دستوار

در دست عهد دولت او دستوار باد...

دستوار

در دست عهد دولت او دستوار باد...

دستوار

بی قرار ...
راهی ...

طبقه بندی موضوعی

 

ابوحمزه ثمالی از امام سجاد (علیه‌السلام) نقل کرده‌است که فرمودند:

 

«مردی با خانواده‌اش به سفری دریایی رفت. کشتی شکست و از میان مسافران، تنها همسر آن مرد نجات یافت. آن زن بر تخته‌ای از تخته‌های کشتی سوار شد تا این‌که به جزیره‌ای از جزیره‌های دریا رسید.

در آن جزیره مردی بود که (دزد دریایی بود و) راه‌زنی می‌کرد و تمام پرده‌های حرمت الهی را دریده بود. از همه جا بی‌خبر، زن را دید که بالای سرش ایستاده.

 

به زن گفت: «انسانی یا جن؟»

زن گفت: «انسان.»

 

با او کلمه‌ای حرف نزد، تا این‌که مانند مردی که بر همسرش می‌نشیند، بر او نشست. وقتی قصد (تجاوز به) زن را نمود، زن مضطرب شد.

 

به زن گفت: «چرا مضطرب شدی؟»

زن گفت: «از او می‌ترسم.» و با دستش به آسمان اشاره کرد.

مرد گفت: «آیا تاکنون چنین‌کاری کرده‌ای؟»

زن گفت: «نه، به عزتش قسم.»

مرد گفت: «تو از او چنین می‌ترسی، درحالی‌که تابه‌حال چنین‌کاری نکرده‌ای و (حال نیز) من تو را مجبور به این کار می‌کنم! به خدا قسم، من به این ترس سزاوارترم و بیش از تو مستحق این ترسم.»

 

آن‌گاه برخواست و چیزی نگفت و نزد خانواده‌اش بازگشت و تمام همّ و غمش توبه و بازگشت (به سوی خداوند) بود.

روزی که در راهی می‌رفت، با راهبی هم‌مسیر شد. آفتاب، سخت بر آن‌ها می‌تابید.

 

راهب به مرد جوان (دزد توبه‌کار) گفت: «از خداوند بخواه تا با ابری بر ما سایه افکند.»

جوان گفت: «نزد پروردگارم کار نیکی از خود سراغ ندارم که جرأت کنم از او چیزی بخواهم.»

راهب گفت: «پس من دعا می‌کنم و تو آمین بگو.»

جوان گفت: «باشد.»

 

راهب شروع به دعا کرد و جوان آمین می‌گفت. چیزی نگذشت که ابری بر آن‌دو سایه انداخت. آن‌ها ساعاتی از روز را زیر آن ابر راه رفتند، تا این‌که مسیر، دو تا شد و جوان خواست از یک طرف برود و راهب از طرفی دیگر. در این‌هنگام، ابر با جوان هم‌راه شد.

 

راهب گفت: «تو از من بهتری. به خاطر تو آن دعا مستجاب شد، نه به خاطر من. داستانت چیست؟»

جوان، ماجرای آن زن را برای راهب تعریف کرد.

راهب گفت: «از آن‌جهت که داخل در «خوف» (ترس از خداوند) شدی، آمرزیده شدی. پس مراقب باش که در آینده چگونه خواهی‌بود.»»

 

 الکافی، ج‏۲، ص۷۰

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۱:۰۸
ابوالفضل رهبر

 

...عَنِ ابْنِ أَبِی نَجْرَانَ عَمَّنْ ذَکَرَهُ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قُلْتُ لَهُ قَوْمٌ یَعْمَلُونَ بِالْمَعَاصِی وَ یَقُولُونَ نَرْجُو فَلَا یَزَالُونَ کَذَلِکَ حَتَّى یَأْتِیَهُمُ الْمَوْتُ.

فقَالَ: «هَؤُلَاءِ قَوْمٌ یَتَرَجَّحُونَ فِی الْأَمَانِیِّ کَذَبُوا لَیْسُوا بِرَاجِینَ إِنَّ مَنْ رَجَا شَیْئاً طَلَبَهُ وَ مَنْ خَافَ مِنْ شَیْ‏ءٍ هَرَبَ مِنْهُ.»

 الکافی، ج‏۲، ص۶۸

 

یکی از اصحاب گوید: به امام صادق (علیه‌السلام) عرض کردم: 

گروهی هستند که گناه می‌کنند و می‌گویند (به رحمت خداوند) امیدواریم و همواره چنین‌اند تا وقتی مرگ به سراغشان می‌آید.

حضرت فرمودند:

«آن‌ها جماعتی هستند که به آرزوها دل بسته‌اند. دروغ می‌گویند، امیدوار نیستند.

کسی که به چیزی امید دارد، آن را می‌جوید و کسی که از چیزی می‌ترسد، از آن می‌گریزد.»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۱:۰۴
ابوالفضل رهبر

 

...عَنِ الْحَارِثِ بْنِ الْمُغِیرَةِ أَوْ أَبِیهِ عَن أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قُلْتُ لَهُ مَا کَانَ فِی وَصِیَّةِ لُقْمَانَ قَالَ: «کَانَ فِیهَا الْأَعَاجِیبُ وَ کَانَ أَعْجَبَ مَا کَانَ فِیهَا أَنْ قَالَ: لِابْنِهِ خَفِ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خِیفَةً لَوْ جِئْتَهُ بِبِرِّ الثَّقَلَیْنِ لَعَذَّبَکَ وَ ارْجُ اللَّهَ رَجَاءً لَوْ جِئْتَهُ بِذُنُوبِ الثَّقَلَیْنِ لَرَحِمَکَ‏» ثُمَّ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع: «کَانَ أَبِی یَقُولُ: إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ عَبْدٍ مُؤْمِنٍ إِلَّا [وَ] فِی قَلْبِهِ نُورَانِ نُورُ خِیفَةٍ وَ نُورُ رَجَاءٍ لَوْ وُزِنَ هَذَا لَمْ یَزِدْ عَلَى هَذَا وَ لَوْ وُزِنَ هَذَا لَمْ یَزِدْ عَلَى هَذَا.»

 الکافی، ج‏۲، ص۶۷

 

از حارث بن مغیره یا پدرش نقل شده‌است که گفت:

به امام صادق (علیه‌السلام) عرض کردم:

در وصیت لقمان (به پسرش) چه بود؟

حضرت فرمودند:

«در آن، مطالب شگفت‌انگیزی بود و عجیب‌ترین چیزی که در آن بود، این است که به پسرش گفت:

«آن‌چنان از خداوند (عزّوجلّ) بترس که اگر کارهای نیک جن و انس را (در روز قیامت) نزدش حاضر کنی، عذابت می‌کند

و آن‌چنان به خداوند امید داشته باش که اگر گناهان جن و انس را نزدش حاضر کنی، به تو رحم می‌کند.»»

سپس امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند:

«پدرم می‌فرمود:

«هیچ بنده مؤمنی نیست، مگراین‌که در قلبش دو نور است؛ نور ترس (خوف) و نور امید (رجاء)، اگر این وزن شود، بیش از آن نیست و اگر آن وزن شود، بیش از این نیست.»»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ فروردين ۹۶ ، ۱۳:۰۲
ابوالفضل رهبر

 

...عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قُلْتُ لَهُ مَنْ یَلْزَمُ الرَّجُلَ مِنْ قَرَابَتِهِ مِمَّنْ یُنْفِقُ عَلَیْهِ؟

قالَ: «الْوَالِدَانِ وَ الْوَلَدُ وَ الزَّوْجَةُ.»

 الکافی، ج‏۴، ص۱۳

 

محمد بن مسلم گوید: به امام صادق (علیه‌السلام) عرض کردم: نفقه‌ی[1] کدام‌یک از نزدیکان مرد، بر گردن اوست؟

حضرت فرمودند: «پدر و مادر و فرزند و همسر(زن).»

 

**  **  **  **  **

 

...عَنْ غِیَاثِ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:

«أُتِیَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ بِیَتِیمٍ فَقَالَ خُذُوا بِنَفَقَتِهِ أَقْرَبَ النَّاسِ مِنْهُ مِنَ الْعَشِیرَةِ کَمَا یَأْکُلُ مِیرَاثَهُ.»

 الکافی، ج‏۴، ص۱۳

 

غیاث بن ابراهیم از امام صادق (علیه‌السلام) نقل کرده‌است که فرمودند:

«یتیمی را نزد امیر مؤمنان (صلوات‌الله‌علیه) آوردند.[2] حضرت فرمودند: نفقه‌اش را از نزدیک‌ترین اقوامش بگیرید، چنان‌چه (اگر این یتیم بمیرد،) ارث او را می‌خورد.»[3]

 

پاورقیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[1] «نفقه» در لغت، به معنای هزینه و خرجی است و در اصطلاح، عبارت است از مالی که برای ادامه زندگی، صرف مخارج ضروری همسر و فرزندان، خویشاوندان و مانند آن‌ها می‌‏شود؛ اعم از خوراک، پوشاک، مسکن و غیره. (ویکی فقه)

[2] لابد به این خاطر که کسی عهده‌دارش نمی‌شده‌است.

[3] بنابراین نفقه کسی که توانایی تأمین هزینه‌های خود را ندارد، بر عهده کسانی است که به ترتیب طبقات ارث‌بَری از او ارث می‌برند؛ به این معنا که اگر طبقه اول (پدر، مادر، فرزند و...) نبودند، بر عهده طبقه دوم (پدربزرگ، مادربزرگ، خواهر، برادر و...) است و اگر طبقه دوم هم نبودند، به عهده طبقه سوم (عمو، عمه، دایی، خاله و...) است.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ فروردين ۹۶ ، ۱۲:۳۸
ابوالفضل رهبر

 

شیخ صدوق از حسن بن احمد کتاب‌نویس نقل کرده‌است:

در سال وفات «شیخ علی بن محمد سَمُری» (قدّس‌الله‌روحه)[1] در شهر بغداد بودم و چند روز پیش از وفاتش نزد او حاضر شدم.

یک «توقیع»[2] (از جانب امام زمان عجل‌الله‌تعالی‌فرجه) به مردم صادر شد که در آن نوشته شده‌بود:

 

«بسم الله الرحمن الرحیم

ای علی بن محمد سَمُری! خداوند اجر برادرانت را در (عزای) تو بزرگ گرداند، چراکه تو در شش روز آینده از دنیا خواهی رفت. پس کارهایت را جمع‌وجور کن و به هیچ‌کس برای جانشینی‌ات وصیت نکن،[3] چراکه غیبت دوم (غیبت کبری) آغاز شده‌است.

پس ظهور انجام نمی‌شود، مگر با اجازه خداوند (عزّوجلّ) و این اتفاق هم وقتی می‌افتد که مدتی طولانی بگذرد و قلب‌ها سخت شوند و زمین از بی‌عدالتی سرشار گردد.

به زودی شیعیانی ادعای مشاهده می‌کنند. بدان هرکس قبل از خروج سفیانی و (شنیده شدن) صیحه، ادعای مشاهده کند، دروغ‌گو و افترازننده است.[4]

و لا حول و لا قوة الا بالله.»

 

(حسن بن احمد کتاب‌نویس) گوید:

ما از این توقیع نسخه‌برداری کردیم و از نزد علی بن محمد سَمُری رفتیم. وقتی روز ششم رسید، نزد او برگشتیم و او را در حال احتضار یافتیم.

به او گفته‌شد: پس از تو، وصیّ‌ات کیست؟

گفت: «خدا را امری است که خود رساننده‌ی آن است.»

علی بن محمد سَمُری (رضی‌الله‌عنه) درگذشت و این آخرین کلامی بود که از او شنیده شد.

 

 کمال‌الدین‌وتمام‌النعمة، ج‏۲، ص۵۱۶

 

پاورقیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[1] چهارمین و آخرین نائب خاص امام زمان (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه) که در نیمه شعبان ۳۲۹هـ ق رحلت کرد.

[2] توقیع: نامه‌ای رسمی که دارای مهر و امضاء باشد.

[3] طبق سنت گذشتگان و دستور اسلام، افراد پیش از مرگ خود، فردی را برمی‌گزینند تا برخی مسئولیت‌های آن‌ها را پس از مرگشان عهده‌دار شود. به این کار «وصیت» و به شخصی که به جانشینی برگزیده می‌شود، «وصیّ» گفته می‌شود.

[4] مقصود از «مشاهده امام زمان»، «ادعای ظهور حضرت و مشاهده علنی و عمومی ایشان» است. استاد گران‌قدرم حجت‌الاسلام محمود کریمیان در مقاله‌ای با عنوان «اعتبارسنجی و فقه‌الحدیث آخرین توقیع» به این مسئله پرداخته‌اند که شما را به مطالعه‌ی نتیجه‌گیری و متن کامل آن دعوت می‌کنم.

 

**  **  **  **  **

 

مقاله «اعتبارسنجی و فقه‌الحدیث آخرین توقیع»؛ محمود کریمیان، مجله حدیث حوزه، شماره۱۰، بهار و تابستان۱۳۹۴

در بخش «نتیجه‌گیری» این مقاله آمده‌است:

 

«بخشی از آخرین توقیع منسوب به امام مهدی (عج) چنین است: «سَیَأْتِی شِیعَتِی مَنْ یَدَّعِی الْمُشَاهَدَةَ أَلَا فَمَنِ ادَّعَى الْمُشَاهَدَةَ قَبْلَ خُرُوجِ السُّفْیَانِیِّ وَ الصَّیْحَةِ فَهُوَ کَاذِبٌ مُفْتَرٍ».

در معنای این عبارت احتمال‌هایی مطرح شده‌است و بر اساس برخی از احتمالات دیدار با آن حضرت در دوران غیبت کبری انکار می‌شود. این احتمالات عبارت‌اند از:

1- تکذیب ادعای نیابت خاص در دوران غیبت کبری،
2- تکذیب ادعای ملاقات حضرت، همراه با شناخت وی به عنوان امام عصر (عج)،
3- تکذیب ادعای ملاقات علنی با حضرت در دوران غیبت کبری،
4- تکذیب مدعیِ ملاقات از طرف دیگران، خواه مدعی راست بگوید یا دروغ،
5- تکذیب ادعای ظهور حضرت (عج) و مشاهده علنی و عمومی وی.

قرائن و شواهد بیشتری برای پذیرش احتمال اخیر در معنای توقیع وجود دارد، بنابراین به‌عنوان قوی‌ترین احتمال، پذیرفته و تقویت شد.

مهم‌ترین این قرائن و شواهد، مطرح شدن دو علامت از علائم ظهور در این بخش از توقیع است.

بر این اساس، به نظر می‌رسد توقیع مذکور در پی رد امکان ملاقات با امام عصر (عج) در دوران غیبت کبری نیست و ممکن است در این دوران ملاقات با آن حضرت برای برخی افراد رخ داده‌باشد که البته اثبات آن نیاز به قرائن و شواهد اطمنان‌آور دارد و اصل بر عدم آن است.»

 

متن کامل مقاله را از اینجا دانلود کنید.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ فروردين ۹۶ ، ۱۷:۳۷
ابوالفضل رهبر

 

...عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع:

«إِنَّ الْعَبْدَ لَفِی فُسْحَةٍ مِنْ أَمْرِهِ مَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ أَرْبَعِینَ سَنَةً فَإِذَا بَلَغَ أَرْبَعِینَ سَنَةً أَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى مَلَکَیْهِ قَدْ عَمَّرْتُ عَبْدِی هَذَا عُمُراً فَغَلِّظَا وَ شَدِّدَا وَ تَحَفَّظَا وَ اکْتُبَا عَلَیْهِ قَلِیلَ عَمَلِهِ وَ کَثِیرَهُ وَ صَغِیرَهُ وَ کَبِیرَهُ.»

 الکافی، ج‏۸، ص۱۰۸

 

ابو بصیر از امام صادق (علیه‌السلام) نقل کرده‌است که فرمودند:

«بنده، تا قبل از چهل‌سالگی، در وسعت و گشایش است، اما وقتی به چهل‌سالگی برسد، خداوند (عزّوجلّ) به دو فرشته‌اش (که اعمال او را ثبت می‌کنند) وحی می‌کند:

این بنده‌ام را عمری زندگی بخشیده‌ام، (از این پس نسبت به او) تندی کنید و سخت گیرید و شدیداً مراقبت کنید و اعمال او را ـ چه کم باشد، چه زیاد، چه کوچک باشد، چه بزرگ ـ بنویسید.»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ فروردين ۹۶ ، ۱۷:۲۴
ابوالفضل رهبر

 

پیش‌تر درباره قانون کلی و غیرقابل‌تغییرِ «کَمَا تَدِینُ‏ تُدَانُ‏» (از هر دست بدهی، با همان دست می‌گیری)، چند حدیث ارائه شده‌بود.

یکی دیگر از شاخه‌های این قانون، نوع رفتار فرزندان با پدرانشان است؛

 

...عَنْ عُبَیْدِ بْنِ زُرَارَةَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع‏:

«بَرُّوا آبَاءَکُمْ یَبَرَّکُمْ أَبْنَاؤُکُمْ.»

 الکافی، ج‏۵، ص۵۵۴

 

عبید بن زراره از امام صادق (علیه‌السلام) نقل کرده‌است که فرمودند:

«با پدرانتان خوش‌رفتاری کنید تا پسرانتان با شما خوش‌رفتاری کنند.»

 

پانوشتـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

برای مطالعه بیشتر، مراجعه شود به:

هشدارهایی هول‌ناک درباره ناموس، که باید جدی گرفت

خود دانی ...

 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۲ فروردين ۹۶ ، ۱۶:۱۷
ابوالفضل رهبر

 

...عَنِ ابْنِ یَقْطِینٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع: «مَنْ أَصَابَتْهُ زَلْزَلَةٌ فَلْیَقْرَأْ «یَا مَنْ یُمْسِکُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ أَنْ تَزُولا وَ لَئِنْ زالَتا إِنْ أَمْسَکَهُما مِنْ أَحَدٍ مِنْ بَعْدِهِ إِنَّهُ کانَ حَلِیماً غَفُوراً صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَمْسِکْ عَنَّا السُّوءَ إِنَّکَ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ».» قَالَ: «إِنَّ مَنْ قَرَأَهَا عِنْدَ النَّوْمِ لَمْ یَسْقُطْ عَلَیْهِ الْبَیْتُ إِنْ شَاءَ اللَّهُ تَعَالَى.»

 تهذیب الأحکام، ج‏۳، ص۲۹۴

 

علی بن یقطین از امام صادق (علیه‌السلام) نقل می‌کند که فرمودند:

«هرکس با زلزله‌ای روبه‌رو شد، بخواند:

«یَا مَنْ یُمْسِکُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ أَنْ تَزُولا وَ لَئِنْ زالَتا إِنْ أَمْسَکَهُما مِنْ أَحَدٍ مِنْ بَعْدِهِ إِنَّهُ کانَ حَلِیماً غَفُوراً صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَمْسِکْ عَنَّا السُّوءَ إِنَّکَ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ»؛

«ای کسی (خدایی) که آسمان‌ها و زمین را از این‌که (از جای خود) دور شوند حفظ می‌کند و اگر آسمان‌ها و زمین جابه‌جا شوند، جز او هیچ‌کس آن‌ها را حفظ نخواهدکرد، او که (نسبت به کوتاهی بندگان) بردبار و آمرزنده (گناهان آن‌ها) است، بر محمد و آل محمد درود فرست و ما را از این اتفاق بد حفظ نما. همانا تو توانایی هرکاری را داری».» [برگرفته از آیه۴۱ سوره فاطر]

(آن‌گاه) حضرت فرمودند:

«به‌راستی، کسی که این (دعا) را هنگام خواب بخواند، هرگز خانه بر سرش آوار نخواهد شد، اگر خدا بخواهد.»

 

پانوشتــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

هفته گذشته که اطراف مشهد زلزله‌ای رخ داد، آیت‌الله شیخ مصطفی اشرفی‌شاهرودی، وقتی در میان تدریس، زلزله را احساس کردند، با آرامش «آیه۴۱ سوره فاطر» را قرائت کردند و بلافاصله به درس خود ادامه دادند. واکنش ایشان به این اتفاق، جالب و آموزنده بود.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ فروردين ۹۶ ، ۰۹:۴۶
ابوالفضل رهبر

 

...عَنْ جَعْفَرٍ الصَّادِقِ عَنْ أَبِیهِ عَنْ جَدِّهِ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ ص قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص:

«مَنْ عَمِلَ فِی بِدْعَةٍ خَلَّاهُ الشَّیْطَانُ وَ الْعِبَادَةَ وَ أَلْقَى‏ عَلَیْهِ‏ الْخُشُوعَ‏ وَ الْبُکَاءَ أَبَى اللَّهُ لِصَاحِبِ الْبِدْعَةِ بِالتَّوْبَةِ.» قِیلَ یَا رَسُولَ اللَّهِ وَ کَیْفَ ذَلِکَ قَالَ: «إِنَّهُ قَدْ أُشْرِبَ قَلْبُهُ حُبَّهَا.»

 النوادر (للراوندی)، ص18

 

امام صادق از پدرانشان از رسول خدا (صلوات‌الله‌علیهم) نقل فرموده‌اند:

«کسی که کار بدعت‌آمیزی انجام دهد، شیطان او را به عبادتی مشغول می‌سازد و خشوع و گریه (در عبادت) را به او القاء می‌کند. خداوند هرگز توبه بدعت‌گذار را نمی‌پذیرد.»

گفته‌شد: ای رسول خدا! چرا چنین است؟

فرمودند: «زیرا علاقه‌اش به بدعتی که انجام داده، در دلش جای گرفته‌است.»

 

پانوشتـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

واضح است که حدیث فوق به این معنا نیست که هر عبادت با حال و با اشکی، از القائات شیطان است، بلکه به این معناست که بروز این حالت به تنهایی نباید ملاک سنجش قرار گیرد و با صِرف مشاهده این حالت در خود یا در دیگری، نباید خوش‌بین بود و سایر معیارها را فراموش نمود.

پیش‌تر نیز در حدیثی با عنوان «گول نماز و روزه‌شان را نخورید!»، از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده‌بود:

«با نمازشان و با روزه‌شان، فریب نخورید! که همانا انسان گاهی چنان نسبت به نماز و روزه حرص می‌ورزد که اگر آن را ترک کند، وحشت می‌کند، اما آنان را (اگر خواستید بیازمائید؛) هنگام "راست‌گفتاری" و "ادای امانت" بیازمائید.»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ فروردين ۹۶ ، ۰۹:۳۸
ابوالفضل رهبر

 

از امام رضا (علیه‌السلام) نقل شده‌است:

«صَاحِبُ النِّعْمَةِ یَجِبُ عَلَیْهِ التَّوْسِعَةُ عَنْ عِیَالِهِ.»

 الکافی، ج‏۴، ص۱۱

«کسی که نعمت دارد (وضعش خوب است)، بر او واجب است که نسبت به عیال (افراد تحت تکفّلش) توسعه دهد (دست‌ودل‌باز باشد.)»

 

 

امام صادق از رسول خدا (صلوات‌الله‌علیهما) نقل فرموده‌اند:

«مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ ضَیَّعَ مَنْ یَعُولُ.»

 الکافی، ج‏۴، ص۱۲

«ملعون است! ملعون است! آن‌که (حقِ) کسی که تحت تکفّلش است را ضایع کند.»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ فروردين ۹۶ ، ۰۹:۳۳
ابوالفضل رهبر