَاجِدُ یَا وَاحِدُ یَا کَرِیمُ أَتَوَجَّهُ إِلَیْکَ بِمُحَمَّدٍ نَبِیِّکَ نَبِیِّ الرَّحْمَةِ یَا مُحَمَّدُ یَا رَسُولَ اللَّهِ إِنِّی أَتَوَجَّهُ بِکَ إِلَى اللَّهِ رَبِّکَ وَ رَبِّ کُلِّ شَیْ‏ءٍ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلَى أَهْلِ بَیْتِهِ وَ أَسْأَلُکَ نَفْحَةً مِنْ نَفَحَاتِکَ وَ فَتْحاً یَسِیراً وَ رِزْقاً وَاسِعاً أَلُمُّ بِهِ شَعْثِی وَ أَقْضِی بِهِ دَیْنِی وَ أَسْتَعِینُ بِهِ عَلَى عِیَالِی.»

 الکافی، ج‏۳، ص۴۷۴

 

از امام باقر (علیه‌السلام) نقل شده است که فرمودند:

مردی نزد پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) آمد و عرض کرد:

ای رسول خدا! من عیال‌وار و بدهکارم و در وضعیت سختی هستم. دعایی به من بیاموزید که هرگاه با آن خدا را بخوانم، به من روزی‌ای دهد که (بتوانم) با آن بدهی‌ام را بپردازم و خانواده‌ام را یاری رسانم.

رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمودند:

«ای بنده‌ی خدا! وضو بگیر و وضویت را کامل (با دقت و طولانی) انجام بده، سپس دو رکعت نماز بخوان و رکوع و سجده را کامل انجام بده،

سپس بگو:

 

«یَا مَاجِدُ یَا وَاحِدُ یَا کَرِیمُ

ای بزرگوارِ مطلق! ای خدای واحد! ای بلندمرتبه!

 

أتَوَجَّهُ إِلَیْکَ بِمُحَمَّدٍ نَبِیِّکَ نَبِیِّ الرَّحْمَةِ

من به‌واسطه محمد، پیامبرت، پیامبر مهربانی، به تو روی کرده‌ام

 

یا مُحَمَّدُ یَا رَسُولَ اللَّهِ إِنِّی أَتَوَجَّهُ بِکَ إِلَى اللَّهِ رَبِّکَ وَ رَبِّ کُلِّ شَیْ‏ءٍ

ای محمد! ای فرستاده‌ی خدا! من به‌واسطه‌ی تو، به خدا، پروردگار تو و پروردگار همه‌چیز روی کرده‌ام

 

أنْ تُصَلِّیَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلَى أَهْلِ بَیْتِهِ

(خدایا!) بر محمد و اهل بیت او درود فرست

 

و أَسْأَلُکَ نَفْحَةً مِنْ نَفَحَاتِکَ وَ فَتْحاً یَسِیراً وَ رِزْقاً وَاسِعاً

و از تو درخواست می‌کنم؛ نسیمی از نسیم‌های (رحمت)ات، گشایشی اندک و روزی‌ای گسترده

 

ألُمُّ بِهِ شَعْثِی وَ أَقْضِی بِهِ دَیْنِی وَ أَسْتَعِینُ بِهِ عَلَى عِیَالِی.

تا با آن آشفتگی‌هایم را سر و سامان دهم، بدهی‌ام را بپردازم و خانواده‌ام را یاری رسانم.»»

 

پانوشتـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

این حدیث که در منابع اهل‌سنت نیز آمده است، از ادله‌ی ردّ عقیده‌ی وهابی‌هاست که توسل به غیرخدا را شرک می‌دانند. چنان‌چه ملاحظه می‌فرمایید رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) خود دستور داده‌اند آن مرد فقیر دعا کند و در دعایش ایشان را واسطه قرار دهند.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ دی ۹۶ ، ۱۰:۱۶
ابوالفضل رهبر

 

...عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ أَبِی حَمْزَةَ قَالَ: حَدَّثَنِی جَابِرٌ قَالَ: قَالَ لِی أَبُو جَعْفَرٍ ع:
«یَا جَابِرُ أَنْزِلِ الدُّنْیَا مِنْکَ کَمَنْزِلٍ نَزَلْتَهُ ثُمَّ أَرَدْتَ التَّحَرُّکَ مِنْهُ مِنْ یَوْمِکَ ذَلِکَ أَوْ کَمَالٍ اکْتَسَبْتَهُ فِی مَنَامِکَ وَ اسْتَیْقَظْتَ فَلَیْسَ فِی یَدِکَ مِنْهُ شَیْ‏ءٌ وَ إِذَا کُنْتَ فِی جِنَازَةٍ فَکُنْ کَأَنَّکَ أَنْتَ الْمَحْمُولُ وَ کَأَنَّکَ سَأَلْتَ رَبَّکَ الرَّجْعَةَ إِلَى الدُّنْیَا لِتَعْمَلَ عَمَلَ مَنْ عَاشَ فَإِنَّ الدُّنْیَا عِنْدَ الْعُلَمَاءِ مِثْلَ الظِّلِّ.»

 الزهد(للحسین‌بن‌سعید)، ص۵۰

 

جابر بن یزید جُعفی گوید:

امام باقر (علیه‌السلام) به من فرمودند:

«ای جابر!

دنیا را همچون منزلی بدان که در آن وارد شده‌ای، سپس می‌خواهی در همان روز از آن نقل‌مکان کنی،

یا همچون مالی بدان که آن را در خواب به دست آورده‌ای و بیدار شده‌ای و (می‌بینی) چیزی از آن در دستت نیست.

و هرگاه در تشییع جنازه‌ای بودی، چنین احساس کن که گویا خودت (به دوش گرفته شده‌ای و) حمل می‌شوی و از پروردگارت درخواست می‌کنی به دنیا بازگردی تا کار کسی که زنده است را انجام دهی.

به‌راستی که دنیا نزد دانایان، مانند سایه است.»

 

پانوشتـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

در این رابطه، بیان هنرمندانه حجةالاسلام پناهیان، واقعاً شنیدنی است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ دی ۹۶ ، ۱۸:۰۱
ابوالفضل رهبر

 

و قَالَ الإمَامُ الحَسَنُ العَسْکَرِیُ ع:

«لَا یَشْغَلْکَ رِزْقٌ مَضْمُونٌ عَنْ عَمَلٍ مَفْرُوضٍ.»

 تحف‌العقول، ص۴۸۹

 

از امام حسن عسکری (علیه‌السلام) نقل شده‌است که فرمودند:

«مبادا روزی‌ای که ضمانت شده، تو را از عملی که واجب شده غافل کند!»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ آذر ۹۶ ، ۲۰:۰۹
ابوالفضل رهبر