دستوار

در دست عهد دولت او دستوار باد...

دستوار

در دست عهد دولت او دستوار باد...

دستوار

بی قرار ...
راهی ...

طبقه بندی موضوعی

۵۱ مطلب با موضوع «عقیده» ثبت شده است

 

«بنده»، باید «شاکر» باشد.

«شکر»؛ هم زبانی است و هم عملی.

- «شکر زبانی» که معلوم است.

- «شکر عملی» هم یعنی آن‌چه پروردگار به ما داده است را ضایع نکنیم؛ در جای مناسب و به شکل صحیحی به کار گیریم.

 

«خداوند» هم در قرآن، دو جا خود را «شاکر» و بلافاصله «علیم» معرفی فرموده؛

«فإنّ اللهَ شاکرٌ علیمٌ» (بقره:۱۵۸)

«و کان اللهُ شاکراً علیماً» (نساء:۱۴۷)

 

«شکر بنده» که معلوم شد، «شکر خداوند» چه معنایی دارد؟

یعنی خداوند کاری که بنده‌اش کرده است را ضایع نکند؛ در جای مناسب و به شکل صحیحی به کار گیرد.

 

مثلاً تو؛ روزانه احادیث جالب و شیرینی می‌بینی.

دوست داری این شیرینی را به دیگران هم بچشانی.

کانالی راه می‌اندازی و اسمش را می‌گذاری «حدیثنا».

روزی یکی‌دو ساعت وقت می‌گذاری تا حدیث مناسبی پیدا کنی، جوانبش را بسنجی، با وسواس ترجمه‌اش کنی، اگر لازم بود توضیحی بنویسی، تیتر خوبی بزنی، متنش را خوشگل کنی، بسم‌الله بگویی و کلید ارسال را بزنی.

بعد، در وبلاگت هم منتشر کنی تا در تلگرام دفن نشود و روی اینترنت هم باشد که شاید کسی گذرش افتاد و گره‌ای از او باز شد.

 

اما گاهی که چشمت به تعداد ممبرهای بعضی کانال‌های خفن می‌افتد، این فکر از سرت عبور می‌کند که:

آیا این زحمت‌ها، ثمره‌ای دارد؟

کسی می‌بیند؟ به دردش می‌خورد؟

 

گاهی سرد می‌شوی و دوباره گرم؛

- دوستت که مهندس عمران است، عکسی می‌فرستد و می‌گوید: بعضی احادیثی که می‌فرستی را بالای تخته اتاق کارم می‌نویسم تا هم جلوی چشمم باشند و هم دیگران ببینند.

- یکی از دوستانت که مبلّغ بین‌المللی است، پیام می‌دهد و تعریف می‌کند و می‌گوید: از مطالبت استفاده می‌کنم.

- بعضی مخاطب‌ها، با حدیثی حال می‌کنند و پیام می‌دهند و تشکری و...

- بعضی دوستانت که مسجد و منبر دارند، می‌گویند: هرروز یا هرهفته مطالبت را از توی کانال برای خلق‌الله می‌خوانیم.

- بعضی کانال‌های پرمخاطب، مطلبت را کپی‌پیست می‌کنند.

- دوستی می‌گوید: اِاِاِ؟! «وبلاگ دستوار» برای توست؟! ما کلی از مطالبت را در سایتمان منتشر می‌کردیم.

- بزرگواری کامنت می‌گذارد: فلان مطلب وبلاگتان را در مقاله‌ای نقل کرده‌ام و چون پژوهشی است، نمی‌توانم به وبلاگ ارجاع دهم، حلال کنید.

- عزیزی از انگلیس پیام می‌دهد که ما یک هیأت هفتگی داریم و می‌خواهیم احادیث کانالت را هرهفته بخوانیم.

- و...

 

خلاصه مطالبت از جاهایی سر در می‌آورند که فکرش را هم نمی‌کنی.

 

چراکه خداوند «علیم» است و «شاکر»؛

می‌داند چه می‌کنی و در جای خودش می‌نشاند.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ مرداد ۹۷ ، ۱۲:۲۵
ابوالفضل رهبر

 

...عَنِ الْعِیصِ بْنِ الْقَاسِمِ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع:

«وَ اللَّهِ إِنَّهُ لَیَأْتِی عَلَى الرَّجُلِ خَمْسُونَ سَنَةً وَ مَا قَبِلَ اللَّهُ مِنْهُ صَلَاةً وَاحِدَةً فَأَیُّ شَیْ‏ءٍ أَشَدُّ مِنْ هَذَا وَ اللَّهِ إِنَّکُمْ لَتَعْرِفُونَ مِنْ جِیرَانِکُمْ وَ أَصْحَابِکُمْ مَنْ لَوْ کَانَ یُصَلِّی‏ لِبَعْضِکُمْ‏ مَا قَبِلَهَا مِنْهُ لِاسْتِخْفَافِهِ بِهَا إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَا یَقْبَلُ إِلَّا الْحَسَنَ فَکَیْفَ یَقْبَلُ مَا یُسْتَخَفُّ بِهِ.»

 الکافی، ج‏۳، ص۲۶۹

 

از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده است:

«به خدا قسم، روزی می‌رسد که بر پنجاه سال از عمر انسان می‌گذرد و خداوند حتی یک نماز از او نپذیرفته است. چه چیز از این سخت‌تر است؟!

به خدا قسم، شما از میان همسایگان و دوستانتان کسانی را می‌شناسید که اگر برای بعضی دیگرتان نماز می‌خواندند، نمازشان پذیرفته نمی‌شد؛ چراکه آن را سبک می‌شمارند.[*]

به‌راستی‌که خداوند فقط نماز زیبا را می‌پذیرد، پس چگونه نمازی را که سبک شمرده شده را بپذیرد؟!»

 

پاورقیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[*] ظاهراً مقصود این است که اگر از کسی بخواهید مثلاً برایتان نماز استیجاری بخواند، نمازش به دلتان نمی‌نشست و از او نمی‌پذیرفتید. چطور توقع دارد خداوند چنین نمازی را بپذیرد؟!

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ مرداد ۹۷ ، ۱۲:۰۶
ابوالفضل رهبر

 

رَوَى مُحَمَّدُ بْنُ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع أَنَّهُ قَالَ:

«لِلْمُصَلِّی‏ ثَلَاثُ‏ خِصَالٍ‏ إِذَا هُوَ قَامَ فِی صَلَاتِهِ: حَفَّتْ بِهِ الْمَلَائِکَةُ مِنْ قَدَمَیْهِ إِلَى أَعْنَانِ السَّمَاءِ وَ یَتَنَاثَرُ الْبِرُّ عَلَیْهِ مِنْ أَعْنَانِ السَّمَاءِ إِلَى مَفْرِقِ رَأْسِهِ وَ مَلَکٌ مُوَکَّلٌ بِهِ یُنَادِی لَوْ یَعْلَمُ الْمُصَلِّی مَنْ یُنَاجِی مَا انْفَتَلَ.»

 من‌لایحضره‌الفقیه، ج‏۱، ص۲۱۰

 

از امام باقر (علیه‌السلام) نقل شده است:

«نمازگزار وقتی به نماز می‌ایستد، سه ویژگی دارد:

- فرشتگان از زیر پاهایش تا کرانه‌های آسمان دور او گرد می‌آیند،

- خیر و نیکی از کرانه‌های آسمان بر فرق سرش می‌بارد

- و فرشته‌ای بر او گماشته می‌شود که ندا می‌دهد: اگر این نمازگزار می‌دانست با چه کسی راز و نیاز می‌کند، (از نماز) فاصله نمی‌گرفت.»

 

پانوشتـــــــــــــــــــــــــــ

عجب صحنه باشکوهی!!!

#امام_باقر_علیه_السلام #نماز #حدیث

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ مرداد ۹۷ ، ۱۲:۰۲
ابوالفضل رهبر

 

این را زیاد شنیده‌ایم و خیلی روی در و دیوار دیده‌ایم؛ که «الصّلاةُ عمودُ الدّین»؛ «نماز ستون دین است.»

این‌بار آن را با توصیفات بیشتری بخوانید، در مورد این توصیفات تأمل کنید و به تصور واقعی‌تری از «نماز» دست یابید:

 

...عَنْ عُبَیْدِ بْنِ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص:

«مَثَلُ الصَّلَاةِ مَثَلُ عَمُودِ الْفُسْطَاطِ إِذَا ثَبَتَ الْعَمُودُ نَفَعَتِ الْأَطْنَابُ‏ وَ الْأَوْتَادُ وَ الْغِشَاءُ وَ إِذَا انْکَسَرَ الْعَمُودُ لَمْ یَنْفَعْ طُنُبٌ وَ لَا وَتِدٌ وَ لَا غِشَاءٌ.»

 الکافی، ج‏۳، ص۲۶۶

 

از امام صادق از رسول خدا (صلوات‌الله‌علیهما) نقل شده است:

«نماز، مانند ستون اصلیِ خیمه است؛

ستون اگر محکم باشد، طناب‌ها و میخ‌ها و چادر خیمه به کار می‌آیند

اما اگر ستون بشکند، طناب و میخ و چادر نیز به کار نمی‌آیند.»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ مرداد ۹۷ ، ۱۲:۰۰
ابوالفضل رهبر

 

احتمالاً ماجرای پاسخ امام زمان (عجل‌الله‌فرج) در آن توقیع معروف را شنیده‌اید:

 

...عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ یَعْقُوبَ قَالَ: سَأَلْتُ مُحَمَّدَ بْنَ عُثْمَانَ الْعَمْرِیَّ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ أَنْ یُوصِلَ لِی کِتَاباً قَدْ سَأَلْتُ فِیهِ عَنْ مَسَائِلَ أَشْکَلَتْ عَلَیَّ فَوَرَدَتْ فِی التَّوْقِیعِ بِخَطِّ مَوْلَانَا صَاحِبِ الزَّمَانِ ع‏: «...وَ أَمَّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَةُ فَارْجِعُوا فِیهَا إِلَى‏ رُوَاةِ حَدِیثِنَا فَإِنَّهُمْ حُجَّتِی عَلَیْکُمْ وَ أَنَا حُجَّةُ اللَّهِ عَلَیْهِمْ...»

 کمال‌الدین‌وتمام‌النعمة، ج‏۲، ص۴۸۴

 

اسحاق بن یعقوب گوید:

از محمد بن عثمان عَمری (دومین نائب خاص امام زمان (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه) در دوران غیبت صغری) خواستم تا از طرف من نامه‌ای را که در آن چند مسأله که برایم مشکل بود را پرسیده بودم، به امام برساند.

(وقتی پاسخ نامه رسید،) در نامه‌ی مهروموم‌شده‌ای که به خط سرورمان صاحب‌الزمان (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه) بود، چنین نوشته شده بود:

«...و اما در مورد پیش‌آمدهای تازه‌رخ‌داده، به راویانِ حدیثِ[1] ما (اهل‌بیت) رجوع کنید؛ چراکه آن‌ها حجتِ ما بر شما هستند و ما حجت خدا بر آن‌ها...[2]»[3]

 

این نگرانی در زمان امام صادق (علیه‌السلام) نیز بوده‌است.

حضرت در پاسخ به سؤالی در این رابطه، با ارجاع به آیه‌ای از قرآن کریم، در مورد کسانی که باید مرجع مردم در وقایع روز باشند، توضیح بیشتری داده‌اند و مسأله را روشن‌تر نموده‌اند:

 

...عَنْ یَعْقُوبَ بْنِ شُعَیْبٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع: إِذَا حَدَثَ عَلَى الْإِمَامِ حَدَثٌ کَیْفَ یَصْنَعُ النَّاسُ؟ قَالَ: «أَیْنَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ «فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ کُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ‏ وَ لِیُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَیْهِمْ‏ لَعَلَّهُمْ یَحْذَرُونَ»» قَالَ: «هُمْ فِی عُذْرٍ مَا دَامُوا فِی الطَّلَبِ وَ هَؤُلَاءِ الَّذِینَ یَنْتَظِرُونَهُمْ فِی عُذْرٍ حَتَّى یَرْجِعَ إِلَیْهِمْ أَصْحَابُهُمْ.»

 الکافی، ج‏۱، ص۳۷۸

 

یعقوب بن شعیب گوید:

به امام صادق (علیه‌السلام) عرض کردم: هرگاه اتفاقی برای امام افتاد، مردم چه کنند؟

حضرت فرمودند:

«مگر این سخن خداوند (عزّوجلّ) در چه موردی است؟ که:

«فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ کُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ‏ وَ لِیُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَیْهِمْ‏ لَعَلَّهُمْ یَحْذَرُونَ»[4]

«پس چرا از هر دسته‌ای از مؤمنان، جمعی‌شان رنج سفر نمی‌کشند تا در دین تفقّه[5] کنند و آن‌گاه که به قوم خود بازگشتند، قومشان را بیم دهند تا شاید (به سبب آگاهی از دین، از نافرمانیِ خداوند) بپرهیزند»[6]

(سپس) حضرت فرمودند:

«آن‌ها (کسانی که برای تفقّه در دین رنج سفر کشیده‌اند) تازمانی‌که در طلبِ (علم‌آموزی و تفقّه) هستند، معذورند و کسانی که (در سرزمین خود مانده‌اند و) انتظار سفرکردگان را می‌کشند نیز تازمانی‌که یارانشان به سویشان باز نگشته‌اند، معذور خواهند بود.»

 

پاورقیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[1] راویان حدیث در عصر ائمه (علیهم‌السلام) عالمان دینیِ زمانه‌شان بوده‌اند؛ کسانی که با روش صحیح به اخذ و نقل و تصفیه احادیث می‌پرداختند، با اصول و قواعد آشنا بودند و احادیث صحیح را از احادیث جعلی تشخیص می‌دادند، کتاب‌ها، نسخه‌ها و راویان را می‌شناختند و در میان احادیث، به فهم مقصود اهل‌بیت همت می‌گماردند.

[2] یعنی شما اگر سخنان آن‌ها را بپذیرید و عمل کنید، نزد ما معذور خواهید بود و آن‌ها نیز اگر سخنان ما را بپذیرند و عمل کنند، نزد خداوند معذور خواهند بود.

[3] این حدیث، از ادله نقلی اثبات «ولایت فقیه» شمرده می‌شود.

[4] سوره توبه، آیه۱۲۲.

[5] تفقّه؛ یعنی فهمِ عمیقِ حاصل از تأمل و تفکر.

[6] این آیه (که به آیه «نَفْر» معروف است)، از دلایل تأسیس حوزه‌های علمیه و هجرت طلاب برای کسب علوم دینی و تفقه در دین شمرده می‌شود.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ تیر ۹۷ ، ۱۹:۰۸
ابوالفضل رهبر

 

گاهی انسان با مطالعه برخی ادعیه و مناجات‌های اهل‌بیت (علیهم‌السلام) مشاهده می‌کند که ایشان علاوه بر این‌که شکرکننده و حمدکننده پروردگارشان هستند، اما از طرفی تضرّع‌های عجیب و غریبی به درگاه خداوند دارند و از آتش و عذاب پروردگار به شدت اظهار ترس و نگرانی می‌کنند.

آیا ایشان – نعوذ بالله – قصورات و تقصیراتی دارند؟ آیا تعارف و شکسته‌نفسی می‌کنند؟ آیا می‌خواهند به این ترتیب به ما آموزش دهند که چگونه با پروردگارمان مناجات کنیم؟

داستان چیست؟

 

...عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی نَصْرٍ قَالَ: ذَکَرْتُ لِلرِّضَا ع شَیْئاً فَقَالَ: «اصْبِرْ فَإِنِّی أَرْجُو أَنْ یَصْنَعَ اللَّهُ لَکَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ.» ثُمَّ قَالَ: «فَوَ اللَّهِ مَا أَخَّرَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِ مِنْ هَذِهِ الدُّنْیَا خَیْرٌ لَهُ مِمَّا عَجَّلَ لَهُ فِیهَا.» ثُمَّ صَغَّرَ الدُّنْیَا وَ قَالَ: «أَیُّ شَیْ‏ءٍ هِیَ؟» ثُمَّ قَالَ: «إِنَّ صَاحِبَ‏ النِّعْمَةِ عَلَى‏ خَطَرٍ إِنَّهُ یَجِبُ عَلَیْهِ حُقُوقُ اللَّهِ فِیهَا وَ اللَّهِ إِنَّهُ لَتَکُونُ عَلَیَّ النِّعَمُ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَمَا أَزَالُ مِنْهَا عَلَى وَجَلٍ وَ حَرَّکَ یَدَهُ حَتَّى أَخْرُجَ مِنَ الْحُقُوقِ الَّتِی تَجِبُ لِلَّهِ عَلَیَّ فِیهَا.» فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ أَنْتَ فِی قَدْرِکَ تَخَافُ هَذَا؟! قَالَ: «نَعَمْ فَأَحْمَدُ رَبِّی عَلَى مَا مَنَّ بِهِ عَلَیَّ.»

 الکافی، ج‏۳، ص۵۰۲

 

 

از بزنطی نقل شده است که گفت:

به امام رضا (علیه‌السلام) چیزی (از مشکلاتم) عرض کردم.

حضرت فرمودند:

«صبوری کن! من امیدوارم خداوند کارت را درست کند، إن‌شاءالله.»

سپس فرمودند:

«آن امور مؤمن که خداوند در دنیا به تأخیر می‌اندازد (تا در آخرت برایش جبران کند)، برای او بهتر است از آن‌چه در همین دنیا اجابت می‌کند.»

بعد حضرت دنیا را کوچک شمردند و فرمودند:

«مگر این دنیا چیست؟»

آن‌گاه فرمودند:

«به‌راستی کسی که نعمتی دارد، در معرض خطر است؛ چراکه حقوق خداوند به‌خاطر نعمتی که به او داده، بر او واجب می‌گردد.

به خدا قسم، نعمت‌هایی از جانب خداوند (عزّوجلّ) بر من ارزانی شده که من همواره در نگرانی هستم – (در این حین) حضرت دستشان را (به نشانه ترس) تکان می‌دادند – (این نگرانی ادامه دارد) تا زمانی که حقوقی که به‌واسطه نعمت‌های الهی بر من واجب است، از گردنم ساقط شود.»

بزنطی گوید: عرض کردم:

فدایتان شوم! شما با این قدر و منزلت، چنین می‌ترسید؟!

حضرت فرمودند:

«بله و من (البته) پروردگارم را به‌خاطر منتی که بر من نهاده است، حمد می‌کنم.»

 

پانوشتــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

خداوند نعمت‌هایش را به طور مساوی میان بندگانش تقسیم نمی‌کند. به‌همین‌خاطر توقعی که در قبال این نعمت‌ها از بندگانش دارد و مسؤولیتی که بندگانش در قبال نعمت‌ها دارند، مساوی نیست.

هرکه نعمت بیشتری دارد، مسؤولیتش بیشتر است؛ یعنی باید پاسخ‌گو باشد از این نعمت‌ها چگونه استفاده کرده است و چه‌قدر بهره برده است.

وقتی پدری به یک پسرش ده‌میلیون و به پسر دیگرش صدمیلیون پول دهد تا یک سال با این سرمایه کار کنند و سود کسب کنند، مسلماً در آخر سال از کسی که سرمایه بیشتری داشته، توقع سود بیشتری دارد، تا کسی که سرمایه‌اش کمتر بوده.

اهل‌بیت (علیهم‌السلام) که دارایی‌شان بیش از بقیه است، مسؤولیتشان نیز در قبال این دارایی‌ها بیش از دیگران است.

به این توضیح، ترس فوق‌العاده ایشان از خداوند، گریه‌ها و تضرع‌هایشان به درگاه الهی و نیز شکر و حمد و ثنای فوق‌العاده‌شان نسبت به پروردگار، معنا می‌یابد.

مسلّم است؛ این حضرات که بندگان برگزیده پروردگار هستند، از تقصیرات و قصورات دور هستند، اما چون مانند همه انسان‌ها اختیار دارند و در معرض خطا هستند، همواره در این نگرانی قرار دارند.

اساساً اگر با این نگرانی‌ها همراه نباشند، شاید می‌شد به معصوم بودنشان شک کرد!

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ خرداد ۹۷ ، ۱۳:۱۱
ابوالفضل رهبر

 

...عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:

«ذُکِرَتِ‏ التَّقِیَّةُ یَوْماً عِنْدَ عَلِیِ‏ بْنِ‏ الْحُسَیْنِ‏ ع. فَقَالَ: «وَ اللَّهِ لَوْ عَلِمَ أَبُو ذَرٍّ مَا فِی قَلْبِ سَلْمَانَ لَقَتَلَهُ وَ لَقَدْ آخَى رَسُولُ اللَّهِ ص بَیْنَهُمَا فَمَا ظَنُّکُمْ بِسَائِرِ الْخَلْقِ إِنَّ عِلْمَ الْعُلَمَاءِ صَعْبٌ مُسْتَصْعَبٌ لَا یَحْتَمِلُهُ إِلَّا نَبِیٌّ مُرْسَلٌ أَوْ مَلَکٌ مُقَرَّبٌ أَوْ عَبْدٌ مُؤْمِنٌ امْتَحَنَ اللَّهُ قَلْبَهُ لِلْإِیمَانِ.» فَقَالَ: «وَ إِنَّمَا صَارَ سَلْمَانُ مِنَ الْعُلَمَاءِ لِأَنَّهُ امْرُؤٌ مِنَّا أَهْلَ الْبَیْتِ فَلِذَلِکَ نَسَبْتُهُ إِلَى الْعُلَمَاءِ.»»

 الکافی، ج‏۱، ص۴۰۱

 

از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده است که فرمودند:

«نزد امام علی بن الحسین (علیهماالسلام) ذکری از «تقیه» به میان آمد.

ایشان فرمودند:

«به خدا قسم، اگر ابوذر آن‌چه در قلبِ سلمان بود را می‌دانست، او را می‌کشت. درحالی‌که رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) میان آن‌دو پیمان برادری برقرار کرده بود. پس از دیگر مخلوقات چه توقعی دارید؟![1]

به‌راستی‌که علمِ علماء[2]، «صعب»[3] و «مستصعب»[4] است. کسی تحملِ[5] این علم را ندارد، مگر نبی مرسل[6] یا فرشته‌ای مقرّب یا بنده‌ای مؤمن که خداوند قلبش را برای (رسیدن به کمالِ) ایمان امتحان[7] کرده باشد.»

آن‌گاه فرمودند:

«سلمان، جزءِ علماء شمرده شده است؛[8] چراکه او از ما اهل بیت بوده است.[9] به‌همین‌خاطر او را از «علماء» دانستم.»»

 

پاورقیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[1] یعنی: سلمان و ابوذر که از اصحاب بزرگ رسول خدا بودند و با هم برادر بودند نیز چنین بوده‌اند، چه رسد به بقیه!

[2] در روایات دیگر، در مورد «حدیث اهل بیت علیهم‌السلام» نیز چنین تعبیری به کار رفته است؛ به عنوان مثال: «إِنَّ حَدِیثَ آلِ مُحَمَّدٍ صَعْبٌ مُسْتَصْعَبٌ لَا یُؤْمِنُ بِهِ إِلَّا مَلَکٌ مُقَرَّبٌ أَوْ نَبِیٌّ مُرْسَلٌ أَوْ عَبْدٌ امْتَحَنَ اللَّهُ قَلْبَهُ لِلْإِیمَانِ...» (الکافی، ج۱، ص۴۰۱)

[3] یعنی: فهمیدنش سخت است. پس حواسمان باشد با دیدن یک حدیث، ادعای فهم آن را نکنیم و اگر احساس کردیم حدیثی با عقل خودمان یا با دانش امروز بشر جور در نمی‌آید، فوراً حکم به جعلی بودن آن نکنیم.

[4] یعنی: قبول کردن و انجامش دشوار است. چنان‌چه در طول قرن‌های گذشته تحمل کلام و دستور رسول خدا، امیر مؤمنان، امام حسن، امام حسین و سایر ائمه (علیهم‌السلام) نبود و ایشان یکی پس از دیگری مهجور ماندند و مسموم و مقتول شدند و آخرینشان نیز در پرده غیبت است تا شرایط حضور و حکم‌رانی‌شان مهیا گردد.

[5] پذیرش همراه با صبر و رضایت‌مندی.

[6] یعنی: پیامبری که دارای مقام رسالت نیز باشد. طبق حدیثی که از پیامبر نقل شده است، از میان ۱۲۴هزار پیامبر، تنها ۳۱۳نفر از آنان رسول نیز بوده‌اند. (معانی‌الاخبار، ص۳۳۳)

[7]‌ امتحان یعنی: کسی آن‌قدر تحت‌فشار قرار گیرد و سختی ببیند، تا با تحمّل این سختی‌ها و سخت‌کوشیِ خودش، ناخالصی‌هایش از بین برود و خالص گردد.

[8] توضیح حضرت به این خاطر است که در بسیاری از روایات، منظور از «علماء»، علمای کامل، یعنی «اهل‌بیت» (علیهم‌السلام) هستند.

[9] چراکه رسول خدا فرموده‌اند: «سَلْمَانُ مِنَّا أَهْلَ الْبَیْتِ.»؛ «سلمان از ما اهل بیت است.» (عیون‌أخبارالرضا، ج۲، ص۶۴)

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ اسفند ۹۶ ، ۱۳:۴۲
ابوالفضل رهبر

 

...عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ أَبِیهِ ع قَالَ:

«قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: یَا فَاطِمَةُ! أَ تَدْرِینَ لِمَ سُمِّیتِ فَاطِمَةَ؟ فَقَالَ عَلِیٌّ ع: یَا رَسُولَ اللَّهِ لِمَ سُمِّیَتْ؟ قَالَ: لِأَنَّهَا فُطِمَتْ هِیَ وَ شِیعَتُهَا مِنَ النَّارِ.»

 علل‌الشرائع، ج۱، ص۱۷۹

 

امام صادق از پدرشان امام باقر (علیهماالسلام) نقل می‌فرمایند:

«رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمودند:

ای فاطمه! آیا می‌دانی چرا فاطمه نامیده شده‌ای؟

امیر مؤمنان (که آن‌جا حضور داشته‌اند) فرمودند:

ای رسول خدا! چرا (به این نام) نامیده شده است؟

رسول خدا فرمودند:

چراکه او و شیعیانش[1] از آتش جدا شده‌اند.[2]»

 

پاورقیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[1] «شیعیانِ یک شخص»؛ یعنی کسانی که (اولاً) آن شخص را دوست دارند، (ثانیاً) از او پیروی می‌کنند و (ثالثاً) به او یاری می‌رسانند.

[2] «فِطام»؛ یعنی بچه را از شیر گرفتن و «فَطیم»؛ یعنی بچه‌ای که او را از شیر گرفته‌اند.

 

پانوشتـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

همان‌طور که جدا شدنِ کودک از شیر مادر (به‌خاطر اُنسی که با آن دارد،) دشوار و دردناک است، جدا شدن از آتشِ دنیاپرستی و هواخواهی نیز برای انسان دشوار خواهد بود.

اما چه می‌شود کرد؟! کسی که آن‌قدر بزرگ شده که فاطمه (سلام‌الله‌علیها) را مراد خود می‌داند و می‌خواهد از او پِی‌روی کند و یاری‌گرِ آرمانِ او باشد، تغذیه از مطامعِ دنیا دیگر کفاف راهش را نمی‌دهد.

همان‌طور که کودک وقتی دو ساله شد و به پاهایی قوی برای پیمودنِ راه‌های سخت نیاز داشت، باید از شیر مادر جدا می‌شد و با غذایی مناسب‌تر تغذیه می‌شد.

کاش ما نیز از پِی‌روان راهش باشیم.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ اسفند ۹۶ ، ۱۳:۲۷
ابوالفضل رهبر

 

...عَنْ سَالِمٍ مَوْلَى أَبَانٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ:

«مَا مِنْ طَیْرٍ یُصَادُ إِلَّا بِتَرْکِهِ التَّسْبِیحَ وَ مَا مِنْ مَالٍ یُصَابُ إِلَّا بِتَرْکِ الزَّکَاةِ.»

 الکافی، ج‏۳، ص۵۰۵

 

از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده است که فرمودند:

«هیچ پرنده‌ای نیست که صید شود، مگر به خاطر ترک تسبیحِ (خداوند)

و هیچ مالی نیست که دچار مصیبت شود، مگر به خاطر ترک زکات.»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ اسفند ۹۶ ، ۱۳:۰۸
ابوالفضل رهبر

 

امام صادق (علیه‌السلام) در ضمن حدیث طولانی‌ای که در چند جلسه، پیرامون آفرینش جهان و شگفتی‌ها و حکمت‌های آن، برای مفضّل‌بن‌عمر املاء کردند و مفضّل نیز آن را در کتابی به نام «التوحید» (معروف به «توحید مفضل») گرد آورده است، فرموده‌اند:

«...فَإِنْ قَالَ قَائِلٌ فَلِمَ صَارَتْ هَذِهِ الْأَرْضُ تُزَلْزَلُ قِیلَ لَهُ إِنَّ الزَّلْزَلَةَ وَ مَا أَشْبَهَهَا مَوْعِظَةٌ وَ تَرْهِیبٌ یُرَهَّبُ بِهَا النَّاسُ لِیَرْعَوُوا وَ یَنْزِعُوا عَنِ الْمَعَاصِی وَ کَذَلِکَ مَا یَنْزِلُ بِهِمْ مِنَ الْبَلَاءِ فِی أَبْدَانِهِمْ وَ أَمْوَالِهِمْ یَجْرِی فِی التَّدْبِیرِ عَلَى مَا فِیهِ صَلَاحُهُمْ وَ اسْتِقَامَتُهُمْ وَ یُدَّخَرُ لَهُمْ إِنْ صَلَحُوا مِنَ الثَّوَابِ وَ الْعِوَضِ فِی الْآخِرَةِ مَا لَا یَعْدِلُهُ شَیْ‏ءٌ مِنْ أُمُورِ الدُّنْیَا وَ رُبَّمَا عُجِّلَ ذَلِکَ فِی الدُّنْیَا إِذَا کَانَ ذَلِکَ فِی الدُّنْیَا صَلَاحاً لِلْعَامَّةِ وَ الْخَاصَّة.»

 توحید المفضل، ص۱۴۴

 

«اگر کسی بگوید:

"چرا این زمین می‌لرزد؟"،

به او گفته می‌شود:

«به‌راستی که زلزله و (بلاهای) شبیه آن، پند و هشداری است که مردم با آن ترسانده می‌شوند تا مراقب باشند و از نافرمانی‌ها دست بکشند.

همچنین بلایی که به بدن‌ها و اموالشان وارد می‌شود، بر اساس این تدبیر[1] جاری می‌شود که صلاح[2] و استقامت[3] آنان در آن است

و به این خاطر است که اگر (در این آزمایش‌ها) سالم به در آمدند، برایشان ثواب و جایگزینی در آخرت ذخیره شود که هیچ چیز از امور دنیا با آن برابری نمی‌کند

و ممکن است وقوع زلزله، هرگاه به صلاح عوام و خواص مردم باشد، در دنیا جلو انداخته شود.[4]»»

 

پانوشتـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

گاهی ما از چیزی بدمان می‌آید درحالی‌که برایمان خوب است و گاهی از چیزی خوشمان می‌آید که برایمان بد است و این خداست که می‌داند و این ماییم که نمی‌دانیم؛

«عَسى‏ أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ عَسى‏ أَنْ تُحِبُّوا شَیْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَکُمْ وَ اللَّهُ یَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ»[5]

 

پاورقیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[1] تدبیر: دیدنِ پشت‌صحنه و عاقبت امور، نه ظاهر آن‌ها.

[2] صلاح: سلامت از فساد و تباهی.

[3] استقامت: همواره در راه بودن، پیمودنِ دائمیِ راه حق.

[4] گویا لرزش زمین اوقات مشخصی دارد که گاهی به‌خاطر مصلحت مردم جلو انداخته می‌شود.

[5] سوره بقره، آیه۲۱۶.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ بهمن ۹۶ ، ۱۲:۰۳
ابوالفضل رهبر