دستوار

در دست عهد دولت او دستوار باد...

دستوار

در دست عهد دولت او دستوار باد...

دستوار

اللهم‌صل‌علی‌محمد‌ و آل‌محمد و عجل‌فرجهم

طبقه بندی موضوعی

آخرین نظرات

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «هجرت» ثبت شده است

 

…عَنْ بُرَیْدِ بْنِ مُعَاوِیَةَ اَلْعِجْلِیِّ قَالَ: کُنْتُ عِنْدَ أَبِی جَعْفَرٍ عَلَیْهِ السَّلاَمُ إِذْ دَخَلَ عَلَیْهِ قَادِمٌ مِنْ خُرَاسَانَ مَاشِیاً فَأَخْرَجَ رِجْلَیْهِ وَ قَدْ تَغَلَّفَتَا وَ قَالَ: أَمَا وَ اَللَّهِ مَا جَاءَنِی مِنْ حَیْثُ جِئْتُ إِلاَّ حُبُّکُمْ أَهْلَ اَلْبَیْتِ. فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ عَلَیْهِ السَّلاَمُ: «وَ اَللَّهِ لَوْ أَحَبَّنَا حَجَرٌ حَشَرَهُ اَللَّهُ مَعَنَا وَ هَلِ اَلدِّینُ إِلاَّ اَلْحُبُّ؟ إِنَّ اَللَّهَ یَقُولُ: «قُلْ إِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اَللّٰهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُمُ اَللّٰهُ» وَ قَالَ: «یُحِبُّونَ مَنْ هٰاجَرَ إِلَیْهِمْ» وَ هَلِ اَلدِّینُ إِلاَّ اَلْحُبُّ؟»

 التفسیر(للعیاشی)، ج۱، ص۱۶۷

 

از بُرید بن معاویه عِجلی نقل شده است:

نزد امام باقر (علیه‌السلام) بودم. ناگهان مردی که با پای پیاده از خراسان آمده بود، از راه رسید. پاهایش را (که از کفش) در آورد، [دیدم که شدت سختی راه،] پوست‌پوست شده است.

آن مرد گفت:

بدانید که - به خدا قسم - از آن‌جا که راه افتادم، فقط به‌خاطر محبتی که به شما اهل‌بیت دارم، آمدم.

امام باقر (علیه‌السلام) فرمودند:

«به خدا قسم، اگر سنگی ما را دوست داشته باشد، خداوند آن را با ما محشور می‌فرماید و مگر دین، چیزی غیر از دوست‌داشتن است؟!

به‌راستی که خداوند می‌فرماید: «قُلْ إِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اَللّٰهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُمُ اَللّٰهُ»[آل‌عمران:۳۱]؛ «(ای پیامبر! به آنان) بگو: اگر خدا را دوست دارید، از من تبعیت کنید تا خداوند نیز شما را دوست بدارد»

و نیز می‌فرماید: «یُحِبُّونَ مَنْ هٰاجَرَ إِلَیْهِمْ»[حشر:۹]؛ «آنان (گروهی از انصار اهل مدینه،) کسانی را که (از مکه) به‌سویشان مهاجرت کرده‌اند را دوست می‌دارند (...آنان رستگارند)»

و مگر دین، چیزی غیر از دوست‌داشتن است؟!»

 

 

 

پانوشتـــــــــــــــــــــــــــــــــ

همان‌طور که در آیه ۳۱ سوره آل‌عمران اشاره شد، دوست داشتن، لازمه‌ای دارد که علامتی بر صدق آن است؛ این‌که در پیِ این «محبت»، «تبعیت» باشد. بنابراین شفاعت اهل‌بیت (علیهم‌السلام) و محشور شدن با ایشان، در صورتی حاصل می‌شود که ابراز محبت به ایشان صادقانه و واقعی باشد و نشانه‌ی واقعی بودنِ این ادعا، تبعیت از دستورات ایشان است.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ دی ۰۴ ، ۰۹:۱۲
ابوالفضل رهبر

 

حتماً برای‌تان پیش آمده که موقع نماز، وقتی گروهی از مؤمنین جمع هستند و قصد اقامه‌ی نماز به جماعت دارند، گاهی بحث‌ها و تعارفاتی در می‌گیرد که کدام‌یک جلو بایستد تا دیگران به او اقتدا کنند، و معمولاً افراد از روی تواضع، یا دشواری مسئولیتِ امامتِ جماعت، یا به هر دلیل دیگری، شانه خالی می‌کنند و بحث ادامه می‌یابد...

امام صادق (علیه‌السلام) به نقل از رسول اکرم (صلّی‌الله‌علیه‌وآله) «ملاک» را ارائه می‌فرمایند تا اولویت‌ها مشخص شود...

 

 

 

...عَنْ أَبِی عُبَیْدَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الْقَوْمِ مِنْ أَصْحَابِنَا یَجْتَمِعُونَ فَتَحْضُرُ الصَّلَاةُ فَیَقُولُ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ تَقَدَّمْ یَا فُلَانُ فَقَالَ:

«إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ یَتَقَدَّمُ الْقَوْمَ أَقْرَؤُهُمْ لِلْقُرْآنِ فَإِنْ کَانُوا فِی الْقِرَاءَةِ سَوَاءً فَأَقْدَمُهُمْ هِجْرَةً فَإِنْ کَانُوا فِی الْهِجْرَةِ سَوَاءً فَأَکْبَرُهُمْ سِنّاً فَإِنْ کَانُوا فِی السِّنِّ سَوَاءً فَلْیَؤُمَّهُمْ أَعْلَمُهُمْ بِالسُّنَّةِ وَ أَفْقَهُهُمْ فِی الدِّینِ وَ لَا یَتَقَدَّمَنَّ أَحَدُکُمُ الرَّجُلَ فِی مَنْزِلِهِ وَ لَا صَاحِبَ السُّلْطَانِ فِی سُلْطَانِهِ.»

 الکافی، ج‏۳، ص۳۷۶

 

ابو عبیده حذاء، می‌گوید: از امام صادق، علیه‌السلام، در مورد جماعتی از شیعیان سؤال کردم که جمع می‌شوند و وقتی نماز فرا می‌رسد، بعضی از آنان به بعضی دیگر می‌گویند «فلانی! جلو بایست»

حضرت فرمودند: 

«به‌راستی که رسول خدا، صلی‌الله‌علیه‌وآله، فرمودند:

کسی مقدم می‌شود که بهتر از بقیه قرآن قرائت کند،

اگر در قرائت برابر بودند، کسی‌که پیش از بقیه (از سرزمین شرک) هجرت کرده است،

اگر در هجرت هم برابر بودند، کسی‌که از بقیه مُسِن‌تر باشد،

اگر در سن هم برابر بودند، کسی امامِ جمع می‌شود که نسبت به دیگران از سنت[۱] آگاه‌تر باشد و در دین، فهم عمیق‌تری داشته باشد، 

و هیچ‌یک از شما در منزلِ کسی، بر او(میزبان) مقدم نشود،

و (نیز هیچ یک) در (حیطه‌ی) سلطنتِ سلطان[۲] بر او مقدم نشود.»

 

 

 

پاورقیـــــــــــــــــــــــــــــــــ

[۱] سنت: مجموعه دستورات رسول خدا، صلی‌الله‌علیه‌وآله، و نیز افعالی که ایشان انجام داده‌اند تا در میان مسلمانان رواج یابد.

[۲] سلطنت: تسلّط بر امور‌‌ و توانایی انجام امور از روی قهر و غلبه. مقصود از سلطان، کسی است که این‌چنین، بر مجموعه‌ی تحت اختیارش تسلط دارد.

 

 

 

پانوشتـــــــــــــــــــــــــــــــ

در دیگر احادیث، شرایط دیگری نیز ذکر شده است؛ به عنوان مثال از امام قرار دادن این افراد نهی شده است: کسی‌که جذام دارد، یا به پیسی مبتلاست، دیوانه، زنازاده، بادیه‌نشین(کسی‌که از تمدن به‌دور است و با احکام دین ناآشناست).

همچنین از امامت اسیر بر اشخاص آزاد، فلج بر افراد سالم، کسی‌که تیمم دارد بر کسانی که وضو دارند نهی شده است.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ مهر ۹۴ ، ۲۳:۳۲
ابوالفضل رهبر