دستوار

در دست عهد دولت او دستوار باد...

دستوار

در دست عهد دولت او دستوار باد...

دستوار

اللهم‌صل‌علی‌محمد‌ و آل‌محمد و عجل‌فرجهم

طبقه بندی موضوعی

آخرین نظرات

  • ۸ فروردين ۰۳، ۰۱:۰۶ - M
    👍

۳۰۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «رسول خدا» ثبت شده است

 

گاهی ما حرفی می‌زنیم و ادعایی می‌کنیم، ولی به آن عمل نمی‌کنیم.

گاهی عمل هم می‌کنیم، اما نیتمان خالصانه نیست؛ بلکه مثلاً ریاکارانه است.

رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) برای پذیرفته شدن این حرف و عمل، علاوه بر نیت خالصانه، شرط دیگری نیز ذکر فرموده‌اند.

ملاحظه بفرمایید…

 

 

 

…عَنْ أَبِی عُثْمَانَ اَلْعَبْدِیِّ عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ آبَائِهِ عَنْ أَمِیرِ اَلْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِمُ اَلسَّلاَمُ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ:

«لاَ قَوْلَ إِلاَّ بِعَمَلٍ وَ لاَ قَوْلَ وَ لاَ عَمَلَ إِلاَّ بِنِیَّةٍ وَ لاَ قَوْلَ وَ لاَ عَمَلَ وَ لاَ نِیَّةَ إِلاَّ بِإِصَابَةِ اَلسُّنَّةِ.»

 الکافی، ج۱، ص۷۰

 

از امام صادق، از پدرانشان، از امیرالمؤمنین، از رسول خدا (صلوات‌الله‌علیهم) نقل شده است:

- «هیچ حرفی (نزد خداوند، پذیرفته) نیست، مگر به‌واسطه عمل (به آن)،

- هیچ حرف و عملی (پذیرفته) نیست، مگر به‌واسطه نیّت (خالصانه)

- و هیچ حرف و عمل و نیتی (پذیرفته) نیست، مگر این‌که با سنّتِ (من) منطبق باشد.»

 

 

در منبعی دیگر، در ادامه این فرمایش رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله)، این جمله نیز اضافه شده است:

«…وَ مَنْ تَمَسَّکَ بِسُنَّتِی عِنْدَ اِخْتِلاَفِ أُمَّتِی کَانَ لَهُ أَجْرُ مِائَةِ شَهِیدٍ.»

 المقنعة، ج۱، ص۳۰۱

 

«…و کسی که هنگام (بروز) اختلاف در امّت من، به سنتِ من تمسّک جوید، اجر صد شهید برای او خواهد بود.»

 

 

 

پانوشتـــــــــــــــــــــــــــــــــ

همان‌طور که ملاحظه فرمودید، انسان حتی اگر با نیت خالصانه، عمل نیکی را انجام دهد، اما عملش مخالف آموزه‌های دینی و سنت اهل‌بیت (علیهم‌السلام) باشد، آن عمل مورد قبول خداوند (عزّوجلّ) نخواهد بود.

  

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ ارديبهشت ۰۴ ، ۱۶:۴۹
ابوالفضل رهبر

 

…عَنْ عَمْرِو بْنِ جُمَیْعٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «یَا عَلِیُّ إِنَّ هَذَا الدِّینَ مَتِینٌ فَأَوْغِلْ فِیهِ بِرِفْقٍ وَ لَا تُبَغِّضْ إِلَى نَفْسِکَ عِبَادَةَ رَبِّکَ فَإِنَّ الْمُنْبَتَّ یَعْنِی الْمُفْرِطَ لَا ظَهْراً أَبْقَى وَ لَا أَرْضاً قَطَعَ فَاعْمَلْ عَمَلَ مَنْ یَرْجُو أَنْ یَمُوتَ هَرِماً وَ احْذَرْ حَذَرَ مَنْ یَتَخَوَّفُ أَنْ یَمُوتَ غَداً.»

 الکافی، ج۲، ص۸۷

 

از امام صادق نقل شده است که رسول خدا به امیرالمؤمنین (صلوات‌الله‌علیهم) فرمودند:

«ای علی! به‌راستی که این دین محکم و استوار است؛ پس در آن به نرمی و ملایمت پیش برو و عبادت پروردگارت را برای نفْست ناپسند و منفور نکن!

زیرا کسی که بر پشت مَرکبش زیاد بار بزند - یعنی کسی که افراط ورزد، - نه کمری (برای مرکبش) باقی می‌گذارد و نه راه را طی می‌کند (و به مقصد می‌رسد.)

پس، مانند کسی که امید دارد در سال‌خوردگی می‌میرد، عمل (عبادت) کن![۱]

و مانند کسی که نگران است فردا می‌میرد، احتیاط[۲] کن!»[۳]

 

 

 

…عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: «لَا تُکَرِّهُوا إِلَى أَنْفُسِکُمُ الْعِبَادَةَ.»

 الکافی، ج۲، ص۸۶

 

از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده است:

«عبادت را برای نفْس‌هایتان به چیزی مکروه و ناپسند تبدیل نکنید.»

 

 

 

…عَنْ حَنَانِ بْنِ سَدِیرٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ: «إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ إِذَا أَحَبَّ عَبْداً فَعَمِلَ عَمَلًا قَلِیلًا جَزَاهُ بِالْقَلِیلِ الْکَثِیرَ وَ لَمْ یَتَعَاظَمْهُ أَنْ یَجْزِیَ بِالْقَلِیلِ الْکَثِیرَ لَهُ.»

 الکافی، ج۲، ص۸۶

 

از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده است:

«به‌راستی که خداوند (عزّوجلّ) هرگاه بنده‌ای را دوست بدارد، اگر آن بنده عملِ کمی هم انجام دهد، در ازای آن عملِ کم، پاداش زیاد می‌دهد و این‌که در ازای عملِ کم به او زیاد پاداش می‌دهد، هرگز بر خداوند سنگین نخواهد بود.»

 

 

 

پاورقیـــــــــــــــــــــــــــــــــ

[۱] چنین کسی احساس می‌کند فرصت کافی برای عبادت دارد. بنابراین در انجام عبادات دچار اضطراب و عجله و دست‌پاچگی و افراط و زیاده‌روی نمی‌شود و در انجام عبادات به‌میانه رفتار می‌کند.

[۲] در متن اصلی، از واژه «حَذَر» استفاده شده که در کتب لغت چنین معنا شده: احتراز از چیز ترسناک، احتیاط، هوش‌یاری، حالت آمادگی برای دفع ضرری که در کمین است.

[۳] چنین کسی بی‌خیال نخواهد بود که حالا حالاها فرصت هست. بنابراین در انجام واجبات و ترک محرمات و توبه و ایفای حق‌الله و جبران حق‌الناس، دچار تفریط و کوتاهی و تسویف و امروزفردا کردن نمی‌شود.

 

 

 

پانوشتـــــــــــــــــــــــــــــــــ

از مجموع احادیث مرتبط که پیش‌تر نیز ذکر شده است، می‌توان چنین جمع‌بندی کرد که:

- در انجام اعمالِ واجب، هیچ رخصتی نیست و کوتاهی در آن‌ها جایز نیست. (هرچند عبادات واجب نیز باید با تأنّی و طمأنینه و آرامش ادا شوند تا ثمربخش نیز باشند.)

- اما در خصوص انجام اعمال مستحب، باید در مواقعی اقدام کرد که نفْس نشاط دارد. عبادات مستحب را نباید بر نفْس تحمیل کرد؛ زیرا علاوه بر این‌که مفیدِ فایده نیست و غرض از انجام عبادت را تأمین نمی‌کند، موجب نفرت از عبادت نیز می‌شود. (البته انسان می‌تواند با تمهیدات و مقدمه‌چینی‌هایی، نشاط عبادی را در خود ایجاد کند.)

 

 

 

مطالب مرتبط پیشین:

- «توصیه عبادی امام باقر به فرزند نوجوانشان»

- «مواد لازم برای بی‌دین کردن مردم!»

- «توجه! باید از هرکس به قدر مرتبه‌ی ایمانش توقع داشت»

- «نفست را این‌گونه گول بزن؛ راحت‌گیری در مستحبات، سخت‌گیری در واجبات»

- «انجام مستحبات، تا زمانی که خللی به واجبات وارد نکنند»

- «در دوره آماده‌سازی فرزندان برای نماز، سخت‌گیر نباشید»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ ارديبهشت ۰۴ ، ۱۶:۳۵
ابوالفضل رهبر

 

…عَنِ السَّکُونِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «اعْمَلْ بِفَرَائِضِ اللَّهِ تَکُنْ أَتْقَى النَّاسِ.»

 الکافی، ج۲، ص۸۲

 

از امام صادق، از رسول خدا (صلوات‌الله‌علیهما) نقل شده است:

«به واجبات خداوند عمل کن؛ پرهیزکارترین مردم باش!»

 

 

 

…عَنْ أَبِی حَمْزَةَ الثُّمَالِیِّ قَالَ: قَالَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ ص: «مَنْ عَمِلَ بِمَا افْتَرَضَ اللَّهُ عَلَیْهِ فَهُوَ مِنْ خَیْرِ النَّاسِ.»

 الکافی، ج۲، ص۸۱

 

از امام سجاد (علیه‌السلام) نقل شده است:

«کسی که به آن‌چه خداوند بر او واجب فرموده، عمل کند، او از بهترین مردم است.»

 

 

 

…عَنْ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ ع قَالَ: «مَنْ عَمِلَ بِمَا افْتَرَضَ اللَّهُ عَلَیْهِ فَهُوَ مِنْ أَعْبَدِ النَّاسِ.»

 الکافی، ج۲، ص۸۴

 

از امام سجاد (علیه‌السلام) نقل شده است:

«کسی که به آن‌چه خداوند بر او واجب فرموده، عمل کند، او عابدترین مردم است.»

 

 

 

…عَنْ أَبِی اَلسَّفَاتِجِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ فِی قَوْلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ «اِصْبِرُوا وَ صٰابِرُوا وَ رٰابِطُوا» قَالَ: «اِصْبِرُوا عَلَى اَلْفَرَائِضِ وَ صٰابِرُوا عَلَى اَلْمَصَائِبِ وَ رٰابِطُوا عَلَى اَلْأَئِمَّةِ عَلَیْهِمُ اَلسَّلاَمُ… فَاتَّقُوا اَللَّهَ رَبَّکُمْ فِیمَا اِفْتَرَضَ عَلَیْکُمْ.»

 الکافی، ج۲، ص۸۱

 

از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده است که در مورد این سخن خداوند (عزّوجلّ): «اِصْبِرُوا وَ صٰابِرُوا وَ رٰابِطُوا»[آل‌عمران:۲۰۰]؛ «صبر کنید و با صبر غلبه یابید و تمسّک جویید»[*]، فرمودند:

«(یعنی:) بر انجام واجبات صبر (استقامت) بورزید و با صبر، بر مصیبت‌ها غلبه یابید و به ائمه (علیهم‌السلام) تمسّک جویید…

پس در مورد آن‌چه پروردگارتان بر شما واجب فرموده، از او پروا کنید.»

 

 

 

پاورقیـــــــــــــــــــــــــــــــــ

[*] متن کامل آیه: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صَابِرُوا وَ رَابِطُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ»[آل‌عمران:۲۰۰]؛ «ای کسانی که ایمان آورده‌اید! صبر کنید و با صبر غلبه یابید و تمسّک جویید و از خداوند پروا کنید؛ باشد که رستگار شوید.»

 

 

 

پانوشتـــــــــــــــــــــــــــــــــ

خداوند رحمت کند مرحوم آیت‌الله ناصری دولت‌آبادی (رحمه‌الله) را. در جلسات شرح زیارت جامعه کبیره، در مسجد کمرزرین، خاطره‌ای از پدرشان (که ایشان هم از علمای بزرگ و از شاگردان مرحوم رحیم ارباب و مرحوم جهانگیرخان قشقایی بود) نقل می‌فرمودند (نقل به‌مضمون):

در ایام جوانی، در نجف، برای طی مراحل سلوک، به ریاضت‌های سخت روی آورده بودم. وقتی پدرم متوجهِ کارهایم شد، به من گفت: از این کارها دست بردار‍! خودت را به زحمت نیانداز! فقط این دو چیز را رعایت کن؛ «انجام واجبات» و «ترک محرمات»!

خدایش رحمت کند. هنوز صدای شیرین و دل‌نشینش در گوشم هست که راه کندن از دنیا و رسیدن به قرب الهی و دست‌یابی به سعادت و تکامل را در همین دو چیز می‌دانستند؛ «انجام واجبات» و «ترک محرمات».

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ فروردين ۰۴ ، ۱۸:۳۲
ابوالفضل رهبر

 

…عَنِ السَّکُونِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص:

«أَکْثَرُ مَا تَلِجُ بِهِ أُمَّتِی النَّارَ الْأَجْوَفَانِ الْبَطْنُ وَ الْفَرْجُ.»

 الکافی، ج۲، ص۷۹

 

از امام صادق، از رسول خدا (صلوات‌الله‌علیهما) نقل شده است:

«بیش‌ترین چیزهایی (عواملی) که امّت من به‌خاطر آن‌ها وارد آتش (جهنم) می‌شوند، دو چیزِ میان‌تهی هستند؛ شکم و فرْج.»

 

 

 

…عَنِ السَّکُونِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص:

«ثَلَاثٌ أَخَافُهُنَّ عَلَى أُمَّتِی مِنْ بَعْدِی؛ الضَّلَالَةُ بَعْدَ الْمَعْرِفَةِ وَ مَضَلَّاتُ الْفِتَنِ وَ شَهْوَةُ الْبَطْنِ وَ الْفَرْجِ.»

 الکافی، ج۲، ص۷۹

 

از امام صادق، از رسول خدا (صلوات‌الله‌علیهما) نقل شده است:

«برای بعد از خودم، از سه چیز (خطر) نسبت به اُمّتم نگرانم؛

گمراهی بعد از شناخت،[۱] فتنه‌های گمراه‌کننده، و شهوت شکم و فرْج.»[۲]

 

 

 

…عَنْ حَنَانِ بْنِ سَدِیرٍ عَنْ أَبِیهِ قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع:

«إِنَّ أَفْضَلَ الْعِبَادَةِ عِفَّةُ الْبَطْنِ وَ الْفَرْجِ.»

 الکافی، ج۲، ص۷۹

 

از امام باقر (علیه‌السلام) نقل شده است:

«به‌راستی که برترین عبادت؛ عفتِ شکم و فرج است.»[۳]

 

 

 

…عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ: قَالَ رَجُلٌ لِأَبِی جَعْفَرٍ ع: إِنِّی ضَعِیفُ الْعَمَلِ قَلِیلُ الصِّیَامِ وَ لَکِنِّی أَرْجُو أَنْ لَا آکُلَ إِلَّا حَلَالًا. قَالَ: فَقَالَ لَهُ: «أَیُّ الِاجْتِهَادِ أَفْضَلُ مِنْ عِفَّةِ بَطْنٍ وَ فَرْجٍ؟!»

 الکافی، ج۲، ص۷۹

 

از ابوبصیر نقل شده است:

مردی به امام باقر (علیه‌السلام) عرض کرد:

من اعمالِ (عبادی)ام ضعیف است و کم روزه می‌گیرم، اما امید دارم جز از حلال نخورم.

حضرت به او فرمودند:

«چه تلاشی برتر از عفتِ شکم و فرج؟!»

 

 

 

پاورقیـــــــــــــــــــــــــــــــــ

[۱] مقصود، همان انحرافی است که پس از رحلت پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) روی داد و عمده‌ی مردم بر خلاف دستور ایشان، به خلافت کسی دیگر تن دادند.

[۲] «شهوت» در لغت، به‌معنای رغبت و میل شدید به لذائذ و جلوه‌های دنیایی است و دو شعبه‌ی مهم و اساسی دارد؛ «شهوت بطن» (شهوت شکمی) و «شهوت فرْج» (شهوت جنسی).

[۳] «عفت» در لغت، به‌معنای خودنگه‌داری و پرهیز از کارهای ناشایست است و دو شعبه‌ی مهم و اساسی دارد؛ «عفت بطن» (خودداری از شکم‌پرستی) و «عفت فرْج» (کنترل میل جنسیِ سرکش).

 

 

 

پانوشتـــــــــــــــــــــــــــــــــ

«شهوت» و «عفت» در زبان عربی و در لسان روایات، دو مفهوم متضاد هستند و همان‌طور که ملاحظه فرمودید؛ دو شعبه‌ی عمده‌شان نیز متناظرِ یکدیگر و مقابلِ هم هستند؛ عفت بطن در مقابل شهوت بطن و عفت فرج در مقابل شهوت فرج.

بطن و فرج، به‌فرموده رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) دو آسیب‌گاه مهم سرزمین وجود انسان هستند و شیاطین جنّی و اِنسی در این دو آوردگاه سرمایه‌گذاری سنگینی دارند.

وقتی به وسوسه‌هایی که در قلبمان نفوذ می‌کنند توجه می‌کنیم یا صفحات وسوسه‌انگیزِ فضای مجازی را مرور می‌کنیم، این سرمایه‌گذاری سنگین را درک می‌کنیم.

همین است که انسان را وامی‌دارد برای تأمین خواسته‌های شکمی و زیرشکمی خود به راه‌های حلال اکتفا نکند و به گزینه‌های غیرحلال دست بزند.

در مقابلِ این وسوسه‌ها و شهوات، تنها راه - که سخت‌ترین راه هم هست - عفّت پیشه کردن و خودکنترلی است. اگر انسان در این میدان پیروز شود و عنانِ بطن و فرج خود را به‌دست گیرد، موانعِ عمده‌ی مسیر سلوک خود را پشت‌سر گذاشته و ادامه‌ی راه خیلی آسان‌تر خواهد بود.

به‌همین‌دلیل است که امام باقر (علیه‌السلام) از عفت بطن و فرج به‌عنوان برترین عبادات و ارزشمندترین تلاش‌ها یاد کرده‌اند.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ فروردين ۰۴ ، ۲۰:۲۴
ابوالفضل رهبر

 

…عَنْ أَبِی حَمْزَةَ الثُّمَالِیِّ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: «خَطَبَ رَسُولُ اللَّهِ ع فِی حَجَّةِ الْوَدَاعِ فَقَالَ: «یَا أَیُّهَا النَّاسُ وَ اللَّهِ مَا مِنْ شَیْ‏ءٍ یُقَرِّبُکُمْ مِنَ الْجَنَّةِ وَ یُبَاعِدُکُمْ مِنَ النَّارِ إِلَّا وَ قَدْ أَمَرْتُکُمْ بِهِ وَ مَا مِنْ شَیْ‏ءٍ یُقَرِّبُکُمْ مِنَ النَّارِ وَ یُبَاعِدُکُمْ مِنَ الْجَنَّةِ إِلَّا وَ قَدْ نَهَیْتُکُمْ عَنْهُ أَلَا وَ إِنَّ الرُّوحَ الْأَمِینَ نَفَثَ فِی رُوعِی أَنَّهُ لَنْ تَمُوتَ نَفْسٌ حَتَّى تَسْتَکْمِلَ رِزْقَهَا فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَجْمِلُوا فِی الطَّلَبِ وَ لَا یَحْمِلْ أَحَدَکُمْ اسْتِبْطَاءُ شَیْ‏ءٍ مِنَ الرِّزْقِ أَنْ یَطْلُبَهُ بِغَیْرِ حِلِّهِ فَإِنَّهُ لَا یُدْرَکُ مَا عِنْدَ اللَّهِ إِلَّا بِطَاعَتِهِ.»»

 الکافی، ج۲، ص۷۴

 

از امام باقر (علیه‌السلام) نقل شده است:

«رسول خدا (صلوات‌الله‌علیه‌وآله) در حجّةالوداع سخنرانی‌ای کردند و فرمودند:

«ای مردم! به خدا قسم، هیچ‌چیز نیست که شما را به بهشت نزدیک کند و از آتش (جهنم) دور سازد، مگر این‌که پیش‌تر شما را به آن دستور داده‌ام[۱]

و هیچ‌چیز نیست که شما را به آتش (جهنم) نزدیک کند و از بهشت دور سازد، مگر این‌که پیش‌تر شما را از آن نهی کرده‌ام.[۲]

بدانید! روح‌الامین[۳] در دلم افکند که به‌راستی هیچ‌کس نمی‌میرد، مگراین‌که روزی‌اش را کامل دریافت می‌کند.

پس از خدا بترسید، در طلبِ (روزی) اندازه نگه دارید و دیر رسیدنِ روزی به شما، موجب نشود از راه غیرحلال آن را طلب کنید؛

زیرا آن‌چه (از پاداش‌ها) نزد خداوند است، فقط با اطاعت از او حاصل می‌شود.»»

 

 

 

پاورقیـــــــــــــــــــــــــــــــــ

[۱] واجبات و مستحبات.

[۲] محرّمات و مکروهات.

[۳] بعضی گفته‌اند مقصود از روح‌الامین و روح‌القدس، فرشته‌ی مقرّب خداوند؛ حضرت جبرئیل (سلام‌الله‌علیه) است. اما برخی نیز معتقدند این روح، همان «روح» است که در سوره قدر به آن اشاره شده است؛ «تَنَزَّلُ الْمَلَائِکَةُ وَ الرُّوحُ فِیهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ». همان‌طور که ملاحظه می‌فرمایید «روح» در این آیه‌ی شریفه، در عرض فرشتگان (ملائکه) ذکر شده و غیر از آنان است. در آیات و روایات متعددی به حضور «روح» در کنار پیامبر و اهل‌بیت (صلوات‌الله‌علیهم) و نقش راهنماگونه‌ی او اشاره شده است. ان‌شاءالله در فرصت مقتضی به این موضوع پرداخته خواهد شد.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ فروردين ۰۴ ، ۲۰:۱۳
ابوالفضل رهبر

 

…عَنْ عَمْرِو بْنِ نَهِیکٍ بَیَّاعِ الْهَرَوِیِّ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع: «قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: «عَبْدِیَ الْمُؤْمِنَ لَا أَصْرِفُهُ فِی شَیْ‏ءٍ إِلَّا جَعَلْتُهُ خَیْراً لَهُ فَلْیَرْضَ بِقَضَائِی وَ لْیَصْبِرْ عَلَى بَلَائِی وَ لْیَشْکُرْ نَعْمَائِی أَکْتُبْهُ یَا مُحَمَّدُ مِنَ الصِّدِّیقِینَ عِنْدِی.»»

 الکافی، ج۲، ص۶۱

 

از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده است که خداوند (عزّوجلّ) خطاب به پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرموده است:

«من "بنده‌ی مؤمنِ" خود را در هیچ موقعیتی قرار نمی‌دهم، مگراین‌که آن را برایش خیر قرار می‌دهم.

پس او باید به قضای من راضی باشد؛ بر بلای من صبر ورزد و نعمت‌هایم را شکر گزارد، تا - ای محمد! - او را از زمره‌ی دوستان نزدیکم به‌شمار آورم.»

 

 

 

…عَنْ دَاوُدَ بْنِ فَرْقَدٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع: «أَنَّ فِیمَا أَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى مُوسَى بْنِ عِمْرَانَ ع: «یَا مُوسَى بْنَ عِمْرَانَ مَا خَلَقْتُ خَلْقاً أَحَبَّ إِلَیَّ مِنْ عَبْدِیَ‏ الْمُؤْمِنِ فَإِنِّی إِنَّمَا أَبْتَلِیهِ لِمَا هُوَ خَیْرٌ لَهُ وَ أُعَافِیهِ لِمَا هُوَ خَیْرٌ لَهُ وَ أَزْوِی عَنْهُ مَا هُوَ شَرٌّ لَهُ لِمَا هُوَ خَیْرٌ لَهُ وَ أَنَا أَعْلَمُ بِمَا یَصْلُحُ عَلَیْهِ عَبْدِی فَلْیَصْبِرْ عَلَى بَلَائِی وَ لْیَشْکُرْ نَعْمَائِی وَ لْیَرْضَ بِقَضَائِی أَکْتُبْهُ فِی الصِّدِّیقِینَ عِنْدِی إِذَا عَمِلَ بِرِضَائِی وَ أَطَاعَ أَمْرِی.»»

 الکافی، ج۲، ص۶۱

 

از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده است که خداوند (عزّوجلّ) خطاب به حضرت موسی (علیه‌السلام) چنین وحی فرموده است:

«ای موسی بن عمران! من هیچ آفریده‌ای را محبوب‌تر از "بنده‌ی مؤمن" نیافریده‌ام.

پس من او را دچار بلایی می‌کنم که خیرش در آن است و او را در عافیتی قرار می‌دهم که خیرش در آن است و آن‌چه شرّش در آن است را از او به چیزی که خیرش در آن است می‌گردانم.

من صلاح بنده‌ام را بهتر می‌دانم.

پس او باید بر بلای من صبر ورزد، نعمت‌هایم را شکر گزارد و به قضایم راضی باشد؛ تا او را از زمره‌ی دوستان نزدیکم برشمارم، هرگاه بر اساس رضایت من عمل کند و از دستورم اطاعت نماید.»

 

 

 

…عَنِ ابْنِ أَبِی یَعْفُورٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: «عَجِبْتُ لِلْمَرْءِ الْمُسْلِمِ لَا یَقْضِی اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ قَضَاءً إِلَّا کَانَ خَیْراً لَهُ وَ إِنْ قُرِضَ بِالْمَقَارِیضِ کَانَ خَیْراً لَهُ وَ إِنْ مَلَکَ مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبَهَا کَانَ خَیْراً لَهُ.»

 الکافی، ج۲، ص۶۲

 

از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده است:

«از انسان مسلمان تعجب می‌کنم که [در ابتلائات شکایت می‌کند، درحالی‌که] خداوند (عزّوجلّ) امری را برایش قضا نمی‌کند، مگر‌این‌که خیر او در آن است؛

اگر با قیچی‌ها ریز ریز شود، خیرش در آن است و اگر پادشاه شرق و غرب زمین شود، خیرش در آن است.»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ فروردين ۰۴ ، ۰۲:۴۷
ابوالفضل رهبر

 

…عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَمَّنْ ذَکَرَهُ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: «لَقِیَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِیٍّ ع عَبْدَ اللَّهِ بْنَ جَعْفَرٍ فَقَالَ: «یَا عَبْدَ اللَّهِ کَیْفَ یَکُونُ الْمُؤْمِنُ مُؤْمِناً وَ هُوَ یَسْخَطُ قِسْمَهُ وَ یُحَقِّرُ مَنْزِلَتَهُ وَ الْحَاکِمُ عَلَیْهِ اللَّهُ وَ أَنَا الضَّامِنُ لِمَنْ لَمْ یَهْجُسْ فِی قَلْبِهِ إِلَّا الرِّضَا أَنْ یَدْعُوَ اللَّهَ فَیُسْتَجَابَ لَهُ.»»

 الکافی، ج۲، ص۶۲

 

از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده است:

«امام حسن بن علی (علیهماالسلام) با عبدالله بن جعفر (پسرعمو و همسر خواهرشان) دیدار کردند و (به او) فرمودند:

«ای عبدالله! چه‌گونه مؤمن، مؤمن است، با آن‌که از قسمتِ خود[۱] ناراضی است و جایگاه خود را پَست می‌شمارد، درحالی‌که حکم‌کننده (به قسمت و جایگاهی که دارد،) خداوند است.[۲]

من ضمانت می‌کنم؛ کسی که جز رضایت (از خداوند) چیزی در قلبش خطور نکند، هرگاه خداوند را بخواند، (خواسته‌اش) مستجاب خواهد شد.»»

 

 

پاورقیـــــــــــــــــــــــــــــــــ

[۱] تقدیری که برای او رقم خورده؛ چه نعمت باشد و چه بلاء.

[۲] در ارتباط با این فرمایش امام حسن مجتبی، نقل این سیره پیامبر از امام صادق (صلوات‌الله‌علیهم) نیز شنیدنی است:

«لَمْ یَکُنْ رَسُولُ اللَّهِ ص یَقُولُ لِشَیْ‏ءٍ قَدْ مَضَى لَوْ کَانَ غَیْرُهُ.»

 الکافی، ج۲، ص۶۳

«رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) هرگز در مورد اتفاقی که رخ داده بود، نمی‌فرمودند: کاش غیر از این شده بود!»

 

 

مطالب مرتبط پیشین:

- «اگر می‌خواهید مستجاب‌الدعوه شوید…(۱)»

- سایر مطالب مرتبط با «استجابت دعا»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ اسفند ۰۳ ، ۱۱:۱۸
ابوالفضل رهبر

 

…عَنْ عَمْرِو بْنِ جُمَیْعٍ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «مَنْ وَجَدَ کِسْرَةً فَأَکَلَهَا کَانَتْ لَهُ حَسَنَةٌ وَ مَنْ وَجَدَهَا فِی قَذَرٍ فَغَسَلَهَا ثُمَّ رَفَعَهَا کَانَتْ لَهُ سَبْعُونَ حَسَنَةً.»

 الکافی، ج‏۶، ص۳۰۰

 

از رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) نقل شده است:

«هرکس تکه‌نانی پیدا کند و آن را بخورد، یک حسنه دارد

و هرکس تکه‌نانی را در یک آلودگی [مثلاً در زباله] پیدا کند و آن را بشوید و بر بلندی بگذارد، هفتاد حسنه دارد.»

 

 

 

…عَنْ عَمْرِو بْنِ جُمَیْعٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: «دَخَلَ رَسُولُ اللَّهِ ص عَلَى عَائِشَةَ فَرَأَى کِسْرَةً کَادَ أَنْ یَطَأَهَا فَأَخَذَهَا فَأَکَلَهَا ثُمَّ قَالَ: «یَا حُمَیْرَاءُ أَکْرِمِی جِوَارَ نِعَمِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَیْکِ فَإِنَّهَا لَمْ تَنْفِرْ مِنْ قَوْمٍ فَکَادَتْ تَعُودُ إِلَیْهِمْ.»»

 الکافی، ج‏۶، ص۳۰۰

 

از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده است:

«رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) بر عایشه وارد شدند و دیدند که نزدیک است بر تکه‌نانی (که بر زمین افتاده) پا بگذارد. ایشان آن تکه‌نان را برداشتند و خوردند.

سپس فرمودند:

«ای حمیراء! گوشه‌های نعمت‌های خداوند (عزّوجلّ) بر خودت را گرامی بدار؛ چراکه نعمت خداوند از نزد هیچ قومی کوچ نکرده است که به‌زودی به آنان بازگردد.»»

 

 

 

…عَنْ طَلْحَةَ بْنِ زَیْدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «أَکْرِمُوا الْخُبْزَ.» فَقِیلَ: یَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَا إِکْرَامُهُ؟ قَالَ: «إِذَا وُضِعَ لَمْ یُنْتَظَرْ بِهِ غَیْرُهُ.» وَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «وَ مِنْ کَرَامَتِهِ أَنْ لَا یُوطَأَ وَ لَا یُقْطَعَ.»

 الکافی، ج‏۶، ص۳۰۳

 

از رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) نقل شده است:

«نان را گرامی بدارید!»

به ایشان عرض شد:

ای رسول خدا! اکرام نان چگونه است؟

حضرت فرمودند:

«وقتی بر سفره گذاشته شد، نباید منتظر غذاهای دیگر ماند.»

ایشان همچنین فرمودند:

«و از گرامی‌داشت نان این است که زیر پا نماند و بریده نشود.»

 

 

 

…عَنِ النَّوْفَلِیِّ عَنِ السَّکُونِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «إِذَا أُوتِیتُمْ بِالْخُبْزِ وَ اللَّحْمِ فَابْدَءُوا بِالْخُبْزِ فَسُدُّوا بِهِ خِلَالَ الْجُوعِ ثُمَّ کُلُوا اللَّحْمَ.»

 الکافی، ج‏۶، ص۳۰۳

 

از امام صادق، از رسول خدا (صلوات‌الله‌علیهما) نقل شده است:

«هرگاه به شما نان و گوشت داده شد، با نان شروع کنید و با آن رفع گرسنگی کنید، بعد گوشت را بخورید.»

 

 

 

…عَنِ النَّوْفَلِیِّ عَنِ السَّکُونِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «إِیَّاکُمْ أَنْ تَشَمُّوا الْخُبْزَ کَمَا تَشَمُّهُ السِّبَاعُ فَإِنَّ الْخُبْزَ مُبَارَکٌ أَرْسَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ السَّمَاءَ مِدْرَاراً وَ لَهُ أَنْبَتَ اللَّهُ الْمَرْعَى وَ بِهِ صَلَّیْتُمْ وَ بِهِ صُمْتُمْ وَ بِهِ حَجَجْتُمْ بَیْتَ رَبِّکُمْ.»

 الکافی، ج‏۶، ص۳۰۳

 

از امام صادق، از رسول خدا (صلوات‌الله‌علیهما) نقل شده است:

«نان را آن‌طور که درندگان می‌بویند، بو نکشید؛ چراکه نان مبارک است.

خداوند (عزّوجلّ) برای آن، باران نازل کرده و زراعتگاه‌ها را رویانیده.

به‌واسطه (قوتی که می‌گیرید با) آن، نماز می‌خوانید، روزه می‌گیرید و حج خانه پروردگارتان را به‌جا می‌آورید.»

 

 

 

…عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْفَضْلِ النَّوْفَلِیِّ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ یُونُسَ قَالَ: تَغَدَّى عِنْدِی أَبُو الْحَسَنِ ع فَجِی‏ءَ بِقَصْعَةٍ وَ تَحْتَهَا خُبْزٌ فَقَالَ: «أَکْرِمُوا الْخُبْزَ أَنْ لَا یَکُونَ تَحْتَهَا» وَ قَالَ لِی: «مُرِ الْغُلَامَ أَنْ یُخْرِجَ الرَّغِیفَ مِنْ تَحْتِ الْقَصْعَةِ.»

 الکافی، ج‏۶، ص۳۰۴

 

از فضل بن یونس نقل شده است:

امام کاظم (علیه‌السلام) نزد من صبحانه می‌خوردند. کاسه‌ای آورده شد که زیرش تکه‌نانی بود.

حضرت فرمودند:

«نان را گرامی بدارید و زیر کاسه قرار ندهید.»

و به من فرمودند:

«به خدمتکار دستور بده نان را از زیر کاسه بردارد.»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ اسفند ۰۳ ، ۱۰:۴۹
ابوالفضل رهبر

 

از نگاه اهل‌بیت (علیهم‌السلام)، تفکّر موجب بیداریِ قلب است و ساعتی را به تفکر نشستن، برتر است از شبی را به عبادت برخاستن.

اما این چه تفکری است که موجب بیداری دل می‌شود؟

ملاحظه بفرمایید…

 

 

…عَنْ أَبَانٍ عَنِ الْحَسَنِ الصَّیْقَلِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَمَّا یَرْوِی النَّاسُ «أَنَّ تَفَکُّرَ سَاعَةٍ خَیْرٌ مِنْ قِیَامِ لَیْلَةٍ.» قُلْتُ: کَیْفَ یَتَفَکَّرُ؟ قَالَ: «یَمُرُّ بِالْخَرِبَةِ أَوْ بِالدَّارِ فَیَقُولُ أَیْنَ سَاکِنُوکِ أَیْنَ‏ بَانُوکِ مَا بَالُکِ لَا تَتَکَلَّمِینَ.»

 الکافی، ج۲، ص۵۴

 

از حسن بن زیاد صَیقل نقل شده است:

از امام صادق (علیه‌السلام) درباره حدیثی که مردم (اهل‌سنت) [از رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله] نقل می‌کنند، سؤال کردم؛ این‌که: «ساعتی تفکر، بهتر است از (به عبادت) برخاستنِ یک شب.»

به ایشان عرض کردم:

(انسان) چه‌گونه تفکر کند؟

حضرت فرمودند:

«از خرابه‌ای یا خانه‌ای (متروکه) عبور کند و (خطاب به آن خانه‌ی خرابه) بگوید: کسی که در تو ساکن بود، کجاست؟ کسی که تو را ساخت، کجاست؟ تو را چه شده است که سخن نمی‌گویی؟»

 

 

 

…عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی نَصْرٍ عَنْ بَعْضِ رِجَالِهِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: «أَفْضَلُ الْعِبَادَةِ إِدْمَانُ التَّفَکُّرِ فِی اللَّهِ وَ فِی قُدْرَتِهِ.»

 الکافی، ج۲، ص۵۵

 

از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده است:

«بهترین عبادت، تفکرِ پیوسته درباره خداوند و درباره قدرت اوست.»

 

 

 

…عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ مُعَمَّرِ بْنِ خَلَّادٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ الرِّضَا ع یَقُولُ: «لَیْسَ الْعِبَادَةُ کَثْرَةَ الصَّلَاةِ وَ الصَّوْمِ إِنَّمَا الْعِبَادَةُ التَّفَکُّرُ فِی أَمْرِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ.»

 الکافی، ج۲، ص۵۵

 

از امام رضا (علیه‌السلام) نقل شده است:

«عبادت، نماز و روزه‌ی زیاد نیست، بلکه عبادت، تفکر کردن در امر (کارهای) خداوند (عزّوجلّ) است.»

 

 

 

پاورقیـــــــــــــــــــــــــــــــــ

البته باید توجه داشت: این‌که ساعتی تفکر، از شبی به عبادت برخاستن برتر است، به این معنا نیست که تفکر، می‌تواند جای‌گزین شب‌زنده‌داری شود. هر دو باید در کنار هم باشند؛

از امام صادق، از امیرالمؤمنین (علیهماالسلام) نقل شده است:

«نَبِّهْ بِالتَّفَکُّرِ قَلْبَکَ وَ جَافِ عَنِ اللَّیْلِ جَنْبَکَ وَ اتَّقِ اللَّهَ رَبَّکَ.»

 الکافی، ج۲، ص۵۴

«قلبت را با تفکّر (از خواب غفلت) بیدار کن و پهلویت را از بستر شب دور کن (شب‌زنده‌داری کن) و از (عذابِ) خداوند؛ پروردگارت، بترس.»

 

 

 

پانوشتـــــــــــــــــــــــــــــــــ

چرا این‌قدر به «تفکر» توصیه شده است؟

از امام صادق، از امیرالمؤمنین (علیهماالسلام) نقل شده است:

«إِنَّ التَّفَکُّرَ یَدْعُو إِلَى الْبِرِّ وَ الْعَمَلِ بِهِ.»

 الکافی، ج۲، ص۵۵

«تفکر، (انسان را) به نیکی و عمل به نیکی دعوت می‌کند.»


مطلب مرتبط پیشین:

«معجزه تفکر (۱)»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ اسفند ۰۳ ، ۱۳:۵۰
ابوالفضل رهبر

 

…عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِیسَى عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَوْلَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: «فَاصْبِرْ کَما صَبَرَ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ» فَقَالَ: «نُوحٌ وَ إِبْرَاهِیمُ وَ مُوسَى وَ عِیسَى وَ مُحَمَّدٌ ص.» قُلْتُ: کَیْفَ صَارُوا أُولِی الْعَزْمِ؟ قَالَ: «لِأَنَّ نُوحاً بُعِثَ بِکِتَابٍ وَ شَرِیعَةٍ وَ کُلُّ مَنْ جَاءَ بَعْدَ نُوحٍ أَخَذَ بِکِتَابِ نُوحٍ وَ شَرِیعَتِهِ وَ مِنْهَاجِهِ حَتَّى جَاءَ إِبْرَاهِیمُ ع بِالصُّحُفِ وَ بِعَزِیمَةِ تَرْکِ کِتَابِ نُوحٍ لَا کُفْراً بِهِ فَکُلُّ نَبِیٍّ جَاءَ بَعْدَ إِبْرَاهِیمَ ع أَخَذَ بِشَرِیعَةِ إِبْرَاهِیمَ وَ مِنْهَاجِهِ وَ بِالصُّحُفِ حَتَّى جَاءَ مُوسَى بِالتَّوْرَاةِ وَ شَرِیعَتِهِ وَ مِنْهَاجِهِ وَ بِعَزِیمَةِ تَرْکِ الصُّحُفِ وَ کُلُّ نَبِیٍّ جَاءَ بَعْدَ مُوسَى ع أَخَذَ بِالتَّوْرَاةِ وَ شَرِیعَتِهِ وَ مِنْهَاجِهِ حَتَّى جَاءَ الْمَسِیحُ ع بِالْإِنْجِیلِ وَ بِعَزِیمَةِ تَرْکِ شَرِیعَةِ مُوسَى وَ مِنْهَاجِهِ فَکُلُّ نَبِیٍّ جَاءَ بَعْدَ الْمَسِیحِ أَخَذَ بِشَرِیعَتِهِ وَ مِنْهَاجِهِ حَتَّى جَاءَ مُحَمَّدٌ ص فَجَاءَ بِالْقُرْآنِ وَ بِشَرِیعَتِهِ وَ مِنْهَاجِهِ فَحَلَالُهُ حَلَالٌ إِلَى‏ یَوْمِ الْقِیَامَةِ وَ حَرَامُهُ حَرَامٌ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ فَهَؤُلَاءِ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ ع.»

 الکافی، ج۲، ص۱۷

 

از سماعه بن مهران نقل شده است:

از امام صادق (علیه‌السلام) در مورد [مصادیق «اولوالعزم» در] این سخن خداوند (عزّوجلّ) سؤال کردم: «فَاصْبِرْ کَما صَبَرَ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ»؛ «پس (ای پیامبر!) صبر کن! همان‌طور که رسولان اولوالعزم صبر کردند.» [أحقاف:۳۵]

حضرت فرمودند:

«نوح، ابراهیم، موسی، عیسی و محمد (صلوات‌الله‌علیهم)»

عرض کردم:

چه‌گونه اولوالعزم شدند؟

امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند:

«زیرا حضرت نوح (علیه‌السلام) با کتاب و شریعتی مبعوث شد و هر کسی (پیامبری) بعد از نوح آمد، به کتاب و شریعت و سیره‌ی نوح عمل کرد…

- تا زمانی که حضرت ابراهیم (علیه‌السلام) با صُحُف و با عزم (تصمیمِ) ترک کتاب نوح آمد. [البته] نه‌این‌که ترک کتاب نوح از روی کفر به آن بوده باشد [، بلکه به‌دلیل کامل شدن آن با صحف ابراهیم بوده است.] پس هر پیامبری بعد از ابراهیم آمد، به شریعت و سیره و صحف ابراهیم عمل کرد…

- تا زمانی که حضرت موسی (علیه‌السلام) با تورات و شریعت و سیره‌اش و با عزمِ ترک صُحُف آمد. هر پیامبری که بعد از موسی آمد، به تورات و شریعت و سیره‌ی موسی عمل کرد…

- تا زمانی که حضرت مسیح (علیه‌السلام) با انجیل و عزمِ ترک شریعت موسی و سیره‌اش آمد. پس هر پیامبری که بعد از مسیح آمد، به شریعت و سیره‌ی مسیح عمل کرد…

- تا زمانی که حضرت محمد (صلی‌الله‌علیه‌وآله) با قرآن و شریعت و سیره‌اش آمد. پس حلال رسول خدا تا روز قیامت حلال است و حرام ایشان تا روز قیامت حرام است.

آن‌ها رسولان اولوالعزم هستند.»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ بهمن ۰۳ ، ۱۶:۴۷
ابوالفضل رهبر

 

از حضرت آیت‌الله سبحانی (حفظه‌الله) که صاحب آثار فراوان و ارزشمند در تبیین معارف دین و دفاع از مکتب اسلام هستند، نقل شده است:

«بنده در دوران جوانی این حدیث را مشاهده کردم و سبب‌ شد که قلم به دست گرفته و آثاری را از خود به جای بگذارم.»

نشریه افق حوزه، چهارشنبه ۳۰ دی ۱۳۹۴

 

 

اشاره ایشان به این حدیث نبوی بوده است...

 

 

…عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِکٍ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص:

«الْمُؤْمِنُ إِذَا مَاتَ وَ تَرَکَ وَرَقَةً وَاحِدَةً عَلَیْهَا عِلْمٌ تَکُونُ تِلْکَ الْوَرَقَةُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ سِتْراً فِیمَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ النَّارِ وَ أَعْطَاهُ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى بِکُلِّ حَرْفٍ مَکْتُوبٍ عَلَیْهَا مَدِینَةً أَوْسَعَ مِنَ الدُّنْیَا سَبْعَ مَرَّاتٍ وَ مَا مِنْ مُؤْمِنٍ یَقْعُدُ سَاعَةً عِنْدَ الْعَالِمِ إِلَّا نَادَاهُ رَبُّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: «جَلَسْتَ إِلَى حَبِیبِی وَ عِزَّتِی وَ جَلَالِی لَأَسْکَنْتُکَ الْجَنَّةَ مَعَهُ وَ لَا أُبَالِی.»»

 الأمالی(للصدوق)، ص۳۷

 

از رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) نقل شده است:

«مؤمن وقتی بمیرد و (از خود) یک ورق باقی بگذارد که بر آن علمی باشد، آن ورق در روز قیامت میان او و آتشِ (جهنم) پرده‌ای (محافظ) خواهد شد و خداوند (تبارک‌وتعالی) به‌ازای هر حرفی که بر آن نوشته شده باشد، شهری به او عطا خواهد کرد که هفت برابر (کلِ) دنیا باشد.

هیچ مؤمنی نیست که ساعتی نزد عالِمی بنشیند، مگراین‌که پروردگارش (عزّوجلّ) به او ندا خواهد کرد: «نزد حبیبِ من نشستی و (به‌همین‌خاطر) قسم به عزت و جلالم، تو را در بهشت کنار او ساکن خواهم کرد و [در انجام این وعده] باکی ندارم.»»

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ بهمن ۰۳ ، ۱۵:۵۲
ابوالفضل رهبر

 

…عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قُلْتُ: «فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْها»؟ قَالَ: «التَّوْحِیدُ.»

 الکافی، ج۲، ص۱۲

 

از هشام بن سالم نقل شده است:

از امام صادق (علیه‌السلام) در مورد [معنای «فطرت» در] این سخن خداوند سؤال کردم: «فطرت خداوند که مردم را بر اساس آن خلق کرده است.» (روم:۳۰)

امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند:

«توحید.»

 

 

 

…عَنْ یُونُسَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: «فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْها» مَا تِلْکَ الْفِطْرَةُ؟ قَالَ: «هِیَ الْإِسْلَامُ فَطَرَهُمُ اللَّهُ حِینَ أَخَذَ مِیثَاقَهُمْ عَلَى التَّوْحِیدِ قَالَ: «أَ لَسْتُ بِرَبِّکُمْ؟» وَ فِیهِ الْمُؤْمِنُ وَ الْکَافِرُ.»

 الکافی، ج۲، ص۱۲

 

از عبدالله بن سِنان نقل شده است:

از امام صادق (علیه‌السلام) در مورد این سخن خداوند (عزّوجل) سؤال کردم: «فطرت خداوند که مردم را بر اساس آن خلق کرده است.» (روم:۳۰) که این «فطرت» چیست؟

حضرت فرمودند:

«این فطرت، همان اسلام است. خداوند هنگامی که از مردم میثاق (پیمان) گرفت، آن‌ها را بر اساس «توحید» خلق کرد. فرمود: «آیا من پروردگار شما نیستم؟» (أعراف:۱۷۲) در میان آن‌ها هم مؤمن بود و هم کافر.»

 

 

 

…عَنِ ابْنِ أُذَیْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: «حُنَفاءَ لِلَّهِ غَیْرَ مُشْرِکِینَ بِهِ» قَالَ: «الْحَنِیفِیَّةُ مِنَ الْفِطْرَةِ الَّتِی فَطَرَ اللَّهُ النَّاسَ عَلَیْها لا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ» قَالَ: «فَطَرَهُمْ عَلَى الْمَعْرِفَةِ بِهِ.» قَالَ زُرَارَةُ: وَ سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: «وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِنْ بَنِی آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّکُمْ قالُوا بَلى»‏ الْآیَةَ قَالَ: «أَخْرَجَ مِنْ ظَهْرِ آدَمَ ذُرِّیَّتَهُ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ فَخَرَجُوا کَالذَّرِّ فَعَرَّفَهُمْ وَ أَرَاهُمْ نَفْسَهُ وَ لَوْ لَا ذَلِکَ لَمْ یَعْرِفْ أَحَدٌ رَبَّهُ.» وَ قَالَ: «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «کُلُّ مَوْلُودٍ یُولَدُ عَلَى الْفِطْرَةِ.» یَعْنِی الْمَعْرِفَةَ بِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَالِقُهُ کَذَلِکَ قَوْلُهُ «وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ لَیَقُولُنَّ اللَّهُ».»

 الکافی، ج۲، ص۱۲

 

از زرارة بن أعیَن نقل شده است:

از امام باقر (علیه‌السلام) در مورد این سخن خداوند (عزّوجلّ) سؤال کردم: «به دین راستین خداوند گرایش داشته باشید و برای او شریک نگیرید.» (حج:۳۱)

حضرت فرمودند:

«گرایش به دین راستین، (نشأت‌گرفته) از فطرتی(سرشتی) است که خداوند انسان را بر آن خلق کرده است. هیچ تبدیلی(تغییری) در خلقت خداوند نیست.» (اشاره به: روم:۳۰)

امام همچنین فرمودند:

«خداوند سرشت انسان‌ها را بر اساس «معرفت به خودش(خدا)» آفریده است.»

زراره گوید:

از ایشان در مورد این سخن خداوند (عزّوجلّ) سؤال کردم: «(ای پیامبر! به‌یاد آور!) زمانی را که پروردگارت نسل آدم را از پشت او برگرفت و از فرزندان آدم پیمان گرفت و آن‌ها را بر (علیهِ) خودشان شاهد گرفت که: آیا من پروردگار شما نیستم؟ گفتند: بله…» (أعراف:۱۷۲)

امام باقر (علیه‌السلام) فرمودند:

«خداوند نسل آدم تا روزی قیامت را از پشت او خارج کرد و آن‌ها مانند ذرّاتی پراکنده خارج شدند. آن‌گاه خداوند خودش را به آن‌ها شناساند و نشان داد. اگر چنین نکرده بود، هیچ‌کس پروردگارش را نمی‌شناخت.»

ایشان (همچنین) فرمودند:

«رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمودند: «هر نوزادی بر اساس فطرت(سرشت) متولد می‌شود.» مقصود از فطرت، معرفت به این است که خداوند (عزّوجلّ) خالق اوست. چنین است این سخن خداوند که: «اگر از آن‌ها (کافران) سؤال شود که چه کسی آسمان‌ها و زمین را خلق کرده است، قطعاً می‌گویند: خدا.» (لقمان:۲۵)»

 

 

 

مطلب مرتبط پیشین:

«دسته‌گل تحویل گرفته‌ایم، دسته‌گل تحویل دهیم!»

 

 

 

متن کامل و ترجمه آیات مذکور در احادیث:

«فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَٰلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَ لَٰکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ» (روم:۳۰)

«پس [با توجه به بى‌پایه بودن شرک] حق‌گرایانه و بدون انحراف با همۀ وجودت به سوى این دین [توحیدى] روى آور، [پاى‌بند و استوار بر] سرشت خدا که مردم را بر آن سرشته است باش براى آفرینش خدا هیچ‌گونه تغییر و تبدیلى نیست؛ این است دین درست و استوار؛ ولى بیشتر مردم معرفت و دانش [به این حقیقت اصیل] ندارند.» (ترجمه حسین انصاریان)

 

«حُنَفَاءَ لِلَّهِ غَیْرَ مُشْرِکِینَ بِهِ وَ مَنْ یُشْرِکْ بِاللَّهِ فَکَأَنَّمَا خَرَّ مِنَ السَّمَاءِ فَتَخْطَفُهُ الطَّیْرُ أَوْ تَهْوِی بِهِ الرِّیحُ فِی مَکَانٍ سَحِیقٍ» (حج:۳۱)

«در حالى که براى خدا حق‌گرا باشید [و در مناسک حج] به او شرک نورزید. و هر کس به خدا شرک ورزد، گویا چنان است که از آسمان سقوط کرده و پرندگان [شکارى] او را مى‌ربایند، یا باد او را به جایى دور دست مى‌اندازد.» (ترجمه حسین انصاریان)

 

«وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِنْ بَنِی آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلَىٰ أَنْفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّکُمْ قَالُوا بَلَىٰ شَهِدْنَا أَنْ تَقُولُوا یَوْمَ الْقِیَامَةِ إِنَّا کُنَّا عَنْ هَٰذَا غَافِلِینَ» (أعراف:۱۷۲)

«و [به یاد آر] هنگامی را که پروردگارت از صلب بنی آدم نسلشان را پدید آورد، و آنان را [در ارتباط با پروردگاریش] بر خودشان گواه گرفت [و فرمود:] آیا من پروردگار شما نیستم؟ [انسان ها با توجه به وابستگی وجودشان و وجود همه موجودات به پروردگاری و ربوبیّت حق] گفتند: آری، گواهی دادیم. [پس اقرار به پروردگاری خود را در این دنیا از شما گرفتیم] تا روز قیامت نگویید: ما از این [حقیقت آشکار و روشن] بی خبر بودیم.» (ترجمه حسین انصاریان)

 

«وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ لَیَقُولُنَّ اللَّهُ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَکْثَرُهُمْ لَا یَعْلَمُونَ» (لقمان:۲۵)

«و اگر از آنان بپرسی: چه کسی آسمان‌ها و زمین را آفریده است؟ قطعاً می‌گویند: خدا. بگو: همه ستایش ها ویژه خداست [آیا درک می کنند که همه امور به دست خداست؟ نه] بلکه بیشترشان معرفت و دانش ندارند.» (ترجمه حسین انصاریان)

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ بهمن ۰۳ ، ۰۸:۵۸
ابوالفضل رهبر

 

…عَنْ صَالِحِ بْنِ سَهْلٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع:

«أَنَّ بَعْضَ قُرَیْشٍ قَالَ لِرَسُولِ اللَّهِ ص بِأَیِّ شَیْ‏ءٍ سَبَقْتَ الْأَنْبِیَاءَ وَ أَنْتَ بُعِثْتَ آخِرَهُمْ وَ خَاتَمَهُمْ؟ فَقَالَ: «إِنِّی کُنْتُ أَوَّلَ مَنْ آمَنَ بِرَبِّی وَ أَوَّلَ مَنْ أَجَابَ حَیْثُ أَخَذَ اللَّهُ مِیثاقَ النَّبِیِّینَ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ؛ «أَ لَسْتُ بِرَبِّکُمْ؟» فَکُنْتُ أَنَا أَوَّلَ نَبِیٍّ قَالَ: «بَلى»‏ فَسَبَقْتُهُمْ بِالْإِقْرَارِ بِاللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ.»»

 الکافی، ج۲، ص۱۰

 

از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده است:

«مردی از قریش به رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) عرض کرد:

برای چه از پیامبران سبقت گرفتید و (به‌عنوانِ) آخرین پیامبر و خاتمِ انبیاء مبعوث شدید؟

رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمود:

«به‌راستی که من اولین کسی بودم که به پروردگارم ایمان آوردم و در آن‌زمان که خداوند از پیامبران میثاق (پیمان) گرفت و آن‌ها را بر خودشان شاهد گرفت که «آیا من پروردگار شما نیستم؟»، من اولین پیامبری بودم که جواب دادم و گفتم: «بله.»

پس من به‌خاطر (سرعت در) اقرار به (ربوبیتِ) خداوند (عزّوجلّ) از سایر پیامبران سبقت گرفتم.»»

 

 

پانوشتـــــــــــــــــــــــــــــــــ

چنان‌که می‌دانید نه‌تنها همه پیامبران، بلکه (به‌فرموده خداوند در آیه ۱۷۲ سوره أعراف) همه فرزندان آدم، در نهایت آن میثاق (پیمان) را بستند و آن «بله» را گفتند و به ربوبیت خداوند شهادت دادند.

اما همان‌طور که ملاحظه فرمودید سرعت رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) در کسب این یقین و عزم، و سبقت گرفتنشان در پاسخ‌گویی، سبب شد که به‌شدت ارتقای درجه یابند و سرور پیامبران شوند.

در هنگامه این میثاق، پس از رسول خدا، هرکس زودتر به یقین رسید و تصمیم گرفت «بله» بگوید و به ربوبیت پروردگار اقرار کرد، مقرّب‌تر شد و دیگران هرچه دیرتر گفتند، دورتر و دورتر شدند.

ما هم گاهی در بزنگاه‌هایی دچار تردید می‌شویم. هرچه زودتر حق را بپذیریم و بر اساس حق عمل کنیم، تقرّب فزاینده‌تری می‌یابیم و پیشرفت فوق‌العاده‌تری می‌کنیم.

اما هرچه بیش‌تر دچار وسوسه‌ها و سخنان فریبنده شویم و دیرتر به تصمیم برسیم، به‌شدت تنزّل درجه می‌یابیم و عقب می‌افتیم و حتی ممکن است سقوط کنیم و دیگر امکان نجات نیابیم.

لازمه این‌که زودتر به یقین برسیم و عزم عمل به یقینمان را پیدا کنیم، این است که از پیش آمادگی‌های روحی، فکری و عملیِ کافی برایمان حاصل شده باشد.

امید که اهل یقین و عزم و حزم باشیم و از شک و تردید و تعلُّل بی‌جا به‌دور.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ بهمن ۰۳ ، ۱۳:۴۲
ابوالفضل رهبر

 

…عَنْ زُرَارَةَ عَنْ حُمْرَانَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: «إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى حَیْثُ خَلَقَ الْخَلْقَ خَلَقَ مَاءً عَذْباً وَ مَاءً مَالِحاً أُجَاجاً فَامْتَزَجَ الْمَاءَانِ فَأَخَذَ طِیناً مِنْ أَدِیمِ الْأَرْضِ فَعَرَکَهُ عَرْکاً شَدِیداً فَقَالَ لِأَصْحَابِ الْیَمِینِ وَ هُمْ کَالذَّرِّ: «یَدِبُّونَ إِلَى الْجَنَّةِ بِسَلَامٍ!» وَ قَالَ لِأَصْحَابِ الشِّمَالِ: «إِلَى النَّارِ! وَ لَا أُبَالِی» ثُمَّ قَالَ: «أَ لَسْتُ بِرَبِّکُمْ؟» قالُوا: بَلى‏ شَهِدْنا، أَنْ تَقُولُوا یَوْمَ الْقِیامَةِ إِنَّا کُنَّا عَنْ هذا غافِلِینَ. ثُمَّ أَخَذَ الْمِیثَاقَ عَلَى النَّبِیِّینَ فَقَالَ: «أَ لَسْتُ بِرَبِّکُمْ وَ أَنَّ هَذَا مُحَمَّدٌ رَسُولِی وَ أَنَّ هَذَا عَلِیٌّ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ.» قالُوا: بَلى.‏ فَثَبَتَتْ لَهُمُ النُّبُوَّةُ وَ أَخَذَ الْمِیثَاقَ عَلَى أُولِی الْعَزْمِ «أَنَّنِی رَبُّکُمْ وَ مُحَمَّدٌ رَسُولِی وَ عَلِیٌّ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ وَ أَوْصِیَاؤُهُ مِنْ بَعْدِهِ وُلَاةُ أَمْرِی وَ خُزَّانُ عِلْمِی ع وَ أَنَّ الْمَهْدِیَّ أَنْتَصِرُ بِهِ لِدِینِی وَ أُظْهِرُ بِهِ دَوْلَتِی وَ أَنْتَقِمُ بِهِ مِنْ أَعْدَائِی وَ أُعْبَدُ بِهِ طَوْعاً وَ کَرْهاً.» قَالُوا: أَقْرَرْنَا یَا رَبِّ وَ شَهِدْنَا وَ لَمْ یَجْحَدْ آدَمُ وَ لَمْ یُقِرَّ فَثَبَتَتِ الْعَزِیمَةُ لِهَؤُلَاءِ الْخَمْسَةِ فِی الْمَهْدِیِّ وَ لَمْ یَکُنْ لآِدَمَ عَزْمٌ عَلَى الْإِقْرَارِ بِهِ وَ هُوَ قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ: «وَ لَقَدْ عَهِدْنا إِلى‏ آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِیَ وَ لَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْماً» قَالَ: إِنَّمَا هُوَ فَتَرَکَ. ثُمَّ أَمَرَ نَاراً فَأُجِّجَتْ فَقَالَ لِأَصْحَابِ الشِّمَالِ: «ادْخُلُوهَا!» فَهَابُوهَا وَ قَالَ لِأَصْحَابِ الْیَمِینِ: «ادْخُلُوهَا!» فَدَخَلُوهَا فَکَانَتْ عَلَیْهِمْ بَرْداً وَ سَلَاماً فَقَالَ أَصْحَابُ الشِّمَالِ: یَا رَبِّ أَقِلْنَا! فَقَالَ: «قَدْ أَقَلْتُکُمُ اذْهَبُوا فَادْخُلُوا!» فَهَابُوهَا فَثَمَّ ثَبَتَتِ الطَّاعَةُ وَ الْوَلَایَةُ وَ الْمَعْصِیَةُ.»

 الکافی، ج۲، ص۸

 

از امام باقر (علیه‌السلام) نقل شده است:

«به‌راستی که خداوند (تبارک‌وتعالی) هنگام آفرینش مخلوقات، آبی گوارا آفرید و آبی شور و تلخ. آن‌گاه آن دو آب را با هم مخلوط کرد. آن‌گاه گِلی از سطح زمین برگرفت و آن را به‌شدّت در هم مالید.

آن‌گاه به اصحاب یمین، درحالی‌که مانند ذرّاتی پراکنده بودند، فرمود: «به سلامتی، به‌سوی بهشت حرکت کنید!» و به اصحاب شِمال فرمود: «به‌سوی آتش (جهنم) حرکت کنید و من باکی ندارم!»

سپس فرمود: «آیا من پروردگار شما نیستم؟» گفتند: بله شهادت می‌دهیم (که تو پروردگار ما هستی. خداوند این اقرار را از فرزندان آدم گرفت؛) تا در روز قیامت بگویند: ما از این موضوع غفلت داشتیم.[۱] [۲]

سپس از پیامبران پیمان گرفت و فرمود: «آیا من پروردگار شما نیستم؟ و آیا این، محمد، رسول من نیست؟ و آیا این، علی، امیر مؤمنان نیست؟» (پیامبران صلوات‌الله‌علیهم) گفتند: بله (گواهی می‌دهیم که چنین است.) پس نبوت برای آن‌ها ثابت شد.[۳]

آن‌گاه خداوند از پیامبران اولو العزم پیمان گرفت؛ «این‌که من پروردگار شما هستم و این، محمد، رسول من است و این، علی، امیر مؤمنان است و اوصیای بعد از او (ائمه صلوات‌الله‌علیهم)، والیان امر من و خزانه‌داران علم من هستند. و این‌که به‌وسیله‌ی مهدی، دینم را یاری می‌کنم و دولتم را آشکار می‌کنم و از دشمنانم انتقام می‌گیرم و - چه با رضایت و چه با اکراه - عبادت می‌شوم.

(پیامبران اولو العزم صلوات‌الله‌علیهم) گفتند: پروردگارا! اقرار می‌کنیم و به آن(چه فرمودی) شهادت می‌دهیم.

اما آدم (علیه‌السلام) نه منکر شد و نه اقرار کرد. پس اولو العزم بودن، برای آن پنج نفر[۴] ثابت شد؛ چراکه آنان در مورد حضرت مهدی (عجل‌الله‌فرجه) یقین داشتند.

اما آدم (علیه‌السلام) بر اقرار به این موضوع عزم (تصمیم قاطعی) نداشت. و این، همان سخن خداوند (عزّوجلّ) است که: «وَ لَقَدْ عَهِدْنَا إِلَىٰ آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِیَ وَ لَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْمًا»[طه:۱۱۵]؛ «و ما یقیناً پیش از آن (ماجرای خوردن میوه)، با آدم عهد کردیم، اما او [چون مردّد بود] به تأخیر انداخت و ما عزم (اراده‌ای جدی) در او نیافتیم.» مقصود از «نسی» در این آیه، «ترک کردنِ» (اقرار به ولایت حضرت مهدی) است (، نه فراموش کردن.)[۵]

بعد (از این اقرار گرفتن‌ها)، خداوند به آتش دستور داد که برپا شود. آن‌گاه به اصحاب شِمال فرمود: «وارد آتش شوید!» اما آن‌ها از (عظمتِ) آتش وحشت کردند. خداوند به اصحاب یمین فرمود: «وارد آتش شوید!» آن‌ها وارد آتش شدند و آتش برایشان سرد و سلامت گشت.

آن‌گاه اصحاب شِمال عرض کردند: پروردگارا! فرصت جبران بده! خداوند فرمود: «به شما فرصتی دوباره دادم؛ بروید و وارد شوید!» اما آن‌ها (باز هم) از آتش وحشت کردند.

پس، از آن‌جا بود که طاعتِ (پروردگار) و ولایتِ (اهل‌بیت) و معصیتِ (پروردگار) ثابت شد.»[۶]

 

 

پاورقیـــــــــــــــــــــــــــــــــ

[۱] اشاره‌ای است به آیه «وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِنْ بَنِی آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلَىٰ أَنْفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّکُمْ قَالُوا بَلَىٰ شَهِدْنَا أَنْ تَقُولُوا یَوْمَ الْقِیَامَةِ إِنَّا کُنَّا عَنْ هَٰذَا غَافِلِینَ» [أعراف:۱۷۲]

[۲] بعضی مترجمان، به‌خلاف لفظ صریح این آیه، خود را به سختی انداخته‌اند و کلماتی را در تقدیر گرفته‌اند و چنین ترجمه کرده‌اند که: «تا در روز قیامت نگویند…» درحالی‌که همان «بگویند» درست است؛ با این توضیح که: اگر خداوند این پیمان را از آن‌ها نمی‌گرفت، می‌گفتند ما خبر نداشتیم. اما حالا که این پیمان گرفته شده، آن‌ها نمی‌توانند بگویند ما نمی‌دانستیم، بلکه می‌گویند: «ما غفلت داشتیم.» یعنی می‌دانستیم اما حواسمان نبود!

[۳] یعنی بعد از این‌که اقرار کردند، خداوند مُهر نبوت را بر آن‌ها زد و نبیّ (پیامبر) محسوب شدند.

[۴] یعنی: حضرت نوح، حضرت ابراهیم، حضرت موسی، حضرت عیسی و حضرت محمد (صلوات‌الله‌علیهم) که بلافاصله به ولایت اهل‌بیت و مهدویت امام زمان (عجل‌الله‌فرجهم) نیز اقرار کردند.

[۵] توضیح آن‌که واژه «نسی» گاهی به‌معنای فراموش کردن استفاده می‌شود و گاهی به‌معنای «ترک کردن و انجام ندادن». حضرت اشاره می‌کنند که در این‌جا به‌معنای ترک کردن آمده؛ یعنی حضرت آدم اقرار نکرد، نه‌این‌که اقرار کرده و آن را فراموش نموده باشد.

[۶] یعنی بعد از این اقرارها و آن امتحان ورود به آتش، دیگر مشخص شد که چه کسانی اهل طاعت پروردگار هستند، چه کسانی پذیرای ولایت اهل‌بیت‌اند و چه کسانی اهل معصیت خداوند هستند. 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ بهمن ۰۳ ، ۱۶:۱۲
ابوالفضل رهبر

 

«شرطةالخمیس»، گروهی انتظامی شامل نیروهای وفادار و فداییِ امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) بوده‌اند که با ایشان بیعت بسته بودند که خالصانه و تا پای جان، برای انجام فرامین ایشان مجاهده کنند؛ در جنگ پیش‌قراول سپاه بودند و در غیر جنگ، حافظ نظم و امنیت شهر و مجری احکام قضایی.

بر اساس روایات موجود، این گروه علاوه بر توانمندی‌های نظامی و اجرایی، جایگاه معنوی خاصی نیز داشته‌اند و افرادی مثل سلمان فارسی، مقداد بن عَمرو، ابوذر غفاری، عمار بن یاسر، سُلیم بن قیس، اصبغ بن نباتة و‌ جابر بن عبدالله انصاری، از سرانشان بوده‌اند.

به چند نمونه از روایات پیرامون این گروه توجه بفرمایید…

 

 

از امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) نقل شده است که در روز جنگ جمل، خطاب به عبدالله بن یحیی حضرمی فرمودند:

«أبشر یا ابن یحیى! فإنک و أباک من شرطة الخمیس حقاً، لقد أخبرنی رسول الله باسمک و اسم أبیک فی شرطة الخمیس، و الله سمّاکم فی السماء شرطة الخمیس على لسان نبیه.»

 رجال‌البرقی، ص۳

 

«بشارت باد بر تو، ای پسر یحیی! چراکه تو و پدرت به‌حق از شرطةالخمیس هستید. به‌راستی که رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) از نام تو و پدرت به من خبر داده است که در میان شرطةالخمیس هستند و خداوند شما را در آسمان، از زبان پیامبرش «شرطة الخمیس» نام نهاده است.»

 

 

 

مردی از اصبغ بن نُباته سؤال کرد که چه‌طور شما شرطةالخمیس نام گرفتید؟ اصبغ پاسخ داد:

إنَّا ضَمِنَّا لَهُ اَلذَّبْحَ وَ ضَمِنَ لَنَا اَلْفَتْحَ، یَعْنِی أَمِیرَ اَلْمُؤْمِنِینَ.

 رجال‌الکشی، ج۱، ص۱۰۳

 

ما به امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) ضمانت دادیم که سرمان را (برای انجام دستورات ایشان) بدهیم. ایشان هم پیروزی (سعادتِ) را برای ما تضمین فرمودند.

 

 

 

همچنین (گویا پس از شهادت امیرالمؤمنین علیه‌السلام) از اصبغ بن نُباته سؤال شد که جایگاه ایشان نزد شما چه‌گونه بود. اصبغ در پاسخ می‌گوید:

ما أَدْرِی مَا تَقُولُ إِلَّا أَنَّ سُیُوفَنَا کَانَتْ عَلَى عَوَاتِقِنَا فَمَنْ أَوْمَى إِلَیْهِ ضَرَبْنَاهُ بِهَا، وَ کَانَ یَقُولُ لَنَا: «تَشَرَّطُوا فَوَ اللَّهِ مَا اشْتِرَاطُکُمْ لِذَهَبٍ وَ لَا لِفِضَّةٍ وَ مَا اشْتِرَاطُکُمْ إِلَّا لِلْمَوْتِ، إِنَّ قَوْماً مِنْ قَبْلِکُمْ مِنْ بَنِی إِسْرَائِیلَ تَشَارَطُوا بَیْنَهُمْ فَمَا مَاتَ أَحَدٌ مِنْهُمْ حَتَّى کَانَ نَبِیَّ قَوْمِهِ أَوْ نَبِیَّ قَرْیَتِهِ أَوْ نَبِیَّ نَفْسِهِ، وَ إِنَّکُمْ لَبِمَنْزِلَتِهِمْ غَیْرَ أَنَّکُمْ لَسْتُمْ بِأَنْبِیَاءَ.»

 رجال‌الکشی، ج۱، ص۵

 

نمی‌دانم چه می‌گویی! فقط این را می‌دانم که شمشیرهایمان روی دوشِمان (آماده) بود و به محض این‌که ایشان به کسی اشاره می‌کردند، او را با شمشیر می‌زدیم.

امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) همواره به ما می‌فرمودند:

«پیمان ببندید! که به خدا قسم، پیمان شما برای (رسیدن به) طلا و نقره (دینار و درهم) نیست؛ پیمان شما فقط برای (رسیدن به) «مرگ» است!

به‌راستی که گروهی از پیشینیان شما از بنی‌اسرائیل، با یکدیگر برای مرگ پیمان بستند. پس هیچ‌یک از آن‌ها از دنیا نرفت مگراین‌که پیامبرِ قوم خود یا پیامبرِ قبیله‌ی خود یا پیامبرِ خودش بود.

شما نیز مانند آن‌ها خواهید بود، با این تفاوت که شما پیامبر نخواهید بود.»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ دی ۰۳ ، ۱۶:۰۵
ابوالفضل رهبر

 

«اخلاص در عمل» (انجام کارها فقط برای رضای خدا)، شرط پذیرش عبادت و اعطای پاداش است.

اما در بعضی روایات، اعطای پاداش در ازای ترک بعضی گناهان، مشروط به اخلاص نشده؛ به این معنا که اگر انسان با انگیزه غیر الهی و برای صیانت از خودش آن گناه را ترک کند، پاداش اخروی خواهد داشت.

ملاحظه بفرمایید…

 

 

…عَنْ رُزَیْقٍ ، عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ (عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ) قَالَ:

«مَنْ تَرَکَ اَلْخَمْرَ لِلنَّاسِ لاَ لِلَّهِ، صِیَانَةً لِنَفْسِهِ، أَدْخَلَهُ اَللَّهُ اَلْجَنَّةَ.»

 الأمالی(للطوسی)، ج۱، ص۶۹۵

 

از امام صادق(علیه‌السلام) نقل شده است:

«هرکس شراب را ترک کند، برای مردم، نه برای خدا؛ (بلکه) برای حفظ [سلامتی و جان] خودش، خداوند او را وارد بهشت می‌کند.»

 

 

 

…عَنْهُ صَلَّى اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: «یَا عَلِیُّ مَنْ تَرَکَ اَلْخَمْرَ لِغَیْرِ اَللَّهِ سَقَاهُ اَللَّهُ مِنَ اَلرَّحِیقِ اَلْمَخْتُومِ.» فَقَالَ عَلِیٌّ عَلَیْهِ السَّلاَمُ: «لِغَیْرِ اَللَّهِ؟!» قَالَ: «نَعَمْ وَ اَللَّهِ صِیَانَةً لِنَفْسِهِ یَشْکُرُهُ اَللَّهُ عَلَى ذَلِکَ.»

 جامع‌الأخبار، ج۱، ص۱۵۱

 

از رسول خدا نقل شده است که به امیرالمؤمنین (صلوات‌الله‌علیهما) فرمودند:

«ای علی! هرکس شراب را برای غیرخدا ترک کند، خداوند او را با رحیق مختوم (شراب بهشتی) سیراب می‌کند.»

امام علی (علیه‌السلام) عرض کرد:

«برای غیر خدا؟!»

رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمودند:

«بله، به خدا قسم؛ برای حفظ خودش. خداوند برای این کارش، با رحیق مختوم از او تشکر می‌کند.»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ دی ۰۳ ، ۰۸:۴۷
ابوالفضل رهبر

 

…عَنِ السَّکُونِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «إِذَا أَحَبَّ أَحَدُکُمْ أَخَاهُ الْمُسْلِمَ فَلْیَسْأَلْهُ عَنِ اسْمِهِ وَ اسْمِ أَبِیهِ وَ اسْمِ قَبِیلَتِهِ وَ عَشِیرَتِهِ فَإِنَّ مِنْ حَقِّهِ الْوَاجِبِ وَ صِدْقِ الْإِخَاءِ أَنْ یَسْأَلَهُ عَنْ ذَلِکَ وَ إِلَّا فَإِنَّهَا مَعْرِفَةُ حُمْقٍ.»

 الکافی، ج۲، ص۶۷۱

 

از امام صادق، از رسول خدا (صلوات‌الله‌علیهما) نقل شده است:

«وقتی یکی از شما، برادر مسلمانش را دوست داشت، باید از او درباره نامش، نام پدرش و نام قبیله و عشیره‌اش سؤال کند؛

- زیرا پرسش از این‌ها، از حقوق واجب او و از (مصادیقِ) برادریِ صادقانه است

- و اگر چنین نکند، این (شناخت ناقص)، شناختی احمقانه است.»

 

 

 

…عَنْ عَبْدِ الْمَلِکِ بْنِ قُدَامَةَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ ع قَالَ: «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص یَوْماً لِجُلَسَائِهِ: «تَدْرُونَ مَا الْعَجْزُ؟» قَالُوا: اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَعْلَمُ. فَقَالَ: «الْعَجْزُ ثَلَاثَةٌ أَنْ یَبْدُرَ أَحَدُکُمْ بِطَعَامٍ یَصْنَعُهُ لِصَاحِبِهِ فَیُخْلِفَهُ وَ لَا یَأْتِیَهُ وَ الثَّانِیَةُ أَنْ یَصْحَبَ الرَّجُلُ مِنْکُمُ الرَّجُلَ أَوْ یُجَالِسَهُ یُحِبُّ أَنْ یَعْلَمَ مَنْ هُوَ وَ مِنْ أَیْنَ هُوَ فَیُفَارِقَهُ قَبْلَ أَنْ یَعْلَمَ ذَلِکَ وَ الثَّالِثَةُ أَمْرُ النِّسَاءِ یَدْنُو أَحَدُکُمْ مِنْ أَهْلِهِ فَیَقْضِی حَاجَتَهُ وَ هِیَ لَمْ تَقْضِ حَاجَتَهَا.» فَقَالَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ عَمْرِو بْنِ الْعَاصِ: فَکَیْفَ ذَلِکَ یَا رَسُولَ اللَّهِ؟ قَالَ: «یَتَحَوَّشُ وَ یَمْکُثُ حَتَّى یَأْتِیَ ذَلِکَ مِنْهُمَا جَمِیعاً.»» قَالَ: وَ فِی حَدِیثٍ آخَرَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «إِنَّ مِنْ أَعْجَزِ الْعَجْزِ رَجُلًا لَقِیَ رَجُلًا فَأَعْجَبَهُ نَحْوُهُ فَلَمْ یَسْأَلْهُ عَنِ اسْمِهِ وَ نَسَبِهِ وَ مَوْضِعِهِ.»

 الکافی، ج۲، ص۶۷۱

 

از امام سجاد (علیه‌السلام) نقل شده است:

«روزی رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) به حاضران در مجلسشان فرمودند:

«آیا می‌دانید عجز (ناتوانی) چیست؟»

حاضران عرض کردند:

خداوند و رسولش بهتر می‌دانند.

پیامبر فرمودند:

«ناتوانی سه چیز است:

- [مورد اول،] این‌که یکی از شما شروع کند غذایی برای دوستش آماده کند، اما او خلف‌وعده کند و نیاید.

- دوم این‌که مردی از شما با مردی دیگر هم‌راه شود یا با او هم‌نشین شود و دوست داشته باشد که بداند او کیست و از کجاست، اما پیش از آن‌که (این اطلاعات را) بداند، از او جدا شود.

- سوم در مورد زناشویی است؛ این‌که یکی از شما با همسرش نزدیکی کند و نیاز (جنسیِ) خود را برطرف سازد، درحالی‌که همسرش نیازش برطرف نشده.»

عبدالله بن عَمرو بن عاص عرض کرد:

پس چه کند، ای رسول خدا؟

پیامبر فرمودند:

«[کمی] کناره گیرد و مکث کند و منتظر شود تا انزالِ هردو باهم انجام شود.»»

در حدیث دیگری نقل شده است که رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمودند:

«به‌راستی که بیشترین درجه‌ی عجز و ناتوانی، این است که مردی، مرد دیگری را ملاقات کند و از منش او خوشش بیاید، اما هرگز از او درباره نامش و نسبش و جایگاهش سؤال نکند.»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ دی ۰۳ ، ۱۷:۰۳
ابوالفضل رهبر

 

…عَنْ جَمِیلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: «کَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص یَقْسِمُ لَحَظَاتِهِ بَیْنَ أَصْحَابِهِ فَیَنْظُرُ إِلَى ذَا وَ یَنْظُرُ إِلَى ذَا بِالسَّوِیَّةِ.» قَالَ: «وَ لَمْ یَبْسُطْ رَسُولُ اللَّهِ ص رِجْلَیْهِ بَیْنَ أَصْحَابِهِ قَطُّ وَ إِنْ کَانَ لَیُصَافِحُهُ الرَّجُلُ فَمَا یَتْرُکُ رَسُولُ اللَّهِ ص یَدَهُ مِنْ یَدِهِ حَتَّى یَکُونَ هُوَ التَّارِکَ فَلَمَّا فَطَنُوا لِذَلِکَ کَانَ الرَّجُلُ إِذَا صَافَحَهُ قَالَ بِیَدِهِ فَنَزَعَهَا مِنْ یَدِهِ.»

 الکافی، ج۲، ص۶۷۱

 

از جمیل بن درّاج نقل شده است:

امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند:

«رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) نگاه‌های خود را میان اصحاب (هم‌نشینانِ) خود تقسیم می‌کردند. پس به‌طور مساوی به این شخص و آن شخص نگاه می‌فرمودند.»

امام صادق (علیه‌السلام) همچنین فرمودند:

«رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) هرگز پاهای خود را در میان اصحابشان دراز نمی‌کردند.

وقتی مردی به ایشان دست می‌داد، رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) تا زمانی که او دست خود را نمی‌کشید، دستش را رها نمی‌کردند. وقتی مردم این (اخلاق پیامبر) را متوجه شدند، وقتی مردی به ایشان دست می‌داد، خودش دستش را می‌کشید.»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ دی ۰۳ ، ۱۶:۵۹
ابوالفضل رهبر

 

…عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَنْ آبَائِهِ ع: «أَنَّ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ ع صَاحَبَ رَجُلًا ذِمِّیّاً فَقَالَ لَهُ الذِّمِّیُّ: أَیْنَ تُرِیدُ یَا عَبْدَ اللَّهِ؟ فَقَالَ: «أُرِیدُ الْکُوفَةَ.» فَلَمَّا عَدَلَ الطَّرِیقُ بِالذِّمِّیِّ عَدَلَ مَعَهُ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع فَقَالَ لَهُ الذِّمِّیُّ: أَ لَسْتَ زَعَمْتَ أَنَّکَ تُرِیدُ الْکُوفَةَ؟ فَقَالَ لَهُ: «بَلَى.» فَقَالَ لَهُ الذِّمِّیُّ: فَقَدْ تَرَکْتَ الطَّرِیقَ. فَقَالَ لَهُ: «قَدْ عَلِمْتُ.» قَالَ: فَلِمَ عَدَلْتَ مَعِی وَ قَدْ عَلِمْتَ ذَلِکَ؟ فَقَالَ لَهُ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع: «هَذَا مِنْ تَمَامِ حُسْنِ الصُّحْبَةِ أَنْ یُشَیِّعَ الرَّجُلُ صَاحِبَهُ هُنَیْئَةً إِذَا فَارَقَهُ وَ کَذَلِکَ أَمَرَنَا نَبِیُّنَا ص.» فَقَالَ لَهُ الذِّمِّیُّ: هَکَذَا قَالَ؟ قَالَ: «نَعَمْ.» قَالَ الذِّمِّیُّ: لَا جَرَمَ أَنَّمَا تَبِعَهُ مَنْ تَبِعَهُ لِأَفْعَالِهِ الْکَرِیمَةِ فَأَنَا أُشْهِدُکَ أَنِّی عَلَى دِینِکَ وَ رَجَعَ الذِّمِّیُّ مَعَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع فَلَمَّا عَرَفَهُ أَسْلَمَ.»

 الکافی، ج۲، ص۶۷۰

 

از امام صادق، از پدرانشان (علیهم‌السلام) نقل شده است:

«امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) با یک مرد ذِمّی[۱] هم‌راه شدند.

مرد ذمّی به ایشان عرض کرد: قصد داری کجا بروی، ای بنده‌ی خدا؟

حضرت فرمودند: «قصد کوفه دارم.»

وقتی ذمّی راه کج کرد (تا به‌سوی مقصد خود برود)، امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) نیز راه کج کردند.

ذمّی به ایشان عرض کرد: مگر نمی‌خواستی به کوفه بروی؟

حضرت فرمودند: «بله»

ذمّی عرض کرد: از راه کوفه خارج شدی!

حضرت به او فرمودند: «خودم می‌دانم.»

عرض کرد: حال که می‌دانی، پس چرا همراهِ من راه کج کردی؟

امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) به او فرمودند: «این، از (مصادیقِ) تکمیل [ادبِ] «هم‌راهیِ نیکو» است؛ این‌که انسان وقتی از هم‌راهِ خود جدا می‌شود، او را با خوش و گوارایی، (مقداری) مشایعت کند. پیامبر ما (صلی‌الله‌علیه‌وآله)، این‌چنین به ما دستور داده است.»

ذمّی به ایشان عرض کرد: پیامبرتان چنین گفته؟

حضرت فرمودند: «بله.»

ذمّی عرض کرد: مشخص است که هرکس از او پیروی کرده، به‌خاطر کارهای کریمانه‌اش بوده. پس من گواهی می‌دهد که بر دین تو هستم.

آن ذمّی همراهِ امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) از راه خود (به‌سمت کوفه) برگشت و وقتی ایشان را شناخت، اسلام آورد.»[۲]

 

 

 

پاورقیـــــــــــــــــــــــــــــــــ

[۱] «کافر ذمی» در مقابل کافر حربی، به آن‌دسته از اهل‌کتاب گفته می‌شود که در سرزمین‌های اسلامی زندگی می‌کنند و با حاکم اسلامی قرارداد «ذِمّه» بسته‌اند. ذمّه، قراردادی است که در آن اهل‌کتاب اجازه پیدا می‌کنند در مقابل پرداخت جِزیه، بر دین خود باقی بمانند و در امان حکومت اسلامی باشند. فقیهان، پیروان ادیان یهودیت و مسیحیت و زرتشتی را اهل‌کتاب محسوب می‌کنند. (به نقل از ویکی‌شیعه)

[۲] با توجه به این‌که مقصد امام کوفه بوده است، احتمالاً این ماجرا مربوط به سال‌های خلافت ایشان بوده است. صلوات‌الله‌علیه.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ دی ۰۳ ، ۰۷:۴۱
ابوالفضل رهبر

 

…عَنِ السَّکُونِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص:

«مَا اصْطَحَبَ اثْنَانِ إِلَّا کَانَ أَعْظَمُهُمَا أَجْراً وَ أَحَبُّهُمَا إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَرْفَقَهُمَا بِصَاحِبِهِ.»

 الکافی، ج۲، ص۶۶۹

 

از امام صادق، از رسول خدا (صلوات‌الله‌علیهما) نقل شده است:

«هیچ‌گاه دو نفر با هم هم‌نشین نمی‌شوند، مگراین‌که از بین آن‌دو، کسی اجرش بیش‌تر است و نزد خداوند (عزّوجلّ) محبوب‌تر است که نسبت به هم‌نشینش مدارا و هم‌راهیِ بیش‌تری داشته باشد.»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ دی ۰۳ ، ۰۷:۳۷
ابوالفضل رهبر