دستوار

در دست عهد دولت او دستوار باد...

دستوار

در دست عهد دولت او دستوار باد...

دستوار

بی قرار ...
راهی ...

طبقه بندی موضوعی

اصرار امام باقر بر همراهی با جنازه

سه شنبه, ۲۱ آذر ۱۳۹۶، ۰۹:۰۶ ق.ظ

 

...عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص:

«أَمِیرَانِ وَ لَیْسَا بِأَمِیرَیْنِ لَیْسَ لِمَنْ تَبِعَ جَنَازَةً أَنْ یَرْجِعَ حَتَّى یُدْفَنَ أَوْ یُؤْذَنَ لَهُ وَ رَجُلٌ یَحُجُّ مَعَ امْرَأَةٍ فَلَیْسَ لَهُ أَنْ یَنْفِرَ حَتَّى تَقْضِیَ نُسُکَهَا.»

 الکافی، ج‏۳، ص۱۷۱

امام صادق از رسول خدا نقل فرموده‌اند: 

«کسی که به دنبال جنازه‌ای می‌رود، حق ندارد برگردد، تاوقتی‌که (جنازه) دفن شود، یا (از طرف صاحب‌عزا) به او اجازه داده‌شود.»

 

حال، به روایت زیر توجه فرمایید:

 

...عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: حَضَرَ أَبُو جَعْفَرٍ ع جَنَازَةَ رَجُلٍ مِنْ قُرَیْشٍ وَ أَنَا مَعَهُ وَ کَانَ فِیهَا عَطَاءٌ فَصَرَخَتْ صَارِخَةٌ فَقَالَ عَطَاءٌ: لَتَسْکُتِنَّ أَوْ لَنَرْجِعَنَّ قَالَ فَلَمْ تَسْکُتْ فَرَجَعَ عَطَاءٌ قَالَ فَقُلْتُ لِأَبِی جَعْفَرٍ ع: إِنَّ عَطَاءً قَدْ رَجَعَ قَالَ: «وَ لِمَ؟» قُلْتُ: صَرَخَتْ هَذِهِ الصَّارِخَةُ فَقَالَ لَهَا لَتَسْکُتِنَّ أَوْ لَنَرْجِعَنَّ فَلَمْ تَسْکُتْ فَرَجَعَ. فَقَالَ: «امْضِ بِنَا فَلَوْ أَنَّا إِذَا رَأَیْنَا شَیْئاً مِنَ الْبَاطِلِ مَعَ الْحَقِّ تَرَکْنَا لَهُ الْحَقَّ لَمْ نَقْضِ حَقَّ مُسْلِمٍ» قَالَ: فَلَمَّا صَلَّى عَلَى الْجِنَازَةِ قَالَ وَلِیُّهَا لِأَبِی جَعْفَرٍ ع: ارْجِعْ مَأْجُوراً رَحِمَکَ اللَّهُ فَإِنَّکَ لَا تَقْوَى عَلَى الْمَشْیِ. فَأَبَى أَنْ یَرْجِعَ قَالَ: فَقُلْتُ لَهُ: قَدْ أَذِنَ لَکَ فِی الرُّجُوعِ وَ لِی حَاجَةٌ أُرِیدُ أَنْ أَسْأَلَکَ عَنْهَا. فَقَالَ: «امْضِ فَلَیْسَ بِإِذْنِهِ جِئْنَا وَ لَا بِإِذْنِهِ نَرْجِعُ إِنَّمَا هُوَ فَضْلٌ وَ أَجْرٌ طَلَبْنَاهُ فَبِقَدْرِ مَا یَتْبَعُ الْجَنَازَةَ الرَّجُلُ یُؤْجَرُ عَلَى ذَلِکَ.»

 الکافی، ج‏۳، ص۱۷۱

 

از زراره نقل شده است: امام باقر (علیه‌السلام) برای تشییع‌جنازه‌ی مردی از قریش حاضر شدند. من نیز همراه ایشان بودم. در این تشییع‌جنازه، «عَطاء»[1] نیز بود.

زنی شروع به ناله و فریاد کرد. عطاء گفت: یا او را ساکت کنید یا ما برمی‌گردیم! آن زن ساکت نشد و عطاء (تشییع‌جنازه را ترک کرد و) برگشت.

زراره گوید:

به امام باقر (علیه‌السلام) عرض کردم: عطاء برگشت.

امام فرمودند:

«چرا؟»

عرض کردم:

این زن ناله و فریاد کرد، او گفت یا ساکتش کنید یا ما برمی‌گردیم، ساکت نشد و او نیز برگشت.

امام فرمودند:

«با ما بیا! (تشییع را ادامه دهیم) ما اگر باطلی را ببینیم که همراهِ حق است[2] و به‌خاطر ترک باطل، بخواهیم حق را ترک کنیم، دراین‌صورت حق مسلمان را ادا نکرده‌ایم.»[3]

زراره گوید: وقتی نماز (میت) بر جنازه خوانده‌شد، صاحب‌عزا به امام باقر (علیه‌السلام) عرض کرد:

برگردید، شما اجرتان را بردید، خداوند شما را رحمت کند. شما توان پیاده‌روی ندارید.[4]

امام از برگشتن خودداری کردند.

به حضرت عرض کردم:

او به شما اجازه داد که برگردید. من نیز حاجتی دارم که می‌خواهم از شما درخواست کنم.[5]

امام فرمودند:

«بیا! ما با اجازه او نیامده‌ایم و با اجازه او برنمی‌گردیم. ما فقط برای کسب فضل و اجر آمده‌ایم و انسان به‌مقداری که دنبال جنازه برود، برای این کار اجر می‌گیرد.»

 الکافی، ج‏۳، ص۱۷۱

 

پاورقیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[1] «عطاءبن‌ابی‌رباح»؛ از علمای مورد احترام بنی‌امیه.

[2] از این‌که حضرت شیون و فریادِ زنان پشت جنازه را «باطل» دانسته‌اند، معلوم می‌شود این‌کار (لااقل درصورتی‌که به گوش نامحرم برسد) جایز نیست.

[3] این هم درسی است که انسان حق ندارد به بهانه وجود یک باطل، حقی که نسبت به برادر مؤمنش دارد را ادا نکند و در این‌گونه موارد، ادای حق برادر مؤمن، ترجیح دارد.

[4] شاید به این خاطر باشد امام باقر (علیه‌السلام) درشت‌هیکل بوده‌اند؛ چنان‌چه امام صادق (علیه‌السلام) در ضمن حدیثی پدرشان را چنین توصیف کرده‌اند: «کَانَ رَجُلًا بَادِناً ثَقِیلًا»؛ «ایشان، مردی درشت‌هیکل و سنگین‌وزن بودند» (الکافی، ج۵، ص۷۳) 

[5] «زراةبن‌أعیَن» از فقها و محدثانِ بزرگ شیعه بوده‌است و احتمالاً از امام، سؤالی علمی داشته‌است.

 

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی