دستوار

در دست عهد دولت او دستوار باد...

دستوار

در دست عهد دولت او دستوار باد...

دستوار

اللهم‌صل‌علی‌محمد‌ و آل‌محمد و عجل‌فرجهم

طبقه بندی موضوعی

آخرین نظرات

۳۳۶ مطلب با موضوع «اجتماعی» ثبت شده است

 

...عَنْ أَبِی مَالِکٍ قَالَ: قُلْتُ لِعَلِیِّ بْنِ اَلْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ أَخْبِرْنِی بِجَمِیعِ شَرَائِعِ اَلدِّینِ. قَالَ: «قَوْلُ اَلْحَقِّ وَ اَلْحُکْمُ بِالْعَدْلِ وَ اَلْوَفَاءُ بِالْعَهْدِ.»

 الخصال، ج۱، ص۱۱۳

 

از ابومالک نقل شده است: به امام سجاد (علیه‌السلام) عرض کردم:

مرا از تمام دستورات (قوانینِ) دین آگاه نمایید.

ایشان فرمودند:

«سخن حق گفتن،

قضاوت عادلانه

و وفای به عهد.»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ دی ۰۴ ، ۰۹:۲۹
ابوالفضل رهبر

 

...عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی عُمَیْرٍ رَفَعَهُ إِلَی‌ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ قَالَ:

«إِنَّمَا یَأْمُرُ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَی‌ عَنِ اَلْمُنْکَرِ مَنْ کَانَتْ فِیهِ ثَلاَثُ خِصَالٍ عَامِلٌ بِمَا یَأْمُرُ بِهِ وَ تَارِکُ لِمَا یَنْهَی‌ عَنْهُ عَادِلٌ فِیمَا یَأْمُرُ عَادِلٌ فِیمَا یَنْهَی‌ رَفِیقٌ فِیمَا یَأْمُرُ وَ رَفِیقٌ فِیمَا یَنْهَی‌.»

 الخصال ج ۱، ص ۱۰۹

 

از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده است:

«فقط کسی امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر کند که در او سه ویژگی باشد:

- به آن‌چه امر می‌کند، عمل کند و آن‌چه را نهی می‌کند، ترک کند؛[۱]

- هنگام امر کردن و هنگام نهی کردن، عادلانه رفتار کند؛[۲]

- هنگام امر کردن و هنگام نهی کردن، رفیقانه رفتار کند.»[۳]

 

 

 

پاورقیـــــــــــــــــــــــــــــــــ

[۱] در روایتی مشابه که از رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) نقل شده است، به‌جای این فقره، چنین آمده: «عَالِمٌ بِمَا یَأْمُرُ بِهِ عَالِمٌ بِمَا یَنْهَی‌ عَنْهُ»؛ «به آن‌چه امر می‌کند و به آن‌چه نهی می‌کند، عالم باشد.» [النوادر(للراوندی) ج ۱، ص ۲۱]

[۲] یعنی بدون خارج شدن از مسیر انصاف و بدون ظلم و تعدی.

[۳] یعنی با مدارا، نرمش و ملایمت.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ آذر ۰۴ ، ۰۷:۲۲
ابوالفضل رهبر

 

…عَنْ عَمْرِو بْنِ أَبِی اَلْمِقْدَامِ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ وَ أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ اَلْعَاصِمِیُّ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ اَلْبَصْرِیِّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ حَسَّانَ عَنْ عَبْدِ اَلرَّحْمَنِ بْنِ کَثِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: فِی رِسَالَةِ أَمِیرِ اَلْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ إِلَى اَلْحَسَنِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ:

«لاَ تُمَلِّکِ اَلْمَرْأَةَ مِنَ اَلْأَمْرِ مَا یُجَاوِزُ نَفْسَهَا فَإِنَّ ذَلِکَ أَنْعَمُ لِحَالِهَا وَ أَرْخَى لِبَالِهَا وَ أَدْوَمُ لِجَمَالِهَا فَإِنَّ اَلْمَرْأَةَ رَیْحَانَةٌ[۱] و لَیْسَتْ بِقَهْرَمَانَةٍ[۲]…»

 الکافی، ج۵، ص۵۱۰

 

از امام باقر و امام صادق، نقل شده است که در (بخشی از) نامه‌ی امیرالمؤمنین به (فرزندشان) امام حسن (علیهم‌السلام)[۳] چنین آمده است:

«به زن، کارهای غیر مربوط به خودش را وامگذار!

با انجام این توصیه، حالش بهتر، خاطرش آسوده‌تر و زیبایی‌اش ماندگارتر خواهد بود؛

چراکه زن [مانند] یک شاخه از گیاهی خوش‌رایحه است، نه پیش‌کار خانه…»

 

 

 

...حَدَّثَنَا یَسَارٌ مَوْلَى أخی أَنَسِ بْنِ مَالِکٍ عَنْ أَنَسٍ عَنِ اَلنَّبِیِّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ قَالَ:

«حُبِّبَ إِلَیَّ مِنْ دُنْیَاکُمُ[۴] النِّسَاءُ وَ اَلطِّیبُ[۵] و جُعِلَ قُرَّةُ عَیْنِی[۶] فی اَلصَّلاَةِ.»

 الخصال، ج۱، ص۱۶۵

 

از رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) نقل شده است:

«از دنیای شما، «زن‌ها» و «چیزهای خوش‌رایحه» برای من دوست‌داشتنی شده‌اند

و شادی و آرامش چشمان من، در نماز قرار داده شده است.»

 

 

پاورقیـــــــــــــــــــــــــــــــــ

[۱] «الرَّیحان: نَبْتٌ طَیِّبُ الرَّائحَةِ، أو کُلُّ نَبْتٍ کذلک، أو أطْرافُه، أو ورَقُهُ.» (القاموس المحیط، ص۳۰۷) / «الرَّیحان: کلُّ بَقْل طیّب الرِّیح، واحدته رَیْحَانة، و الجمع رَیاحِین.» (کتاب الماء، ج۲، ص۱۸۵)؛ «ریحان» عبارت است از هر گیاهی که خوش‌رایحه و خوش‌عطر است و «ریحانه» به یک شاخه از چنین گیاهی گفته می‌شود.

[۲] «القَهْرَمَانُ: الخازن، الوکیل، الموهوب، المتسلِّط، رئیس الخدم، صاحب الحکم الآمر، المسیطر الحفیظ على من تحت یده، من أمناء الملک و خاصته، القائم بأموره، من الفارسیة.» (المعجم المفصل فی المعرب و الدخیل، ص۳۸۱)؛ «قهرمان» که در اصل واژه‌ای فارسی بوده، به کسی گفته می‌شود که مسئول کل امور منزل است؛ سرپرست خدمت‌کاران است، حافظ مایملک است، به امور مالی رسیدگی می‌کند، دخل و خرج خانه را تدبیر می‌کند، خرید مایحتاج را مدیریت می‌کند و…

[۳] در سند دیگری که مرحوم کلینی ذکر کرده است، همین عبارات از اصبغ بن نباته، از امیرالمؤمنین نقل شده، اما نه خطاب به امام حسن (علیهماالسلام)، بلکه خطاب به فرزند دیگراشان؛ محمد بن حنفیه. این امکان هست که نامه در دو نسخه و خطاب به هر دو فرزند ارسال شده باشد.

[۴] «حَبَّبَ الشى ءَ إِلیه: جعله یُحبُّه. و فى التنزیل العزیز: «وَ لٰکِنَّ‌ اَللّٰهَ‌ حَبَّبَ‌ إِلَیْکُمُ‌ اَلْإِیمٰانَ‌» [حجرات:۷].» (المعجم الوسیط، ج۱، ص۱۵۰)؛ گویا فاعلِ فعل مجهولِ «حُبِّبَ» خداوند است و مقصود رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) این است که این «خداوند» است که محبت این دو وجود را در دل من کاشته و آن‌ها را محبوب من ساخته است.

[۵] «الطِّیبُ: کلُّ ذی رائحةٍ ذَکِیَّةٍ یُتَّخذُ للشَّمِّ، و تَطَیَّبَ: استعملَهُ.» (الطراز الأول، ج۲، ص۲۵۶)؛ هرچیز خوش‌رایحه‌ای که از آن به‌عنوان عطر استفاده می‌شود.

[۶] «قَرَّ عَیْنُه: سُرَّ و رضى، فهو قریر العین. و یقال: قَرَّ بهذا الأَمر عینًا. و فى التنزیل العزیز: «کَیْ‌ تَقَرَّ عَیْنُهٰا وَ لاٰ تَحْزَنَ‌»[قصص:۱۳].» (المعجم الوسیط، ج۲، ص۷۲۴)؛ در نماز است که رسول «قرار» می‌یابد، از غم‌ها رها می‌شود و نور آرامش و برق شادی در چشمان مبارکش نمایان می‌گردد.

 

 

پانوشتـــــــــــــــــــــــــــــــــ

چنان‌چه ملاحظه فرمودید:

- در حدیث نخست، برای توصیف «زن»، از واژه «ریحان» (گیاه خوش‌رایحه)، استفاده شده است

- و در حدیث دوم، جنس «زن» در کنار «طِیب» (چیزهای خوش‌رایحه)، از دوست‌داشتنی‌ترین موجودات دنیا برای رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) شمرده شده. آن‌هم نه این‌که علاقه - نعوذ بالله - از روی هوس یا سلیقه‌ای شخصی باشد؛ بلکه این محبت فوق‌العاده را خداوند در دل رسولش کاشته است.

وجود «زن»، وجودی «روحانی» و از جنس «رایحه‌ای خوش» است.

«ریحان» از ماده «ر و ح»؛ عنصری است که علاوه بر این‌که خوش‌رایحه، دل‌پذیر و حال‌خوب‌کن است، مانند «نسیمی دل‌انگیز»؛ لطیف، سیّال، منعطف، شکل‌پذیر، منتشرشونده و نافذ است؛

«الرَّاءُ وَالْوَاوُ وَالْحَاءُ، یَدُلُّ عَلَى سَعَةٍ وَفُسْحَةٍ وَاطِّرَادٍ. وَأَصْلُ [ذَلِکَ] کُلِّهِ الرِّیحُ… فَالرُّوحُ رُوحُ الْإِنْسَانِ، وَإِنَّمَا هُوَ مُشْتَقٌّ مِنَ الرِّیحِ، وَکَذَلِکَ الْبَابُ کُلُّهُ. وَالرَّوْحُ: نَسِیمُ الرِّیحِ. وَیُقَالُ أَرَاحَ الْإِنْسَانُ، إِذَا تَنَفَّسَ… وَیُقَالُ أَرْوَحَ الْمَاءُ وَغَیْرُهُ: تَغَیَّرَتْ رَائِحَتُهُ… وَقَدْ رِیحَ الْغَدِیرُ: أَصَابَتْهُ الرِّیحُ. وَأَرَاحَ الْقَوْمُ: دَخَلُوا فِی الرِّیحِ… وَالدُّهْنُ الْمُرَوَّحُ: الْمُطَیَّبُ… وَأَرْوَحْتُ مِنْ فُلَانٍ طِیبًا. وَکَانَ الْکِسَائِیُّ یَقُولُ: "لَمْ یُرِحْ رَائِحَةَ الْجَنَّةِ" مِنْ أَرَحْتُ.» (معجم مقاییس اللغة، ج۲، ص۴۵۴)

چنین وجودی، به‌واسطه نوع خلقتش، اقتضائات خاص خود را دارد.

بنابراین همان‌طور که خداوند در تعریف نقش زن در دنیا، اقتضائات وجودیِ او را لحاظ کرده است؛

- هم مردان باید زنان را به‌درستی بشناسند و مطابق خلقت لطیفشان با آنان مواجه شوند

- و هم زنان باید خلقت خود را پاس بدارند و رفتاری متناسب با نوع خلقت خود بروز دهند.

سخن در این‌رابطه بسیار است و مجال ضیق. تو خود حدیث مُفصّل بخوان از این مُجمَل…

 

 

مطالب مرتبط:

«تأملی پیرامون پدر و مادر مشترک همه مؤمنین»

- «زن، گل خانه است»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ آذر ۰۴ ، ۱۸:۵۴
ابوالفضل رهبر

 

…عَنْ بَکْرِ بْنِ مُحَمَّدٍ اَلْأَزْدِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: قَالَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ:

«إِنَّ مِنْ أَغْبَطِ أَوْلِیَائِی عِنْدِی عَبْداً مُؤْمِناً ذَا حَظٍّ مِنْ صَلاَحٍ أَحْسَنَ عِبَادَةَ رَبِّهِ وَ عَبَدَ اَللَّهَ فِی اَلسَّرِیرَةِ وَ کَانَ غَامِضاً فِی اَلنَّاسِ فَلَمْ یُشَرْ إِلَیْهِ بِالْأَصَابِعِ وَ کَانَ رِزْقُهُ کَفَافاً فَصَبَرَ عَلَیْهِ فَعُجِّلَتْ بِهِ اَلْمَنِیَّةُ فَقَلَّ تُرَاثُهُ وَ قَلَّتْ بَوَاکِیهِ.»

 الکافی، ج۲، ص۱۴۱

 

از امام صادق، از رسول خدا (صلوات‌الله‌علیهما) نقل شده است:

خداوند (عزّوجلّ) فرموده است:

«به‌راستی حسرت‌برانگیزترین دوستانم نزد من، بنده‌ی مؤمنی است که بهره‌ای از صلاح (سلامت نفس) دارد، عبادت پروردگارش را به‌خوبی به‌جا می‌آورد و خداوند را در نهان (پنهانی) عبادت می‌کند،

اما میان مردم گمنام است و با انگشت به او اشاره نمی‌کنند (معروف و مشهور نیست)، روزی‌اش به‌اندازه کفافِ (زندگی‌اش) است (نه بیشتر)، اما بر همین‌مقدار صبر می‌کند. وقتی مرگش فرا رسد، میراثش (دارایی‌هایش) اندک است و گریه‌کنندگان (بر پیکرش) هم کم هستند.»

 

 

 

…عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: سَمِعْتُهُ یَقُولُ: قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ:

«طُوبَى لِعَبْدٍ نُوَمَةٍ عَرَفَهُ اَللَّهُ وَ لَمْ یَعْرِفْهُ اَلنَّاسُ أُولَئِکَ مَصَابِیحُ اَلْهُدَى وَ یَنَابِیعُ اَلْعِلْمِ یَنْجَلِی عَنْهُمْ کُلُّ فِتْنَةٍ مُظْلِمَةٍ لَیْسُوا بِالْمَذَایِیعِ اَلْبُذُرِ وَ لاَ بِالْجُفَاةِ اَلْمُرَاءِینَ.»

 الکافی، ج۲، ص۲۲۵

 

از امام صادق، از رسول خدا (صلوات‌الله‌علیهما) نقل شده است:

«خوشا به سعادت بنده‌ی بی‌سروصدایی که خدا او را می‌شناسد، اما مردم او را نمی‌شناسند!

آن‌ها چراغ‌های هدایت و چشمه‌های دانش‌اند.

هر فتنه‌ی تاریکی، از جانب آنان روشن و آشکار می‌شود.[*]

آن‌ها نه فاش‌کننده‌ی اسرارند و نه تندخو و خودنما.»

 

 

پاورقیـــــــــــــــــــــــــــــــــ

[*] محل تأمل است؛ کسی‌که بی‌سروصداست، جلوه‌گری ندارد و در میان عموم مردم شناخته‌شده نیست، چه‌طور می‌تواند چراغ هدایت، چشمه صدور دانش و روشن‌گر فتنه‌ها باشد؟

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ آذر ۰۴ ، ۱۲:۵۷
ابوالفضل رهبر

 

…عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ جُمْهُورٍ قَالَ: کَانَ اَلنَّجَاشِیُّ وَ هُوَ رَجُلٌ مِنَ اَلدَّهَاقِینِ عَامِلاً عَلَى اَلْأَهْوَازِ وَ فَارِسَ فَقَالَ بَعْضُ أَهْلِ عَمَلِهِ لِأَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ: إِنَّ فِی دِیوَانِ اَلنَّجَاشِیِّ عَلَیَّ خَرَاجاً وَ هُوَ مُؤْمِنٌ یَدِینُ بِطَاعَتِکَ فَإِنْ رَأَیْتَ أَنْ تَکْتُبَ لِی إِلَیْهِ کِتَاباً قَالَ: فَکَتَبَ إِلَیْهِ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ: «بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ سُرَّ أَخَاکَ یَسُرَّکَ اَللَّهُ.» قَالَ: فَلَمَّا وَرَدَ اَلْکِتَابُ عَلَیْهِ دَخَلَ عَلَیْهِ وَ هُوَ فِی مَجْلِسِهِ فَلَمَّا خَلاَ نَاوَلَهُ اَلْکِتَابَ وَ قَالَ: هَذَا کِتَابُ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ فَقَبَّلَهُ وَ وَضَعَهُ عَلَى عَیْنَیْهِ وَ قَالَ لَهُ: مَا حَاجَتُکَ؟ قَالَ: خَرَاجٌ عَلَیَّ فِی دِیوَانِکَ. فَقَالَ لَهُ: وَ کَمْ هُوَ؟ قَالَ: عَشَرَةُ آلاَفِ دِرْهَمٍ. فَدَعَا کَاتِبَهُ وَ أَمَرَهُ بِأَدَائِهَا عَنْهُ ثُمَّ أَخْرَجَهُ مِنْهَا وَ أَمَرَ أَنْ یُثْبِتَهَا لَهُ لِقَابِلٍ. ثُمَّ قَالَ لَهُ: سَرَرْتُکَ؟ فَقَالَ: نَعَمْ جُعِلْتُ فِدَاکَ. ثُمَّ أَمَرَ لَهُ بِمَرْکَبٍ وَ جَارِیَةٍ وَ غُلاَمٍ وَ أَمَرَ لَهُ بِتَخْتِ ثِیَابٍ فِی کُلِّ ذَلِکَ یَقُولُ لَهُ: هَلْ سَرَرْتُکَ؟ فَیَقُولُ: نَعَمْ جُعِلْتُ فِدَاکَ. فَکُلَّمَا قَالَ: نَعَمْ زَادَهُ حَتَّى فَرَغَ. ثُمَّ قَالَ لَهُ: اِحْمِلْ فُرُشَ هَذَا اَلْبَیْتِ اَلَّذِی کُنْتُ جَالِساً فِیهِ حِینَ دَفَعْتَ إِلَیَّ کِتَابَ مَوْلاَیَ اَلَّذِی نَاوَلْتَنِی فِیهِ وَ اِرْفَعْ إِلَیَّ حَوَائِجَکَ. قَالَ: فَفَعَلَ وَ خَرَجَ اَلرَّجُلُ فَصَارَ إِلَى أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ بَعْدَ ذَلِکَ فَحَدَّثَهُ اَلرَّجُلُ بِالْحَدِیثِ عَلَى جِهَتِهِ فَجَعَلَ یُسَرُّ بِمَا فَعَلَ فَقَالَ اَلرَّجُلُ: یَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ کَأَنَّهُ قَدْ سَرَّکَ مَا فَعَلَ بِی. فَقَالَ: «إِی وَ اَللَّهِ لَقَدْ سَرَّ اَللَّهَ وَ رَسُولَهُ.»

 الکافی ج ۲، ص ۱۹۰

 

از محمد بن جمهور نقل شده است:

نجاشی، مردی بود از خوانین و تجارِ (ایرانی)، که کاردارِ (حکومت بنی‌عباس) در منطقه اهواز و فارس شده بود. یکی از رعایای تحت ولایتِ او (نزد امام صادق علیه‌السلام آمد و) به ایشان عرض کرد:

در دفاتر حساب‌وکتاب نجاشی، خراج (مالیات سنگین)ی برای من نوشته شده است. او مؤمن است و به اطاعت از شما اعتقاد دارد. اگر صلاح می‌دانید، برای من خطاب به او (سفارش)نامه‌ای بنویسید [تا تخفیفی دهد.]

امام صادق (علیه‌السلام) خطاب به نجاشی نوشتند:

«بسم الله الرحمن الرحیم. برادرت را خوشحال کن تا خدا تو را خوشحال کند.»

وقتی نامه‌ی امام به دستش رسید، آن را نزد نجاشی برد. نجاشی در جلسه‌ای بود. وقتی دورش خلوت شد، نامه را به او داد و گفت: این نامه‌ی امام صادق (علیه‌السلام) است.

نجاشی نامه را بوسید و بر چشمانش گذاشت و به او گفت: حاجتت چیست؟

مرد گفت: در دفترِ تو خراجی به‌عهده من است.

نجاشی گفت: این خراج چه‌قدر است؟

گفت: ده‌هزار درهم.

نجاشی کاتب (دفتردارِ) خود را فراخواند و به او دستور داد بدهیِ او را از حساب خودش پرداخت کند. بعد، آن را از دفتر پاک کند. و دستور داد این کار را برای سال آینده هم انجام دهد. بعد، به آن مرد گفت: تو را خوشحال کردم؟

آن مرد گفت: بله، فدایت شوم!

بعد، دستور داد مرکَب و کنیز و غلامی به او داده شود و دستور داد یک کمد لباس به او داده شود. و هر بار که چیزی می‌داد، به او می‌گفت: آیا تو را خوشحال کردم؟

او نیز می‌گفت: بله، فدایت شوم!

هر بار هم که می‌گفت: «بله»، نجاشی چیز دیگری به او می‌بخشید (و همین‌طور ادامه داد…) تا این‌که از بخشش به او فارغ شد.

بعد به او گفت: فرش این اتاق را که وقتی نامه مولایم را به من دادی، روی آن نشسته بودم را نیز با خود ببر و (از این پس) حوائجت را به خودم بگو!

آن مرد فرش را برداشت و از نزد نجاشی رفت و بعدها خدمت امام صادق (علیه‌السلام) رسید و آن‌چه رخ داده بود را برای ایشان تعریف کرد. وقتی امام ماجرا را شنید، از کاری که نجاشی کرده بود، خوشحال شد.

مرد عرض کرد:

ای فرزند رسول خدا! گویا نجاشی با کاری که برای من کرده، شما را خوشحال کرده است.

امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند:

«بله، به خدا قسم. به‌راستی که او خدا و رسولش را نیز خوشحال کرده است.»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ مهر ۰۴ ، ۰۰:۴۶
ابوالفضل رهبر

 

…عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْحُسَیْنِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص:

«یَا بَنِی عَبْدِ الْمُطَّلِبِ إِنَّکُمْ لَنْ تَسَعُوا النَّاسَ بِأَمْوَالِکُمْ فَالْقَوْهُمْ بِطَلَاقَةِ الْوَجْهِ وَ حُسْنِ الْبِشْرِ.»

 الکافی، ج۲، ص۱۰۳

 

از رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) نقل شده است که خطاب به خویشان خود فرمودند:

«ای فرزندان عبدالمطلب! به‌راستی شما نمی‌توانید به اموالتان برای مردم گشایش (راحتی در زندگی) ایجاد کنید؛ پس با آنان با گشاده‌رویی و خوش‌رویی برخورد نمایید.»

 

 

 

…عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:

«ثَلَاثٌ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِوَاحِدَةٍ مِنْهُنَّ أَوْجَبَ اللَّهُ لَهُ الْجَنَّةَ الْإِنْفَاقُ مِنْ إِقْتَارٍ وَ الْبِشْرُ لِجَمِیعِ الْعَالَمِ وَ الْإِنْصَافُ مِنْ نَفْسِهِ.»

 الکافی، ج۲، ص۱۰۳

 

از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده است:

«سه چیز است که اگر کسی یکی از آن‌ها را نزد خداوند ببرد، خداوند بهشت را بر او واجب می‌گرداند؛

انفاق در تنگدستی، خوش‌رویی با همه‌ی عالَمیان و از خود انصاف[۱] (بروز) دادن.»

 

 

 

…عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ:

«أَتَى رَسُولَ اللَّهِ ص رَجُلٌ فَقَالَ: یَا رَسُولَ اللَّهِ أَوْصِنِی. فَکَانَ فِیمَا أَوْصَاهُ أَنْ قَالَ: «الْقَ أَخَاکَ بِوَجْهٍ مُنْبَسِطٍ.»»

 الکافی، ج۲، ص۱۰۳

 

از امام باقر (علیه‌السلام) نقل شده است:

«مردی نزد رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) رفت و عرض کرد:

ای رسول خدا! مرا توصیه‌ای بفرمایید!

از جمله توصیه‌هایی که ایشان فرمودند، این بود که:

«با برادر (ایمانی)ات با روی گشاده برخورد کن.»»

 

 

 

…عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قُلْتُ لَهُ: مَا حَدُّ حُسْنِ الْخُلُقِ؟ قَالَ: «تُلِینُ جَنَاحَکَ وَ تُطِیبُ کَلَامَکَ وَ تَلْقَى أَخَاکَ بِبِشْرٍ حَسَنٍ.»

 الکافی، ج۲، ص۱۰۳

 

حسن بن محبوب از یکی از اصحاب نقل کرده است که به امام صادق (علیه‌السلام) عرض کرد:

مرزِ خوش‌اخلاقی[۲] چیست؟

امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند:

«نرم‌خو باش[۳]، خوش‌کلام باش و با برادر (ایمانی‌)ات با خوش‌رویی برخورد کن.»

 

 

 

…عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ مُوسَى ع قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص:

«حُسْنُ الْبِشْرِ یَذْهَبُ بِالسَّخِیمَةِ.»

 الکافی، ج۲، ص۱۰۳

 

از امام کاظم، از رسول خدا (صلوات‌الله‌علیهما) نقل شده است:

«خوش‌رویی، کینه را از میان می‌برد.»

 

 

 

پاورقیـــــــــــــــــــــــــــــــــ

[۱] انصاف؛ یعنی حق را پذیرفتن و از آن تبعیت کردن و آن را بروز دادن، به‌عدالت قضاوت کردن، به‌عدالت رفتار کردن.

[۲] حد و مرز خوش‌اخلاقی؛ یعنی حداقل چیزی که انسان با رعایت آن، از مصادیق خوش‌اخلاق‌ها خواهد بود. یا خط قرمزهایی که اگر کسی از آن‌ها عبور کند و آن‌ها را رعایت نکند، به او خوش‌اخلاق گفته نمی‌شود.

[۳] در متن حدیث از واژه «تلین الجناح» استفاده شده؛ یعنی بال‌هایت نرم باشد! علامه مجلسی در توضیح این عبارت احتمالاتی را مطرح می‌کند: (۱) کنایه از این است که انسان اطرافیان و هم‌نشینان و هم‌صحبت‌های خود را آزار نرساند و با آنان با خشونت برخورد نکند و اگر کسی از کنارش رد می‌شود، پَرَش به او نگیرد. (۲) یا کنایه از این است که نسبت به دیگران دلسوز و مهربان باشد؛ همان‌طور که پرنده جوجه‌هایش را با بال‌هایش زیر خود می‌گیرد و آن‌ها را در برابر خطرات و آسیب‌ها و ناملایمات حفظ می‌کند. چنان‌که خداوند در قرآن می‌فرماید: «وَ اخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَ قُلْ رَبِّ ارْحَمْهُمَا کَمَا رَبَّیَانِی صَغِیرًا»[إسراء:۲۴]؛ «و برای هر دو از روی مهر و محبت، بال فروتنی فرود آر و بگو: پروردگارا! آنان را به پاس آنکه مرا در کودکی تربیت کردند، مورد رحمت قرار ده.» (ترجمه انصاریان)

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ شهریور ۰۴ ، ۱۱:۵۵
ابوالفضل رهبر

…عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ:

«إِنَّ أَکْمَلَ الْمُؤْمِنِینَ إِیمَاناً أَحْسَنُهُمْ خُلُقاً.»

 الکافی، ج۲، ص۹۹

 

از امام باقر (علیه‌السلام) نقل شده است:

«به‌راستی که کامل‌ترین مؤمنان، از حیث ایمان، خوش‌اخلاق‌ترین آن‌هاست.»

 

 

 

…عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ رَجُلٍ مِنْ أَهْلِ الْمَدِینَةِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ ع قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص:

«مَا یُوضَعُ فِی مِیزَانِ امْرِئٍ یَوْمَ الْقِیَامَةِ أَفْضَلُ مِنْ حُسْنِ الْخُلُقِ.»

 الکافی، ج۲، ص۹۹

 

از امام سجاد، از رسول خدا (صلوات‌الله‌علیهما) نقل شده است:

«روز قیامت، در ترازوی (اعمالِ) هیچ‌کس، چیزی باارزش‌تر از خوش‌اخلاقی قرار نمی‌گیرد.»

 

 

 

…عَنْ أَبِی وَلَّادٍ الْحَنَّاطِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:

«أَرْبَعٌ مَنْ کُنَّ فِیهِ کَمَلَ إِیمَانُهُ وَ إِنْ کَانَ مِنْ قَرْنِهِ إِلَى قَدَمِهِ ذُنُوباً لَمْ یَنْقُصْهُ ذَلِکَ قَالَ وَ هُوَ الصِّدْقُ وَ أَدَاءُ الْأَمَانَةِ وَ الْحَیَاءُ وَ حُسْنُ الْخُلُقِ.»

 الکافی، ج۲، ص۹۹

 

از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده است:

«چهار چیز است که در هرکس باشند، ایمان او کامل است. حتی اگر از فرق سر تا کف پایش گناه‌آلود باشد، ایمانش را ناقص نمی‌سازد!؛

(۱) صداقت، (۲) امانت‌داری، (۳) حیاء و (۴) خوش‌اخلاقی.»

 

 

 

…عَنْ صَفْوَانَ عَنْ ذَرِیحٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص:

«إِنَّ صَاحِبَ الْخُلُقِ الْحَسَنِ لَهُ مِثْلُ أَجْرِ الصَّائِمِ الْقَائِمِ.»

 الکافی، ج۲، ص۱۰۰

 

از امام صادق، از رسول خدا (صلوات‌الله‌علیهما) نقل شده است:

«به‌راستی کسی که اخلاق نیکو دارد، پاداشش مثل کسی است که (روزها) روزه‌دار و (شب‌ها به نماز) ایستاده است.»

 

 

 

…عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی عَلِیٍّ اللَّهَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:

«إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى لَیُعْطِی الْعَبْدَ مِنَ الثَّوَابِ عَلَى حُسْنِ الْخُلُقِ کَمَا یُعْطِی الْمُجَاهِدَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ یَغْدُو عَلَیْهِ وَ یَرُوحُ.»

 الکافی، ج۲، ص۱۰۱

 

از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده است:

«به‌راستی خداوند (تبارک‌وتعالی)، پاداشی که به‌خاطر خوش‌اخلاقی به بنده(اش) می‌دهد، مانند پاداشی است که به کسی می‌دهد که شبانه‌روز در راه خدا جهاد می‌کند.»

 

 

 

…عَنِ السَّکُونِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص:

«أَکْثَرُ مَا تَلِجُ بِهِ أُمَّتِیَ الْجَنَّةَ تَقْوَى اللَّهِ وَ حُسْنُ الْخُلُقِ.»

 الکافی، ج۲، ص۱۰۰

 

از امام صادق، از رسول خدا (صلوات‌الله‌علیهما) نقل شده است:

«بیشترین چیزی که به‌واسطه آن امت من وارد بهشت می‌شوند؛ (دو چیز است:)

(۱) تقوای خداوند و (۲) خوش‌اخلاقی.»

 

 

 

…عَنْ حُسَیْنٍ الْأَحْمَسِیِّ وَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:

«إِنَّ الْخُلُقَ الْحَسَنَ یَمِیثُ الْخَطِیئَةَ کَمَا تَمِیثُ الشَّمْسُ الْجَلِیدَ.»

 الکافی، ج۲، ص۱۰۰

 

از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده است:

«به‌راستی که خوش‌اخلاقی، خطا (گناه) را ذوب می‌کند؛ همان‌طور که خورشید یخ را.»

 

 

 

…عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:

«الْبِرُّ وَ حُسْنُ الْخُلُقِ یَعْمُرَانِ الدِّیَارَ وَ یَزِیدَانِ فِی الْأَعْمَارِ.»

 الکافی، ج۲، ص۱۰۰

 

از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده است:

«نیکوکاری و خوش‌اخلاقی، خانه‌ها (شهرها) را آباد و عُمرها را زیاد می‌کند.»

 

 

 

…عَنْ حَبِیبٍ الْخَثْعَمِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص:

«أَفَاضِلُکُمْ أَحْسَنُکُمْ أَخْلَاقاً الْمُوَطَّئُونَ أَکْنَافاً الَّذِینَ یَأْلَفُونَ وَ یُؤْلَفُونَ وَ تُوَطَّأُ رِحَالُهُمْ.»

الکافی، ج۲، ص۱۰۲

 

از امام صادق، از رسول خدا (صلوات‌الله‌علیهما) نقل شده است:

«برترین‌های شما کسانی‌اند که خوش‌اخلاق‌تر هستند؛

مهمان‌نوازند، با دیگران انس می‌گیرند، دیگران با آن‌ها انس می‌گیرند و زیراندازشان [برای میزبانی از دیگران] گرم‌ونرم است.»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ شهریور ۰۴ ، ۱۱:۴۷
ابوالفضل رهبر

 

…عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ:

«تَقُولُ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ إِذَا نَظَرْتَ إِلَى الْمُبْتَلَى مِنْ غَیْرِ أَنْ تُسْمِعَهُ «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی عَافَانِی مِمَّا ابْتَلَاکَ بِهِ وَ لَوْ شَاءَ فَعَلَ».» قَالَ: «مَنْ قَالَ ذَلِکَ لَمْ یُصِبْهُ ذَلِکَ الْبَلَاءُ أَبَداً.»

 الکافی، ج۲، ص۹۷

 

از امام باقر (علیه‌السلام) نقل شده است:

«هرگاه چشمت به کسی افتاد که به بلایی دچار شده، بدون این‌که به گوشش برسانی، سه مرتبه بگو:

«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی عَافَانِی مِمَّا ابْتَلَاکَ بِهِ وَ لَوْ شَاءَ فَعَلَ»؛ «حمد خدایی را که مرا از آن‌چه تو را به آن مبتلا کرده، معاف فرموده است، درحالی‌که اگر می‌خواست (مرا نیز مبتلا) کرده بود.»

هرکس چنین بگوید، هرگز به آن بلا دچار نخواهد شد.»

 

 

 

…عَنْ حَفْصِ بْنِ عُمَرَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص:

«إِذَا رَأَیْتُمْ أَهْلَ الْبَلَاءِ فَاحْمَدُوا اللَّهَ وَ لَا تُسْمِعُوهُمْ فَإِنَّ ذَلِکَ یَحْزُنُهُمْ.»

 الکافی، ج۲، ص۹۸

 

از امام صادق، از رسول خدا (صلوات‌الله‌علیهما) نقل شده است:

«هرگاه اهل بلا را دیدید، خدا را حمد گویید، به‌طوری که به گوششان نرسانی؛

چراکه این(که به گوششان برسد) آن‌ها را غمگین می‌کند.»

 

 

 

…عَنْ حَفْصٍ الْکُنَاسِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:

«مَا مِنْ عَبْدٍ یَرَى مُبْتَلًى فَیَقُولُ: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی عَدَلَ عَنِّی مَا ابْتَلَاکَ بِهِ وَ فَضَّلَنِی عَلَیْکَ بِالْعَافِیَةِ اللَّهُمَّ عَافِنِی مِمَّا ابْتَلَیْتَهُ بِهِ» إِلَّا لَمْ یُبْتَلَ بِذَلِکَ الْبَلَاءِ.»

 الکافی، ج۲، ص۹۷

 

از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده است:

«هیچ بنده‌ای نیست که شخص مبتلایی را ببیند و بگوید:

«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی عَدَلَ عَنِّی مَا ابْتَلَاکَ بِهِ وَ فَضَّلَنِی عَلَیْکَ بِالْعَافِیَةِ اللَّهُمَّ عَافِنِی مِمَّا ابْتَلَیْتَهُ بِهِ»؛ «حمد خدایی را که آن‌چه تو را به آن مبتلا کرده، از من برگردانیده و مرا با عافیت نسبت به تو برتری داده. خدایا! مرا از آن‌چه او را مبتلا کرده‌ای، معاف دار!»،

مگراین‌که به آن بلا مبتلا نخواهد شد.»

 

 

 

…عَنْ خَالِدِ بْنِ نَجِیحٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:

«إِذَا رَأَیْتَ الرَّجُلَ وَ قَدِ ابْتُلِیَ وَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْکَ فَقُلِ: «اللَّهُمَّ إِنِّی لَا أَسْخَرُ وَ لَا أَفْخَرُ وَ لَکِنْ أَحْمَدُکَ عَلَى عَظِیمِ نَعْمَائِکَ عَلَیَّ».»

 الکافی، ج۲، ص۹۸

 

از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده است:

«هرگاه مردی را دیدی که مبتلا به بلایی است و خداوند به تو نعمت داده (که مبتلا به آن بلا نیستی)، بگو:

«اللَّهُمَّ إِنِّی لَا أَسْخَرُ وَ لَا أَفْخَرُ وَ لَکِنْ أَحْمَدُکَ عَلَى عَظِیمِ نَعْمَائِکَ عَلَیَّ»؛ «خدایا! من (او را) مسخره نمی‌کنم و (بر او به‌خاطر نعمتی که به من داده‌ای) فخر نمی‌فروشم، اما تو را به‌خاطر نعمت‌هایی فراوانی که به من داده‌ای، حمد می‌کنم.»»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ تیر ۰۴ ، ۱۲:۱۰
ابوالفضل رهبر

 

«شرطةالخمیس»، گروهی انتظامی شامل نیروهای وفادار و فداییِ امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) بوده‌اند که با ایشان بیعت بسته بودند که خالصانه و تا پای جان، برای انجام فرامین ایشان مجاهده کنند؛ در جنگ پیش‌قراول سپاه بودند و در غیر جنگ، حافظ نظم و امنیت شهر و مجری احکام قضایی.

بر اساس روایات موجود، این گروه علاوه بر توانمندی‌های نظامی و اجرایی، جایگاه معنوی خاصی نیز داشته‌اند و افرادی مثل سلمان فارسی، مقداد بن عَمرو، ابوذر غفاری، عمار بن یاسر، سُلیم بن قیس، اصبغ بن نباتة و‌ جابر بن عبدالله انصاری، از سرانشان بوده‌اند.

به چند نمونه از روایات پیرامون این گروه توجه بفرمایید…

 

 

از امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) نقل شده است که در روز جنگ جمل، خطاب به عبدالله بن یحیی حضرمی فرمودند:

«أبشر یا ابن یحیى! فإنک و أباک من شرطة الخمیس حقاً، لقد أخبرنی رسول الله باسمک و اسم أبیک فی شرطة الخمیس، و الله سمّاکم فی السماء شرطة الخمیس على لسان نبیه.»

 رجال‌البرقی، ص۳

 

«بشارت باد بر تو، ای پسر یحیی! چراکه تو و پدرت به‌حق از شرطةالخمیس هستید. به‌راستی که رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) از نام تو و پدرت به من خبر داده است که در میان شرطةالخمیس هستند و خداوند شما را در آسمان، از زبان پیامبرش «شرطة الخمیس» نام نهاده است.»

 

 

 

مردی از اصبغ بن نُباته سؤال کرد که چه‌طور شما شرطةالخمیس نام گرفتید؟ اصبغ پاسخ داد:

إنَّا ضَمِنَّا لَهُ اَلذَّبْحَ وَ ضَمِنَ لَنَا اَلْفَتْحَ، یَعْنِی أَمِیرَ اَلْمُؤْمِنِینَ.

 رجال‌الکشی، ج۱، ص۱۰۳

 

ما به امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) ضمانت دادیم که سرمان را (برای انجام دستورات ایشان) بدهیم. ایشان هم پیروزی (سعادتِ) را برای ما تضمین فرمودند.

 

 

 

همچنین (گویا پس از شهادت امیرالمؤمنین علیه‌السلام) از اصبغ بن نُباته سؤال شد که جایگاه ایشان نزد شما چه‌گونه بود. اصبغ در پاسخ می‌گوید:

ما أَدْرِی مَا تَقُولُ إِلَّا أَنَّ سُیُوفَنَا کَانَتْ عَلَى عَوَاتِقِنَا فَمَنْ أَوْمَى إِلَیْهِ ضَرَبْنَاهُ بِهَا، وَ کَانَ یَقُولُ لَنَا: «تَشَرَّطُوا فَوَ اللَّهِ مَا اشْتِرَاطُکُمْ لِذَهَبٍ وَ لَا لِفِضَّةٍ وَ مَا اشْتِرَاطُکُمْ إِلَّا لِلْمَوْتِ، إِنَّ قَوْماً مِنْ قَبْلِکُمْ مِنْ بَنِی إِسْرَائِیلَ تَشَارَطُوا بَیْنَهُمْ فَمَا مَاتَ أَحَدٌ مِنْهُمْ حَتَّى کَانَ نَبِیَّ قَوْمِهِ أَوْ نَبِیَّ قَرْیَتِهِ أَوْ نَبِیَّ نَفْسِهِ، وَ إِنَّکُمْ لَبِمَنْزِلَتِهِمْ غَیْرَ أَنَّکُمْ لَسْتُمْ بِأَنْبِیَاءَ.»

 رجال‌الکشی، ج۱، ص۵

 

نمی‌دانم چه می‌گویی! فقط این را می‌دانم که شمشیرهایمان روی دوشِمان (آماده) بود و به محض این‌که ایشان به کسی اشاره می‌کردند، او را با شمشیر می‌زدیم.

امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) همواره به ما می‌فرمودند:

«پیمان ببندید! که به خدا قسم، پیمان شما برای (رسیدن به) طلا و نقره (دینار و درهم) نیست؛ پیمان شما فقط برای (رسیدن به) «مرگ» است!

به‌راستی که گروهی از پیشینیان شما از بنی‌اسرائیل، با یکدیگر برای مرگ پیمان بستند. پس هیچ‌یک از آن‌ها از دنیا نرفت مگراین‌که پیامبرِ قوم خود یا پیامبرِ قبیله‌ی خود یا پیامبرِ خودش بود.

شما نیز مانند آن‌ها خواهید بود، با این تفاوت که شما پیامبر نخواهید بود.»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ دی ۰۳ ، ۱۶:۰۵
ابوالفضل رهبر

 

…عَنْ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ:

«لاَ یَنْبَغِی لِلْمُؤْمِنِ أَنْ یَجْلِسَ مَجْلِساً یُعْصَى اَللَّهُ فِیهِ وَ لاَ یَقْدِرُ عَلَى تَغْیِیرِهِ.»

 الکافی، ج۲، ص۳۷۴

 

از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده است:

«برای مؤمن شایسته نیست که در مجلسی بنشیند که در آن معصیت (نافرمانیِ) خداوند می‌شود و او نمی‌تواند (فضای گناه‌آلودِ) مجلس را عوض کند.»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ دی ۰۳ ، ۰۸:۳۳
ابوالفضل رهبر

 

…عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ مُوسَى ع یَقُولُ:

«لَا تُذْهِبِ الْحِشْمَةَ بَیْنَکَ وَ بَیْنَ أَخِیکَ أَبْقِ مِنْهَا فَإِنَّ ذَهَابَهَا ذَهَابُ الْحَیَاءِ.»

 الکافی، ج۲، ص۶۷۲

 

از امام کاظم (علیه‌السلام) نقل شده است:

«احترامِ[۱] میان خود و برادرت (دوستت) را از میان نبر، بخشی از آن را باقی بگذار؛

چراکه از میان رفتن احترام‌ها، حیاء را از بین می‌برد.»

 

 

 

…عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع:

«لَا تَثِقْ بِأَخِیکَ کُلَّ الثِّقَةِ فَإِنَّ صَرْعَةَ الِاسْتِرْسَالِ لَنْ تُسْتَقَالَ.»

 الکافی، ج۲، ص۶۷۲

 

از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده است:

«به برادرت (دوستت) اعتمادِ تمام و کمال نکن؛[۲]

چراکه زمین خوردن بر اثر اعتمادِ (بی‌جا)، هرگز جبران نمی‌شود.»

 

 

 

…عَنْ مُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ وَ یُونُسَ بْنِ ظَبْیَانَ قَالا: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع:

«اخْتَبِرُوا إِخْوَانَکُمْ بِخَصْلَتَیْنِ فَإِنْ کَانَتَا فِیهِمْ وَ إِلَّا فَاعْزُبْ ثُمَّ اعْزُبْ ثُمَّ اعْزُبْ مُحَافَظَةٍ عَلَى الصَّلَوَاتِ فِی مَوَاقِیتِهَا وَ الْبِرِّ بِالْإِخْوَانِ فِی الْعُسْرِ وَ الْیُسْرِ.»

 الکافی، ج۲، ص۶۷۲

 

از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده است:

«برادران (دوستانِ) خود را با دو ویژگی بیازمایید. اگر این دو ویژگی در آن‌ها بود، (که هیچ) و الا از آن‌ها دوری گزیند و دوری گزیند و دوری گزیند.

(۱) مراقبت بر این‌که نمازها(ی پنج‌گانه) را در وقت خود به‌جا آورده شود

(۲) و نیکی کردن به برادران (دوستان) در سختی‌ها و گشایش‌ها.»

 

 

 

پاورقیـــــــــــــــــــــــــــــــــ

[۱] در متن حدیث از واژه «حشمت» استفاده شده که مقصود از آن احترام و بزرگی‌ای است که از روی شرم و حیاء باشد.

[۲] مقصود این است که اعتماد بی‌اندازه نداشته باش و همواره احتیاط داشته باش و احتمال بده که ممکن است روزی به تو خیانت کند و مثلاً رازهایت را برملا سازد.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ دی ۰۳ ، ۱۴:۲۵
ابوالفضل رهبر

 

…عَنِ السَّکُونِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «إِذَا أَحَبَّ أَحَدُکُمْ أَخَاهُ الْمُسْلِمَ فَلْیَسْأَلْهُ عَنِ اسْمِهِ وَ اسْمِ أَبِیهِ وَ اسْمِ قَبِیلَتِهِ وَ عَشِیرَتِهِ فَإِنَّ مِنْ حَقِّهِ الْوَاجِبِ وَ صِدْقِ الْإِخَاءِ أَنْ یَسْأَلَهُ عَنْ ذَلِکَ وَ إِلَّا فَإِنَّهَا مَعْرِفَةُ حُمْقٍ.»

 الکافی، ج۲، ص۶۷۱

 

از امام صادق، از رسول خدا (صلوات‌الله‌علیهما) نقل شده است:

«وقتی یکی از شما، برادر مسلمانش را دوست داشت، باید از او درباره نامش، نام پدرش و نام قبیله و عشیره‌اش سؤال کند؛

- زیرا پرسش از این‌ها، از حقوق واجب او و از (مصادیقِ) برادریِ صادقانه است

- و اگر چنین نکند، این (شناخت ناقص)، شناختی احمقانه است.»

 

 

 

…عَنْ عَبْدِ الْمَلِکِ بْنِ قُدَامَةَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ ع قَالَ: «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص یَوْماً لِجُلَسَائِهِ: «تَدْرُونَ مَا الْعَجْزُ؟» قَالُوا: اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَعْلَمُ. فَقَالَ: «الْعَجْزُ ثَلَاثَةٌ أَنْ یَبْدُرَ أَحَدُکُمْ بِطَعَامٍ یَصْنَعُهُ لِصَاحِبِهِ فَیُخْلِفَهُ وَ لَا یَأْتِیَهُ وَ الثَّانِیَةُ أَنْ یَصْحَبَ الرَّجُلُ مِنْکُمُ الرَّجُلَ أَوْ یُجَالِسَهُ یُحِبُّ أَنْ یَعْلَمَ مَنْ هُوَ وَ مِنْ أَیْنَ هُوَ فَیُفَارِقَهُ قَبْلَ أَنْ یَعْلَمَ ذَلِکَ وَ الثَّالِثَةُ أَمْرُ النِّسَاءِ یَدْنُو أَحَدُکُمْ مِنْ أَهْلِهِ فَیَقْضِی حَاجَتَهُ وَ هِیَ لَمْ تَقْضِ حَاجَتَهَا.» فَقَالَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ عَمْرِو بْنِ الْعَاصِ: فَکَیْفَ ذَلِکَ یَا رَسُولَ اللَّهِ؟ قَالَ: «یَتَحَوَّشُ وَ یَمْکُثُ حَتَّى یَأْتِیَ ذَلِکَ مِنْهُمَا جَمِیعاً.»» قَالَ: وَ فِی حَدِیثٍ آخَرَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «إِنَّ مِنْ أَعْجَزِ الْعَجْزِ رَجُلًا لَقِیَ رَجُلًا فَأَعْجَبَهُ نَحْوُهُ فَلَمْ یَسْأَلْهُ عَنِ اسْمِهِ وَ نَسَبِهِ وَ مَوْضِعِهِ.»

 الکافی، ج۲، ص۶۷۱

 

از امام سجاد (علیه‌السلام) نقل شده است:

«روزی رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) به حاضران در مجلسشان فرمودند:

«آیا می‌دانید عجز (ناتوانی) چیست؟»

حاضران عرض کردند:

خداوند و رسولش بهتر می‌دانند.

پیامبر فرمودند:

«ناتوانی سه چیز است:

- [مورد اول،] این‌که یکی از شما شروع کند غذایی برای دوستش آماده کند، اما او خلف‌وعده کند و نیاید.

- دوم این‌که مردی از شما با مردی دیگر هم‌راه شود یا با او هم‌نشین شود و دوست داشته باشد که بداند او کیست و از کجاست، اما پیش از آن‌که (این اطلاعات را) بداند، از او جدا شود.

- سوم در مورد زناشویی است؛ این‌که یکی از شما با همسرش نزدیکی کند و نیاز (جنسیِ) خود را برطرف سازد، درحالی‌که همسرش نیازش برطرف نشده.»

عبدالله بن عَمرو بن عاص عرض کرد:

پس چه کند، ای رسول خدا؟

پیامبر فرمودند:

«[کمی] کناره گیرد و مکث کند و منتظر شود تا انزالِ هردو باهم انجام شود.»»

در حدیث دیگری نقل شده است که رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمودند:

«به‌راستی که بیشترین درجه‌ی عجز و ناتوانی، این است که مردی، مرد دیگری را ملاقات کند و از منش او خوشش بیاید، اما هرگز از او درباره نامش و نسبش و جایگاهش سؤال نکند.»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ دی ۰۳ ، ۱۷:۰۳
ابوالفضل رهبر

 

…عَنْ جَمِیلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: «کَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص یَقْسِمُ لَحَظَاتِهِ بَیْنَ أَصْحَابِهِ فَیَنْظُرُ إِلَى ذَا وَ یَنْظُرُ إِلَى ذَا بِالسَّوِیَّةِ.» قَالَ: «وَ لَمْ یَبْسُطْ رَسُولُ اللَّهِ ص رِجْلَیْهِ بَیْنَ أَصْحَابِهِ قَطُّ وَ إِنْ کَانَ لَیُصَافِحُهُ الرَّجُلُ فَمَا یَتْرُکُ رَسُولُ اللَّهِ ص یَدَهُ مِنْ یَدِهِ حَتَّى یَکُونَ هُوَ التَّارِکَ فَلَمَّا فَطَنُوا لِذَلِکَ کَانَ الرَّجُلُ إِذَا صَافَحَهُ قَالَ بِیَدِهِ فَنَزَعَهَا مِنْ یَدِهِ.»

 الکافی، ج۲، ص۶۷۱

 

از جمیل بن درّاج نقل شده است:

امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند:

«رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) نگاه‌های خود را میان اصحاب (هم‌نشینانِ) خود تقسیم می‌کردند. پس به‌طور مساوی به این شخص و آن شخص نگاه می‌فرمودند.»

امام صادق (علیه‌السلام) همچنین فرمودند:

«رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) هرگز پاهای خود را در میان اصحابشان دراز نمی‌کردند.

وقتی مردی به ایشان دست می‌داد، رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) تا زمانی که او دست خود را نمی‌کشید، دستش را رها نمی‌کردند. وقتی مردم این (اخلاق پیامبر) را متوجه شدند، وقتی مردی به ایشان دست می‌داد، خودش دستش را می‌کشید.»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ دی ۰۳ ، ۱۶:۵۹
ابوالفضل رهبر

 

…عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَنْ آبَائِهِ ع: «أَنَّ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ ع صَاحَبَ رَجُلًا ذِمِّیّاً فَقَالَ لَهُ الذِّمِّیُّ: أَیْنَ تُرِیدُ یَا عَبْدَ اللَّهِ؟ فَقَالَ: «أُرِیدُ الْکُوفَةَ.» فَلَمَّا عَدَلَ الطَّرِیقُ بِالذِّمِّیِّ عَدَلَ مَعَهُ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع فَقَالَ لَهُ الذِّمِّیُّ: أَ لَسْتَ زَعَمْتَ أَنَّکَ تُرِیدُ الْکُوفَةَ؟ فَقَالَ لَهُ: «بَلَى.» فَقَالَ لَهُ الذِّمِّیُّ: فَقَدْ تَرَکْتَ الطَّرِیقَ. فَقَالَ لَهُ: «قَدْ عَلِمْتُ.» قَالَ: فَلِمَ عَدَلْتَ مَعِی وَ قَدْ عَلِمْتَ ذَلِکَ؟ فَقَالَ لَهُ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع: «هَذَا مِنْ تَمَامِ حُسْنِ الصُّحْبَةِ أَنْ یُشَیِّعَ الرَّجُلُ صَاحِبَهُ هُنَیْئَةً إِذَا فَارَقَهُ وَ کَذَلِکَ أَمَرَنَا نَبِیُّنَا ص.» فَقَالَ لَهُ الذِّمِّیُّ: هَکَذَا قَالَ؟ قَالَ: «نَعَمْ.» قَالَ الذِّمِّیُّ: لَا جَرَمَ أَنَّمَا تَبِعَهُ مَنْ تَبِعَهُ لِأَفْعَالِهِ الْکَرِیمَةِ فَأَنَا أُشْهِدُکَ أَنِّی عَلَى دِینِکَ وَ رَجَعَ الذِّمِّیُّ مَعَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع فَلَمَّا عَرَفَهُ أَسْلَمَ.»

 الکافی، ج۲، ص۶۷۰

 

از امام صادق، از پدرانشان (علیهم‌السلام) نقل شده است:

«امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) با یک مرد ذِمّی[۱] هم‌راه شدند.

مرد ذمّی به ایشان عرض کرد: قصد داری کجا بروی، ای بنده‌ی خدا؟

حضرت فرمودند: «قصد کوفه دارم.»

وقتی ذمّی راه کج کرد (تا به‌سوی مقصد خود برود)، امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) نیز راه کج کردند.

ذمّی به ایشان عرض کرد: مگر نمی‌خواستی به کوفه بروی؟

حضرت فرمودند: «بله»

ذمّی عرض کرد: از راه کوفه خارج شدی!

حضرت به او فرمودند: «خودم می‌دانم.»

عرض کرد: حال که می‌دانی، پس چرا همراهِ من راه کج کردی؟

امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) به او فرمودند: «این، از (مصادیقِ) تکمیل [ادبِ] «هم‌راهیِ نیکو» است؛ این‌که انسان وقتی از هم‌راهِ خود جدا می‌شود، او را با خوش و گوارایی، (مقداری) مشایعت کند. پیامبر ما (صلی‌الله‌علیه‌وآله)، این‌چنین به ما دستور داده است.»

ذمّی به ایشان عرض کرد: پیامبرتان چنین گفته؟

حضرت فرمودند: «بله.»

ذمّی عرض کرد: مشخص است که هرکس از او پیروی کرده، به‌خاطر کارهای کریمانه‌اش بوده. پس من گواهی می‌دهد که بر دین تو هستم.

آن ذمّی همراهِ امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) از راه خود (به‌سمت کوفه) برگشت و وقتی ایشان را شناخت، اسلام آورد.»[۲]

 

 

 

پاورقیـــــــــــــــــــــــــــــــــ

[۱] «کافر ذمی» در مقابل کافر حربی، به آن‌دسته از اهل‌کتاب گفته می‌شود که در سرزمین‌های اسلامی زندگی می‌کنند و با حاکم اسلامی قرارداد «ذِمّه» بسته‌اند. ذمّه، قراردادی است که در آن اهل‌کتاب اجازه پیدا می‌کنند در مقابل پرداخت جِزیه، بر دین خود باقی بمانند و در امان حکومت اسلامی باشند. فقیهان، پیروان ادیان یهودیت و مسیحیت و زرتشتی را اهل‌کتاب محسوب می‌کنند. (به نقل از ویکی‌شیعه)

[۲] با توجه به این‌که مقصد امام کوفه بوده است، احتمالاً این ماجرا مربوط به سال‌های خلافت ایشان بوده است. صلوات‌الله‌علیه.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ دی ۰۳ ، ۰۷:۴۱
ابوالفضل رهبر

 

…عَنِ السَّکُونِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص:

«مَا اصْطَحَبَ اثْنَانِ إِلَّا کَانَ أَعْظَمُهُمَا أَجْراً وَ أَحَبُّهُمَا إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَرْفَقَهُمَا بِصَاحِبِهِ.»

 الکافی، ج۲، ص۶۶۹

 

از امام صادق، از رسول خدا (صلوات‌الله‌علیهما) نقل شده است:

«هیچ‌گاه دو نفر با هم هم‌نشین نمی‌شوند، مگراین‌که از بین آن‌دو، کسی اجرش بیش‌تر است و نزد خداوند (عزّوجلّ) محبوب‌تر است که نسبت به هم‌نشینش مدارا و هم‌راهیِ بیش‌تری داشته باشد.»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ دی ۰۳ ، ۰۷:۳۷
ابوالفضل رهبر

 

پیش‌تر در مورد «همسایه» احادیثی ذکر شده بود.

انسان در قبال همسایه‌اش وظایفی دارد و در صورتی که وظایف خود را در قبال همسایه‌اش انجام دهد، پاداش‌هایی دنیوی و اخروی خواهد داشت.

اما منظور از همسایه دقیقاً چیست؟

 

 

 

…عَنْ جَمِیلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ:

«حَدُّ الْجِوَارِ أَرْبَعُونَ دَاراً مِنْ کُلِّ جَانِبٍ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ وَ عَنْ یَمِینِهِ وَ عَنْ شِمَالِهِ.»

 الکافی، ج۲، ص۶۶۹

 

از امام باقر (علیه‌السلام) نقل شده است:

«محدوده‌ی همسایگی، (تا) چهل خانه است، از هر جهت؛ (چهل خانه) از مقابل، (چهل خانه) از پشت، (چهل خانه) از سمت راست و (چهل خانه) از سمت چپ.»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ آذر ۰۳ ، ۱۰:۴۲
ابوالفضل رهبر

 

…عَنِ الْکَاهِلِیِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ: «إِنَّ یَعْقُوبَ ع لَمَّا ذَهَبَ مِنْهُ بِنْیَامِینُ نَادَى: «یَا رَبِّ أَ مَا تَرْحَمُنِی أَذْهَبْتَ عَیْنَیَّ وَ أَذْهَبْتَ ابْنَیَّ.» فَأَوْحَى اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى: «لَوْ أَمَتُّهُمَا لَأَحْیَیْتُهُمَا لَکَ حَتَّى أَجْمَعَ بَیْنَکَ وَ بَیْنَهُمَا وَ لَکِنْ تَذْکُرُ الشَّاةَ الَّتِی ذَبَحْتَهَا وَ شَوَیْتَهَا وَ أَکَلْتَ وَ فُلَانٌ وَ فُلَانٌ إِلَى جَانِبِکَ صَائِمٌ لَمْ تُنِلْهُ مِنْهَا شَیْئاً.»» وَ فِی رِوَایَةٍ أُخْرَى قَالَ: «فَکَانَ بَعْدَ ذَلِکَ یَعْقُوبُ ع یُنَادِی مُنَادِیهِ کُلَّ غَدَاةٍ مِنْ مَنْزِلِهِ عَلَى فَرْسَخٍ أَلَا مَنْ أَرَادَ الْغَدَاءَ فَلْیَأْتِ إِلَى یَعْقُوبَ وَ إِذَا أَمْسَى نَادَى أَلَا مَنْ أَرَادَ الْعَشَاءَ فَلْیَأْتِ إِلَى یَعْقُوبَ.»

 الکافی، ج۲، ص۶۶۷

 

از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده است:

«زمانی که بنیامین نیز از نزد یعقوب (علیه‌السلام) رفت (و از مصر بازنگشت،) یعقوب ندا داد:

«پروردگارا! به من رحم نمی‌کنی؟! (بیناییِ) دو چشمم را از من گرفتی، دو پسرم را نیز از من گرفتی!»

خداوند (تبارک‌وتعالی) وحی فرمود:

«اگر آن‌دو را میرانده باشم، قطعاً برایت زنده‌شان خواهم کرد، تا تو و آن‌دو را گرد هم آورم.

اما آن گوسفندی را به یاد آور که آن را ذبح کردی و بریان کردی و خوردی، درحالی‌که فلانی و فلانی در همسایگی‌ات روزه‌دار بودند و تو از آن غذا چیزی به آن‌ها ندادی!»»

در روایت دیگری از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده است:

«بعد از آن (وحی الهی)، هر روز صبح، ندادهنده‌ای از جانب حضرت یعقوب (علیه‌السلام) تا یک فرسخیِ خانه‌اش ندا می‌داد که: آگاه باشید! هرکس صبحانه می‌خواهد، نزد یعقوب بیاید و وقتی شب می‌شد، آن ندادهنده ندا می‌داد: آگاه باشید! هرکس شام می‌خواهد، نزد یعقوب آید.»

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ آذر ۰۳ ، ۱۰:۱۸
ابوالفضل رهبر

 

…عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَرْوَانَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: «إِیَّاکُمْ وَ الْمِزَاحَ فَإِنَّهُ یَذْهَبُ بِمَاءِ الْوَجْهِ وَ مَهَابَةِ الرِّجَالِ.»

 الکافی، ج۲، ص۶۶۵

 

از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده است:

«بپرهیزید از شوخی[*]؛ چراکه شوخی آبرو را می‌برد و هیبت مردان را از بین می‌برد.»

 

 

 

…عَنْ سَعْدِ بْنِ أَبِی خَلَفٍ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ ع أَنَّهُ قَالَ فِی وَصِیَّةٍ لَهُ لِبَعْضِ وُلْدِهِ أَوْ قَالَ: قَالَ أَبِی لِبَعْضِ وُلْدِهِ: «إِیَّاکَ وَ الْمِزَاحَ فَإِنَّهُ یَذْهَبُ بِنُورِ إِیمَانِکَ وَ یَسْتَخِفُّ بِمُرُوءَتِکَ.»

 الکافی، ج۲، ص۶۶۵

 

از امام کاظم (علیه‌السلام) نقل شده است که در وصیت خود به یکی از فرزندانشان فرمودند:

پدرم (امام صادق علیه‌السلام) به یکی از فرزندانش فرمودند:

«بپرهیز از شوخی؛ چراکه شوخی نور ایمانت را از بین می‌برد و از مردانگی‌ات می‌کاهد.»

 

 

 

…عَنْ عَمَّارِ بْنِ مَرْوَانَ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع: «لَا تُمَارِ فَیَذْهَبَ بَهَاؤُکَ وَ لَا تُمَازِحْ فَیُجْتَرَأَ عَلَیْکَ.»

 الکافی، ج۲، ص۶۶۵

 

از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده است:

«(با دیگران) مِراء (بگومگو) نکن؛ چراکه ارزشت را از بین می‌برد

و (با دیگران) شوخی نکن؛ چراکه آنان را نسبت به تو جسور می‌کند.»

 

 

 

…عَنِ ابْنِ الْقَدَّاحِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع: «إِیَّاکُمْ وَ الْمِزَاحَ فَإِنَّهُ یَجُرُّ السَّخِیمَةَ وَ یُورِثُ الضَّغِینَةَ وَ هُوَ السَّبُّ الْأَصْغَرُ.»

 الکافی، ج۲، ص۶۶۴

 

از امام صادق، از امیرالمؤمنین (علیهماالسلام) نقل شده است:

«بپرهیزید از شوخی؛ چراکه شوخی موجب دشمنی می‌شود و کینه بر جای می‌گذارد.

شوخی همان دشنام کوچک است.»

 

 

 

پاورقیـــــــــــــــــــــــــــــــــ

[*] با توجه به مجموع روایات پیرامون شوخی، آن‌چه حضرت صادق (علیه‌السلام) از آن نهی فرموده‌اند، شوخی‌های نهی‌شده و مذموم است؛ «شوخی زیاد»، «شوخی زشت»، «شوخی توهین‌آمیز»، «شوخی جنسی»، «شوخی مستلزم حرام» و…

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ آبان ۰۳ ، ۱۱:۴۸
ابوالفضل رهبر

 

…عَنْ مُعَمَّرِ بْنِ خَلَّادٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ ع فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ الرَّجُلُ یَکُونُ مَعَ الْقَوْمِ فَیَجْرِی بَیْنَهُمْ کَلَامٌ یَمْزَحُونَ وَ یَضْحَکُونَ. فَقَالَ: «لَا بَأْسَ مَا لَمْ یَکُنْ فَظَنَنْتُ أَنَّهُ عَنَى الْفُحْشَ.» ثُمَّ قَالَ: «إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص کَانَ یَأْتِیهِ الْأَعْرَابِیُّ فَیُهْدِی لَهُ الْهَدِیَّةَ ثُمَّ یَقُولُ: مَکَانَهُ أَعْطِنَا ثَمَنَ هَدِیَّتِنَا فَیَضْحَکُ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ کَانَ إِذَا اغْتَمَّ یَقُولُ: «مَا فَعَلَ الْأَعْرَابِیُّ لَیْتَهُ أَتَانَا.»»

 الکافی، ج۲، ص۶۶۳

 

از مُعمَّر بن خلّاد نقل شده است:

به امام کاظم (علیه‌السلام) عرض کردم:

فدایتان شوم! مردی همراه گروهی است و میانشان سخنی درمی‌گیرد؛ شوخی می‌کنند و می‌خندند. [اشکالی ندارد؟]

حضرت فرمودند:

«تا زمانی که احساس نکنی این شوخی‌ها فحش (حرف یا کار زشت) است، اشکالی ندارد.»

بعد فرمودند:

«گاهی یک اعرابی نزد رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) می‌آمد و هدیه‌ای به ایشان می‌داد. بعد می‌گفت: قیمتِ هدیه‌مان را بدهید! آن‌گاه رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) می‌خندیدند.

ایشان گاهی که غمگین می‌شدند، می‌فرمودند: «آن اعرابی چه کرد! کاش نزد ما می‌آمد.»»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ آبان ۰۳ ، ۱۰:۱۰
ابوالفضل رهبر

 

…عَنِ الْفَضْلِ بْنِ أَبِی قُرَّةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: «مَا مِنْ مُؤْمِنٍ إِلَّا وَ فِیهِ دُعَابَةٌ.» قُلْتُ: وَ مَا الدُّعَابَةُ؟ قَالَ: «الْمِزَاحُ.»

 الکافی، ج۲، ص۶۶۳

 

از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده است:

«هیچ مؤمنی نیست، مگراین‌که در [منشِ] او شوخی هست.»

 

 

 

…عَنْ یُونُسَ الشَّیْبَانِیِّ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع: «کَیْفَ مُدَاعَبَةُ بَعْضِکُمْ بَعْضاً؟» قُلْتُ: قَلِیلٌ. قَالَ: «فَلَا تَفْعَلُوا فَإِنَّ الْمُدَاعَبَةَ مِنْ حُسْنِ الْخُلُقِ وَ إِنَّکَ لَتُدْخِلُ بِهَا السُّرُورَ عَلَى أَخِیکَ وَ لَقَدْ کَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص یُدَاعِبُ الرَّجُلَ یُرِیدُ أَنْ یَسُرَّهُ.»

 الکافی، ج۲، ص۶۶۳

 

از یونس شیبانی نقل شده است:

امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند:

«شوخی‌های شما با یک‌دیگر چه‌گونه است؟»

عرض کردم:

کم است.

حضرت فرمودند:

«چنین نکنید؛ چراکه شوخی از [مصادیقِ] حُسن‌خُلق است و تو باید با شوخی، برادر (مؤمن)ات را شاد کنی.

به‌راستی رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) با مردی شوخی می‌کرد تا او را شاد کند.»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ آبان ۰۳ ، ۰۷:۳۹
ابوالفضل رهبر