دستوار

در دست عهد دولت او دستوار باد...

دستوار

در دست عهد دولت او دستوار باد...

دستوار

اللهم‌صل‌علی‌محمد‌ و آل‌محمد و عجل‌فرجهم

طبقه بندی موضوعی

آخرین نظرات

۸۵۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «حدیث» ثبت شده است

 

…عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ أَبِی الْعَلَاءِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:

«إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَمْ یَبْعَثْ نَبِیّاً إِلَّا بِصِدْقِ الْحَدِیثِ وَ أَدَاءِ الْأَمَانَةِ إِلَى الْبَرِّ وَ الْفَاجِرِ.»

 الکافی، ج۲، ص۱۰۴

 

از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده است:

«به‌راستی خداوند (عزّوجلّ) هرگز پیامبری را مبعوث نفرموده، مگر با (دو خصلت؛)

راست‌گویی و امانت‌داری نسبت به خوب‌ها و بدها.»

 

 

 

…عَنْ عَمْرِو بْنِ أَبِی الْمِقْدَامِ قَالَ: قَالَ لِی أَبُو جَعْفَرٍ ع فِی أَوَّلِ دَخْلَةٍ دَخَلْتُ عَلَیْهِ:

«تَعَلَّمُوا الصِّدْقَ قَبْلَ الْحَدِیثِ.»

 الکافی، ج۲، ص۱۰۴

 

از عَمرو بن ابی‌مِقدام نقل شده است:

نخستین‌بار که خدمت امام باقر (علیه‌السلام) رسیدم، ایشان به من فرمودند:

«پیش از (آموختنِ) سخن‌گفتن، صداقت و راستی را بیاموزید.»

 

 

 

…عَنْ أَبِی کَهْمَسٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع: عَبْدُ اللَّهِ بْنُ أَبِی یَعْفُورٍ یُقْرِئُکَ السَّلَامَ. قَالَ: «عَلَیْکَ وَ عَلَیْهِ السَّلَامُ إِذَا أَتَیْتَ عَبْدَ اللَّهِ فَأَقْرِئْهُ السَّلَامَ وَ قُلْ لَهُ: إِنَّ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ یَقُولُ لَکَ: «انْظُرْ مَا بَلَغَ بِهِ عَلِیٌّ ع عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ ص فَالْزَمْهُ فَإِنَّ عَلِیّاً ع إِنَّمَا بَلَغَ مَا بَلَغَ بِهِ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ ص بِصِدْقِ الْحَدِیثِ وَ أَدَاءِ الْأَمَانَةِ.»»

 الکافی، ج۲، ص۱۰۴

 

از ابوکَهمَس نقل شده است: به امام صادق (علیه‌السلام) عرض کردم:

عبدالله بن ابی‌یعفور به شما سلام می‌رساند.

حضرت فرمودند:

«سلام بر تو و بر او. هرگاه نزد عبدالله رفتی، به او سلام برسان و بگو: جعفر بن محمد (علیهماالسلام) خطاب به تو گفت:

«نگاه کن که چه‌چیز امام علی را نزد رسول خدا (صلوات‌الله‌علیهما) رساند[۱] و به همان‌چیز پای‌بند باش! همانا امام علی (علیه‌السلام) به آن مقام نزد رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) رسید؛ به‌واسطه‌ی: راست‌گویی و امانت‌داری.»»

 

 

 

…عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِی یَعْفُورٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:

«کُونُوا دُعَاةً لِلنَّاسِ بِالْخَیْرِ بِغَیْرِ أَلْسِنَتِکُمْ لِیَرَوْا مِنْکُمُ الِاجْتِهَادَ وَ الصِّدْقَ وَ الْوَرَعَ.»

 الکافی، ج۲، ص۱۰۵

 

از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده است:

«مردم را با غیر زبان‌هایتان، به نیکی‌ها دعوت کنید؛ تا در (رفتارِ) شما اجتهاد[۲]، راست‌گویی و ورع[۳] را ببینند.»

 

 

 

…قَالَ أَبُو الْوَلِیدِ حَسَنُ بْنُ زِیَادٍ الصَّیْقَلُ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع:

«مَنْ صَدَقَ لِسَانُهُ زَکَى عَمَلُهُ وَ مَنْ حَسُنَتْ نِیَّتُهُ زِیدَ فِی رِزْقِهِ وَ مَنْ حَسُنَ بِرُّهُ بِأَهْلِ بَیْتِهِ مُدَّ لَهُ فِی عُمُرِهِ.»

 الکافی، ج۲، ص۱۰۵

 

از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده است:

«هرکس زبانش صادق باشد، عملش پاک و پربرکت می‌گردد[۴]

و هرکس نیتش نیکو باشد، بر روزی‌اش افزوده می‌شود

و هرکس با خانواده‌اش به‌نیکی رفتار کند، عمرش دراز می‌گردد.»

 

 

 

پاورقیـــــــــــــــــــــــــــــــــ

[۱] یعنی به مقام و منزلتی نزدیک به پیامبر رساند؛ چنان‌چه به فرموده خداوند (در آیه شریفه‌ی مباهله)؛ امیرالمؤمنین، نفسِ رسول خداست. ارواحنا لهما الفداء.

[۲] اجتهاد: به‌کار بردن نهایت تلاش، در عبادت پروردگار.

[۳] ورع: نوعی از پرهیزکاری که بالاتر از تقواست؛ در این مقام، انسان علاوه بر این‌که از محرمات دست می‌شوید، از امور شبهه‌ناک (که یقین به بد بودنشان ندارد) نیز دوری می‌جوید و همچنین منکر (امور ناپسند) را قلباً انکار می‌کند. (ر.ک: الکافی، ج۵، ص۱۰۸)

[۴] زکی: طهر، نما و زاد. «ز-ک-ی»؛ که «زکات» هم از این ماده می‌باشد، به‌معنای پاک شدن، رشد و نمو یافتن و زیاد شدن است. چنان‌که پرداخت زکات مال، هم آن را پاک و طاهر می‌کند و هم موجب رشد و برکتش می‌شود.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ بهمن ۰۴ ، ۲۱:۴۸
ابوالفضل رهبر

 

…عَنْ جَابِرِ بْنِ یَزِیدَ اَلْجُعْفِیِّ قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ اَلْبَاقِرُ عَلَیْهِ السَّلاَمُ:

«إِنَّ أَبِی عَلِیَّ بْنَ اَلْحُسَیْنِ عَلَیْهِمَا السَّلاَمُ مَا ذَکَرَ نِعْمَةَ اَللَّهِ عَلَیْهِ إِلاَّ سَجَدَ وَ لاَ قَرَأَ آیَةً مِنْ کِتَابِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِیهَا سُجُودٌ إِلاَّ سَجَدَ وَ لاَ دَفَعَ اَللَّهُ تَعَالَى عَنْهُ سُوءً یَخْشَاهُ أَوْ کَیْدَ کَائِدٍ إِلاَّ سَجَدَ وَ لاَ فَرَغَ مِنْ صَلاَةٍ مَفْرُوضَةٍ إِلاَّ سَجَدَ وَ لاَ وُفِّقَ لِإِصْلاَحٍ بَیْنَ اِثْنَیْنِ إِلاَّ سَجَدَ وَ کَانَ أَثَرُ اَلسُّجُودِ فِی جَمِیعِ مَوَاضِعِ سُجُودِهِ فَسُمِّیَ اَلسَّجَّادَ لِذَلِکَ.»

 علل‌الشرایع، ج۱، ص۲۳۲

 

از امام باقر (علیه‌السلام) نقل شده است:

«به‌راستی که هیچ‌گاه ذکر نعمت خداوند نزد پدرم، علی بن الحسین (علیهماالسلام) نمی‌شد، مگراین‌که سجده می‌کرد.

هیچ‌گاه پدرم آیه‌ای از کتاب خداوند (عزّوجلّ) را که در آن سجده بود، قرائت نمی‌فرمود، مگراین‌که سجده می‌کرد.

هیچ‌گاه خداوند (تعالی) اتفاقی بیم‌ناک یا نیرنگ نیرنگ‌کاری را از پدرم دفع نمی‌فرمود، مگراین‌که او سجده می‌کرد.

هیچ‌گاه ایشان از نماز واجبی فارغ نمی‌شد، مگر‌این‌که سجده می‌کرد.

هیچ‌گاه در اصلاح رابطه دو نفر موفق نمی‌شد، مگراین‌که سجده می‌کرد.

اثر سجده در تمام مواضع سجده‌اش (پیشانی، زانو‌ها و…) آشکار بود.

به‌همین‌خاطر «سجّاد»[*] نام گرفت.»

 

 

 

پاورقیـــــــــــــــــــــــــــــــــ

[*] «سجّاد»، بر وزن فعّال، و اسم مبالغه است. وقتی کاری مثل سجده کردن، به این وزن برده می‌شود، دلالت دارد بر کثرتِ انجام آن کار توسط فاعلش.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ بهمن ۰۴ ، ۲۱:۴۰
ابوالفضل رهبر

 

…عنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ شُعَیْبٍ الْمِیثَمِیِّ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ:

«إِنَّ الْحُسَیْنَ بْنَ عَلِیٍّ ع لَمَّا وُلِدَ أَمَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ جَبْرَئِیلَ ع أَنْ یَهْبِطَ فِی أَلْفٍ مِنَ الْمَلَائِکَةِ فَیُهَنِّئَ رَسُولَ اللَّهِ ص مِنَ اللَّهِ وَ مِنْ جَبْرَئِیلَ ع قَالَ وَ کَانَ مَهْبِطُ جَبْرَئِیلَ ع عَلَى جَزِیرَةٍ فِی الْبَحْرِ فِیهَا مَلَکٌ یُقَالُ لَهُ فُطْرُسُ کَانَ مِنَ الْحَمَلَةِ فَبُعِثَ فِی شَیْ‌ءٍ فَأَبْطَأَ فِیهِ فَکُسِرَ جَنَاحُهُ وَ أُلْقِیَ فِی تِلْکَ الْجَزِیرَةِ یَعْبُدُ اللَّهَ فِیهَا سِتَّمِائَةِ عَامٍ حَتَّى وُلِدَ الْحُسَیْنُ ع فَقَالَ الْمَلَکُ لِجَبْرَئِیلَ ع: أَیْنَ تُرِیدُ؟ قَالَ: إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى أَنْعَمَ عَلَى مُحَمَّدٍ ص بِنِعْمَةٍ فَبُعِثْتُ أُهَنِّئُهُ مِنَ اللَّهِ وَ مِنِّی. فَقَالَ: یَا جَبْرَئِیلُ احْمِلْنِی مَعَکَ لَعَلَّ مُحَمَّداً ص یَدْعُو اللَّهَ لِی. قَالَ: فَحَمَلَهُ فَلَمَّا دَخَلَ جَبْرَئِیلُ عَلَى النَّبِیِّ ص وَ هَنَّأَهُ مِنَ اللَّهِ وَ هَنَّأَهُ مِنْهُ وَ أَخْبَرَهُ بِحَالِ فُطْرُسَ. فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «یَا جَبْرَئِیلُ أَدْخِلْهُ!» فَلَمَّا أَدْخَلَهُ أَخْبَرَ فُطْرُسُ النَّبِیَّ ص بِحَالِهِ فَدَعَا لَهُ النَّبِیُّ ص وَ قَالَ لَهُ: «تَمَسَّحْ بِهَذَا الْمَوْلُودِ وَ عُدْ إِلَى مَکَانِکَ.» قَالَ فَتَمَسَّحَ فُطْرُسُ بِالْحُسَیْنِ ع وَ ارْتَفَعَ وَ قَالَ: یَا رَسُولَ اللَّهِ ص أَمَا إِنَّ أُمَّتَکَ سَتَقْتُلُهُ وَ لَهُ عَلَیَّ مُکَافَاةُ أَنْ لَا یَزُورَهُ زَائِرٌ إِلَّا بَلَّغْتُهُ عَنْهُ وَ لَا یُسَلِّمَ عَلَیْهِ مُسَلِّمٌ إِلَّا بَلَّغْتُهُ سَلَامَهُ وَ لَا یُصَلِّیَ عَلَیْهِ مُصَلٍّ إِلَّا بَلَّغْتُهُ عَلَیْهِ صَلَاتَهُ. قَالَ: ثُمَّ ارْتَفَعَ.»

 کامل‌الزیارات، ص۶۶

 

از ابراهیم بن شعیب، از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده است:

«زمانی که امام حسین (علیه‌السلام) به دنیا آمد، خداوند (عزّوجلّ) به جبرئیل (علیه‌السلام) دستور داد که به‌همراه هزار فرشته (به زمین) فرود آید و از طرف خداوند و خودش به رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) تبریک گوید.

محل فرود جبرئیل، جزیره‌ای در میان دریا بود که فرشته‌ای به‌نام فُطرس آن‌جا بود. فطرس از حاملان عرش بود که برای کاری مأمور می‌شود، اما تأخیر می‌کند و (به‌سبب این کوتاهی) بالش می‌شکند. او به این جزیره انداخته می‌شود و ششصد سال عبادت می‌کند تا این‌که امام حسین (علیه‌السلام) به دنیا می‌آید.

آن فرشته (فطرس) به جبرئیل عرض کرد: قصد داری کجا روی؟

جبرئیل فرمود: به‌راستی که خداوند (تعالی) به حضرت محمد (صلی‌الله‌علیه‌وآله) نعمتی داده است و مرا فرستاده تا از جانب او و خودم به او تبریک گویم.

فطرس عرض کرد: ای جبرئیل! مرا نیز با خود حمل کن و ببر؛ شاید حضرت محمد (صلی‌الله‌علیه‌وآله) برایم به درگاه خداوند دعا کند.

جبرئیل فطرس را حمل کرد و برد. وقتی جبرئیل بر پیامبر وارد شد و از جانب خداوند و خودش به ایشان تبریک گفت، ایشان را از وضعیت فطرس آگاه کرد.

پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمود: «ای جبرئیل! او را داخل بیاور!»

وقتی جبرئیل او را داخل آورد، فطرس پیامبر را از وضعیت خود آگاه نمود.

پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) برای فطرس دعا کرد و به او فرمود: «این نوزاد را لمس کن و به جای خود بازگرد!»

فطرس خود را امام حسین (علیه‌السلام) مالید و بالا رفت (پرواز کرد) و عرض کرد: ای رسول خدا! بدان که امت تو، او را خواهند کشت. او به گردن من پاداشی دارد؛ این‌که هیچ زیارت‌کننده‌ای او را زیارت نکند، مگراین‌که من (خبرِ) زیارتش را به امام حسین (علیه‌السلام) خواهم رساند و هیچ سلام‌دهنده‌ای به او سلام نکند و هیچ صلوات‌فرستنده‌ای بر او صلوات نفرستد، مگراین‌که من سلام و صلواتش را به او خواهم رساند.

آن‌گاه فطرس بالا رفت.»

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ بهمن ۰۴ ، ۲۰:۰۸
ابوالفضل رهبر

 

...عَنْ أَبِی مَالِکٍ قَالَ: قُلْتُ لِعَلِیِّ بْنِ اَلْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ أَخْبِرْنِی بِجَمِیعِ شَرَائِعِ اَلدِّینِ. قَالَ: «قَوْلُ اَلْحَقِّ وَ اَلْحُکْمُ بِالْعَدْلِ وَ اَلْوَفَاءُ بِالْعَهْدِ.»

 الخصال، ج۱، ص۱۱۳

 

از ابومالک نقل شده است: به امام سجاد (علیه‌السلام) عرض کردم:

مرا از تمام دستورات (قوانینِ) دین آگاه نمایید.

ایشان فرمودند:

«سخن حق گفتن،

قضاوت عادلانه

و وفای به عهد.»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ دی ۰۴ ، ۰۹:۲۹
ابوالفضل رهبر

 

…عَنْ بُرَیْدِ بْنِ مُعَاوِیَةَ اَلْعِجْلِیِّ قَالَ: کُنْتُ عِنْدَ أَبِی جَعْفَرٍ عَلَیْهِ السَّلاَمُ إِذْ دَخَلَ عَلَیْهِ قَادِمٌ مِنْ خُرَاسَانَ مَاشِیاً فَأَخْرَجَ رِجْلَیْهِ وَ قَدْ تَغَلَّفَتَا وَ قَالَ: أَمَا وَ اَللَّهِ مَا جَاءَنِی مِنْ حَیْثُ جِئْتُ إِلاَّ حُبُّکُمْ أَهْلَ اَلْبَیْتِ. فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ عَلَیْهِ السَّلاَمُ: «وَ اَللَّهِ لَوْ أَحَبَّنَا حَجَرٌ حَشَرَهُ اَللَّهُ مَعَنَا وَ هَلِ اَلدِّینُ إِلاَّ اَلْحُبُّ؟ إِنَّ اَللَّهَ یَقُولُ: «قُلْ إِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اَللّٰهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُمُ اَللّٰهُ» وَ قَالَ: «یُحِبُّونَ مَنْ هٰاجَرَ إِلَیْهِمْ» وَ هَلِ اَلدِّینُ إِلاَّ اَلْحُبُّ؟»

 التفسیر(للعیاشی)، ج۱، ص۱۶۷

 

از بُرید بن معاویه عِجلی نقل شده است:

نزد امام باقر (علیه‌السلام) بودم. ناگهان مردی که با پای پیاده از خراسان آمده بود، از راه رسید. پاهایش را (که از کفش) در آورد، [دیدم که شدت سختی راه،] پوست‌پوست شده است.

آن مرد گفت:

بدانید که - به خدا قسم - از آن‌جا که راه افتادم، فقط به‌خاطر محبتی که به شما اهل‌بیت دارم، آمدم.

امام باقر (علیه‌السلام) فرمودند:

«به خدا قسم، اگر سنگی ما را دوست داشته باشد، خداوند آن را با ما محشور می‌فرماید و مگر دین، چیزی غیر از دوست‌داشتن است؟!

به‌راستی که خداوند می‌فرماید: «قُلْ إِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اَللّٰهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُمُ اَللّٰهُ»[آل‌عمران:۳۱]؛ «(ای پیامبر! به آنان) بگو: اگر خدا را دوست دارید، از من تبعیت کنید تا خداوند نیز شما را دوست بدارد»

و نیز می‌فرماید: «یُحِبُّونَ مَنْ هٰاجَرَ إِلَیْهِمْ»[حشر:۹]؛ «آنان (گروهی از انصار اهل مدینه،) کسانی را که (از مکه) به‌سویشان مهاجرت کرده‌اند را دوست می‌دارند (...آنان رستگارند)»

و مگر دین، چیزی غیر از دوست‌داشتن است؟!»

 

 

 

پانوشتـــــــــــــــــــــــــــــــــ

همان‌طور که در آیه ۳۱ سوره آل‌عمران اشاره شد، دوست داشتن، لازمه‌ای دارد که علامتی بر صدق آن است؛ این‌که در پیِ این «محبت»، «تبعیت» باشد. بنابراین شفاعت اهل‌بیت (علیهم‌السلام) و محشور شدن با ایشان، در صورتی حاصل می‌شود که ابراز محبت به ایشان صادقانه و واقعی باشد و نشانه‌ی واقعی بودنِ این ادعا، تبعیت از دستورات ایشان است.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ دی ۰۴ ، ۰۹:۱۲
ابوالفضل رهبر

 

…حَدَّثَنِی عَمُّ أَبِی أَبُو مُوسَى عِیسَى بْنُ أَحْمَدَ، قَالَ: حَدَّثَنِی الْإِمَامُ عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ، قَالَ: حَدَّثَنِی أَبِی، عَنْ أَبِیهِ عَلِیِّ بْنِ مُوسَى، قَالَ: حَدَّثَنِی أَبِی مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ، قَالَ: قَالَ الصَّادِقُ (عَلَیْهِ السَّلَامُ): قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ):

«إِنَّمَا سُمِّیَتْ ابْنَتِی فَاطِمَةَ لِأَنَّ اللَّهَ (عَزَّ وَ جَلَّ) فَطَمَهَا وَ فَطَمَ مَنْ أَحَبَّهَا مِنَ النَّارِ.»

 الأمالی (للطوسی)، ص۲۹۴

 

از امام هادی، از پدرشان امام جواد، از پدرشان امام رضا، از پدرشان امام کاظم، از پدرشان امام صادق، از رسول خدا (سلام‌الله‌وصلواته‌علیهم) نقل شده است:

«دخترم، فقط به این دلیل فاطمه نام‌گذاری شده است که خداوند (عزّوجلّ) او را و کسانی که او را دوست دارند را از آتش (جهنم) جدا کرده است.»[*]

 

 

 

پاورقیـــــــــــــــــــــــــــــــــ

[*] وقتی مادری نوزادش را از شیر می‌گیرد، در زبان عربی برای بیان این کار مادر از فعل «فَطَمَ» استفاده می‌کند؛ «فَطَمَتِ الصَّبِیَّ أُمُّهُ أی: تَقْطَعُهُ‌ عَنِ‌ الرَّضَاعِ‌» (العین، ج۷، ص۴۴۲)؛ «فَطَمَ المُرْضِعُ الرَّضیعَ: فصلتهُ عن الرضاع» (أقرب‌الموارد، ج۴، ص۱۸۰)؛ «قطعت عنه الرَّضاعة فهى فاطِمٌ‌ و فاطِمَةٌ‌» (المعجم‌الوسیط، ج۲، ص۶۹۵)

 

 

 

پانوشتـــــــــــــــــــــــــــــــــ

گرفتن نوزاد از شیر، فرآیندی تدریجی و زمان‌بَر است و پدر و مادرها خوب می‌دانند که در این میان، نوزاد واقعاً عذاب می‌کشد تا علقه‌اش به شیر مادر کاملاً قطع شود.

شاید بتوان گفت که جدا شدن محبین اهل‌بیت (علیهم‌السلام) از آتش نیز مانند جدا شدن نوزاد از شیر، با نوعی از دشواری و سختی همراه است و به‌ناچار باید این فرآیند طی شود.

پیش‌تر در مطلبی با عنوان «شیعیان همگی در بهشت‌اند، اما...» از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شد که شیعیان به‌واسطه شفاعت اهل‌بیت (صلوات‌الله‌علیهم) در نهایت به بهشت خواهند رفت، اما دشواری‌های عالم برزخ (از لحظه مرگ تا روز قیامت) سر جای خود باقی است.

هرچند این فرآیند می‌تواند با سختی‌هایی که مؤمن در دنیا می‌کشد نیز طی شود.

امید است مشمول تفضّل و ترحّم پروردگارمان باشیم و دشواری و عذابِ جدا شدن از گناهان و آلودگی‌هایمان، در همین دنیا رقم بخورد و حسابمان به عالم برزخ (که دشوارتر خواهد بود) نکشد.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ دی ۰۴ ، ۰۹:۵۲
ابوالفضل رهبر

 

...عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی عُمَیْرٍ رَفَعَهُ إِلَی‌ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ قَالَ:

«إِنَّمَا یَأْمُرُ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَی‌ عَنِ اَلْمُنْکَرِ مَنْ کَانَتْ فِیهِ ثَلاَثُ خِصَالٍ عَامِلٌ بِمَا یَأْمُرُ بِهِ وَ تَارِکُ لِمَا یَنْهَی‌ عَنْهُ عَادِلٌ فِیمَا یَأْمُرُ عَادِلٌ فِیمَا یَنْهَی‌ رَفِیقٌ فِیمَا یَأْمُرُ وَ رَفِیقٌ فِیمَا یَنْهَی‌.»

 الخصال ج ۱، ص ۱۰۹

 

از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده است:

«فقط کسی امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر کند که در او سه ویژگی باشد:

- به آن‌چه امر می‌کند، عمل کند و آن‌چه را نهی می‌کند، ترک کند؛[۱]

- هنگام امر کردن و هنگام نهی کردن، عادلانه رفتار کند؛[۲]

- هنگام امر کردن و هنگام نهی کردن، رفیقانه رفتار کند.»[۳]

 

 

 

پاورقیـــــــــــــــــــــــــــــــــ

[۱] در روایتی مشابه که از رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) نقل شده است، به‌جای این فقره، چنین آمده: «عَالِمٌ بِمَا یَأْمُرُ بِهِ عَالِمٌ بِمَا یَنْهَی‌ عَنْهُ»؛ «به آن‌چه امر می‌کند و به آن‌چه نهی می‌کند، عالم باشد.» [النوادر(للراوندی) ج ۱، ص ۲۱]

[۲] یعنی بدون خارج شدن از مسیر انصاف و بدون ظلم و تعدی.

[۳] یعنی با مدارا، نرمش و ملایمت.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ آذر ۰۴ ، ۰۷:۲۲
ابوالفضل رهبر

 

…عَنْ عَمْرِو بْنِ أَبِی اَلْمِقْدَامِ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ وَ أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ اَلْعَاصِمِیُّ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ اَلْبَصْرِیِّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ حَسَّانَ عَنْ عَبْدِ اَلرَّحْمَنِ بْنِ کَثِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: فِی رِسَالَةِ أَمِیرِ اَلْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ إِلَى اَلْحَسَنِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ:

«لاَ تُمَلِّکِ اَلْمَرْأَةَ مِنَ اَلْأَمْرِ مَا یُجَاوِزُ نَفْسَهَا فَإِنَّ ذَلِکَ أَنْعَمُ لِحَالِهَا وَ أَرْخَى لِبَالِهَا وَ أَدْوَمُ لِجَمَالِهَا فَإِنَّ اَلْمَرْأَةَ رَیْحَانَةٌ[۱] و لَیْسَتْ بِقَهْرَمَانَةٍ[۲]…»

 الکافی، ج۵، ص۵۱۰

 

از امام باقر و امام صادق، نقل شده است که در (بخشی از) نامه‌ی امیرالمؤمنین به (فرزندشان) امام حسن (علیهم‌السلام)[۳] چنین آمده است:

«به زن، کارهای غیر مربوط به خودش را وامگذار!

با انجام این توصیه، حالش بهتر، خاطرش آسوده‌تر و زیبایی‌اش ماندگارتر خواهد بود؛

چراکه زن [مانند] یک شاخه از گیاهی خوش‌رایحه است، نه پیش‌کار خانه…»

 

 

 

...حَدَّثَنَا یَسَارٌ مَوْلَى أخی أَنَسِ بْنِ مَالِکٍ عَنْ أَنَسٍ عَنِ اَلنَّبِیِّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ قَالَ:

«حُبِّبَ إِلَیَّ مِنْ دُنْیَاکُمُ[۴] النِّسَاءُ وَ اَلطِّیبُ[۵] و جُعِلَ قُرَّةُ عَیْنِی[۶] فی اَلصَّلاَةِ.»

 الخصال، ج۱، ص۱۶۵

 

از رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) نقل شده است:

«از دنیای شما، «زن‌ها» و «چیزهای خوش‌رایحه» برای من دوست‌داشتنی شده‌اند

و شادی و آرامش چشمان من، در نماز قرار داده شده است.»

 

 

پاورقیـــــــــــــــــــــــــــــــــ

[۱] «الرَّیحان: نَبْتٌ طَیِّبُ الرَّائحَةِ، أو کُلُّ نَبْتٍ کذلک، أو أطْرافُه، أو ورَقُهُ.» (القاموس المحیط، ص۳۰۷) / «الرَّیحان: کلُّ بَقْل طیّب الرِّیح، واحدته رَیْحَانة، و الجمع رَیاحِین.» (کتاب الماء، ج۲، ص۱۸۵)؛ «ریحان» عبارت است از هر گیاهی که خوش‌رایحه و خوش‌عطر است و «ریحانه» به یک شاخه از چنین گیاهی گفته می‌شود.

[۲] «القَهْرَمَانُ: الخازن، الوکیل، الموهوب، المتسلِّط، رئیس الخدم، صاحب الحکم الآمر، المسیطر الحفیظ على من تحت یده، من أمناء الملک و خاصته، القائم بأموره، من الفارسیة.» (المعجم المفصل فی المعرب و الدخیل، ص۳۸۱)؛ «قهرمان» که در اصل واژه‌ای فارسی بوده، به کسی گفته می‌شود که مسئول کل امور منزل است؛ سرپرست خدمت‌کاران است، حافظ مایملک است، به امور مالی رسیدگی می‌کند، دخل و خرج خانه را تدبیر می‌کند، خرید مایحتاج را مدیریت می‌کند و…

[۳] در سند دیگری که مرحوم کلینی ذکر کرده است، همین عبارات از اصبغ بن نباته، از امیرالمؤمنین نقل شده، اما نه خطاب به امام حسن (علیهماالسلام)، بلکه خطاب به فرزند دیگراشان؛ محمد بن حنفیه. این امکان هست که نامه در دو نسخه و خطاب به هر دو فرزند ارسال شده باشد.

[۴] «حَبَّبَ الشى ءَ إِلیه: جعله یُحبُّه. و فى التنزیل العزیز: «وَ لٰکِنَّ‌ اَللّٰهَ‌ حَبَّبَ‌ إِلَیْکُمُ‌ اَلْإِیمٰانَ‌» [حجرات:۷].» (المعجم الوسیط، ج۱، ص۱۵۰)؛ گویا فاعلِ فعل مجهولِ «حُبِّبَ» خداوند است و مقصود رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) این است که این «خداوند» است که محبت این دو وجود را در دل من کاشته و آن‌ها را محبوب من ساخته است.

[۵] «الطِّیبُ: کلُّ ذی رائحةٍ ذَکِیَّةٍ یُتَّخذُ للشَّمِّ، و تَطَیَّبَ: استعملَهُ.» (الطراز الأول، ج۲، ص۲۵۶)؛ هرچیز خوش‌رایحه‌ای که از آن به‌عنوان عطر استفاده می‌شود.

[۶] «قَرَّ عَیْنُه: سُرَّ و رضى، فهو قریر العین. و یقال: قَرَّ بهذا الأَمر عینًا. و فى التنزیل العزیز: «کَیْ‌ تَقَرَّ عَیْنُهٰا وَ لاٰ تَحْزَنَ‌»[قصص:۱۳].» (المعجم الوسیط، ج۲، ص۷۲۴)؛ در نماز است که رسول «قرار» می‌یابد، از غم‌ها رها می‌شود و نور آرامش و برق شادی در چشمان مبارکش نمایان می‌گردد.

 

 

پانوشتـــــــــــــــــــــــــــــــــ

چنان‌چه ملاحظه فرمودید:

- در حدیث نخست، برای توصیف «زن»، از واژه «ریحان» (گیاه خوش‌رایحه)، استفاده شده است

- و در حدیث دوم، جنس «زن» در کنار «طِیب» (چیزهای خوش‌رایحه)، از دوست‌داشتنی‌ترین موجودات دنیا برای رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) شمرده شده. آن‌هم نه این‌که علاقه - نعوذ بالله - از روی هوس یا سلیقه‌ای شخصی باشد؛ بلکه این محبت فوق‌العاده را خداوند در دل رسولش کاشته است.

وجود «زن»، وجودی «روحانی» و از جنس «رایحه‌ای خوش» است.

«ریحان» از ماده «ر و ح»؛ عنصری است که علاوه بر این‌که خوش‌رایحه، دل‌پذیر و حال‌خوب‌کن است، مانند «نسیمی دل‌انگیز»؛ لطیف، سیّال، منعطف، شکل‌پذیر، منتشرشونده و نافذ است؛

«الرَّاءُ وَالْوَاوُ وَالْحَاءُ، یَدُلُّ عَلَى سَعَةٍ وَفُسْحَةٍ وَاطِّرَادٍ. وَأَصْلُ [ذَلِکَ] کُلِّهِ الرِّیحُ… فَالرُّوحُ رُوحُ الْإِنْسَانِ، وَإِنَّمَا هُوَ مُشْتَقٌّ مِنَ الرِّیحِ، وَکَذَلِکَ الْبَابُ کُلُّهُ. وَالرَّوْحُ: نَسِیمُ الرِّیحِ. وَیُقَالُ أَرَاحَ الْإِنْسَانُ، إِذَا تَنَفَّسَ… وَیُقَالُ أَرْوَحَ الْمَاءُ وَغَیْرُهُ: تَغَیَّرَتْ رَائِحَتُهُ… وَقَدْ رِیحَ الْغَدِیرُ: أَصَابَتْهُ الرِّیحُ. وَأَرَاحَ الْقَوْمُ: دَخَلُوا فِی الرِّیحِ… وَالدُّهْنُ الْمُرَوَّحُ: الْمُطَیَّبُ… وَأَرْوَحْتُ مِنْ فُلَانٍ طِیبًا. وَکَانَ الْکِسَائِیُّ یَقُولُ: "لَمْ یُرِحْ رَائِحَةَ الْجَنَّةِ" مِنْ أَرَحْتُ.» (معجم مقاییس اللغة، ج۲، ص۴۵۴)

چنین وجودی، به‌واسطه نوع خلقتش، اقتضائات خاص خود را دارد.

بنابراین همان‌طور که خداوند در تعریف نقش زن در دنیا، اقتضائات وجودیِ او را لحاظ کرده است؛

- هم مردان باید زنان را به‌درستی بشناسند و مطابق خلقت لطیفشان با آنان مواجه شوند

- و هم زنان باید خلقت خود را پاس بدارند و رفتاری متناسب با نوع خلقت خود بروز دهند.

سخن در این‌رابطه بسیار است و مجال ضیق. تو خود حدیث مُفصّل بخوان از این مُجمَل…

 

 

مطالب مرتبط:

«تأملی پیرامون پدر و مادر مشترک همه مؤمنین»

- «زن، گل خانه است»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ آذر ۰۴ ، ۱۸:۵۴
ابوالفضل رهبر

 

…عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ یَقُولُ:

«…فَلَمَّا جَاءَتْ سَارَةُ[*] فَأُخْبِرَتِ اَلْخَبَرَ قَامَتْ إِلَى اِبْنِهَا تَنْظُرُ فَإِذَا أَثَّرَ اَلسِّکِّینُ خُدُوشاً فِی حَلْقِهِ فَفَزِعَتْ وَ اِشْتَکَتْ وَ کَانَ بَدْءَ مَرَضِهَا اَلَّذِی هَلَکَتْ فِیهِ…»

 الکافی، ج۴، ص۲۰۷

 

از ابوبصیر نقل شده است: از امام باقر (علیه‌السلام) شنیدم که می‌فرمودند:

«زمانی که ساره (هاجر؛ مادر حضرت اسماعیل)[*] آمد و خبر (ماجرای ذبح فرزندش توسط حضرت ابراهیم علیهم‌السلام) به او داده شد، بلند شد و سمت پسرش رفت و به او نگریست.

وقتی خراشی که بر اثر چاقو بر گلوی اسماعیل افتاده بود را دید، به‌گریه فریاد برآورد و دچار دردی شد. این، آغاز بیماری او (مادر اسماعیل) بود که در آن از دنیا رفت.»

 

 

پاورقیـــــــــــــــــــــــــــــــــ

[*] در متن کافی (نسخه دار الکتب الاسلامیة)، «ساره» ذکر شده، اما گویا اشتباهی رخ داده؛ چراکه با استناد به احادیث متعدد، فرزندی که قربانی شد، (به‌خلاف آن‌چه در تورات تحریف‌شده ذکر شده،) حضرت «اسماعیل ذبیح‌الله» بوده است و مادرش جناب «هاجر» (علیهماالسلام).

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ آذر ۰۴ ، ۱۱:۱۶
ابوالفضل رهبر

 

…عَنْ بَکْرِ بْنِ مُحَمَّدٍ اَلْأَزْدِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: قَالَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ:

«إِنَّ مِنْ أَغْبَطِ أَوْلِیَائِی عِنْدِی عَبْداً مُؤْمِناً ذَا حَظٍّ مِنْ صَلاَحٍ أَحْسَنَ عِبَادَةَ رَبِّهِ وَ عَبَدَ اَللَّهَ فِی اَلسَّرِیرَةِ وَ کَانَ غَامِضاً فِی اَلنَّاسِ فَلَمْ یُشَرْ إِلَیْهِ بِالْأَصَابِعِ وَ کَانَ رِزْقُهُ کَفَافاً فَصَبَرَ عَلَیْهِ فَعُجِّلَتْ بِهِ اَلْمَنِیَّةُ فَقَلَّ تُرَاثُهُ وَ قَلَّتْ بَوَاکِیهِ.»

 الکافی، ج۲، ص۱۴۱

 

از امام صادق، از رسول خدا (صلوات‌الله‌علیهما) نقل شده است:

خداوند (عزّوجلّ) فرموده است:

«به‌راستی حسرت‌برانگیزترین دوستانم نزد من، بنده‌ی مؤمنی است که بهره‌ای از صلاح (سلامت نفس) دارد، عبادت پروردگارش را به‌خوبی به‌جا می‌آورد و خداوند را در نهان (پنهانی) عبادت می‌کند،

اما میان مردم گمنام است و با انگشت به او اشاره نمی‌کنند (معروف و مشهور نیست)، روزی‌اش به‌اندازه کفافِ (زندگی‌اش) است (نه بیشتر)، اما بر همین‌مقدار صبر می‌کند. وقتی مرگش فرا رسد، میراثش (دارایی‌هایش) اندک است و گریه‌کنندگان (بر پیکرش) هم کم هستند.»

 

 

 

…عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: سَمِعْتُهُ یَقُولُ: قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ:

«طُوبَى لِعَبْدٍ نُوَمَةٍ عَرَفَهُ اَللَّهُ وَ لَمْ یَعْرِفْهُ اَلنَّاسُ أُولَئِکَ مَصَابِیحُ اَلْهُدَى وَ یَنَابِیعُ اَلْعِلْمِ یَنْجَلِی عَنْهُمْ کُلُّ فِتْنَةٍ مُظْلِمَةٍ لَیْسُوا بِالْمَذَایِیعِ اَلْبُذُرِ وَ لاَ بِالْجُفَاةِ اَلْمُرَاءِینَ.»

 الکافی، ج۲، ص۲۲۵

 

از امام صادق، از رسول خدا (صلوات‌الله‌علیهما) نقل شده است:

«خوشا به سعادت بنده‌ی بی‌سروصدایی که خدا او را می‌شناسد، اما مردم او را نمی‌شناسند!

آن‌ها چراغ‌های هدایت و چشمه‌های دانش‌اند.

هر فتنه‌ی تاریکی، از جانب آنان روشن و آشکار می‌شود.[*]

آن‌ها نه فاش‌کننده‌ی اسرارند و نه تندخو و خودنما.»

 

 

پاورقیـــــــــــــــــــــــــــــــــ

[*] محل تأمل است؛ کسی‌که بی‌سروصداست، جلوه‌گری ندارد و در میان عموم مردم شناخته‌شده نیست، چه‌طور می‌تواند چراغ هدایت، چشمه صدور دانش و روشن‌گر فتنه‌ها باشد؟

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ آذر ۰۴ ، ۱۲:۵۷
ابوالفضل رهبر

 

…عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَى عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ: «اُدْعُ وَ لاَ تَقُلْ "قَدْ فُرِغَ مِنَ اَلْأَمْرِ" فَإِنَّ اَلدُّعَاءَ هُوَ اَلْعِبَادَةُ إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ: «إِنَّ اَلَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبٰادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دٰاخِرِینَ» وَ قَالَ «اُدْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ».»

 الکافی، ج۲، ص۴۶۷

 

از حماد بن عیسی نقل شده است:

شنیدم که امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرمودند:

«دعا کن و نگو "این کار تمام‌شده است."[۱]

زیرا دعا، همان عبادت است.

خداوند (عزّوجلّ) می‌فرماید:

«إِنَّ اَلَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبٰادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دٰاخِرِینَ»[غافر:۶۰]؛ «به‌راستی کسانی که تکبر می‌ورزند از این‌که مرا عبادت کنند، به‌زودی با ذلت و خواری وارد جهنم خواهند شد.»

و نیز می‌فرماید:

«اُدْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ»[غافر:۶۰]؛ «مرا بخوانید[۲] تا اجابت کنم شما را.»[۳]

 

 

 

…عَنْ حَنَانِ بْنِ سَدِیرٍ عَنْ أَبِیهِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی جَعْفَرٍ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ: أَیُّ اَلْعِبَادَةِ أَفْضَلُ؟ فَقَالَ: «مَا مِنْ شَیْءٍ أَفْضَلَ عِنْدَ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ أَنْ یُسْئَلَ وَ یُطْلَبَ مِمَّا عِنْدَهُ وَ مَا أَحَدٌ أَبْغَضَ إِلَى اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِمَّنْ یَسْتَکْبِرُ عَنْ عِبَادَتِهِ وَ لاَ یَسْأَلُ مَا عِنْدَهُ.»

 الکافی، ج۲، ص۴۶۶

 

حنان بن سَدیر گوید:

به امام باقر (علیه‌السلام) عرض کردم:

کدام عبادت برتر (از سایر عبادات) است؟

حضرت فرمودند:

«هیچ‌چیز نزد خداوند (عزّوجلّ) برتر از این نیست که چیزهایی که نزد اوست از او خواسته شود.

و هیچ‌کس نزد خداوند (عزّوجلّ) منفورتر نیست از کسی که نسبت به عبادت خداوند تکبر می‌ورزد و چیزهایی که نزد خداست را (از او) نمی‌خواهد.»

 

 

 

…عَنْ مُیَسِّرِ بْنِ عَبْدِ اَلْعَزِیزِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ قَالَ لِی: «یَا مُیَسِّرُ اُدْعُ وَ لاَ تَقُلْ إِنَّ اَلْأَمْرَ قَدْ فُرِغَ مِنْهُ إِنَّ عِنْدَ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَنْزِلَةً لاَ تُنَالُ إِلاَّ بِمَسْأَلَةٍ وَ لَوْ أَنَّ عَبْداً سَدَّ فَاهُ وَ لَمْ یَسْأَلْ لَمْ یُعْطَ شَیْئاً فَسَلْ تُعْطَ یَا مُیَسِّرُ إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ بَابٍ یُقْرَعُ إِلاَّ یُوشِکُ أَنْ یُفْتَحَ لِصَاحِبِهِ.»

 الکافی، ج۲، ص۴۶۶

 

میسِّر بن عبدالعزیز گوید:

امام صادق (علیه‌السلام) به من فرمودند:

«ای میسّر! دعا کن! و نگو: "این کار تمام‌شده است."

به‌راستی که نزد خداوند (عزّوجلّ) جایگاه و مقامی هست که جز با درخواست، به آن نخواهی رسید

و اگر بنده‌ای دهانش را ببندد و (از خداوند) چیزی نخواهد، چیزی (از آن مقام) به او داده نخواهد شد.

پس درخواست کن؛ تا به تو داده شود.

ای میسّر! هیچ دَری نیست که کوبیده شود، مگراین‌که باز شدن آن برای کوبنده‌اش نزدیک‌تر می‌شود.»[۴]

 

 

 

…عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: «إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ: «إِنَّ اَلَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبٰادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دٰاخِرِینَ»» قَالَ: «هُوَ اَلدُّعَاءُ وَ أَفْضَلُ اَلْعِبَادَةِ اَلدُّعَاءُ.» قُلْتُ: «إِنَّ إِبْرٰاهِیمَ لَأَوّٰاهٌ حَلِیمٌ» قَالَ: «اَلْأَوَّاهُ هُوَ اَلدَّعَّاءُ.»

 الکافی، ج۲، ص۴۶۶

 

از زرارة بن اَعیَن نقل شده است:

امام باقر (علیه‌السلام) فرمودند:

«خداوند (عزّوجلّ) می‌فرماید: «إِنَّ اَلَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبٰادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دٰاخِرِینَ»[غافر:۶۰]؛ «به‌راستی کسانی که از روی تکبر، خداوند را عبادت نمی‌کنند، با ذلّت و خواری، وارد جهنم خواهند شد.» مقصودِ خداوند، دعاست و برترین عبادت دعاست.»[۵] [۶]

زراره گوید: عرض کردم:

[درباره این آیه نیز توضیح بفرمایید:] «إِنَّ إِبْرٰاهِیمَ لَأَوّٰاهٌ حَلِیمٌ»[توبه:۱۱۴]؛ «به‌راستی که ابراهیم أوّاه و حلیم بود.»

حضرت فرمودند:

«"أوّاه"[۷] یعنی "دعّاء"؛ بسیار دعا کننده.»

 

 

 

پاورقیـــــــــــــــــــــــــــــــــ

[۱] یعنی نگو این، مسئله‌ی مهمی نیست و معلوم است حاصل می‌شود و دیگر نیاز به دعا کردن نیست یا چیزی نیست که برای به‌دست‌آمدنش بخواهم دعا کنم.

[۲] دعا؛ یعنی صدا کردنِ کسی برای درخواستِ چیزی از او.

[۳] متن کامل آیه این است: «وَ قَالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِینَ»[غافر:۶۰]؛ «و پروردگارتان گفت: مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم، آنان که از عبادت من تکبّر ورزند، به زودی خوار و رسوا به دوزخ درآیند.» (ترجمه انصاریان). خداوند ابتدا از طریق پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) به بندگانش دستور می‌دهد که دعا کنند تا استجابت شود. سپس می‌فرماید دعا نکردن (که به‌تعبیر امام صادق (علیه‌السلام) همان عبادت نکردن است،) نشانه تکبّر ورزیدن در برابر خداوند (عزّوجلّ) است و عقوبتی سخت در پی دارد.

[۴] یعنی احتمال باز شدن آن در (برآورده شدن آن حاجت) بیش‌تر خواهد بود.

[۵] یعنی مقصود خداوند از "کسانی که از روی تکبر، تن به عبادت پروردگارشان نمی‌دهند"، کسانی‌اند که از روی تکبر، دعا نمی‌کنند و حاجاتشان را از او نمی‌خواهند.

[۶] لابد شنیده‌اید که بعضی افراد می‌گویند: "من از خدا چیزی نمی‌خواهم." بر اساس آن‌چه ذکر شد، حتی اگر منظورِ چنین اشخاصی این باشد که خداوند به احوال من آگاه است و من به قضای او راضی هستم و…، باز هم چنین سخنی، سخن درستی نیست و چنین اخلاقی ناشایست است؛ چراکه دعا کردن نشانه تواضع است و کسی که دعا نمی‌کند، گویا در برابر خداوند تکبر می‌ورزد.

[۷] «أوّاه»، بر وزن فعّال است و دلالت بر کثرت «آه کشیدن» دارد؛ یعنی حضرت ابراهیم (علیه‌السلام) بسیار «آه» می‌کشید! جالب است بدانید: - همان‌طور که پیش‌تر در مطلبی با عنوان «چرا انسان هنگام درد، ناخودآگاه «آه» می‌گوید؟» ذکر شده بود، - «به‌راستی که «آه» نامی است از نام‌های خداوند (عزّوجلّ)؛ پس کسی که بگوید «آه»، از خداوند (تبارک‌وتعالی) یاری طلبیده است.» (التوحید، ص۲۱۹)

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ آبان ۰۴ ، ۱۹:۵۳
ابوالفضل رهبر

 

وَ قَالَ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ: «لَوْ ضَرَبْتُ خَیْشُومَ اَلْمُؤْمِنِ بِسَیْفِی هَذَا عَلَی‌ أَنْ یُبْغِضَنِی مَا أَبْغَضَنِی وَ لَوْ صَبَبْتُ اَلدُّنْیَا بِجَمَّاتِهَا عَلَی‌ اَلْمُنَافِقِ عَلَی‌ أَنْ یُحِبَّنِی مَا أَحَبَّنِی وَ ذَلِکَ أَنَّهُ قُضِیَ فَانْقَضَی‌ عَلَی‌ لِسَانِ اَلنَّبِیِّ اَلْأُمِّیِّ صَلَّی‌ اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ أَنَّهُ قَالَ: «یَا عَلِیُّ لاَ یُبْغِضُکَ مُؤْمِنٌ وَ لاَ یُحِبُّکَ مُنَافِقٌ.»»

 نهج‌البلاغة، ج۱، ص۴۷۷

 

از امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) نقل شده است:

«اگر با همین شمشیرم، بر بینیِ مؤمن ضربه‌ای وارد کنم تا از من بدش بیاید، از من بدش نخواهد آمد!

و اگر تمام (نعمت‌های) دنیا را بر منافق سرازیر کنم تا مرا دوست بدارد، مرا دوست نخواهد داشت!

این، به‌دلیل همان حکمی است که بر زبان پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) جاری شده است؛ این‌که ایشان فرمودند: «ای علی! هیچ مؤمنی از تو بدش نمی‌آید و هیچ منافقی تو را دوست ندارد!»»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ آبان ۰۴ ، ۰۲:۱۹
ابوالفضل رهبر

 

…عَنْ عَبْدِ اَلرَّحْمَنِ بْنِ اَلْحَجَّاجِ قَالَ: أَکَلْنَا مَعَ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ فَأُوتِینَا بِقَصْعَةٍ مِنْ أَرُزٍّ فَجَعَلْنَا نُعَذِّرُ فَقَالَ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ: «مَا صَنَعْتُمْ شَیْئاً إِنَّ أَشَدَّکُمْ حُبّاً لَنَا أَحْسَنُکُمْ أَکْلاً عِنْدَنَا.» قَالَ عَبْدُ اَلرَّحْمَنِ: فَرَفَعْتُ کُسْحَةَ اَلْمَائِدَةِ فَأَکَلْتُ فَقَالَ: «نَعَمْ اَلْآنَ.» وَ أَنْشَأَ یُحَدِّثُنَا: «أَنَّ رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّی‌ اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ أُهْدِیَ إِلَیْهِ قَصْعَةُ أَرُزٍّ مِنْ نَاحِیَةِ اَلْأَنْصَارِ فَدَعَا سَلْمَانَ وَ اَلْمِقْدَادَ وَ أَبَا ذَرٍّ رَضِیَ اَللَّهُ عَنْهُمْ فَجَعَلُوا یُعَذِّرُونَ فِی اَلْأَکْلِ فَقَالَ: «مَا صَنَعْتُمْ شَیْئاً أَشَدُّکُمْ حُبّاً لَنَا أَحْسَنُکُمْ أَکْلاً عِنْدَنَا.» فَجَعَلُوا یَأْکُلُونَ أَکْلاً جَیِّداً.» ثُمَّ قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ: «رَحِمَهُمُ اَللَّهُ وَ رَضِیَ اَللَّهُ عَنْهُمْ وَ صَلَّی‌ عَلَیْهِمْ.»

 الکافی، ج۶، ص۲۷۸

 

از عبدالرحمان بن حجّاج نقل شده است:

ما همراه با امام صادق (علیه‌السلام) غذا می‌خوردیم. برایمان یک ظرف برنج آوردند. اما ما آن را تمام نکردیم.

امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند:

«چه می‌کنید؟! به‌راستی از میان شما، کسی که محبتش نسبت به ما بیشتر است، غذا خوردنش نزد ما بهتر است.»

عبدالرحمان گوید:

من ته‌مانده سفره را جمع کردم و خوردم.

امام فرمودند:

«حالا شد!»

آن‌گاه این حدیث را برایمان نقل کردند که:

«برای رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله)، از جانب انصار، یک ظرف برنج هدیه آوردند. ایشان سلمان و مقداد و ابوذر (رضی‌الله‌عنهم) را (به خوردن آن) دعوت کردند. آن‌ها آن غذا را تمام نکردند. پیامبر فرمودند: «چه می‌کنید؟! از میان شما، کسی که بیشتر ما را دوست دارد، نزد ما بهتر غذا می‌خورد.» آن‌ها هم (آن برنج را) کامل خوردند.»

بعد، امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند:

«خداوند آن‌ها را رحمت کند و از آن‌ها راضی باشد و بر آنان درود فرستد.»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ آبان ۰۴ ، ۱۷:۰۱
ابوالفضل رهبر

 

و رُوِیَ: «أَنَّهُ لَمَّا قُبِضَ اَلنَّبِیُّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ اِمْتَنَعَ بِلاَلٌ مِنَ اَلْأَذَانِ وَ قَالَ: لاَ أُؤَذِّنُ لِأَحَدٍ بَعْدَ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ إِنَّ فَاطِمَةَ عَلَیْهَا اَلسَّلاَمُ قَالَتْ ذَاتَ یَوْمٍ «إِنِّی أَشْتَهِی أَنْ أَسْمَعَ صَوْتَ مُؤَذِّنِ أَبِی عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ بِالْأَذَانِ.» فَبَلَغَ ذَلِکَ بِلاَلاً فَأَخَذَ فِی اَلْأَذَانِ فَلَمَّا قَالَ: «اَللَّهُ أَکْبَرُ اَللَّهُ أَکْبَرُ» ذَکَرَتْ أَبَاهَا عَلَیْهِمَا اَلسَّلاَمُ وَ أَیَّامَهُ فَلَمْ تَتَمَالَکْ مِنَ اَلْبُکَاءِ فَلَمَّا بَلَغَ إِلَى قَوْلِهِ: «أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اَللَّهِ» شَهَقَتْ فَاطِمَةُ عَلَیْهَا اَلسَّلاَمُ شَهْقَةً وَ سَقَطَتْ لِوَجْهِهَا وَ غُشِیَ عَلَیْهَا فَقَالَ اَلنَّاسُ لِبِلاَلٍ أَمْسِکْ یَا بِلاَلُ فَقَدْ فَارَقَتِ اِبْنَةُ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ اَلدُّنْیَا وَ ظَنُّوا أَنَّهَا قَدْ مَاتَتْ فَقَطَعَ أَذَانَهُ وَ لَمْ یُتِمَّهُ فَأَفَاقَتْ فَاطِمَةُ عَلَیْهَا اَلسَّلاَمُ وَ سَأَلَتْهُ أَنْ یُتِمَّ اَلْأَذَانَ فَلَمْ یَفْعَلْ وَ قَالَ لَهَا: یَا سَیِّدَةَ اَلنِّسْوَانِ إِنِّی أَخْشَى عَلَیْکِ مِمَّا تُنْزِلِینَهُ بِنَفْسِکِ إِذَا سَمِعْتِ صَوْتِی بِالْأَذَانِ فَأَعْفَتْهُ عَنْ ذَلِکَ.

 من‌لایحضره‌الفقیه، ج۱، ص۲۹۷

 

مرحوم شیخ صدوق (رحمه‌الله) در کتاب من لایحضره الفقیه چنین روایت کرده است:

وقتی پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) از دنیا رفتند، بِلال (حبشی) از اذان گفتن امتناع کرد و گفت: بعد از رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) دیگر برای هیچ‌کس اذان نمی‌گویم.

روزی حضرت فاطمه (علیهاالسلام) فرمودند: «من دوست دارم صدای مؤذّنِ پدرم (علیه‌السلام) را بشنوم که اذان می‌گوید.» این سخنِ ایشان به بِلال رسید. پس شروع به اذان گفتن کرد.

زمانی که بلال گفت «أللهُ اکبرُ أللهُ اکبرُ»، حضرت زهرا به‌یاد پدرشان (علیهماالسلام) و روزهایی که با ایشان بودند، افتادند و نتوانستند گریه‌شان را مهار کنند.

وقتی به این جمله رسید که «أشهدُ أنّ محمداً رسولُ الله»، حضرت فاطمه (علیهاالسلام) از عمق دل ناله سر دادند و بی‌هوش شدند و با صورت به زمین افتادند.

مردم به بِلال گفتند: بس کن، ای بلال! دختر رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) از دنیا رفت. گمان کردند ایشان از دنیا رفته است. آن‌گاه بلال اذانش را قطع کرد و آن را تمام نکرد.

اندکی بعد، حضرت فاطمه (علیهاالسلام) به‌هوش آمدند و از او خواستند اذان را تمام کند. بلال این‌کار را نکرد و به ایشان عرض کرد: ای سرور زنان! من نگرانتان هستم که با شنیدن صدایم، آسیب شدیدی به جانتان وارد شود. حضرت نیز او را معاف داشتند!

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ آبان ۰۴ ، ۲۳:۵۶
ابوالفضل رهبر

 

وَ قَالَ اَلنَّبِیُّ :

«إِنَّ اَللَّهَ تَعَالَى خَلَقَ مَلَکاً یَنْزِلُ فِی کُلِّ لَیْلَةٍ یُنَادِی یَا أَبْنَاءَ اَلْعِشْرِینَ جِدُّوا وَ اِجْتَهِدُوا وَ یَا أَبْنَاءَ اَلثَّلاَثِینَ لاَ تَغُرَّنَّکُمُ اَلْحَیٰاةُ اَلدُّنْیٰا وَ یَا أَبْنَاءَ اَلْأَرْبَعِینَ مَا ذَا أَعْدَدْتُمْ لِلِقَاءِ رَبِّکُمْ وَ یَا أَبْنَاءَ اَلْخَمْسِینَ أَتَاکُمُ اَلنَّذِیرُ وَ یَا أَبْنَاءَ اَلسِّتِّینَ زَرْعٌ آنَ حَصَادُهُ وَ یَا أَبْنَاءَ اَلسَّبْعِینَ نُودِیَ لَکُمْ فَأَجِیبُوا وَ یَا أَبْنَاءَ اَلثَّمَانِینَ أَتَتْکُمُ اَلسَّاعَةُ وَ أَنْتُمْ غَافِلُونَ ثُمَّ یَقُولُ لَوْ لاَ عِبَادٌ رُکَّعٌ وَ رِجَالٌ خُشَّعٌ وَ صِبْیَانٌ رُضَّعٌ وَ أَنْعَامٌ رُتَّعٌ لَصُبَّ عَلَیْکُمُ اَلْعَذَابُ صَبّاً.»

 إرشادالقلوب، ج۱، ص۳۲

 

از رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) نقل شده است:

«به‌راستی که خداوند (تعالی) فرشته‌ای خلق کرده است که هر شب [بر اهل دنیا] فرود می‌آید و ندا می‌دهد:

«ای بیست‌ساله‌ها! جدیت داشته باشید و سخت تلاش کنید!

ای سی‌ساله‌ها! زندگی دنیا شما را فریب ندهد!

ای چهل‌ساله‌ها! برای ملاقات با پروردگارتان، چه آماده کرده‌اید؟

ای پنجاه‌ساله‌ها! هشداردهنده نزدتان آمده است! (زنگ خطر به‌صدا درآمده!)

ای شصت‌ساله‌ها! زمان دروی محصول فرارسیده است!

ای هفتادساله‌ها! صدایتان می‌زنند! پاسخ دهید!

ای هشتادساله‌ها! زمان (مرگتان) فرارسیده است، درحالی‌که شما غافلید!»

بعد، آن فرشته می‌گوید:

«اگر نبودند بندگانی که (در برابر پروردگار، از روی تواضع) رکوع می‌کنند و مردانی که تسلیم و فرمان‌بردارِ (امر خداوند) هستند و نوزادانی که شیرخوارند و چهارپایانی که می‌چرند، عذاب سهمگینی بر شما فرومی‌ریخت.»»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ آبان ۰۴ ، ۰۱:۰۹
ابوالفضل رهبر

 

وَ رُوِیَ أَنَّهُ حُمِلَ لَهُ حِمْلُ بَزٍّ لَهُ قِیمَةٌ کَثِیرَةٌ فَسُلَّ فِی اَلطَّرِیقِ فَکَتَبَ إِلَیْهِ اَلَّذِی حَمَلَهُ یُعَرِّفُهُ اَلْخَبَرَ فَوَقَّعَ بِخَطِّهِ: «إِنَّ أَنْفُسَنَا وَ أَمْوَالَنَا مِنْ مَوَاهِبِ اَللَّهِ اَلْهَنِیئَةِ وَ عَوَارِیهِ اَلْمُسْتَوْدَعَةِ یُمَتِّعُ بِمَا مَتَّعَ مِنْهَا فِی سُرُورٍ وَ غِبْطَةٍ وَ یَأْخُذُ مَا أَخَذَ مِنْهَا فِی أَجْرٍ وَ حِسْبَةٍ فَمَنْ غَلَبَ جَزَعُهُ عَلَی‌ صَبْرِهِ حَبِطَ أَجْرُهُ وَ نَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْ ذَلِکَ.»

 تحف العقول، ج۱، ص۴۵۶

 

نقل شده است که محموله‌ی بسیار گران‌بهایی از پارچه برای امام جواد (علیه‌السلام) جابه‌جا می‌شد که در مسیر مورد سرقت قرار گرفت. کسی که (از جانب حضرت) آن بار را حمل می‌کرد، به ایشان نامه‌ای نوشت و ماجرا را برایشان تعریف کرد.

آن‌گاه امام جواد (علیه‌السلام) با خط خود چنین نوشتند:

«به‌راستی جان‌ها و اموال ما، موهبت‌های خداوند هستند که بر ما گوارایند و امانت‌های او هستند که به ما سپرده شده‌اند.

آن‌چه از آن‌ها که قابل استفاده است، در شادی‌ها و خوشی‌ها، مورد استفاده قرار می‌گیرد و آن‌چه از آن‌ها که ازدست‌دادنی است، در (ازای) اجر و پاداش، از دست می‌روند.

پس هرکس بی‌تابی‌اش بر صبرش غلبه داشته باشد، اجرش از بین می‌رود.

به خداوند پناه می‌بریم از این (اتفاق).»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ آبان ۰۴ ، ۰۰:۱۸
ابوالفضل رهبر

 

...عَنْ یُونُسَ بْنِ رِبَاطٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: «قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: «رَحِمَ اَللَّهُ مَنْ أَعَانَ وَلَدَهُ عَلَى بِرِّهِ.»» قَالَ: قُلْتُ: کَیْفَ یُعِینُهُ عَلَى بِرِّهِ؟ قَالَ: «یَقْبَلُ مَیْسُورَهُ وَ یَتَجَاوَزُ عَنْ مَعْسُورِهِ وَ لاَ یُرْهِقُهُ وَ لاَ یَخْرَقُ بِهِ فَلَیْسَ بَیْنَهُ وَ بَیْنَ أَنْ یَصِیرَ فِی حَدٍّ مِنْ حُدُودِ اَلْکُفْرِ إِلاَّ أَنْ یَدْخُلَ فِی عُقُوقٍ أَوْ قَطِیعَةِ رَحِمٍ.» ثُمَّ [قَالَ:] «قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: «اَلْجَنَّةُ طَیِّبَةٌ طَیَّبَهَا اَللَّهُ وَ طَیَّبَ رِیحَهَا یُوجَدُ رِیحُهَا مِنْ مَسِیرَةِ أَلْفَیْ عَامٍ وَ لاَ یَجِدُ رِیحَ اَلْجَنَّةِ عَاقٌّ وَ لاَ قَاطِعُ رَحِمٍ وَ لاَ مُرْخِی اَلْإِزَارِ خُیَلاَءَ.»»

 الکافی، ج۶، ص۵۰

 

از یونس بن رِباط نقل شده است:

امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند:

«رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمودند: «خداوند رحمت کند کسی را که فرزندش را در نیکی کردن به خودش یاری کند.»»[۱]

یونس گوید: (به امام) عرض کردم:

چه‌گونه فرزندش را به نیکی به خودش یاری کند؟

امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند:

«(یعنی:) کارهای آسان (و ساده‌ی) او را بپذیرد،

از (الزامِ او به) کارهای دشوار درگذرد،

او را به انجام کاری که توانایی‌اش را ندارد مجبور نسازد،

با او خشونت نورزد؛

زیرا فاصله آن فرزند تا ورود به محدوده‌ی کفر، این است که دچار عقوقِ (والدین) شود یا مرتکب قطع‌رحم شود.»[۲]

بعد، امام صادق فرمودند:

«رسول خدا (صلوات‌الله‌علیهما) فرمودند: «بهشت خوش‌بوست. خداوند بهشت را و نسیم بهشتی را خوش‌بو ساخته است. بوی بهشت از فاصله‌ای که در دوهزار سال طی می‌شود، استشمام می‌شود.[۳] اما (حتی) بوی بهشت (هم) به کسی که عاقّ(الوالدین) باشد یا قطع‌رحم کرده باشد، نمی‌رسد.[۴] همچنین به کسی که از روی تکبّر، دامانِ لباسش بر زمین کشیده شود.»»[۵]

 

 

 

پاورقیـــــــــــــــــــــــــــــــــ

[۱] «برّ الوالدین» (نیکی کردن به پدر و مادر) واجب است و ترک آن حرام. اشاره رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) به این است که خودِ والدین باید طوری رفتار کنند که فرزندشان بتواند در انجام این واجب موفق باشد. بنابراین توصیه‌هایی که در ادامه ذکر شده، دستورالعمل‌هایی است برای این‌که فرزندان طوری تربیت شوند که بتوانند در آینده از عاملین به دستور واجبِ «برّ الوالدین» باشند.

[۲] «عاقّ الوالدین» (نافرمانی از پدر و مادر)، در معنای دقیق کلمه، ضدّ و در مقابلِ «برّ الوالدین» است. اگر کسی - خدای ناکرده - از مرزهای «برّ الوالدین» خارج شود، به «عاقّ الوالدین» دچار می‌شود. اگر والدین با کودکان خود رفتار مداراآمیزی نداشته باشند، در واقع او را به سمت سرزمین «عاقّ الوالدین» هُل می‌دهند. والدین که خیرخواه فرزندانشان هستند، هرگز نمی‌خواهند او را به این وادیِ مهلک دچار کنند. مشکل این است که انسان‌ها عموماً کوته‌نگر هستند و به عواقب رفتارشان توجه ندارند.

[۳] فرض کنید انسان در طول یک روز چند کیلومتر طی می‌کند؟ در یک ماه چقدر؟ در طول یک سال چقدر؟ و در طول دوهزار سال چقدر؟… بوی خوشِ بهشت، از فاصله‌ای به این درازا استشمام می‌شود!

[۴] یعنی آن‌قدر از بهشت دور خواهد بود که بوی بهشت که فاصله‌ای دور و دراز استشمام می‌شود، به او نخواهد رسید، چه رسد به آن‌که وارد بهشت شود.

[۵] گویا در زمان رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) افراد متکبر و خودپسند با پوشیدن چنین لباس‌هایی بر دیگران فخر می‌فروختند.

 

 

 

مطالب مرتبط پیشین:

- «اگر دوست دارید فرزندانتان با شما خوب رفتار کنند...»

- «چطور فرزندانی تربیت کنیم که با خودمان خوب رفتار کنند؟»

- «چگونه به فرزندان‌مان کمک کنیم؟»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ مهر ۰۴ ، ۰۴:۳۸
ابوالفضل رهبر

 

…عَنِ اَلْحَسَنِ بْنِ شَمُّونٍ قَالَ: قَرَأْتُ هَذِهِ اَلرِّسَالَةَ عَلَی‌ عَلِیِّ بْنِ مَهْزِیَارَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ اَلثَّانِی بِخَطِّهِ:

«بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ یَا عَلِیُّ أَحْسَنَ اَللَّهُ جَزَاکَ وَ أَسْکَنَکَ جَنَّتَهُ وَ مَنَعَکَ مِنَ اَلْخِزْیِ فِی اَلدُّنْیَا وَ اَلْآخِرَةِ وَ حَشَرَکَ اَللَّهُ مَعَنَا یَا عَلِیُّ قَدْ بَلَوْتُکَ وَ خَبَرْتُکَ فِی اَلنَّصِیحَةِ وَ اَلطَّاعَةِ وَ اَلْخِدْمَةِ وَ اَلتَّوْقِیرِ وَ اَلْقِیَامِ بِمَا یَجِبُ عَلَیْکَ فَلَوْ قُلْتَ: «إِنِّی لَمْ أَرَ مِثْلَکَ» لَرَجَوْتُ أَنْ أَکُونَ صَادِقاً فَجَزَاکَ اَللَّهُ جَنَّاتِ اَلْفِرْدَوْسِ نُزُلاً فَمَا خَفِیَ عَلَیَّ مَقَامُکَ وَ لاَ خِدْمَتُکَ فِی اَلْحَرِّ وَ اَلْبَرْدِ فِی اَللَّیْلِ وَ اَلنَّهَارِ فَأَسْأَلُ اَللَّهَ إِذَا جَمَعَ اَلْخَلاَئِقَ لِلْقِیَامَةِ أَنْ یُحِبُّوکَ بِرَحْمَةٍ تَغْتَبِطُ بِهَا إِنَّهُ سَمِیعُ اَلدُّعَاءِ.»

 الغیبة(للطوسی)، ج۱، ص۳۴۹

 

از حسن بن شمّون نقل شده است:

این نامه را از امام جواد (علیه‌السلام) و به خط ایشان، خطاب به علی بن مهزیار خواندم (که این‌طور مرقوم فرموده بودند):

«بسم الله الرحمن الرحیم

ای علی! خداوند پاداش نیکو به تو دهد و تو را در بهشتش ساکن گرداند و از خواری در دنیا و آخرت دور نماید و با ما (اهل‌بیت) محشور فرماید.

ای علی! من تو را با بلاها امتحان کردم و تو را آزمودم؛ با آن‌چه خداوند بر تو واجب فرموده بود: (در هنگامه‌ی) نصیحت، اطاعت، خدمت، احترام و قیام.

پس من اگر بگویم «به‌راستی کسی را مثل تو ندیده‌ام»، حتماً امید دارم که این سخنم راست باشد. (خلاف واقع نباشد.)

پس خداوند سکونت در باغ‌های فردوس را به تو پاداش دهد.

مقام تو و خدماتت در گرما و سرما بر من پوشیده نیست.

پس از خداوند می‌خواهم آن‌گاه که مخلوقات را در روز قیامت گرد آورد، تو را آن‌چنان از روی رحمتش مورد محبت قرار دهد که دیگران به این (محبت خداوند نسبت به تو) غبطه بخورند.

به‌راستی که او دعا(ها) را می‌شنود.»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ مهر ۰۴ ، ۰۹:۵۷
ابوالفضل رهبر

 

…عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ جُمْهُورٍ قَالَ: کَانَ اَلنَّجَاشِیُّ وَ هُوَ رَجُلٌ مِنَ اَلدَّهَاقِینِ عَامِلاً عَلَى اَلْأَهْوَازِ وَ فَارِسَ فَقَالَ بَعْضُ أَهْلِ عَمَلِهِ لِأَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ: إِنَّ فِی دِیوَانِ اَلنَّجَاشِیِّ عَلَیَّ خَرَاجاً وَ هُوَ مُؤْمِنٌ یَدِینُ بِطَاعَتِکَ فَإِنْ رَأَیْتَ أَنْ تَکْتُبَ لِی إِلَیْهِ کِتَاباً قَالَ: فَکَتَبَ إِلَیْهِ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ: «بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ سُرَّ أَخَاکَ یَسُرَّکَ اَللَّهُ.» قَالَ: فَلَمَّا وَرَدَ اَلْکِتَابُ عَلَیْهِ دَخَلَ عَلَیْهِ وَ هُوَ فِی مَجْلِسِهِ فَلَمَّا خَلاَ نَاوَلَهُ اَلْکِتَابَ وَ قَالَ: هَذَا کِتَابُ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ فَقَبَّلَهُ وَ وَضَعَهُ عَلَى عَیْنَیْهِ وَ قَالَ لَهُ: مَا حَاجَتُکَ؟ قَالَ: خَرَاجٌ عَلَیَّ فِی دِیوَانِکَ. فَقَالَ لَهُ: وَ کَمْ هُوَ؟ قَالَ: عَشَرَةُ آلاَفِ دِرْهَمٍ. فَدَعَا کَاتِبَهُ وَ أَمَرَهُ بِأَدَائِهَا عَنْهُ ثُمَّ أَخْرَجَهُ مِنْهَا وَ أَمَرَ أَنْ یُثْبِتَهَا لَهُ لِقَابِلٍ. ثُمَّ قَالَ لَهُ: سَرَرْتُکَ؟ فَقَالَ: نَعَمْ جُعِلْتُ فِدَاکَ. ثُمَّ أَمَرَ لَهُ بِمَرْکَبٍ وَ جَارِیَةٍ وَ غُلاَمٍ وَ أَمَرَ لَهُ بِتَخْتِ ثِیَابٍ فِی کُلِّ ذَلِکَ یَقُولُ لَهُ: هَلْ سَرَرْتُکَ؟ فَیَقُولُ: نَعَمْ جُعِلْتُ فِدَاکَ. فَکُلَّمَا قَالَ: نَعَمْ زَادَهُ حَتَّى فَرَغَ. ثُمَّ قَالَ لَهُ: اِحْمِلْ فُرُشَ هَذَا اَلْبَیْتِ اَلَّذِی کُنْتُ جَالِساً فِیهِ حِینَ دَفَعْتَ إِلَیَّ کِتَابَ مَوْلاَیَ اَلَّذِی نَاوَلْتَنِی فِیهِ وَ اِرْفَعْ إِلَیَّ حَوَائِجَکَ. قَالَ: فَفَعَلَ وَ خَرَجَ اَلرَّجُلُ فَصَارَ إِلَى أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ بَعْدَ ذَلِکَ فَحَدَّثَهُ اَلرَّجُلُ بِالْحَدِیثِ عَلَى جِهَتِهِ فَجَعَلَ یُسَرُّ بِمَا فَعَلَ فَقَالَ اَلرَّجُلُ: یَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ کَأَنَّهُ قَدْ سَرَّکَ مَا فَعَلَ بِی. فَقَالَ: «إِی وَ اَللَّهِ لَقَدْ سَرَّ اَللَّهَ وَ رَسُولَهُ.»

 الکافی ج ۲، ص ۱۹۰

 

از محمد بن جمهور نقل شده است:

نجاشی، مردی بود از خوانین و تجارِ (ایرانی)، که کاردارِ (حکومت بنی‌عباس) در منطقه اهواز و فارس شده بود. یکی از رعایای تحت ولایتِ او (نزد امام صادق علیه‌السلام آمد و) به ایشان عرض کرد:

در دفاتر حساب‌وکتاب نجاشی، خراج (مالیات سنگین)ی برای من نوشته شده است. او مؤمن است و به اطاعت از شما اعتقاد دارد. اگر صلاح می‌دانید، برای من خطاب به او (سفارش)نامه‌ای بنویسید [تا تخفیفی دهد.]

امام صادق (علیه‌السلام) خطاب به نجاشی نوشتند:

«بسم الله الرحمن الرحیم. برادرت را خوشحال کن تا خدا تو را خوشحال کند.»

وقتی نامه‌ی امام به دستش رسید، آن را نزد نجاشی برد. نجاشی در جلسه‌ای بود. وقتی دورش خلوت شد، نامه را به او داد و گفت: این نامه‌ی امام صادق (علیه‌السلام) است.

نجاشی نامه را بوسید و بر چشمانش گذاشت و به او گفت: حاجتت چیست؟

مرد گفت: در دفترِ تو خراجی به‌عهده من است.

نجاشی گفت: این خراج چه‌قدر است؟

گفت: ده‌هزار درهم.

نجاشی کاتب (دفتردارِ) خود را فراخواند و به او دستور داد بدهیِ او را از حساب خودش پرداخت کند. بعد، آن را از دفتر پاک کند. و دستور داد این کار را برای سال آینده هم انجام دهد. بعد، به آن مرد گفت: تو را خوشحال کردم؟

آن مرد گفت: بله، فدایت شوم!

بعد، دستور داد مرکَب و کنیز و غلامی به او داده شود و دستور داد یک کمد لباس به او داده شود. و هر بار که چیزی می‌داد، به او می‌گفت: آیا تو را خوشحال کردم؟

او نیز می‌گفت: بله، فدایت شوم!

هر بار هم که می‌گفت: «بله»، نجاشی چیز دیگری به او می‌بخشید (و همین‌طور ادامه داد…) تا این‌که از بخشش به او فارغ شد.

بعد به او گفت: فرش این اتاق را که وقتی نامه مولایم را به من دادی، روی آن نشسته بودم را نیز با خود ببر و (از این پس) حوائجت را به خودم بگو!

آن مرد فرش را برداشت و از نزد نجاشی رفت و بعدها خدمت امام صادق (علیه‌السلام) رسید و آن‌چه رخ داده بود را برای ایشان تعریف کرد. وقتی امام ماجرا را شنید، از کاری که نجاشی کرده بود، خوشحال شد.

مرد عرض کرد:

ای فرزند رسول خدا! گویا نجاشی با کاری که برای من کرده، شما را خوشحال کرده است.

امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند:

«بله، به خدا قسم. به‌راستی که او خدا و رسولش را نیز خوشحال کرده است.»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ مهر ۰۴ ، ۰۰:۴۶
ابوالفضل رهبر

 

…عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْحُسَیْنِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص:

«یَا بَنِی عَبْدِ الْمُطَّلِبِ إِنَّکُمْ لَنْ تَسَعُوا النَّاسَ بِأَمْوَالِکُمْ فَالْقَوْهُمْ بِطَلَاقَةِ الْوَجْهِ وَ حُسْنِ الْبِشْرِ.»

 الکافی، ج۲، ص۱۰۳

 

از رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) نقل شده است که خطاب به خویشان خود فرمودند:

«ای فرزندان عبدالمطلب! به‌راستی شما نمی‌توانید به اموالتان برای مردم گشایش (راحتی در زندگی) ایجاد کنید؛ پس با آنان با گشاده‌رویی و خوش‌رویی برخورد نمایید.»

 

 

 

…عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:

«ثَلَاثٌ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِوَاحِدَةٍ مِنْهُنَّ أَوْجَبَ اللَّهُ لَهُ الْجَنَّةَ الْإِنْفَاقُ مِنْ إِقْتَارٍ وَ الْبِشْرُ لِجَمِیعِ الْعَالَمِ وَ الْإِنْصَافُ مِنْ نَفْسِهِ.»

 الکافی، ج۲، ص۱۰۳

 

از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده است:

«سه چیز است که اگر کسی یکی از آن‌ها را نزد خداوند ببرد، خداوند بهشت را بر او واجب می‌گرداند؛

انفاق در تنگدستی، خوش‌رویی با همه‌ی عالَمیان و از خود انصاف[۱] (بروز) دادن.»

 

 

 

…عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ:

«أَتَى رَسُولَ اللَّهِ ص رَجُلٌ فَقَالَ: یَا رَسُولَ اللَّهِ أَوْصِنِی. فَکَانَ فِیمَا أَوْصَاهُ أَنْ قَالَ: «الْقَ أَخَاکَ بِوَجْهٍ مُنْبَسِطٍ.»»

 الکافی، ج۲، ص۱۰۳

 

از امام باقر (علیه‌السلام) نقل شده است:

«مردی نزد رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) رفت و عرض کرد:

ای رسول خدا! مرا توصیه‌ای بفرمایید!

از جمله توصیه‌هایی که ایشان فرمودند، این بود که:

«با برادر (ایمانی)ات با روی گشاده برخورد کن.»»

 

 

 

…عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قُلْتُ لَهُ: مَا حَدُّ حُسْنِ الْخُلُقِ؟ قَالَ: «تُلِینُ جَنَاحَکَ وَ تُطِیبُ کَلَامَکَ وَ تَلْقَى أَخَاکَ بِبِشْرٍ حَسَنٍ.»

 الکافی، ج۲، ص۱۰۳

 

حسن بن محبوب از یکی از اصحاب نقل کرده است که به امام صادق (علیه‌السلام) عرض کرد:

مرزِ خوش‌اخلاقی[۲] چیست؟

امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند:

«نرم‌خو باش[۳]، خوش‌کلام باش و با برادر (ایمانی‌)ات با خوش‌رویی برخورد کن.»

 

 

 

…عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ مُوسَى ع قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص:

«حُسْنُ الْبِشْرِ یَذْهَبُ بِالسَّخِیمَةِ.»

 الکافی، ج۲، ص۱۰۳

 

از امام کاظم، از رسول خدا (صلوات‌الله‌علیهما) نقل شده است:

«خوش‌رویی، کینه را از میان می‌برد.»

 

 

 

پاورقیـــــــــــــــــــــــــــــــــ

[۱] انصاف؛ یعنی حق را پذیرفتن و از آن تبعیت کردن و آن را بروز دادن، به‌عدالت قضاوت کردن، به‌عدالت رفتار کردن.

[۲] حد و مرز خوش‌اخلاقی؛ یعنی حداقل چیزی که انسان با رعایت آن، از مصادیق خوش‌اخلاق‌ها خواهد بود. یا خط قرمزهایی که اگر کسی از آن‌ها عبور کند و آن‌ها را رعایت نکند، به او خوش‌اخلاق گفته نمی‌شود.

[۳] در متن حدیث از واژه «تلین الجناح» استفاده شده؛ یعنی بال‌هایت نرم باشد! علامه مجلسی در توضیح این عبارت احتمالاتی را مطرح می‌کند: (۱) کنایه از این است که انسان اطرافیان و هم‌نشینان و هم‌صحبت‌های خود را آزار نرساند و با آنان با خشونت برخورد نکند و اگر کسی از کنارش رد می‌شود، پَرَش به او نگیرد. (۲) یا کنایه از این است که نسبت به دیگران دلسوز و مهربان باشد؛ همان‌طور که پرنده جوجه‌هایش را با بال‌هایش زیر خود می‌گیرد و آن‌ها را در برابر خطرات و آسیب‌ها و ناملایمات حفظ می‌کند. چنان‌که خداوند در قرآن می‌فرماید: «وَ اخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَ قُلْ رَبِّ ارْحَمْهُمَا کَمَا رَبَّیَانِی صَغِیرًا»[إسراء:۲۴]؛ «و برای هر دو از روی مهر و محبت، بال فروتنی فرود آر و بگو: پروردگارا! آنان را به پاس آنکه مرا در کودکی تربیت کردند، مورد رحمت قرار ده.» (ترجمه انصاریان)

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ شهریور ۰۴ ، ۱۱:۵۵
ابوالفضل رهبر