دستوار

در دست عهد دولت او دستوار باد...

دستوار

در دست عهد دولت او دستوار باد...

دستوار

بی قرار ...
راهی ...

طبقه بندی موضوعی

۱۱۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «حدیث» ثبت شده است

 

...عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَی عَنِ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع قَالَ:

«کانَ فِیمَا أَوْصَی بِهِ لُقْمَانُ ابْنَهُ نَاتَانَ أَنْ قَالَ لَهُ: یا بُنَی لِیکنْ مِمَّا تَتَسَلَّحُ بِهِ عَلَی عَدُوِّک فَتَصْرَعُهُ الْمُمَاسَحَةُ وَ إِعْلَانُ الرِّضَا عَنْهُ وَ لَا تُزَاوِلْهُ بِالْمُجَانَبَةِ فَیبْدُوَ لَهُ مَا فِی نَفْسِک فَیتَأَهَّبَ لَک.»

 الأمالی (للصدوق)، ص۶۶۸

 

از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده است:

«از جمله سفارش‌های لقمان به پسرش ناتان، این بود که به او گفت:

پسرم! از جمله راه‌کارهایی که باید با آن در برابر دشمنت مسلّح شوی تا بتوانی او را زمین بزنی، این است:

او را با چرب‌زبانی فریب دهی، علناً از او ابراز رضایت کنی، و با کناره‌گیری، از او دور نشوی؛

چرا که این‌گونه او را از خواسته دلت آگاه می‌کنی و در برابر خودت آماده‌اش می‌سازی.»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ آذر ۹۷ ، ۲۳:۳۲
ابوالفضل رهبر

 

پیش‌تر نیز مطلبی با این عنوان منتشر شده بود. آن‌جا نیز عرض شد که گاهی وقتی روایتی نقل می‌شود که به نظرمان عجیب می‌آید، خیلی راحت آن را رد می‌کنیم؛ مثلاً می‌گوییم: «لابد ساختگی است» یا «امام نمی‌تواند چنین حرفی زده باشد» یا...

حدیث زیر نیز تأکیدی است بر این مسأله است که این‌قدر راحت نظر دادن، و جعلی و غلط خواندنِ روایات، صحیح نیست...

 

...عَنْ جَابِرٍ قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص:

«إِنَّ حَدِیثَ آلِ مُحَمَّدٍ صَعْبٌ مُسْتَصْعَبٌ لَا یُؤْمِنُ بِهِ إِلَّا مَلَکٌ مُقَرَّبٌ أَوْ نَبِیٌّ مُرْسَلٌ أَوْ عَبْدٌ امْتَحَنَ اللَّهُ قَلْبَهُ لِلْإِیمَانِ فَمَا وَرَدَ عَلَیْکُمْ مِنْ حَدِیثِ آلِ مُحَمَّدٍ ص فَلَانَتْ لَهُ قُلُوبُکُمْ وَ عَرَفْتُمُوهُ فَاقْبَلُوهُ وَ مَا اشْمَأَزَّتْ مِنْهُ قُلُوبُکُمْ وَ أَنْکَرْتُمُوهُ فَرُدُّوهُ‏ إِلَى‏ اللَّهِ‏ وَ إِلَى‏ الرَّسُولِ‏ وَ إِلَى الْعَالِمِ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ وَ إِنَّمَا الْهَالِکُ أَنْ یُحَدِّثَ أَحَدُکُمْ بِشَیْ‏ءٍ مِنْهُ لَا یَحْتَمِلُهُ فَیَقُولَ وَ اللَّهِ مَا کَانَ هَذَا وَ اللَّهِ مَا کَانَ هَذَا وَ الْإِنْکَارُ هُوَ الْکُفْرُ.»

 الکافی، ج‏۱، ص۴۰۱

 

از امام باقر از رسول خدا (صلوات‌الله‌علیهما) نقل شده است:

«به‌راستی‌که حدیث آل‌محمد (صلوات‌الله‌علیهم)، هم فهمیدنشان سخت است و هم پذیرفتن و عمل به آن‌ها. هیچ‌کس به آن ایمان نمی‌آورد، به‌جز فرشته‌ای که مقرّب باشد، یا پیامبری که مرسل باشد، یا بنده‌ای که خداوند قلبش را برای ایمان آزموده باشد.

پس اگر حدیثی از آل‌محمد (صلوات‌الله‌علیهم) به شما رسید که دل‌هایتان با آن سازگار بود و (صحتِ) آن را می‌شناختید، قبولش کنید و حدیثی که برای دل‌هایتان ناسازگار و ناخوشایند بود، آن را (جعلی و غلط ندانید، بلکه) به خدا و رسول خدا و عالمی از آل‌محمد (ائمه اطهار علیهم‌السلام) برگردانید.

هلاک‌شونده، کسی است که یکی از شما برایش حدیثی نقل کند که تحملِ (پذیرش یا عمل به) آن را نداشته باشد و به‌همین‌خاطر بگوید: "به‌خداقسم چنین نیست، به‌خداقسم چنین نیست." درحالی‌که انکارِ (چیزی که از آن اطلاع ندارید)، همان کفر است.»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ آذر ۹۷ ، ۲۱:۰۹
ابوالفضل رهبر

 

شاید برای شما هم اتفاق افتاده باشد که به «اجبار» یا به خاطر «رودربایستی» یا – خدای ناکرده – از روی «طمع»، دست به کاری بزنید یا مسؤولیتی را بپذیرید که از همان ابتدا می‌دانید یا بعداً متوجه می‌شوید که: «توانش را ندارید».

 

...عَنْ دَاوُدَ الرَّقِّیِ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ: «لَا یَنْبَغِی لِلْمُؤْمِنِ‏ أَنْ‏ یُذِلَ‏ نَفْسَهُ‏.» قِیلَ لَهُ: وَ کَیْفَ یُذِلُّ نَفْسَهُ؟ قَالَ: «یَتَعَرَّضُ لِمَا لَا یُطِیقُ.»

 الکافی، ج‏۵، ص۶۴

 

از داود رِقّی نقل شده است که گفت:

از امام صادق (علیه‌السلام) شنیدم که می‌فرمودند:

«شایسته نیست که مؤمن خود را ذلیل کند.»

از ایشان سؤال شد:

چگونه خود را ذلیل می‌کند؟

حضرت فرمودند:

«دست به کاری می‌زند که توانش را ندارد.»

 

 

 

...عَنْ مُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع: «لَا یَنْبَغِی لِلْمُؤْمِنِ أَنْ یُذِلَّ نَفْسَهُ.» قُلْتُ: بِمَا یُذِلُّ نَفْسَهُ؟ قَالَ: «یَدْخُلُ فِیمَا یَتَعَذَّرُ مِنْهُ.»

 الکافی، ج‏۵، ص۶۴

 

از مفضل بن عُمر نیز نقل شده است که گفت:

امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند:

«شایسته نیست که مؤمن خود را ذلیل کند.»

عرض کردم:

چگونه خود را ذلیل می‌کند؟

حضرت فرمودند:

«در کاری وارد می‌شود که توان تحمل دشواری‌اش را ندارد.»

 

پانوشتـــــــــــــــــــــــــــ

اگر فقط خودمان را مهم می‌دانیم و آسیبی که به مال و جان دیگران وارد می‌شود برایمان مهم نیست، لااقل برای حفظ عزت و آبروی خود هم که شده، هروقت فهمیدیم توان کاری را نداریم، دست از آن بکشیم و راه را برای افراد توانا باز کنیم.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ آذر ۹۷ ، ۲۱:۰۶
ابوالفضل رهبر

 

...عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:

«إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى فَوَّضَ إِلَى الْمُؤْمِنِ کُلَّ شَیْ‏ءٍ إِلَّا إِذْلَالَ نَفْسِهِ.»

 الکافی، ج‏۵، ص۶۳

 

از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده است:

«به‌راستی که خداوند (تبارک‌وتعالی) همه‌چیز را به مؤمن واگذار کرده است، جزاین‌که خود را ذلیل کند.»

 

 

 

...عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الْأَحْمَسِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:

«إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَوَّضَ إِلَى الْمُؤْمِنِ أُمُورَهُ کُلَّهَا وَ لَمْ یُفَوِّضْ إِلَیْهِ أَنْ یَکُونَ ذَلِیلًا أَ مَا تَسْمَعُ قَوْلَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ «وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِینَ» فَالْمُؤْمِنُ یَکُونُ عَزِیزاً وَ لَا یَکُونُ ذَلِیلًا.» ثُمَّ قَالَ: «إِنَّ الْمُؤْمِنَ أَعَزُّ مِنَ الْجَبَلِ إِنَّ الْجَبَلَ یُسْتَقَلُّ مِنْهُ بِالْمَعَاوِلِ وَ الْمُؤْمِنَ لَا یُسْتَقَلُ مِنْ دِینِهِ شَیْ‏ءٌ.»

 الکافی، ج‏۵، ص۶۳

 

از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده است:

«به‌راستی که خداوند (عزّوجلّ) همه امور مؤمن را به خودش واگذار کرده است، اما هرگز این اختیار را به او نداده است که ذلیل باشد.

مگر سخن خداوند (عزّوجلّ) را نشنیده‌ای که می‌فرماید:

«وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِینَ»؛ «عزت، فقط برای خداست و برای رسولش و برای مؤمنان.» (منافقون:۸)»

پس مؤمن عزیز است، نه ذلیل.»

حضرت سپس فرمودند:

«مؤمن، از کوه عزیزتر است؛ چراکه کوه با تیشه تراشیده می‌شود، اما از دینِ مؤمن چیزی کاسته نمی‌گردد.»

 

پانوشتـــــــــــــــــــــــــــ

گوهر معنایی عزت عبارت است از: استحکام و قدرت، بر برابر زور و فشار.

گوهر معنایی ذلت نیز عبارت است از: سستی و ضعف، در برابر زور و فشار.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ آذر ۹۷ ، ۰۲:۱۶
ابوالفضل رهبر

 

...عَنِ الزُّهْرِیِّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ ص قَالَ:

«إِذَا أَخَذْتَ‏ أَسِیراً فَعَجَزَ عَنِ الْمَشْیِ وَ لَیْسَ مَعَکَ مَحْمِلٌ فَأَرْسِلْهُ وَ لَا تَقْتُلْهُ فَإِنَّکَ لَا تَدْرِی مَا حُکْمُ الْإِمَامِ فِیهِ.»

 الکافی، ج‏۵، ص۳۵

 

از شِهاب زُهری نقل شده است که امام سجاد (علیه‌السلام) فرمودند:

«هرگاه اسیری گرفتی که نمی‌توانست راه برود و تو نیز کجاوه‌ای نداشتی (که او را سوار کنی)، رهایش کن و او را نکش؛

چراکه تو نمی‌دانی حکم امام درباره او چیست.»

 

 

 

...عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:

«إِطْعَامُ الْأَسِیرِ حَقٌّ عَلَى مَنْ أَسَرَهُ وَ إِنْ کَانَ یُرَادُ مِنَ الْغَدِ قَتْلُهُ فَإِنَّهُ یَنْبَغِی أَنْ یُطْعَمَ وَ یُسْقَى وَ [یُظَلَ‏] وَ یُرْفَقَ بِهِ کَافِراً کَانَ أَوْ غَیْرَهُ.»

 الکافی، ج‏۵، ص۳۵

 

از زراره نقل شده است که امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند:

«غذا دادن به اسیر، حقی است که به گردن کسی است که او را به اسارت در آورده، حتی اگر بنا باشد فردای آن روز کشته شود.

بنابراین لازم است به اسیر غذا داده شود و سیرآب شود و با او مدارا شود، چه کافر باشد و چه غیر کافر.»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ آذر ۹۷ ، ۰۲:۰۷
ابوالفضل رهبر

 

...عَنْ مِسْمَعِ بْنِ عَبْدِ الْمَلِکِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:

«لَمَّا بَعَثَ رَسُولُ اللَّهِ ص بِبَرَاءَةَ مَعَ عَلِیٍّ ع بَعَثَ مَعَهُ أُنَاساً وَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مَنِ اسْتَأْسَرَ مِنْ غَیْرِ جِرَاحَةٍ مُثْقِلَةٍ فَلَیْسَ مِنَّا.»

 الکافی، ج‏۵، ص۳۴

 

از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده است:

«وقتی رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) حکم برائت از مشرکین را توسط امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) (به مکه) فرستادند، گروهی را نیز با ایشان همراه کردند.

(آن‌گاه) رسول خدا (به آن‌ها) فرمودند:

«هرکس بدون این‌که جراحتِ سنگینی بردارد، اسیر شود، از ما نیست.»»

 

 

 

...عَنِ السَّکُونِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ ع قَالَ:

«مَنِ اسْتَأْسَرَ مِنْ غَیْرِ جِرَاحَةٍ مُثْقِلَةٍ فَلَا یُفْدَى مِنْ بَیْتِ الْمَالِ وَ لَکِنْ یُفْدَى مِنْ مَالِهِ إِنْ أَحَبَّ أَهْلُهُ.»

 الکافی، ج‏۵، ص۳۴

 

از امام صادق از امیرالمؤمنین (علیهماالسلام) نقل شده است:

«هرکس بدون این‌که جراحتِ سنگینی بردارد، اسیر شود، برای آزاد کردنش نباید از بیت‌المال هزینه کرد، بلکه اگر خانواده‌اش دوست داشتند، باید از اموال خودش هزینه شود.»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ آذر ۹۷ ، ۰۲:۰۳
ابوالفضل رهبر

 

...عَنْ أَبِی حَمْزَةَ الثُّمَالِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:

«کَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِذَا أَرَادَ أَنْ یَبْعَثَ سَرِیَّةً دَعَاهُمْ فَأَجْلَسَهُمْ بَیْنَ یَدَیْهِ ثُمَّ یَقُولُ سِیرُوا بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ عَلَى مِلَّةِ رَسُولِ اللَّهِ لَا تَغُلُّوا وَ لَا تُمَثِّلُوا وَ لَا تَغْدِرُوا وَ لَا تَقْتُلُوا شَیْخاً فَانِیاً وَ لَا صَبِیّاً وَ لَا امْرَأَةً وَ لَا تَقْطَعُوا شَجَراً إِلَّا أَنْ تُضْطَرُّوا إِلَیْهَا وَ أَیُّمَا رَجُلٍ مِنْ أَدْنَى الْمُسْلِمِینَ أَوْ أَفْضَلِهِمْ نَظَرَ إِلَى رَجُلٍ مِنَ الْمُشْرِکِینَ فَهُوَ جَارٌ حَتَّى یَسْمَعَ کَلامَ اللَّهِ‏ فَإِنْ تَبِعَکُمْ فَأَخُوکُمْ فِی الدِّینِ وَ إِنْ أَبَى فَأَبْلِغُوهُ مَأْمَنَهُ وَ اسْتَعِینُوا بِاللَّهِ عَلَیْهِ.»

 الکافی، ج‏۵، ص۲۷

 

از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده است:

«رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) هرگاه می‌خواستند گروهی را برای جنگ بفرستند، آن‌ها را فرا می‌خواندند، مقابل خود می‌نشاندند و می‌فرمودند:

«با نام خدا، با کمک خدا، در راه خدا و بر اساس سیره و روش رسول خدا حرکت کنید.

از حدود تجاوز نکنید.

آزار و شکنجه نکنید.

پیمان‌شکنی نکنید.

پیران فرتوت و کودکان و زنان را نکشید.

درختی را قطع نکنید مگراین‌که چاره‌ای نداشته باشید.

اگر یکی از مسلمانان – چه از افراد سطح پایین باشد و چه از برترین افراد – به یکی از مشرکین نظر داشت (که در امان باشد)، آن مشرک در امان است، تاوقتی‌که کلام خداوند را بشنود؛ آن‌وقت اگر تبعیت کرد، که برادر دینی‌تان خواهد بود و اگر نپذیرفت، او را به مکانی امن برسانید و از خدا بخواهید او را یاری رساند.»»

 

پانوشتــــــــــــــــــــــــــ

آیا رفتاری که بسیاری مدعیان سنت در جنگ‌ها از خود بروز می‌دهند، با سنت نبوی مناسبتی دارد؟

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ آذر ۹۷ ، ۲۲:۳۲
ابوالفضل رهبر

 

...عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: «لَقِیَ عَبَّادٌ الْبَصْرِیُ عَلِیَّ بْنَ الْحُسَیْنِ ص فِی طَرِیقِ مَکَّةَ فَقَالَ لَهُ یَا عَلِیَّ بْنَ الْحُسَیْنِ تَرَکْتَ الْجِهَادَ وَ صُعُوبَتَهُ وَ أَقْبَلْتَ عَلَى الْحَجِّ وَ لِینَتِهِ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ: «إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى‏ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ یُقاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَیَقْتُلُونَ وَ یُقْتَلُونَ وَعْداً عَلَیْهِ حَقًّا فِی التَّوْراةِ وَ الْإِنْجِیلِ وَ الْقُرْآنِ وَ مَنْ أَوْفى‏ بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَیْعِکُمُ الَّذِی بایَعْتُمْ بِهِ وَ ذلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ» فَقَالَ لَهُ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ ع: «أَتِمَ‏ الْآیَةَ.» فَقَالَ: «التَّائِبُونَ‏ الْعابِدُونَ الْحامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاکِعُونَ السَّاجِدُونَ الْآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّاهُونَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ الْحافِظُونَ لِحُدُودِ اللَّهِ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ» فَقَالَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ ع: «إِذَا رَأَیْنَا هَؤُلَاءِ الَّذِینَ هَذِهِ صِفَتُهُمْ فَالْجِهَادُ مَعَهُمْ أَفْضَلُ مِنَ الْحَجِّ.»»

 الکافی، ج‏۵، ص۲۲

 

از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده است:

«عَبّاد بصری[1] در راه مکه امام سجاد (علیه‌السلام) را دید و به ایشان گفت:

ای علی بن الحسین! جهاد و سختی‌هایش را رها کرده‌ای و به حج و راحتی‌هایش روی آورده‌ای؟ خداوند (عزّوجلّ) می‌فرماید:

«به‌راستی‌که خداوند جان و مال مؤمنان را در ازای بهشت از آن‌ها می‌خرد. آن‌ها در راه خدا می‌کشند و کشته می‌شوند. این وعده‌ای حق است بر عهده‌ی خداوند، در تورات و انجیل و قرآن. چه کسی بیش از خداوند به عهدش وفادار است؟ پس شادمان باشید، به‌خاطر معامله‌ای که انجام داده‌اید. این، همان رستگاری بزرگ است.» (توبه:۱۱۱)

امام سجاد (علیه‌السلام) به او فرمودند:

«آیه را کامل کن!»

آن‌گاه (آیه بعد را تلاوت) فرمودند:

«(این مؤمنان) کسانی‌اند که توبه‌کننده و عابد و ستایش‌کننده و حمدکننده و روزه‌گیرنده و رکوع‌کننده و سجده‌کننده و امربه‌معروف‌کننده و نهی‌ازمنکرکننده و محافظت‌کننده از حدود الهی هستند. به این مؤمنان بشارت بده.» (توبه:۱۱۲)

سپس فرمودند:

«هروقت ما افرادی را ببینیم که این ویژگی‌ها را داشته باشند، جهاد به‌همراه این افراد از حج برتر خواهد بود.»[2]»

 

پانوشتـــــــــــــــــــــــــــــ

[1] ظاهراً منظور، عَبّاد بن کثیر بصری است که از صوفیان و عابدان معروف مکه بوده است. لابد او حضرت زین‌العابدین (علیه‌السلام) را در عبادت رقیب خود می‌دیده و می‌خواسته طعنه‌ای به ایشان زده باشد.

[2] کنایه به حاکمان غاصب و کارگزارانِ بی‌صفتِ بنی‌امیه.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ آذر ۹۷ ، ۲۲:۲۷
ابوالفضل رهبر

 

...عَنْ أَبِی سَعِیدٍ عَقِیصَا قَالَ: لَمَّا صَالَحَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِیٍّ ع مُعَاوِیَةَ بْنَ أَبِی سُفْیَانَ دَخَلَ عَلَیْهِ النَّاسُ فَلَامَهُ بَعْضُهُمْ عَلَى بَیْعَتِهِ فَقَالَ ع: «وَیْحَکُمْ مَا تَدْرُونَ مَا عَمِلْتُ وَ اللَّهِ الَّذِی عَمِلْتُ خَیْرٌ لِشِیعَتِی مِمَّا طَلَعَتْ عَلَیْهِ الشَّمْسُ أَوْ غَرَبَتْ أَ لَا تَعْلَمُونَ أَنَّنِی إِمَامُکُمْ مُفْتَرَضُ الطَّاعَةِ عَلَیْکُمْ وَ أَحَدُ سَیِّدَیْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ بِنَصٍّ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ ص عَلَیّ؟»َ قَالُوا: بَلَى. قَالَ: «أَ مَا عَلِمْتُمْ أَنَّ الْخَضِرَ ع لَمَّا خَرَقَ السَّفِینَةَ وَ أَقَامَ الْجِدَارَ وَ قَتَلَ الْغُلَامَ کَانَ ذَلِکَ سَخَطاً لِمُوسَى بْنِ عِمْرَانَ إِذْ خَفِیَ عَلَیْهِ وَجْهُ الْحِکْمَةِ فِی ذَلِکَ وَ کَانَ ذَلِکَ عِنْدَ اللَّهِ تَعَالَى ذِکْرُهُ حِکْمَةً وَ صَوَاباً أَ مَا عَلِمْتُمْ‏ أَنَّهُ‏ مَا مِنَّا أَحَدٌ إِلَّا وَ یَقَعُ‏ فِی عُنُقِهِ بَیْعَةٌ لِطَاغِیَةِ زَمَانِهِ إِلَّا الْقَائِمُ الَّذِی یُصَلِّی رُوحُ اللَّهِ عِیسَى ابْنُ مَرْیَمَ ع خَلْفَهُ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یُخْفِی وِلَادَتَهُ وَ یُغَیِّبُ شَخْصَهُ لِئَلَّا یَکُونَ لِأَحَدٍ فِی عُنُقِهِ بَیْعَةٌ إِذَا خَرَجَ ذَلِکَ التَّاسِعُ مِنْ وُلْدِ أَخِی الْحُسَیْنِ ابْنِ سَیِّدَةِ الْإِمَاءِ یُطِیلُ اللَّهُ عُمُرَهُ فِی غَیْبَتِهِ ثُمَّ یُظْهِرُهُ بِقُدْرَتِهِ فِی صُورَةِ شَابٍّ دُونَ أَرْبَعِینَ سَنَةً ذَلِکَ لِیُعْلَمَ‏ أَنَّ اللَّهَ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ.»

 کمال‌الدین‌وتمام‌النعمة، ج‏۱، ص۳۱۶

 

از ابوسعید عقیصا نقل شده است که گفت:

زمانی که امام حسن بن علی (علیهماالسلام) با معاویه بن ابی‌سفیان (علیهمااللعنة) صلح کردند، مردم نزد حضرت آمدند و ایشان را به‌خاطر بیعتشان (با معاویه) ملامت کردند.

امام حسن (علیه‌السلام) فرمودند:

«وای بر شما! شما آن‌چه من می‌دانم را درک نمی‌کنید. به خدا قسم، کاری که من کردم، برای شیعیانم بهتر است از هرآن‌چه که خورشید بر آن طلوع نموده و غروب کرده.

مگر شما نمی‌دانید که من امام شما هستم و اطاعت من بر شما واجب است؟ مگر نمی‌دانید که من، به فرموده رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله)، یکی از دو سرور جوانان اهل بهشت هستم؟»

مردم گفتند:

بله.

حضرت فرمودند:

«مگر نمی‌دانید که حضرت خِضر (علیه‌السلام) زمانی که آن کشتی را سوراخ کرد و آن دیوار را از نو ساخت و آن پسربچه را کُشت، این کارهایش موجب خشم موسی بن عمران (علیه‌السلام) شد؟

چراکه حکمت این کارها بر حضرت موسی پوشیده بود، درحالی‌که این کارها نزد خداوند (تعالی‌ذکره) حکمت و حقیقتی داشته‌اند.

مگر نمی‌دانید که هیچ‌یک از ما (اهل‌بیت) نیست،‌ مگراین‌که یبعتِ طاغوتِ زمانه‌اش به گردنش است، به‌جز آن قائمی (عجل‌الله‌تعالی) که عیسی بن مریم (علیهما‌السلام) پشت‌سر او نماز می‌خواند.

به‌همین‌خاطر است که خداوند (عزّوجلّ) ولادتش را مخفی می‌نماید و شخصش را غایب می‌کند تا هیچ بیعتی به گردنش نباشد.

هرگاه آن فرزند نهم از نوادگان برادرم امام حسین (علیه‌السلام) به امامت برسد، خداوند عمرش را در زمان غیبتش طولانی می‌گرداند، سپس با قدرتش او را به شکل جوانی زیرِ چهل‌ساله ظاهر می‌نماید، تا معلوم شود خداوند بر هر کاری تواناست.»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ آذر ۹۷ ، ۲۲:۲۳
ابوالفضل رهبر

 

...عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بُکَیْرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ فِی حَدِیثٍ طَوِیلٍ:

«...وَ إِنَّهُ لَعَنْ یَمِینِ الْعَرْشِ‏ مُتَعَلِّقٌ‏ بِهِ یَقُولُ یَا رَبِّ أَنْجِزْ لِی مَا وَعَدْتَنِی وَ إِنَّهُ لَیَنْظُرُ إِلَى زُوَّارِهِ وَ إِنَّهُ أَعْرَفُ بِهِمْ وَ بِأَسْمَائِهِمْ وَ أَسْمَاءِ آبَائِهِمْ وَ مَا فِی رِحَالِهِمْ مِنْ أَحَدِهِمْ بِوُلْدِهِ وَ إِنَّهُ لَیَنْظُرُ إِلَى مَنْ یَبْکِیهِ فَیَسْتَغْفِرُ لَهُ وَ یَسْأَلُ أَبَاهُ الِاسْتِغْفَارَ لَهُ وَ یَقُولُ أَیُّهَا الْبَاکِی لَوْ عَلِمْتَ مَا أَعَدَّ اللَّهُ لَکَ لَفَرِحْتَ أَکْثَرَ مِمَّا حَزِنْتَ...»

 کامل‌الزیارات، ص۱۰۳

 

از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده است که در ضمن حدیثی طولانی فرموده‌اند:

«...به‌راستی که امام حسین (علیه‌السلام) از جانب راست عرش، به آن معلّق است. می‌فرماید:

«پروردگارا! وعده‌ای که به من داده‌ای را عملی ساز. آن‌گاه به زائرانشان نگاه می‌اندازند.»

ایشان زائرانشان، نام آن‌ها را، نام پدرانشان را و آن‌چه در خورجین‌هایشان است را بهتر از فرزندانشان می‌شناسند.

بعد نگاه می‌کنند به کسی که برای ایشان گریه می‌کند، پس برایش طلب مغفرت می‌کنند و از پدرشان (امیرالمؤمنین علیه‌السلام) نیز می‌خواهند برای او طلب مغفرت کنند.

بعد به او می‌فرمایند:

«ای گریه‌کن! اگر می‌دانستی که خداوند چه پاداشی برایت آماده کرده است، شادی‌ات بیش از حزنت می‌بود...»»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ آذر ۹۷ ، ۲۲:۲۰
ابوالفضل رهبر