دستوار

در دست عهد دولت او دستوار باد...

دستوار

در دست عهد دولت او دستوار باد...

دستوار

بی قرار ...
راهی ...

طبقه بندی موضوعی

۱۱ مطلب با موضوع «ولیده» ثبت شده است

 

...عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ رَاشِدٍ قَالَ حَدَّثَنِی هِشَامُ بْنُ إِبْرَاهِیمَ‏ أَنَّهُ شَکَا إِلَى أَبِی الْحَسَنِ الرِّضَا ع سُقْمَهُ وَ أَنَّهُ لَا یُولَدُ لَهُ وَلَدٌ فَأَمَرَهُ أَنْ یَرْفَعَ صَوْتَهُ بِالْأَذَانِ فِی مَنْزِلِهِ قَالَ فَفَعَلْتُ فَأَذْهَبَ اللَّهُ عَنِّی سُقْمِی وَ کَثُرَ وُلْدِی قَالَ مُحَمَّدُ بْنُ رَاشِدٍ وَ کُنْتُ دَائِمَ الْعِلَّةِ مَا أَنْفَکُّ مِنْهَا فِی نَفْسِی وَ جَمَاعَةِ خَدَمِی وَ عِیَالِی فَلَمَّا سَمِعْتُ ذَلِکَ مِنْ هِشَامٍ عَمِلْتُ بِهِ فَأَذْهَبَ اللَّهُ عَنِّی وَ عَنْ عِیَالِیَ الْعِلَلَ.

 الکافی، ج‏۳، ص۳۰۸

 

محمدبن‌راشد گوید: هشام‌بن‌ابراهیم برایم نقل کرد که (روزی) از بیماری‌اش و از این‌که بچه‌دار نمی‌شود، نزد امام رضا (علیه‌السلام) شکایت کرد و حضرت به او دستور دادند: «در خانه‌اش، صدایش را به اذان بلند کند.»

هشام گفت: این کار را کردم؛ بیماری‌ام رفع شد و فرزندانم زیاد شدند.

محمدبن‌راشد گوید: خودم نیز دائماً بیمار بودم و بیماری از من، جمعی از خدمتکاران و خانواده‌ام دور نمی‌شد. 

وقتی دستور امام رضا (علیه‌السلام) را از هشام شنیدم، به آن عمل کردم. پس بیماری از خودم و خانواده‌ام دور شد.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ آذر ۹۶ ، ۰۹:۵۴
ابوالفضل رهبر

 

...عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ص أَنَّهُ قَالَ:

«لَا یَزَالُ الْعَبْدُ الْمُؤْمِنُ یُورِثُ‏ أَهْلَ‏ بَیْتِهِ‏ الْعِلْمَ وَ الْأَدَبَ الصَّالِحَ حَتَّى یُدْخِلَهُمُ الْجَنَّةَ جَمِیعاً حَتَّى لَا یَفْقِدَ مِنْهُمْ صَغِیراً وَ لَا کَبِیراً وَ لَا خَادِماً وَ لَا جَاراً وَ لَا یَزَالُ الْعَبْدُ الْعَاصِی یُورِثُ‏ أَهْلَ‏ بَیْتِهِ‏ الْأَدَبَ السَّیِّئَ حَتَّى یُدْخِلَهُمُ النَّارَ جَمِیعاً حَتَّى لَا یَفْقِدَ فِیهَا مِنْ أَهْلِ بَیْتِهِ صَغِیراً وَ لَا کَبِیراً وَ لَا خَادِماً وَ لَا جَاراً.»

 دعائم‌الإسلام، ج‏۱، ص۸۲

 

از امام جعفربن‌محمد صادق (علیه‌السلام) نقل شده‌است که فرمودند:

«همواره بنده‌ی مؤمن برای اهالی خانه‌اش «علم» و «ادب نیکو» به ارث می‌گذارد، تا همه‌شان را وارد بهشت کند و هیچ‌یک را رها نکند؛ نه کوچک را، نه بزرگ را، نه خادم را و نه همسایه را،

و همواره بنده‌ی نافرمان برای اهالی خانه‌اش «ادب زشت» به ارث می‌گذارد، تا همه‌شان را وارد آتش کند و هیچ‌یک را رها نکند؛ نه کوچک را، نه بزرگ را، نه خادم را و نه همسایه را.»

 

پانوشتـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

با خود فکر کردم چه‌طور می‌شود «علم» و «ادب نیکو» را برای دیگران به ارث گذاشت؟

به نظرم رسید؛ ابتدا لازم است خود، به زیور «علم» و «ادب» آراسته گردم تا این دو دارایی گران‌بها، در چشمان اهالی خانه‌ام طلوع کنند و در جان‌هایشان بنشینند.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ مهر ۹۶ ، ۲۳:۲۹
ابوالفضل رهبر

 

...عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:

«لَیْسَ الْقُبْلَةُ عَلَى الْفَمِ إِلَّا لِلزَّوْجَةِ أَوِ الْوَلَدِ الصَّغِیرِ.»

 الکافی، ج‏۲، ص۱۸۶

 

از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده‌است که فرمودند:

«بوسه بر دهان (جایز) نیست، مگر در مورد همسر یا فرزند خردسال.»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ مرداد ۹۶ ، ۰۲:۴۷
ابوالفضل رهبر

 

اهل‌بیت (علیهم‌السلام) ما را به دقت در مورد شیری که نوزاد با آن تغذیه می‌شود، دعوت کرده‌اند.

ایشان علاوه بر این‌که بهترین شیر را شیر مادر دانسته‌اند، هشدارهای دیگری نیز داده‌اند که در زیر نمونه‌هایی از آن‌ها اشاره می‌شود:

 

...عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع:

«انْظُرُوا مَنْ تُرْضِعُ أَوْلَادَکُمْ فَإِنَّ الْوَلَدَ یَشِبُّ عَلَیْهِ.»

 الکافی، ج‏۶، ص۴۴

 

امام صادق از امیر مؤمنان (علیهماالسلام) نقل کرده‌اند:

«توجه کنید که چه زنی به فرزندانتان شیر می‌دهد؛ چراکه فرزند بر (پایه‌ی) همان شیر رشد می‌کند.»

 

 

...عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ کَانَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ص یَقُولُ:

«لَا تَسْتَرْضِعُوا الْحَمْقَاءَ فَإِنَّ اللَّبَنَ یَغْلِبُ الطِّبَاعَ.»

 الکافی، ج‏۶، ص۴۳

 

امام صادق فرموده‌اند: امیر مؤمنان (علیهماالسلام) می‌فرمودند:

«زن احمق را برای شیر دادن (به فرزندانتان) انتخاب نکنید؛ چراکه شیر بر طبع‌ها غلبه می‌کند.»

 

 

...عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ:

«لَبَنُ الْیَهُودِیَّةِ وَ النَّصْرَانِیَّةِ وَ الْمَجُوسِیَّةِ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ لَبَنِ وَلَدِ الزِّنَا.»

 الکافی، ج‏۶، ص۴۳

 

از امام باقر (علیه‌السلام) نقل شده‌است که فرمودند:

«شیر زن یهودی و نصرانی و مجوس، برای من محبوب‌تر است از شیر زنازاده.»

 

 

...عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَرْوَانَ قَالَ قَالَ لِی أَبُو جَعْفَرٍ ع:

«اسْتَرْضِعْ لِوَلَدِکَ بِلَبَنِ الْحِسَانِ وَ إِیَّاکَ وَ الْقِبَاحَ فَإِنَّ اللَّبَنَ قَدْ یُعْدِی.»

 الکافی، ج‏۶، ص۴۴

 

محمدبن‌مروان گوید: امام باقر (علیه‌السلام) به من فرمودند:

«برای شیر دادن به فرزندت، زنان زیبا را انتخاب کن و مبادا زنان زشت را انتخاب کنی؛ چرا که شیر (ویژگی‌ها را) انتقال می‌دهد.»

 

پانوشتــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

هرچند در این زمانه (به دلیل رواج مصرف شیرخشک)، از دایه یا زنان دیگر برای شیر دادن استفاده نمی‌شود، اما این هشدار که برخی خوی‌ها از طریق شیر به فرزند منتقل می‌شود هم‌چنان برقرار است؛

مردان هنگام انتخاب همسر باید توجه داشته‌باشند که علاوه بر انتخاب همسر برای خود، درحال انتخاب مادر برای فرزندشان نیز هستند و ویژگی‌های این مادر خواه‌ناخواه بر فرزندان و نسلشان اثرگذار است.

دختران امروز و مادران فردا نیز باید توجه داشته‌باشند که ویژگی‌های خوب یا بدی که دارند، خواه‌ناخواه به فرزندان و نسل آینده‌شان منتقل خواهد شد، پس باید در رفع عیوب و کسب فضائل کوشا باشند.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ مرداد ۹۶ ، ۱۱:۳۸
ابوالفضل رهبر

 

...عَنْ الرِّضَا ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏:

«لَیْسَ‏ لِلصَّبِیِ‏ لَبَنٌ‏ خَیْرٌ مِنْ‏ لَبَنِ‏ أُمِّهِ.»

 

 عیون‌أخبارالرضا، ج‏۲، ص۳۴

 

امام رضا از رسول خدا ﴿صلوات‌الله‌علیهما﴾ نقل فرموده‌اند:

«هیچ شیری برای کودک، بهتر از شیر مادرش نیست.»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ مرداد ۹۶ ، ۱۱:۳۲
ابوالفضل رهبر

 

قالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ:

«وَ اللَّهِ مَا سَأَلْتُ رَبِّی وَلَداً نَضِیرَ الْوَجْهِ وَ لَا سَأَلْتُ وَلَداً حَسَنَ الْقَامَةِ وَ لَکِنْ سَأَلْتُ‏ رَبِّی‏ وُلْداً مُطِیعِینَ‏ لِلَّهِ‏ خَائِفِینَ وَجِلِینَ مِنْهُ حَتَّى إِذَا نَظَرْتُ إِلَیْهِ وَ هُوَ مُطِیعٌ لِلَّهِ قَرَّتْ بِهِ عَیْنِی‏.»

 مناقب‌آل‌أبی‌طالب، ج‏۳، ص۳۸۰

 

امیر مؤمنان (علیه‌السلام) فرمودند:

«به خدا قسم، من از پروردگارم، نه فرزندی زیبارو خواسته‌ام و نه فرزندی بلندقد،

بلکه از پروردگارم فرزندانی خواسته‌ام که فرمان‌بردار خداوند باشند و از او بترسند؛ تا هرگاه به او نگاه کردم که در حال فرمان‌برداری از خداوند است، چشمم روشن شود (آرامش یابم).»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ مرداد ۹۶ ، ۰۷:۱۴
ابوالفضل رهبر

 
قَالَ رَسولُ اللهِ ص:

«رَحِمَ اللَّهُ عَبْداً أَعَانَ وَلَدَهُ عَلَى بِرِّهِ بِالْإِحْسَانِ إِلَیْهِ وَ التَّأَلُّفِ لَهُ وَ تَعْلِیمِهِ وَ تَأْدِیبِه‏.»

 [مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج‏15، ص169 (به نقل از کتابی خطی، به نام کتاب الاخلاق، تألیف ابوالقاسم کوفی)]

رسول خدا، صلی‌الله‌علیه‌وآله، فرمودند:
«رحمت خدا بر بنده‌ای که فرزندش را (برای رسیدن) به «بِرّ»(خوبی و نیکویی) یاری رساند، با: 
احسان به او، 
و اُنس گرفتن با او، 
و تعلیم او، 
و تأدیب‌اش.»

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
چند نکته پیرامون فرمایش رسول خدا:

الف:

«هدف»، این است که فرزندان‌مان را طوری بار بیاوریم که اهل «بِرّ» باشند.
برای تبیین معنای «بِرّ» به دو آیه از قرآن کریم اشاره می‌شود: 

1- «تا وقتی که از آن‌چه دوست دارید، «انفاق» نکرده‌اید، به «بِرّ» نخواهید رسید و هرآن‌چه انفاق می‌کنید، خداوند به آن داناست.»
 [سوره آل عمران، آیه92]

انفاق، عبارت است از خرج کردن از علم، مهارت، توانایی، مال، جان، آبرو و...، برای نیازمندان. یعنی برای رفع حاجت برادران و خواهران ایمانی‌مان، از امکانات خود، دریغ نکنیم. 

2- ««بِرّ» این نیست که روی‌تان را (مانند مسیحیان) به سمت مشرق و (مانند یهودیان، به سمت) مغرب بگردانید، بلکه (اهلِ) «بِرّ» کسی است که: 
- به خدا و روز قیامت و فرشتگان و کتاب (آسمانی) و پیامبران ایمان آورد،
- داراییِ (خود) را، با آن‌که دوستش دارد، به خویشان، و کودکان پدرمرده، و تهی‌دستانِ (آبرومندی که درخواست کمک نمی‌کنند)، و درراه‌ماندگانی (که نمی‌توانند به وطن بازگردند)، و فقرایی که درخواستِ (کمک) می‌کنند، و در راهِ آزاد کردنِ بندگان، بدهد، 
- و نماز را بر پا دارد، 
- و زکات (اعم از زکات مال و جان و علم و...) را بپردازد،
- و آنان که به عهدشان وفا کنند، 
- و در فقر و بیماری و جنگ، صبور باشند. 
اینان، کسانی‌اند که راست می‌گویند و هم‌اینان هستند که پرهیزکارند.»
 [سوره بقره، آیه177]

این، «غایتِ» تربیتِ فرزند است و تکلیفی است که بر عهده‌ی والدین گذاشته شده.

ب:

رسول خدا در بخش دوم حدیث، «ابزار»ی برای رسیدن به این هدف معرفی می‌نمایند: 

1) «احسان»: نیکیِ سرشار به کسی، بدون اینکه او اظهار نیاز کند و پیش از آن که به سختی بیفتد
2)) «تألُّف»: هم‌نشینی، نرم‌خویی و مدارا، اُنس گرفتن
3) «تعلیم»: آموختن دانش، به مرور و به صورت تدریجی (نه به صورت دفعی و افراطی، که موجب تراکمِ مُمِلّ و مُخِلِّ دانش گردد)
4) «تأدیب»: آموختنِ آداب و اخلاق، تربیت، تنبیه («تأدیب» نیز مانند «تعلیم» از باب تفعیل است، به همین خاطر، این ادب کردن باید به مرور و تدریجی باشد، و نه دفعی و افراطی.)

از این «ابزار» باید برای رسیدن به «هدف» تربیت فرزند (رساندن به «برّ»)، یاری جست.

ج:

حضرت فرموده‌اند «أَعَانَ؛ یاری رساند»، پس والدین که دارای نقش مربی‌گری هستند، تنها می‌توانند به فرزندانشان «یاری» رسانند تا خود مسیر را طی کنند. نباید و نمی‌توانند آن‌ها را به اجبار به هدف برسانند.


حال، با توجه به واژه‌های معناشده، حدیث را دوباره، و با دقت، مطالعه کرده و به کار بندیم...
___________________________

پانوشت: 
خود نیز اگر می‌خواهیم به «بِرّ» برسیم و آدم خوبی شویم، باید از همین نقطه آغاز کنیم؛ 
(مطابق آیه92 سوره آل‌عمران:) از «آن‌چه دوست داریم»، «انفاق» کنیم، نه از اضافاتی که به آن‌ها نیازی نیست و از چشم افتاده‌اند. 
در بذل علم و تجربه و خدمت و مهارت و جان و آبرو، خود را به سختی بیاندازیم، نه این‌که اگر برای‌مان راحت و کم‌دردسر بود، انجام دهیم و اگر سخت و پرهزینه بود، دست رد بزنیم.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ آبان ۹۴ ، ۰۰:۲۵
ابوالفضل رهبر

غروب یک روز تابستانی، تهِ یک خیابانِ سوت و کور، جایی که می‌شد مطمئن بود آشنایی عبور نمی‌کند، سیگار دوم را روشن کردم و با هیجان چند پُک زدم. نگاهی به جیب پیراهنم انداختم. پنج‌شش نخِ دیگر داشتم.

صبح آن روز با پدربزرگم به باغش که خارج شهر بود، رفته بودم. از بچه‌گی او را دوست داشتم. اصولاً به‌خلاف هم‌سن‌وسال‌هایم دوست داشتم کنار مُسن‌ترها بنشینم و از خاطرات و تجربیاتشان بچشم.

باغ پدربزرگم علاوه بر باغبانِ مهربانش، امتیازات دیگری هم داشت؛ یک استخر کوچک، درختان میوه و بوته‌های خیاری که بویشان مستت می‌کرد.

پدربزرگم سیگاری بود و به رسم پیش‌کسوتان، «شیراز» می‌کشید و گاه «بهمن». همیشه توی انبار باغش یک کارتن سیگار داشت و با خیال راحت، از صبح تا شب یکی‌دو بسته دود می‌کرد.

نوجوان بودم، و پیرمردی که جلوی باغش، روی یک تخت چوبی، به متکا لم می‌داد و آتش‌به‌آتش سیگار می‌کشید، به چشمم بزرگ می‌نمود. از این حالتش خوشم می‌آمد. اصلاً شاید علت سیگاری شدن دایی کوچکم هم همین بود.

آن روز دیگر طاقت نیاوردم. میان چرت‌های بعدازظهرش، به انبار رفتم. دو سه نخ برداشتم و خودم را به ته باغ رساندم. یکی روشن کردم و چند پک زدم و سرفه و... احساس کردم پدربزرگم بیدار شده. سریع انداختمش زمین و آمدم جلوی باغ.

هنوز خواب بود. دوباره برگشتم. یکی دیگر روشن کردم و این‌بار با خیالی راحت‌تر کشیدم... و خوشم آمد. نه از بوی گندش، که از دود سحرانگیز و از این حالتش. از این که مثل بزرگترها شده بودم، مثل پدربزرگم.

این شد که موقع برگشت، وقتی پیرمرد مشغول چیدن میوه و بادمجان در کیسه بود، دوباره به انبار رفتم و چند تا دیگر از کارتن برداشتم. آن چند تا در میان آن همه، گم بود و مطمئن بودم که متوجه نخواهد شد.

از راه کسل‌کننده‌ی همیشه‌گی، به خانه برگشتیم. به بهانه‌ای زدم بیرون. رفتم به ته همان خیابان که گفتم، و اولی و دومی...

در میانه‌ی دومی بودم که فکری مزاحم شد. از همان دور به صورتم خَنج می‌کشید. بعد نزدیک و نزدیک تر شد. جلویم ایستاد. مچ دستم را گرفت. نگاهم افتاد به دستم و به آتش سرخی که از میان دودها سو سو می‌زد. آن‌قدر مچم را فشار داد که سیگار از دستم افتاد. بعد دست تسلیم شده ام را در جیب پیراهنم فرو کرد. همه‌شان را در آوردم. خُرد کردم و گوشه‌ای ریختم.

آن فکر مزاحم، حرف پدرم بود که در یک جای‌گاه مناسب زده شده بود؛ در جایِ مناسب و در گاهِ مناسب.

کوچک‌تر که بودم، وقتی مردی مچاله‌شده‌ازمواد را دیدم، و وقتی از آن حالتش منزجر شدم، گفته بود: «بابا! اینا همه‌ش از سیگار شروع می‌شه. هیچ معتادی نیست که از سیگار شروع نکرده باشه. مقدمه‌ش همین لامصبه!»
این‌ها را با لحنی دلسوزانه و مخلصانه گفت.

این بود، که سال‌ها بعد، مرا به فکر انداخت و آینده‌ی منزجر کننده‌ام را به چشمم آورد.
این شد که سبک‌سنگین کردم و تصمیم گرفتم دیگر نکشم.


حواسمان باشد که به بچه‌هامان چه می‌گوییم و چه‌گونه می‌گوییم و در چه جای‌گاهی می‌گوییم.

این حرف‌ها، چه خوب و چه بد، در ذهنشان هکّ می‌شوند و در بزن‌گاه‌ها به سراغشان می‌روند.
______________________________________

پانوشت: سیگاری‌ها هم حواسشان باشد که ممکن است با هر سیگارشان، آینده‌ی کودکی را نیز دود کنند!

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ شهریور ۹۴ ، ۰۴:۳۰
ابوالفضل رهبر

ریحانه خانم، امروز:

"ماماان! «جوش» یه جور حیوونه؟ میاد می­زنه، می­ره؟"

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ دی ۹۲ ، ۲۲:۰۰
ابوالفضل رهبر

نمی دانم چه می شود مادر بچه ها امر می کند به گرفتن عکس یادگاری از دخترانش.

«مطهره خانم» فرصت را غنیمت شمرده، گلدانی با گلهای صورتی را با بلوزش سِت می کند.

غـیـرتِ «ریحانه خانم» گل می کند و همان طور که در تصویر ملاحظه می فرمائید ... بـــــله ...

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ آبان ۹۲ ، ۰۶:۲۳
ابوالفضل رهبر