دستوار

در دست عهد دولت او دستوار باد...

دستوار

در دست عهد دولت او دستوار باد...

دستوار

اللهم‌صل‌علی‌محمد‌ و آل‌محمد و عجل‌فرجهم

طبقه بندی موضوعی

آخرین نظرات

  • ۸ فروردين ۰۳، ۰۱:۰۶ - M
    👍

۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «آب» ثبت شده است

 

…عَنْ زُرَارَةَ عَنْ حُمْرَانَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: «إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى حَیْثُ خَلَقَ الْخَلْقَ خَلَقَ مَاءً عَذْباً وَ مَاءً مَالِحاً أُجَاجاً فَامْتَزَجَ الْمَاءَانِ فَأَخَذَ طِیناً مِنْ أَدِیمِ الْأَرْضِ فَعَرَکَهُ عَرْکاً شَدِیداً فَقَالَ لِأَصْحَابِ الْیَمِینِ وَ هُمْ کَالذَّرِّ: «یَدِبُّونَ إِلَى الْجَنَّةِ بِسَلَامٍ!» وَ قَالَ لِأَصْحَابِ الشِّمَالِ: «إِلَى النَّارِ! وَ لَا أُبَالِی» ثُمَّ قَالَ: «أَ لَسْتُ بِرَبِّکُمْ؟» قالُوا: بَلى‏ شَهِدْنا، أَنْ تَقُولُوا یَوْمَ الْقِیامَةِ إِنَّا کُنَّا عَنْ هذا غافِلِینَ. ثُمَّ أَخَذَ الْمِیثَاقَ عَلَى النَّبِیِّینَ فَقَالَ: «أَ لَسْتُ بِرَبِّکُمْ وَ أَنَّ هَذَا مُحَمَّدٌ رَسُولِی وَ أَنَّ هَذَا عَلِیٌّ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ.» قالُوا: بَلى.‏ فَثَبَتَتْ لَهُمُ النُّبُوَّةُ وَ أَخَذَ الْمِیثَاقَ عَلَى أُولِی الْعَزْمِ «أَنَّنِی رَبُّکُمْ وَ مُحَمَّدٌ رَسُولِی وَ عَلِیٌّ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ وَ أَوْصِیَاؤُهُ مِنْ بَعْدِهِ وُلَاةُ أَمْرِی وَ خُزَّانُ عِلْمِی ع وَ أَنَّ الْمَهْدِیَّ أَنْتَصِرُ بِهِ لِدِینِی وَ أُظْهِرُ بِهِ دَوْلَتِی وَ أَنْتَقِمُ بِهِ مِنْ أَعْدَائِی وَ أُعْبَدُ بِهِ طَوْعاً وَ کَرْهاً.» قَالُوا: أَقْرَرْنَا یَا رَبِّ وَ شَهِدْنَا وَ لَمْ یَجْحَدْ آدَمُ وَ لَمْ یُقِرَّ فَثَبَتَتِ الْعَزِیمَةُ لِهَؤُلَاءِ الْخَمْسَةِ فِی الْمَهْدِیِّ وَ لَمْ یَکُنْ لآِدَمَ عَزْمٌ عَلَى الْإِقْرَارِ بِهِ وَ هُوَ قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ: «وَ لَقَدْ عَهِدْنا إِلى‏ آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِیَ وَ لَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْماً» قَالَ: إِنَّمَا هُوَ فَتَرَکَ. ثُمَّ أَمَرَ نَاراً فَأُجِّجَتْ فَقَالَ لِأَصْحَابِ الشِّمَالِ: «ادْخُلُوهَا!» فَهَابُوهَا وَ قَالَ لِأَصْحَابِ الْیَمِینِ: «ادْخُلُوهَا!» فَدَخَلُوهَا فَکَانَتْ عَلَیْهِمْ بَرْداً وَ سَلَاماً فَقَالَ أَصْحَابُ الشِّمَالِ: یَا رَبِّ أَقِلْنَا! فَقَالَ: «قَدْ أَقَلْتُکُمُ اذْهَبُوا فَادْخُلُوا!» فَهَابُوهَا فَثَمَّ ثَبَتَتِ الطَّاعَةُ وَ الْوَلَایَةُ وَ الْمَعْصِیَةُ.»

 الکافی، ج۲، ص۸

 

از امام باقر (علیه‌السلام) نقل شده است:

«به‌راستی که خداوند (تبارک‌وتعالی) هنگام آفرینش مخلوقات، آبی گوارا آفرید و آبی شور و تلخ. آن‌گاه آن دو آب را با هم مخلوط کرد. آن‌گاه گِلی از سطح زمین برگرفت و آن را به‌شدّت در هم مالید.

آن‌گاه به اصحاب یمین، درحالی‌که مانند ذرّاتی پراکنده بودند، فرمود: «به سلامتی، به‌سوی بهشت حرکت کنید!» و به اصحاب شِمال فرمود: «به‌سوی آتش (جهنم) حرکت کنید و من باکی ندارم!»

سپس فرمود: «آیا من پروردگار شما نیستم؟» گفتند: بله شهادت می‌دهیم (که تو پروردگار ما هستی. خداوند این اقرار را از فرزندان آدم گرفت؛) تا در روز قیامت بگویند: ما از این موضوع غفلت داشتیم.[۱] [۲]

سپس از پیامبران پیمان گرفت و فرمود: «آیا من پروردگار شما نیستم؟ و آیا این، محمد، رسول من نیست؟ و آیا این، علی، امیر مؤمنان نیست؟» (پیامبران صلوات‌الله‌علیهم) گفتند: بله (گواهی می‌دهیم که چنین است.) پس نبوت برای آن‌ها ثابت شد.[۳]

آن‌گاه خداوند از پیامبران اولو العزم پیمان گرفت؛ «این‌که من پروردگار شما هستم و این، محمد، رسول من است و این، علی، امیر مؤمنان است و اوصیای بعد از او (ائمه صلوات‌الله‌علیهم)، والیان امر من و خزانه‌داران علم من هستند. و این‌که به‌وسیله‌ی مهدی، دینم را یاری می‌کنم و دولتم را آشکار می‌کنم و از دشمنانم انتقام می‌گیرم و - چه با رضایت و چه با اکراه - عبادت می‌شوم.

(پیامبران اولو العزم صلوات‌الله‌علیهم) گفتند: پروردگارا! اقرار می‌کنیم و به آن(چه فرمودی) شهادت می‌دهیم.

اما آدم (علیه‌السلام) نه منکر شد و نه اقرار کرد. پس اولو العزم بودن، برای آن پنج نفر[۴] ثابت شد؛ چراکه آنان در مورد حضرت مهدی (عجل‌الله‌فرجه) یقین داشتند.

اما آدم (علیه‌السلام) بر اقرار به این موضوع عزم (تصمیم قاطعی) نداشت. و این، همان سخن خداوند (عزّوجلّ) است که: «وَ لَقَدْ عَهِدْنَا إِلَىٰ آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِیَ وَ لَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْمًا»[طه:۱۱۵]؛ «و ما یقیناً پیش از آن (ماجرای خوردن میوه)، با آدم عهد کردیم، اما او [چون مردّد بود] به تأخیر انداخت و ما عزم (اراده‌ای جدی) در او نیافتیم.» مقصود از «نسی» در این آیه، «ترک کردنِ» (اقرار به ولایت حضرت مهدی) است (، نه فراموش کردن.)[۵]

بعد (از این اقرار گرفتن‌ها)، خداوند به آتش دستور داد که برپا شود. آن‌گاه به اصحاب شِمال فرمود: «وارد آتش شوید!» اما آن‌ها از (عظمتِ) آتش وحشت کردند. خداوند به اصحاب یمین فرمود: «وارد آتش شوید!» آن‌ها وارد آتش شدند و آتش برایشان سرد و سلامت گشت.

آن‌گاه اصحاب شِمال عرض کردند: پروردگارا! فرصت جبران بده! خداوند فرمود: «به شما فرصتی دوباره دادم؛ بروید و وارد شوید!» اما آن‌ها (باز هم) از آتش وحشت کردند.

پس، از آن‌جا بود که طاعتِ (پروردگار) و ولایتِ (اهل‌بیت) و معصیتِ (پروردگار) ثابت شد.»[۶]

 

 

پاورقیـــــــــــــــــــــــــــــــــ

[۱] اشاره‌ای است به آیه «وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِنْ بَنِی آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلَىٰ أَنْفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّکُمْ قَالُوا بَلَىٰ شَهِدْنَا أَنْ تَقُولُوا یَوْمَ الْقِیَامَةِ إِنَّا کُنَّا عَنْ هَٰذَا غَافِلِینَ» [أعراف:۱۷۲]

[۲] بعضی مترجمان، به‌خلاف لفظ صریح این آیه، خود را به سختی انداخته‌اند و کلماتی را در تقدیر گرفته‌اند و چنین ترجمه کرده‌اند که: «تا در روز قیامت نگویند…» درحالی‌که همان «بگویند» درست است؛ با این توضیح که: اگر خداوند این پیمان را از آن‌ها نمی‌گرفت، می‌گفتند ما خبر نداشتیم. اما حالا که این پیمان گرفته شده، آن‌ها نمی‌توانند بگویند ما نمی‌دانستیم، بلکه می‌گویند: «ما غفلت داشتیم.» یعنی می‌دانستیم اما حواسمان نبود!

[۳] یعنی بعد از این‌که اقرار کردند، خداوند مُهر نبوت را بر آن‌ها زد و نبیّ (پیامبر) محسوب شدند.

[۴] یعنی: حضرت نوح، حضرت ابراهیم، حضرت موسی، حضرت عیسی و حضرت محمد (صلوات‌الله‌علیهم) که بلافاصله به ولایت اهل‌بیت و مهدویت امام زمان (عجل‌الله‌فرجهم) نیز اقرار کردند.

[۵] توضیح آن‌که واژه «نسی» گاهی به‌معنای فراموش کردن استفاده می‌شود و گاهی به‌معنای «ترک کردن و انجام ندادن». حضرت اشاره می‌کنند که در این‌جا به‌معنای ترک کردن آمده؛ یعنی حضرت آدم اقرار نکرد، نه‌این‌که اقرار کرده و آن را فراموش نموده باشد.

[۶] یعنی بعد از این اقرارها و آن امتحان ورود به آتش، دیگر مشخص شد که چه کسانی اهل طاعت پروردگار هستند، چه کسانی پذیرای ولایت اهل‌بیت‌اند و چه کسانی اهل معصیت خداوند هستند. 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ بهمن ۰۳ ، ۱۶:۱۲
ابوالفضل رهبر

 

…عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: «لَوْ عَلِمَ النَّاسُ کَیْفَ ابْتِدَاءُ الْخَلْقِ مَا اخْتَلَفَ اثْنَانِ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ قَبْلَ أَنْ یَخْلُقَ الْخَلْقَ قَالَ: «کُنْ مَاءً عَذْباً أَخْلُقْ مِنْکَ جَنَّتِی وَ أَهْلَ طَاعَتِی وَ کُنْ مِلْحاً أُجَاجاً أَخْلُقْ مِنْکَ نَارِی وَ أَهْلَ مَعْصِیَتِی.» ثُمَّ أَمَرَهُمَا فَامْتَزَجَا فَمِنْ ذَلِکَ صَارَ یَلِدُ الْمُؤْمِنُ الْکَافِرَ وَ الْکَافِرُ الْمُؤْمِنَ ثُمَّ أَخَذَ طِیناً مِنْ أَدِیمِ الْأَرْضِ فَعَرَکَهُ عَرْکاً شَدِیداً فَإِذَا هُمْ کَالذَّرِّ یَدِبُّونَ فَقَالَ لِأَصْحَابِ الْیَمِینِ «إِلَى الْجَنَّةِ بِسَلَامٍ!» وَ قَالَ لِأَصْحَابِ الشِّمَالِ: «إِلَى النَّارِ وَ لَا أُبَالِی!» ثُمَّ أَمَرَ نَاراً فَأُسْعِرَتْ فَقَالَ لِأَصْحَابِ الشِّمَالِ: «ادْخُلُوهَا!» فَهَابُوهَا فَقَالَ لِأَصْحَابِ الْیَمِینِ: «ادْخُلُوهَا!» فَدَخَلُوهَا فَقَالَ: «کُونِی بَرْداً وَ سَلاماً!» فَکَانَتْ بَرْداً وَ سَلَاماً فَقَالَ أَصْحَابُ الشِّمَالِ: یَا رَبِّ أَقِلْنَا فَقَالَ: «قَدْ أَقَلْتُکُمْ فَادْخُلُوهَا!» فَذَهَبُوا فَهَابُوهَا فَثَمَّ ثَبَتَتِ الطَّاعَةُ وَ الْمَعْصِیَةُ فَلَا یَسْتَطِیعُ هَؤُلَاءِ أَنْ یَکُونُوا مِنْ هَؤُلَاءِ وَ لَا هَؤُلَاءِ مِنْ هَؤُلَاءِ.»

 الکافی، ج۲، ص۶

 

از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده است:

«اگر مردم می‌دانستند که ابتدای خلقت چه‌گونه بوده است، هیچ دو نفری با هم اختلاف نمی‌کردند؛[۱]

به‌راستی که خداوند (عزّوجلّ) پیش از آن‌که مخلوقات را بیافریند، فرمود: «آبی گوارا باش![۲] از تو بهشتم را و اهل طاعتم را خلق می‌کنم. و (نیز) فرمود: «آبی شور و تلخ باش! از تو آتشم (جهنمم) را و اهل معصیتم را خلق می‌کنم.»

سپس به آن دو (آب گوارا و آب شور تلخ) دستور داد که با هم بیامیزند (مخلوط شوند.) از همین روست که از مؤمن، کافر متولد می‌شود و از کافر، مؤمن.

بعد، خداوند مقداری گِل از سطح زمین برگرفت و آن را به‌شدّت درهم مالید؛ چنان‌که تبدیل به ذرّاتی (مثل مورچه‌هایی ریز)[۳] شدند که روی زمین می‌خزیدند.[۴]

آن‌گاه به اصحاب یمین[۵] فرمود: «به‌سوی بهشت حرکت کنید، با سلامتی!» و به اصحاب شِمال[۶] فرمود: «به‌سوی آتش (جهنم) حرکت کنید و من باکی ندارم!»

بعد، دستور داد آتشی برپا شود. آن‌گاه به اصحاب شِمال فرمود: «وارد آتش شوید!» آن‌ها از عظمت آتش وحشت کردند (و وارد نشدند.)

آن‌گاه به اصحاب یمین فرمود: «وارد آتش شوید!» آن‌ها وارد شدند. آن‌گاه خداوند (به آتش) فرمود: «سرد و سلامت باش!» پس آتش سرد و سلامت شد.[۷]

آن‌گاه اصحاب شِمال عرض کردند: پروردگارا! فرصتی برای جبران بده! خداوند فرمود: «فرصتی دوباره دادم. پس وارد آتش شوید!» آن‌ها (جلو) رفتند، اما از عظمت آتش وحشت کردند (و وارد نشدند.)

از همان‌جا طاعت و معصیتِ (پروردگار) ثابت شد.[۸]

پس این‌ها نمی‌توانند از آن‌ها باشند و آن‌ها نمی‌توانند از این‌ها باشند.»

 

 

 

پاورقیـــــــــــــــــــــــــــــــــ

[۱] با توجه به مفاد این حدیث که در ادامه ملاحظه خواهید کرد، گویا در این‌جا مقصود از اختلاف، اختلافاتی است که میان «اهل طاعت» و «اهل معصیت» رخ می‌دهد.

[۲] این جمله (کُنْ...)، جمله‌ای امری است که خداوند برای «خلق اشیاء از هیچ»، آن را به‌کار گرفته است. گاهی ما با استفاده از مواد اولیه و قطعاتی که از پیش آماده شده، چیزی درست می‌کنیم. اما خداوند از هیچ (عدم)، چیز جدیدی خلق می‌فرماید و برای این کار، کافی است که بفرماید: «کُنْ»؛ «باش» (وجود داشته باش).

[۳] در متن حدیث از واژه‌ی «ذَرّ» استفاده شده که به‌معنای «ذرّات ریزی که پراکنده می‌شوند» می‌باشد؛ مثل: غبار پراکنده در هوا، انوار خورشید که در فضا پراکنده‌اند، بذر گیاه که روی زمین می‌پاشند، ذرّات نمک که روی غذا می‌پاشند، مورچه‌های ریزی که روی زمین می‌جنبند و… بنابراین انسان‌ها در «عالَم ذرّ» شبیه به چنین‌چیزهایی بوده‌اند.

[۴] امام باقر در حدیث دیگری، (به نقل از پدرشان امام سجاد علیهماالسلام) اتفاقاتی که در فاصله برگرفتن گِل از زمین تا ایجاد آن ذرّاتِ مورچه‌مانند و تقسیمشان به اصحاب یمین و اصحاب شِمال، با تفصیل بیش‌تری توصیف فرموده‌اند؛ «به‌راستی که خداوند (عزّوجلّ) مُشتی گِل، از همان گِلی که حضرت آدم (علیه‌السلام) را از آن گرفته بود، برگرفت. آن‌گاه آن آب گوارای شیرین را بر آن ریخت. بعد، آن (گِل) را تا چهل صباح رها کرد. بعد، آن آب شور تلخ را بر آن ریخت و تا چهل صباح آن را رها کرد. آن‌گاه وقتی آن گِل به‌هم آمیخته شد و دَم کرد (تخمیر شد)، آن را به‌شدّت درهم مالید. آن‌گاه (فرزندان آدم علیه‌السلام) مانند ذرّاتی پراکنده، از یمین (سمت راستِ) آن و از شِمال (سمت چپِ) آن (گلِ وَرز داده‌شده) خارج شدند. خداوند به همه آن ذرّات دستور داد که وارد آتش شوند. پس اصحاب یمین وارد شدند و آتش بر آنان سرد و سلامت شد، اما اصحاب شِمال از ورود به آتش سر باز زدند.» (الکافی، ج۲، ص۷)

[۵] مقصود از «اصحاب یمین» که اصطلاحی قرآنی است، مؤمنان و اهل طاعتِ پروردگار هستند.

[۶] مقصود از «اصحاب شِمال» که اصطلاحی قرآنی است، کافران و اهل معصیتِ پروردگار هستند.

[۷] در حدیث دیگری از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده است: «به‌راستی که (از میان اصحاب یمین) اولین کسی که (از پروردگار اطاعت کرد و) وارد آتش شد، رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) بود.» (الکافی، ج۲، ص۷)

[۸] یعنی از آن زمان بود که مُهرِ اهل طاعت بودن یا اهل معصیت بودن بر آنان زده شد و سلوک و سرنوشتشان در دنیا (بر اساس همین تصمیم کلیدی) مشخص شد.

 

 

 

دو حدیث مورد اشاره در پاورقی:

 

…عَنْ زُرَارَةَ أَنَّ رَجُلًا سَأَلَ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنْ قَوْلِ اللَّهِ جَلَّ وَ عَزَّ: «وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِنْ بَنِی آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّکُمْ قالُوا بَلى‏» إِلَى آخِرِ الْآیَةِ [أعراف:۱۷۲] فَقَالَ وَ أَبُوهُ یَسْمَعُ ع: «حَدَّثَنِی أَبِی: «أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ قَبَضَ قَبْضَةً مِنْ تُرَابِ التُّرْبَةِ الَّتِی خَلَقَ مِنْهَا آدَمَ ع فَصَبَّ عَلَیْهَا الْمَاءَ الْعَذْبَ الْفُرَاتَ ثُمَّ تَرَکَهَا أَرْبَعِینَ صَبَاحاً ثُمَّ صَبَّ عَلَیْهَا الْمَاءَ الْمَالِحَ الْأُجَاجَ فَتَرَکَهَا أَرْبَعِینَ صَبَاحاً فَلَمَّا اخْتَمَرَتِ الطِّینَةُ أَخَذَهَا فَعَرَکَهَا عَرْکاً شَدِیداً فَخَرَجُوا کَالذَّرِّ مِنْ یَمِینِهِ وَ شِمَالِهِ وَ أَمَرَهُمْ جَمِیعاً أَنْ یَقَعُوا فِی النَّارِ فَدَخَلَ أَصْحَابُ الْیَمِینِ فَصَارَتْ عَلَیْهِمْ بَرْداً وَ سَلَاماً وَ أَبَى أَصْحَابُ الشِّمَالِ أَنْ یَدْخُلُوهَا.»»

 الکافی، ج۲، ص۷

 

…عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: «إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَمَّا أَرَادَ أَنْ یَخْلُقَ آدَمَ ع أَرْسَلَ الْمَاءَ عَلَى الطِّینِ ثُمَّ قَبَضَ قَبْضَةً فَعَرَکَهَا ثُمَّ فَرَّقَهَا فِرْقَتَیْنِ بِیَدِهِ ثُمَّ ذَرَأَهُمْ فَإِذَا هُمْ یَدِبُّونَ ثُمَّ رَفَعَ لَهُمْ نَاراً فَأَمَرَ أَهْلَ الشِّمَالِ أَنْ یَدْخُلُوهَا فَذَهَبُوا إِلَیْهَا فَهَابُوهَا فَلَمْ یَدْخُلُوهَا ثُمَّ أَمَرَ أَهْلَ الْیَمِینِ أَنْ یَدْخُلُوهَا فَذَهَبُوا فَدَخَلُوهَا فَأَمَرَ اللَّهُ جَلَّ وَ عَزَّ النَّارَ فَکَانَتْ عَلَیْهِمْ بَرْداً وَ سَلَاماً فَلَمَّا رَأَى ذَلِکَ أَهْلُ الشِّمَالِ قَالُوا رَبَّنَا أَقِلْنَا فَأَقَالَهُمْ ثُمَّ قَالَ لَهُمُ ادْخُلُوهَا فَذَهَبُوا فَقَامُوا عَلَیْهَا وَ لَمْ یَدْخُلُوهَا فَأَعَادَهُمْ طِیناً وَ خَلَقَ مِنْهَا آدَمَ ع وَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع فَلَنْ یَسْتَطِیعَ هَؤُلَاءِ أَنْ یَکُونُوا مِنْ هَؤُلَاءِ وَ لَا هَؤُلَاءِ أَنْ یَکُونُوا مِنْ هَؤُلَاءِ قَالَ فَیَرَوْنَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص أَوَّلُ مَنْ دَخَلَ تِلْکَ النَّارَ فَذَلِکَ قَوْلُهُ جَلَّ وَ عَزَّ: «قُلْ إِنْ کانَ لِلرَّحْمنِ وَلَدٌ فَأَنَا أَوَّلُ الْعابِدِینَ.»[زخرف:۸۱]»

 الکافی، ج۲، ص۷

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ دی ۰۳ ، ۱۵:۰۲
ابوالفضل رهبر

 

در مطلب پیشین، به منافع و ضرورت نوشیدن آب اشاره شد.

اما باید دقت داشت که در نوشیدن آب زیاده‌روی نیز نباید کرد.

ملاحظه بفرمایید…

 

 

…عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عُمَرَ اَلْحَلَبِیِّ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ - وَ هُوَ یُوصِی رَجُلاً - فَقَالَ لَهُ:

«أَقْلِلْ مِنْ شُرْبِ اَلْمَاءِ فَإِنَّهُ یَمُدُّ کُلَّ دَاءٍ وَ اِجْتَنِبِ اَلدَّوَاءَ مَا اِحْتَمَلَ بَدَنُکَ اَلدَّاءَ.»

 الکافی، ج۶، ص۳۸۲

 

از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده است که به مردی [که بیماری‌ای داشته] توصیه فرمودند:

«کم آب بنوش؛ چراکه آب زیاد نوشیدن مدت درد را طولانی می‌کند[۱]

و تا زمانی که بدنت تحمل درد را دارد، از خوردن دارو پرهیز کن.»[۲]

 

 

 

…عَنْ مُوسَى بْنِ بَکْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ:

«لاَ تُکْثِرْ مِنْ شُرْبِ اَلْمَاءِ فَإِنَّهُ مَادَّةٌ لِکُلِّ دَاءٍ.»

 الکافی، ج۶، ص۳۸۲

 

از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده است:

«زیاد آب ننوش؛ چراکه این‌کار پایه و زمینه تمام بیماری‌هاست.»

 

 

پاورقیـــــــــــــــــــــــــــــــــ

[۱] اطباء سنتی، مزاج آب را سرد و تر می‌دانند. اگر کسی بیش از اندازه در معرض سردی و تری قرار گیرد، دچار درد در بخش‌های مختلف (مثل معده و مفاصل و…) خواهد شد. احتمالاً این شخص دچار یک بیماری سرد بوده، و الا، کسی که بر اثر گرمیِ بیش از حد دچار بیماری‌ای شده باشد، باید بدن خود را با آب به تعادل برساند.

[۲] این‌که در بعضی روایات نیز توصیه شده است انسان تا سه روز از «مراجعه به پزشک» و «آغاز به درمان» خودداری کند، به این دلیل است که تا جایی که ممکن است از کمک بی‌جا به سیستم ایمنی بدن پرهیز کنیم تا این سیستم عادت به دارو نکند و تنبل و ضعیف نشود.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ خرداد ۰۳ ، ۰۸:۱۹
ابوالفضل رهبر

 

…عَنِ اِبْنِ اَلْقَدَّاحِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ:

«مَصُّوا اَلْمَاءَ مَصّاً وَ لاَ تَعُبُّوهُ عَبّاً فَإِنَّهُ یُوجَدُ مِنْهُ اَلْکُبَادُ.»

 الکافی، ج۶، ص۳۸۱

 

از امام صادق، از رسول خدا (صلوات‌الله‌علیهما) نقل شده است:

«آب را جرعه‌جرعه بمکید و آن را یک‌نفس نبلعید؛

چراکه این‌کار موجب بیماری کبد می‌شود.»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ خرداد ۰۳ ، ۰۸:۱۷
ابوالفضل رهبر

 

…عَنْ أَبِی طَیْفُورٍ اَلْمُتَطَبِّبِ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِی اَلْحَسَنِ اَلْمَاضِی عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ فَنَهَیْتُهُ عَنْ شُرْبِ اَلْمَاءِ فَقَالَ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ: «وَ مَا بَأْسٌ بِالْمَاءِ وَ هُوَ یُدِیرُ اَلطَّعَامَ فِی اَلْمَعِدَةِ وَ یُسَکِّنُ اَلْغَضَبَ وَ یَزِیدُ فِی اَللُّبِّ وَ یُطْفِئُ اَلْمِرَارَ.»

 الکافی، ج۶، ص۳۸۱

 

از ابن ابی‌طیفور متطبّب[۱]، نقل شده است:

نزد امام کاظم (علیه‌السلام) رفتم و ایشان را از نوشیدن آب پرهیز دادم.

حضرت فرمودند:

«آب چه بدی‌ای دارد؟! آب غذا را در معده می‌گرداند،[۲] عصبانیت را فرومی‌نشاند، به عقل می‌افزاید و صفرا[۳] را خاموش می‌کند.»

 

 

 

…عَنْ أَبِی دَاوُدَ اَلْمُسْتَرِقِّ عَمَّنْ حَدَّثَهُ قَالَ: کُنْتُ عِنْدَ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ فَدَعَا بِتَمْرٍ فَأَکَلَ وَ أَقْبَلَ یَشْرَبُ عَلَیْهِ اَلْمَاءَ فَقُلْتُ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ لَوْ أَمْسَکْتَ عَنِ اَلْمَاءِ؟ فَقَالَ: «إِنَّمَا آکُلُ اَلتَّمْرَ لِأَسْتَطِیبَ عَلَیْهِ اَلْمَاءَ.»

 الکافی، ج۶، ص۳۸۱

 

از شخصی نقل شده است که من نزد امام صادق (علیه‌السلام) بودم. ایشان مقداری خرما خواستند. آن را خوردند و خواستند روی آن آب بخورند.

به ایشان عرض کردم:

فدایتان شوم، کاش از خوردن آب [روی خرما] خودداری می‌کردید.

حضرت فرمودند:

«من اصلاً خرما خوردم تا آب برایم خوش‌گوار شود.»

 

 

 

…عَنْ یَاسِرٍ قَالَ قَالَ أَبُو اَلْحَسَنِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ: «عَجَباً لِمَنْ أَکَلَ مِثْلَ ذَا - وَ أَشَارَ بِیَدِهِ - وَ لَمْ یَشْرَبْ عَلَیْهِ اَلْمَاءَ کَیْفَ لاَ تَنْشَقُّ مَعِدَتُهُ.»

 الکافی، ج۶، ص۳۸۲

 

از یاسر، خادم امام کاظم و امام رضا (علیهماالسلام) نقل شده است؛

امام کاظم (علیه‌السلام) در حالی‌که با دست [مقدار کمی را][۴] نشان می‌دادند، فرمودند:

«تعجب است از کسی که مثل او غذا خورده و روی آن آب نخورده؛ چگونه معده‌اش ترک نمی‌خورد؟!»

 

 

پاورقیـــــــــــــــــــــــــــــــــ

[۱] متطبّب، لقب ابن ابی‌طیفور است. این لقب گویا کنایه‌ای است به او؛ چراکه معنایش این است که او طبّ و طبابت را به‌خوبی نمی‌دانسته، اما ادعای طبابت و پزشکی می‌کرده!

[۲] گردش غذا در معده، از چسبیدن آن به دیواره معده جلوگیری می‌کند.

[۳] بر اساس اصول طب سنتی، «صفرا» یکی از خَلط‌های چهارگانه موجود در خون است که مزاجی گرم و خشک دارد و در صورت غلبه بر سایر اخلاط، عوارض گرمی و خشکیِ بیش از حد را به‌دنبال خواهد داشت؛ عوارضی مثل: عصبانیت، عطش، گُر گرفتگی، سردردهای گرم، خشکی پوست و…

[۴] در روایت دیگری از یاسر از امام رضا (علیه‌السلام) نقل شده است که ایشان هنگام بیان همین توصیه، دستانشان را به هم چسباندند و اشاره به آن مقدار کردند. (الکافی، ج۶، ص۳۸۲) یعنی حتی اگر مقداری ناچیزی غذا میل شود، باز هم باید روی آن آب خورد تا معده دچار خشکی و ترکیدگی نشود.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ ارديبهشت ۰۳ ، ۲۰:۳۲
ابوالفضل رهبر

 

…عَنْ عَبْدِ اَلرَّحْمَنِ بْنِ اَلْحَجَّاجِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ:

«أَوَّلُ مَا یَسْأَلُ اَللَّهُ جَلَّ ذِکْرُهُ اَلْعَبْدَ أَنْ یَقُولَ لَهُ: «أَ وَ لَمْ أُرْوِکَ مِنْ عَذْبِ اَلْفُرَاتِ؟»»

 الکافی، ج۶، ص۳۸۰

 

از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده است:

«اولین چیزی که خداوند (جلّ‌ذکره) از بنده می‌پرسد (بازخواست می‌کند)، این است که به او می‌گوید:

«مگر تو را با آبی گوارا سیرآب نکردم؟»»

 

 

 

…عَنِ اَلْحُسَیْنِ بْنِ عُلْوَانَ قَالَ: سَأَلَ رَجُلٌ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ عَنْ طَعْمِ اَلْمَاءِ فَقَالَ:

«سَلْ تَفَقُّهاً وَ لاَ تَسْأَلْ تَعَنُّتاً طَعْمُ اَلْمَاءِ طَعْمُ اَلْحَیَاةِ.»

 الکافی، ج۶، ص۳۸۱

 

از حسین بن عُلوان نقل شده است:

مردی از امام صادق (علیه‌السلام) در مورد طعم آب پرسید!

حضرت فرمودند:

«برای فهمیدن سؤال کن، نه برای اذیت کردن.

(اما طعم آب؛) طعم آب، طعم زندگی است.»

 

 

 

…عَنْ عِیسَى بْنِ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عُمَرَ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ أَبِیهِ عَنْ جَدِّهِ قَالَ: قَالَ أَمِیرُ اَلْمُؤْمِنِینَ صَلَوَاتُ اَللَّهِ عَلَیْهِ:

«اَلْمَاءُ سَیِّدُ اَلشَّرَابِ فِی اَلدُّنْیَا وَ اَلْآخِرَةِ.»

 الکافی، ج۶، ص۳۸۰

 

از امیرالمؤمنین (صلوات‌الله‌علیه) نقل شده است:

«آب سرورِ نوشیدنی‌ها در دنیا و آخرت است.»

 

 

پاورقیـــــــــــــــــــــــــــــــــ

[*] «وَ جَعَلنَا مِنَ ٱلمَآءِ کُلَّ شَیءٍ حَیٍّ» [انبیاء:۳۰]

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ ارديبهشت ۰۳ ، ۱۱:۰۴
ابوالفضل رهبر

 

...عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ قَالَ: دَعَانِی جَعْفَرٌ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ فَقَالَ: «بَاعَ فُلاَنٌ أَرْضَهُ؟» فَقُلْتُ: نَعَمْ. قَالَ: «مَکْتُوبٌ فِی اَلتَّوْرَاةِ أَنَّهُ مَنْ بَاعَ أَرْضاً أَوْ مَاءً وَ لَمْ یَضَعْهُ فِی أَرْضٍ أَوْ مَاءٍ ذَهَبَ ثَمَنُهُ مَحْقاً.»

 الکافی، ج۵، ص۹۱

 

از ابان بن عثمان نقل شده است:

امام صادق (علیه‌السلام) مرا فراخواندند و فرمودند:

«فلانی زمینش را فروخت؟»

عرض کردم:

بله.

فرمودند:

«در تورات نوشته شده است: هرکس زمین یا آبی[۱] را بفروشد و (بهای) آن را برای خریدِ زمین یا آبی (دیگر) صرف نکند، پولی که گرفته است، از بین خواهد رفت.»

 

 

 

...عَنْ أَبِی إِبْرَاهِیمَ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: «ثَمَنُ اَلْعَقَارِ مَمْحُوقٌ إِلاَّ أَنْ یُجْعَلَ فِی عَقَارٍ مِثْلِهِ.»

 الکافی، ج۵، ص۹۲

از امام کاظم (علیه‌السلام) نقل شده است:

«بهای مِلک[۲]، از بین می‌رود، مگراین‌که برای خرید مِلکی مثل خودش صرف شود.»

 

 

 

...عَنْ مِسْمَعٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ: إِنَّ لِی أَرْضاً تُطْلَبُ مِنِّی وَ یُرَغِّبُونِّی. فَقَالَ لِی: «یَا أَبَا سَیَّارٍ أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ مَنْ بَاعَ اَلْمَاءَ وَ اَلطِّینَ ذَهَبَ مَالُهُ هَبَاءً؟» قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ إِنِّی أَبِیعُ بِالثَّمَنِ اَلْکَثِیرِ وَ أَشْتَرِی مَا هُوَ أَوْسَعُ رُقْعَةً مِمَّا بِعْتُ. قَالَ: «فَلاَ بَأْسَ.»

 الکافی، ج۵، ص۹۲

 

از مِسمَع بن عبدالملک نقل شده است:

به امام صادق (علیه‌السلام) عرض کردم:

من زمینی دارم که می‌خواهند آن را از من (بخرند) و مرا (به فروشش) ترغیب می‌کنند.

حضرت به من فرمودند:

«ای ابوسیّار! مگر نمی‌دانی کسی که آب یا خاک را بفروشد، مالش به باد می‌رود؟»

عرض کردم:

فدایتان شوم، من آن را به بهایی زیاد می‌فروشم و (با پولش) قطعه‌زمینی بزرگ‌تر از آن‌چه می‌فروشم، می‌خرم.

حضرت فرمودند:

«در این‌صورت اشکالی ندارد.»

 

 

 

پاورقیـــــــــــــــــــــــــــــــــ

[۱] مقصود، حق‌آبه است؛ سهم کشاورز از آبِ چاه، قنات، رودخانه یا...

[۲] در متن حدیث از کلمه «عَقار» استفاده شده است که به معنای اموال غیرمنقول است.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ آبان ۰۰ ، ۱۲:۲۴
ابوالفضل رهبر

 

...عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ أَبِیهِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِمْ قَالَ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص:

«مَنْ‏ رَدَّ عَنْ‏ قَوْمٍ‏ مِنَ‏ الْمُسْلِمِینَ‏ عَادِیَةَ مَاءٍ أَوْ نَارٍ وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّةُ.»

 الکافی، ج‏۵، ص۵۵

 

از امام سجاد، از امیرالمؤمنین، از رسول خدا (صلوات‌الله‌علیهم) نقل شده است:

«هرکس هجوم آب یا آتش را از گروهی از مسلمانان دفع کند، بهشت برای او واجب است.»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ فروردين ۹۸ ، ۱۲:۵۴
ابوالفضل رهبر