دستوار

در دست عهد دولت او دستوار باد...

دستوار

در دست عهد دولت او دستوار باد...

دستوار

بی قرار ...
راهی ...

طبقه بندی موضوعی

 ️

همان‌طور که می‌دانید پس از خواندن یا شنیدن چهار آیه از قرآن، واجب است فوراً به سجده رویم؛

آیه۱۵ سوره سجده، آیه۳۷ سوره فصلت، آیه۶۲ سوره نجم و آیه۱۹ سوره علق.

 

هرچند به فتوای مراجع، صِرف انجام سجده کافی است و گفتن ذکر لازم نیست، اما امام صادق (علیه‌السلام) ذکری را توصیه فرموده‌اند:

 

...عَنْ أَبِی عُبَیْدَةَ الْحَذَّاءِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:

«إِذَا قَرَأَ أَحَدُکُمُ‏ السَّجْدَةَ مِنَ‏ الْعَزَائِمِ‏ فَلْیَقُلْ فِی سُجُودِهِ: «سَجَدْتُ لَکَ تَعَبُّداً وَ رِقّاً لَا مُسْتَکْبِراً عَنْ عِبَادَتِکَ وَ لَا مُسْتَنْکِفاً وَ لَا مُتَعَظِّماً بَلْ أَنَا عَبْدٌ ذَلِیلٌ خَائِفٌ مُسْتَجِیرٌ.»»

 الکافی، ج۳، ص۳۲۸

 

از ایشان نقل شده است:

«هرگاه یکی از شما آیه سجده‌داری را قرائت کرد، در سجده‌اش بگوید:

«سَجَدْتُ لَکَ تَعَبُّداً وَ رِقّاً، لَا مُسْتَکْبِراً عَنْ عِبَادَتِکَ وَ لَا مُسْتَنْکِفاً وَ لَا مُتَعَظِّماً، بَلْ أَنَا عَبْدٌ ذَلِیلٌ خَائِفٌ مُسْتَجِیرٌ.»»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ مهر ۹۷ ، ۲۳:۳۸
ابوالفضل رهبر

 

...عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع: عَلَى الْإِمَامِ أَنْ یُسْمِعَ مَنْ‏ خَلْفَهُ‏ وَ إِنْ‏ کَثُرُوا؟ فَقَالَ: «لِیَقْرَأْ قِرَاءَةً وَسَطاً یَقُولُ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى:‏ «وَ لا تَجْهَرْ بِصَلاتِکَ وَ لا تُخافِتْ بِها».»

 الکافی، ج۳، ص۳۱۷

 

از عبدالله بن سِنان نقل شده است:

به امام صادق (علیه‌السلام) عرض کردم:

آیا بر امام(جماعت) واجب است که صدایش را به گوش مأمومین برساند، هرچند تعدادشان زیاد باشد؟

حضرت فرمودند:

«او باید قرائت متوسطی داشته باشد. (چنان‌چه) خداوند (تبارک‌وتعالی) می‌فرماید:

«وَ لا تَجْهَرْ بِصَلاتِکَ وَ لا تُخافِتْ بِها»؛ «نمازت را نه زیاد بلند بخوان و نه زیاد آهسته.» [اسراء:۱۱۰]»

 

امام صادق (علیه‌السلام) در حدیث دیگری، مقصود از بلند خواندن و آهسته خواندن را تبیین فرموده‌اند.

 

...عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ «وَ لا تَجْهَرْ بِصَلاتِکَ وَ لا تُخافِتْ بِها» قَالَ: «الْمُخَافَتَةُ مَا دُونَ سَمْعِکَ وَ الْجَهْرُ أَنْ تَرْفَعَ صَوْتَکَ شَدِیداً.»

 الکافی، ج۳، ص۳۱۵

 

از سماعة بن مهران نقل شده است:

از امام صادق در مورد این سخن خداوند (عزّوجلّ) سؤال کردم:

«نمازت را نه زیاد بلند بخوان و نه زیاد آهسته.»

حضرت فرمودند:

«خیلی آهسته خواندنِ نماز؛ این است که شخص، صدای خودش را هم نشنود

و خیلی بلند خواندن نماز؛ آن است که صدایش را به شدت بلند کند.»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ مهر ۹۷ ، ۲۳:۳۵
ابوالفضل رهبر

 

احتمالاً این حدیث را در مورد حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) شنیده‌اید:

 

...عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع أَنَّهُ قَالَ: «اسْتَأْذَنَ‏ أَعْمَى‏ عَلَى‏ فَاطِمَةَ ع فَحَجَبَتْهُ. فَقَالَ لَهَا النَّبِیُّ ع: «لِمَ تَحْجُبِینَهُ وَ هُوَ لَا یَرَاکِ؟» قَالَتْ: «یَا رَسُولَ اللَّهِ إِنْ لَمْ یَکُنْ یَرَانِی فَإِنِّی أَرَاهُ وَ هُوَ یَشَمُّ الرِّیحَ؟» فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ: «أَشْهَدُ أَنَّکِ بَضْعَةٌ مِنِّی.»»

 دعائم‌الإسلام، ج‏۲، ص۲۱۴

 

از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده است که فرمودند:

«مرد نابینایی از حضرت فاطمه (سلام‌الله‌علیها) اجازه(ی ورود) خواست. حضرت زهرا خود را از او پوشاندند.

پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمودند: «چرا خود را از او پوشاندی، حال‌آن‌که او تو را نمی‌بیند؟»

حضرت زهرا فرمودند: «ای رسول خدا! اگر او مرا نمی‌بیند، من او را می‌بینم و او بوی مرا استشمام می‌کند.»

پیامبر فرمودند: «گواهی می‌دهم که تو پاره‌ی تن من هستی.»»

 

حالا این روایت را هم مطالعه بفرمایید:

 

...عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: اسْتَأْذَنَ ابْنُ أُمِّ مَکْتُومٍ عَلَى النَّبِیِّ ص وَ عِنْدَهُ عَائِشَةُ وَ حَفْصَةُ فَقَالَ لَهُمَا: «قُومَا فَادْخُلَا الْبَیْتَ.» فَقَالَتَا: إِنَّهُ أَعْمَى. فَقَالَ: «إِنْ‏ لَمْ‏ یَرَکُمَا فَإِنَّکُمَا تَرَیَانِهِ‏.»

 الکافی، ج‏۵، ص۵۳۴

 

از احمد بن محمد بن خالد برقی نقل شده است:

پسر امّ‌مکتوم از پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) اجازه(ی ورود) خواست، درحالی‌که عایشه (دختر ابوبکر) و حفصه (دختر عُمر) نزد ایشان بودند.

پیامبر به همسرانشان فرمودند: «بلند شوید و داخل اتاق بروید.»

آن‌دو گفتند: او نابیناست.

پیامبر فرمودند: «اگر او شما را نمی‌بیند، شما که او را می‌بینید.»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ مهر ۹۷ ، ۲۳:۱۸
ابوالفضل رهبر


...عَنْ أَبِی خَدِیجَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: «جَاءَ رَجُلٌ إِلَى النَّبِیِّ ص فَقَالَ: إِنِّی قَدْ وَلَدْتُ بِنْتاً وَ رَبَّیْتُهَا حَتَّى إِذَا بَلَغَتْ فَأَلْبَسْتُهَا وَ حَلَّیْتُهَا ثُمَّ جِئْتُ‏ بِهَا إِلَى‏ قَلِیبٍ‏ فَدَفَعْتُهَا فِی جَوْفِهِ وَ کَانَ آخِرُ مَا سَمِعْتُ مِنْهَا وَ هِیَ تَقُولُ یَا أَبَتَاهْ. فَمَا کَفَّارَةُ ذَلِکَ؟ قَالَ: «أَ لَکَ أُمٌّ حَیَّةٌ؟» قَالَ: لَا. قَالَ: «فَلَکَ خَالَةٌ حَیَّةٌ؟» قَالَ: نَعَمْ. قَالَ: «فَابْرَرْهَا فَإِنَّهَا بِمَنْزِلَةِ الْأُمِّ یُکَفِّرْ عَنْکَ مَا صَنَعْتَ.»» قَالَ أَبُو خَدِیجَةَ: فَقُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع: مَتَى کَانَ هَذَا؟ فَقَالَ: «کَانَ فِی الْجَاهِلِیَّةِ وَ کَانُوا یَقْتُلُونَ الْبَنَاتِ مَخَافَةَ أَنْ یُسْبَیْنَ فَیَلِدْنَ فِی قَوْمٍ آخَرِینَ.»

 الکافی، ج‏۲، ص۱۶۲

 

ابوخدیجه از امام صادق (علیه‌السلام) نقل کرده است:

«مردی نزد پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) آمد و عرض کرد: برای من دختری به دنیا آمد، او را پرورش دادم تا بالغ شد. پس بر او لباس پوشانیدم و زینتش کردم، سپس او را کنار چاهی قدیمی بردم و داخل چاه انداختم. آخرین صدایی که از او شنیدم، این بود که (با التماس) می‌گفت: "ای پدر!". کفاره (جبران) این کار چیست؟

پیامبر به او فرمودند: «آیا مادری داری که زنده باشد؟»

عرض کرد: خیر.

حضرت فرمودند: «خاله‌ای داری که زنده باشد؟»

عرض کرد: بله.

فرمودند: «پس به او نیکی کن؛ چراکه خاله، به‌منزله مادر است. این کار، گناهت را جبران می‌کند.»»

 

ابوخدیجه گوید: به امام صادق (علیه‌السلام) عرض کردم:

این اتفاق (زنده‌به‌گور کردن دختر) کِی اتفاق افتاده است؟

حضرت فرمودند:

«در زمان جاهلیت اتفاق افتاده است. آنان دخترانشان را از ترس این‌که اسیر شوند و در میان قومی دیگر بچه بزایند، می‌کشتند.»

 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۲ مهر ۹۷ ، ۰۶:۲۵
ابوالفضل رهبر

 


...عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ:

«أَتَى رَجُلٌ مِنَ الْأَنْصَارِ رَسُولَ اللَّهِ ص فَقَالَ: هَذِهِ ابْنَةُ عَمِّی وَ امْرَأَتِی لَا أَعْلَمُ إِلَّا خَیْراً وَ قَدْ أَتَتْنِی بِوَلَدٍ شَدِیدِ السَّوَادِ مُنْتَشِرِ الْمَنْخِرَیْنِ جَعْدٍ قَطَطٍ أَفْطَسِ الْأَنْفِ لَا أَعْرِفُ شِبْهَهُ فِی أَخْوَالِی وَ لَا فِی أَجْدَادِی. فَقَالَ لِامْرَأَتِهِ: «مَا تَقُولِینَ؟» قَالَتْ: لَا وَ الَّذِی بَعَثَکَ بِالْحَقِّ نَبِیّاً مَا أَقْعَدْتُ مَقْعَدَهُ مِنِّی مُنْذُ مَلَکَنِی أَحَداً غَیْرَهُ. قَالَ: فَنَکَسَ رَسُولُ اللَّهِ ص بِرَأْسِهِ مَلِیّاً ثُمَّ رَفَعَ بَصَرَهُ إِلَى السَّمَاءِ ثُمَّ أَقْبَلَ عَلَى الرَّجُلِ فَقَالَ: «یَا هَذَا إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ أَحَدٍ إِلَّا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ آدَمَ تِسْعَةٌ وَ تِسْعُونَ عِرْقاً کُلُّهَا تَضْرِبُ فِی النَّسَبِ فَإِذَا وَقَعَتِ النُّطْفَةُ فِی الرَّحِمِ اضْطَرَبَتْ تِلْکَ الْعُرُوقُ تَسْأَلُ اللَّهَ الشُّبْهَةَ لَهَا فَهَذَا مِنْ تِلْکَ الْعُرُوقِ الَّتِی لَمْ یُدْرِکْهَا أَجْدَادُکَ وَ لَا أَجْدَادُ أَجْدَادِکَ خُذْ إِلَیْکَ ابْنَکَ.» فَقَالَتِ الْمَرْأَةُ: فَرَّجْتَ عَنِّی یَا رَسُولَ اللَّهِ.»

 الکافی، ج‏۵، ص۵۶۱

 

از امام باقر (علیه‌السلام) نقل شده است:

«مردی از انصار نزد رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) آمد و عرض کرد:

این زن، دخترعمو و همسر من است. من جز خوبی (از او) چیزی نمی‌دانم، اما فرزندی برایم (به دنیا) آورده که بسیار سیاه‌رو است، سوراخ بینی‌اش بزرگ است، موهایش فرفری هستند و بینی‌اش پهن است. من نه در میان دایی‌هایم و نه در اجدادم کسی را نمی‌شناسم که شبیه او باشد.

حضرت به همسر آن مرد فرمودند:

«تو چه می‌گویی؟»

زن عرض کرد:

نه، قسم به خدایی که تو را به حق به عنوان پیامبر فرستاده است، از زمانی که مرا اختیار کرده است، هیچ‌کس جز او را جایگزینش نکرده‌ام.

رسول خدا مدتی طولانی سرشان را پایین انداختند. سپس نگاهشان را به آسمان بلند کردند، رو به آن مرد کردند و فرمودند:

«ای مرد! هیچ انسانی نیست، مگراین‌که میان او و حضرت آدم، نود و نه رگ و ریشه است که همگی در نَسَب نقش دارند. وقتی نطفه در رَحِم قرار می‌گیرد، این رگ‌ها به تکاپو می‌افتند و از خداوند می‌خواهند نطفه شبیه آنان شود. این فرزند از آن رگ‌هایی است که نه اجداد تو و نه اجداد اجدادت از آن‌ها نبوده‌اند. پسرت را بگیر (بپذیر.)»

زن عرض کرد:

مشکلم را برطرف نمودید، ای رسول خدا!»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ مهر ۹۷ ، ۰۶:۲۰
ابوالفضل رهبر

 

...حَدَّثَنِی أَبُو خَالِدٍ الْکَعْبِیُ‏ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ: «أَیُّمَا امْرَأَةٍ رَفَعَتْ مِنْ بَیْتِ زَوْجِهَا شَیْئاً مِنْ مَوْضِعٍ إِلَى مَوْضِعٍ تُرِیدُ بِهِ صَلَاحاً نَظَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَیْهَا وَ مَنْ نَظَرَ اللَّهُ إِلَیْهِ لَمْ یُعَذِّبْهُ.» فَقَالَتْ أُمُّ سَلَمَةَ رِضْوَانُ اللَّهِ عَلَیْهِ: ذَهَبَ الرِّجَالُ بِکُلِّ خَیْرٍ فَأَیُّ شَیْ‏ءٍ لِلنِّسَاءِ الْمَسَاکِینِ فَقَالَ ع: «بَلَى إِذَا حَمَلَتِ الْمَرْأَةُ کَانَتْ بِمَنْزِلَةِ الصَّائِمِ الْقَائِمِ الْمُجَاهِدِ بِنَفْسِهِ وَ مَالِهِ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَإِذَا وَضَعَتْ کَانَ لَهَا مِنَ الْأَجْرِ مَا لَا تَدْرِی مَا هُوَ لِعِظَمِهِ فَإِذَا أَرْضَعَتْ کَانَ لَهَا بِکُلِّ مَصَّةٍ کَعِدْلِ عِتْقِ مُحَرَّرٍ مِنْ وُلْدِ إِسْمَاعِیلَ فَإِذَا فَرَغَتْ مِنْ رَضَاعِهِ ضَرَبَ مَلَکٌ عَلَى جَنْبِهَا وَ قَالَ: استأنف الْعَمَلَ فَقَدْ غُفِرَ لَکِ.»

 الأمالی(للصدوق)، ص۴۱۲

 

از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده است:

رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمودند:

«هر زنی که در خانه شوهرش چیزی را جابه‌جا کند و قصدش از این کار اصلاح باشد، خداوند (عزّوجلّ) به او نگاه می‌اندازد و هر کس خداوند به او نگاه کند، عذابش نخواهد کرد.»

اُمّ‌سلَمه (همسر پیامبر) عرض کرد:

همه خوبی‌ها به مردان اختصاص یافته! پس به زنان بی‌چاره چه می‌رسد؟

حضرت (به ام‌سلمه) فرمودند:

«آری، وقتی زن باردار می‌شود، مانند روزه‌دار شب‌زنده‌داری است که با جان و مالش در راه خدا جهاد می‌کند.

وقتی وضع حمل می‌کند، پاداشی می‌برد که نمی‌دانی چه‌قدر است، آن‌قدر که عظیم است.

وقتی (به بچه‌اش) شیر می‌دهد، در ازای هر مک زدن، پاداش آزاد کردن برده‌ای از نسل اسماعیل به او می‌رسد.

وقتی از شیر دادن فارغ می‌شود، فرشته‌ای به پهلویش می‌زند و می‌گوید: عملت را از سر بگیر که تو آمرزیده شده‌ای.»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ مهر ۹۷ ، ۰۶:۱۷
ابوالفضل رهبر

 

...عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: «أَتَى رَسُولَ اللَّهِ ص شَابٌّ مِنَ الْأَنْصَارِ فَشَکَا إِلَیْهِ الْحَاجَةَ فَقَالَ لَهُ تَزَوَّجْ فَقَالَ الشَّابُّ إِنِّی لَأَسْتَحْیِی أَنْ أَعُودَ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ ص فَلَحِقَهُ رَجُلٌ مِنَ الْأَنْصَارِ فَقَالَ إِنَّ لِی بِنْتاً وَسِیمَةً فَزَوَّجَهَا إِیَّاهُ قَالَ فَوَسَّعَ اللَّهُ عَلَیْهِ [قَالَ‏] فَأَتَى الشَّابُّ النَّبِیَّ ص فَأَخْبَرَهُ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص یَا مَعْشَرَ الشَّبَابِ‏ عَلَیْکُمْ‏ بِالْبَاهِ.»

 الکافی، ج‏۵، ص۳۳۰

 

از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده است:

«جوانی از انصار، نزد رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) آمد و بابت نیاز(مالی)اش به ایشان شکایت کرد.

حضرت به او فرمودند: «ازدواج کن!»

جوان (پیش خود) گفت: من خجالت می‌کشم که نزد رسول خدا بازگردم (و درخواستم را مجدداً مطرح کنم.)

پس از آن، مردی از انصار نزد جوان آمد و گفت: من دختر زیبایی دارم، آن‌گاه دخترش را به عقد جوان در آورد.

(بعد از این ازدواج) خداوند به جوان وسعتِ (روزی) داد. پس جوان نزد پیامبر رفت و ایشان را (از رفع مشکلش) مطلّع نمود.

آن‌گاه رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمودند: «ای جوانان! بر شما باد به ازدواج.»»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ مهر ۹۷ ، ۰۶:۱۳
ابوالفضل رهبر

 

نقل است که رسول خدا در ضمن توصیه‌هایی به امیر مؤمنان (صلوات‌الله‌علیهما) فرموده‌اند:

«یَا عَلِیُّ لَا تُجَامِعِ امْرَأَتَکَ بِشَهْوَةِ امْرَأَةِ غَیْرِکَ فَإِنِّی أَخْشَى إِنْ قُضِیَ بَیْنَکُمَا وَلَدٌ أَنْ‏ یَکُونَ‏ مُخَنَّثاً أَوْ مُؤَنَّثاً مُخَبَّلًا»

 من‌لایحضره‌الفقیه، ج۳، ص۵۵۲

 

«ای علی! با شهوت زن دیگری، با همسر خود آمیزش نکن؛ چراکه من بیم دارم (از این آمیزش) فرزندی برایتان متولد شود که مُخَنَّث[1] باشد یا دختری که مُخَبَّل[2] باشد.»

 

پاورقیــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[1] مُخَنَّث: مردی که سست است و دارای حالات و اطوار زنانه است.

[2] مُخَبَّل: دیوانه، ضعیف، بیمار، تباه، کسی که از شدت درد نمی‌تواند راه رود.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ مهر ۹۷ ، ۰۶:۱۱
ابوالفضل رهبر

 


...عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ عُمَرَ الْیَمَانِیِّ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع‏ فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ «إِنَّ الْحَسَناتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئاتِ» قَالَ: «صَلَاةُ الْمُؤْمِنِ بِاللَّیْلِ تَذْهَبُ بِمَا عَمِلَ مِنْ ذَنْبٍ بِالنَّهَارِ.»

 الکافی، ج‏۳، ص۲۶۶

 

از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده است که در مورد این سخن خداوند (عزّوجلّ)؛ 

«إِنَّ الْحَسَناتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئاتِ»؛

«به‌راستی که کارهای نیک، کارهای بد را (از بین) می‌برند.» (هود:۱۱۴)

فرمودند:

«نماز مؤمن در شب، هر گناهی که در روز انجام داده باشد را (از بین) می‌برد.»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ مهر ۹۷ ، ۰۶:۰۸
ابوالفضل رهبر

 

...عَنِ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ «أَوْ لامَسْتُمُ‏ النِّساءَ» فَقَالَ: «هُوَ الْجِمَاعُ وَ لَکِنَّ اللَّهَ سَتِیرٌ یُحِبُ‏ السَّتْرَ فَلَمْ یُسَمِّ کَمَا تُسَمُّونَ.»

 الکافی، ج‏۵، ص۵۵۵

 

عُبیدالله بن علی حلبی گوید:

از امام صادق (علیه‌السلام) در مورد (معنای) این سخن خداوند (عزّوجلّ) سؤال کردم:

«أَوْ لامَسْتُمُ‏ النِّساءَ»؛

«...یا اگر زنان را لمس کردید...»  (نساء:۴۳)

حضرت فرمودند:

«منظور آمیزش است، اما خداوند بسیار پوشاننده است و پوشاندنِ (چیزهای شرم‌آور) را دوست دارد؛ به‌همین‌خاطر آن‌طور که شما (از آمیزش) نام می‌برید، خداوند (از آن) نام نمی‌برد.»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ مهر ۹۷ ، ۰۶:۰۵
ابوالفضل رهبر