دستوار

در دست عهد دولت او دستوار باد...

دستوار

در دست عهد دولت او دستوار باد...

دستوار

اللهم‌صل‌علی‌محمد‌ و آل‌محمد و عجل‌فرجهم

طبقه بندی موضوعی

آخرین نظرات

۳۳۶ مطلب با موضوع «اجتماعی» ثبت شده است

 

...عَنْ مُفَضَّلِ بْنِ قَیْسِ بْنِ رُمَّانَةَ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فَذَکَرْتُ لَهُ بَعْضَ حَالِی. فَقَالَ «یَا جَارِیَةُ هَاتِ ذَلِکَ الْکِیسَ هَذِهِ أَرْبَعُمِائَةِ دِینَارٍ وَصَلَنِی بِهَا أَبُو جَعْفَرٍ فَخُذْهَا وَ تَفَرَّجْ بِهَا.» قَالَ فَقُلْتُ لَا وَ اللَّهِ جُعِلْتُ فِدَاکَ مَا هَذَا دَهْرِی وَ لَکِنْ أَحْبَبْتُ أَنْ تَدْعُوَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لِی. قَالَ فَقَالَ «إِنِّی سَأَفْعَلُ وَ لَکِنْ إِیَّاکَ أَنْ تُخْبِرَ النَّاسَ بِکُلِّ حَالِکَ فَتَهُونَ عَلَیْهِمْ.»

 الکافی، ج‏۴، ص۲۱

 

مفضل بن قیس گوید:

خدمت امام صادق (علیه‌السلام) رسیدم و بعضی از مسائلم را برای ایشان بازگو کردم.

 

حضرت به کنیزشان فرمودند:

«آن کیسه را بیاور.»

(آن‌گاه به من فرمودند:)

«این، چهارصد دینار(سکه طلا) است که ابوجعفر (منصور دوانیقی) به من هدیه داده‌است. آن را بگیر و اندوهت را با آن برطرف کن.»

 

عرض کردم:

نه به خدا قسم - فدایتان شوم - منظورم این نبود، بلکه دوست دارم در پیش‌گاه خداوند برایم دعا کنید.

 

حضرت فرمودند:

«این کار را خواهم کرد، اما مبادا تمام مسائلت را به مردم بگویی، که نزدشان خوار خواهی شد.»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ فروردين ۹۶ ، ۰۶:۳۴
ابوالفضل رهبر

 

ابو حیون، غلام امام رضا (علیه‌السلام) از ایشان نقل کرده‌است:

 

«جبرئیل بر پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) نازل شد و عرض کرد:

ای محمد! پروردگارت به تو سلام می‌رساند و می‌گوید: 

«زنان دوشیزه، مانند میوه‌ی بر درخت هستند. میوه وقتی برسد، برایش دارویی جز چیدنش نیست، وگرنه خورشید آن را فاسد می‌کند و بویش را تغییر می‌دهد. دوشیزگان هم وقتی آن‌چه را که زنان می‌بینند، ببینند،[1] برایشان دارویی جز شوهرکردن نیست، وگرنه از فتنه در امان نخواهند بود.»

سپس رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) بر فراز منبر رفتند و برای مردم سخنرانی کردند و آنان را از دستور خداوند آگاه ساختند.

آن‌گاه مردم گفتند:

ای رسول خدا! از میان چه کسانی (برایشان شوهر برگزینیم)؟

حضرت فرمودند:

«از کفوها (همتایانشان).»

گفتند:

مقصود از کفو چیست؟

حضرت فرمودند:

«بعضی از مؤمنین کفو (همانندِ) بعضی دیگر هستند.»[2]

آن‌گاه پیامبر از منبر پایین نیامدند، تا زمانی که «ضُباعه» دخترِ «زبیر بن عبدالمطلب» را به ازدواج «مقداد» در آوردند و فرمودند:

«ای مردم! من دختر عمویم را به ازدواج مقداد در آوردم، فقط برای این‌که ازدواج را (میان شما) آسان گردانم.»»

 

 عیون‌أخبارالرضا، ج‏۱، ص۲۸۹

 

پاورقیـــــــــــــــــــــــــــــ

[1] مقصود، بالغ شدن و دیدن عادات زنانه است.

[2] پیش‌تر در حدیثی با عنوان «اگر ازدواج دخترانمان را بی‌خود به تأخیر بیندازیم، چه روی خواهد داد؟» به این مسئله اشاره شده بود. در آن حدیث، امام باقر (علیه‌السلام) فرموده‌بودند: «اگر کسی که اخلاق و دینش را می‌پسندید، (برای خواستگاری) نزد شما آمد، (دخترتان را) به ازدواج او در آورید.» و توضیح داده‌شد که هر خانواده‌ای با هر سطحی از تدین و هر نوع تفکری، تیپ خاصی را می‌پسندند و معنای «کفویت» همین است.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ فروردين ۹۶ ، ۲۳:۰۲
ابوالفضل رهبر

 

در روایات، به‌شدت از «درخواست از دیگران» نهی شده‌است، به عنوان نمونه:

 

رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) به ابوذر فرمودند:

«یَا أَبَا ذَرٍّ إِیَّاکَ وَ السُّؤَالَ فَإِنَّهُ ذُلٌّ حَاضِرٌ وَ فَقْرٌ تَتَعَجَّلُهُ وَ فِیهِ حِسَابٌ طَوِیلٌ یَوْمَ الْقِیَامَةِ.»

«ای ابوذر! از درخواست (از دیگران) بپرهیز، که درخواست کردن، موجب می‌شود: در آن لحظه خوار شوی، بعد دچار فقر شوی، و در روز قیامت، رسیدگی به حسابت طولانی شود.»

 

 من‌لایحضره‌الفقیه، ج‏۴، ص۳۷۵

 

 

اما این نهی، در سه مورد استثناء شده‌است:

 

 

از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده‌است: 

«عثمان بن عفوان بر درب مسجد نشسته‌بود، که مردی نزد او رفت و درخواست (پول) کرد.

عثمان دستور داد پنج درهم (سکه نقره) به او بدهند.

آن مرد به عثمان گفت: مرا راهنمایی کن (تا پول بیشتری جمع کنم).

عثمان با دستش به گوشه‌ای از مسجد که امام حسن و امام حسین (علیهماالسلام) و عبدالله بن جعفر[1] آن‌جا بودند، اشاره کرد و به او گفت: آن‌طرف، آن جوانان را که می‌بینی...

پس آن مرد نزد ایشان رفت و سلام کرد و از آن‌ها درخواست (پول) کرد.

امام حسن و امام حسین (علیهماالسلام) فرمودند: 

«یَا هَذَا إِنَّ الْمَسْأَلَةَ لَا تَحِلُّ إِلَّا فِی إِحْدَى ثَلَاثٍ دَمٍ مُفْجِعٍ أَوْ دَیْنٍ مُقْرِحٍ أَوْ فَقْرٍ مُدْقِعٍ. فَفِی أَیّهَا تَسأَلُ؟»

«ای مرد! درخواست کردن جایز نیست، مگر در سه مورد:

خون‌بهای مصیبت‌وار،

بدهیِ جان‌کاه،

و فقر زمین‌گیرکننده.[2]

حال، درخواست تو برای کدام‌یک از این‌هاست؟»

آن مرد عرض کرد: در مورد یکی از این سه مورد.

پس امام حسن (علیه‌السلام) دستور دادند پنجاه دینار (سکه طلا) به او بدهند،[3]

امام حسین (علیه‌السلام) نیز دستور دادند چهل و نه دینار به او بدهند،

عبدالله بن جعفر نیز دستور داد چهل و هشت دینار به او بدهند...»[4]

 

 الخصال، ج‏۱، ص۱۳۵

 

پاورقیــــــــــــــــــــــــــــــ

[1] همسر حضرت زینب (سلام‌الله علیها).

[2] یعنی فقط در مواردی که حقیقةً انسان مضطر باشد و چاره‌ای نداشته باشد.

[3] جالب است که حضرات دیگر کنکاش نکردند و ریز نشدند. تنها خواستند آگاهی دهند و حجت را تمام کنند.

[4] این ادب نیز زیبا و قابل توجه است که انسان از بزرگ‌تر پیشی نگیرد.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ فروردين ۹۶ ، ۲۲:۵۵
ابوالفضل رهبر

 

...عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع قَالَ:

«الْمُرُوَّةُ مُرُوَّتَانِ مُرُوَّةُ الْحَضَرِ وَ مُرُوَّةُ السَّفَرِ فَأَمَّا مُرُوَّةُ الْحَضَرِ فَتِلَاوَةُ الْقُرْآنِ وَ حُضُورُ الْمَسَاجِدِ وَ صُحْبَةُ أَهْلِ الْخَیْرِ وَ النَّظَرُ فِی الْفِقْهِ وَ أَمَّا مُرُوَّةُ السَّفَرِ فَبَذْلُ الزَّادِ وَ الْمِزَاحُ فِی غَیْرِ مَا یُسْخِطُ اللَّهَ وَ قِلَّةُ الْخِلَافِ عَلَى مَنْ تَصْحَبُهُ وَ تَرْکُ الرِّوَایَةِ عَلَیْهِمْ إِذَا أَنْتَ فَارَقْتَهُم‏.»

 الأمالی (للمفید)، ص۴۴ ؛ تحف العقول، ص۳۷۴

 

امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند:

«مردانگی، دو گونه است؛ مردانگی در حَضَر[1] و مردانگی در سفر.

مردانگی در حضر، عبارت است از:

- تلاوت قرآن،
- حضور در مساجد،
- هم‌نشینی با نیکوکاران،
- و تأمّل در فقه.[2]

و اما مردانگی در سفر:

- بخشیدن از ره‌توشه،[3]
- شوخی کردن در مورد چیزهایی که موجب نارضایتی خداوند نشود،
- کم مخالفت کردن با هم‌راهان،
- تعریف نکردن عیب‌هایشان برای دیگران، وقتی از آن‌ها جدا شدی.»

 

پاورقیــــــــــــــــــــــــــــ

[1] حضَر: حضور در وطن خویش

[2] فقه: فهم حاصل از تأمل و تفکر (در دین)

[3] یعنی خوراکی‌ها و وسایلی که برای سفر برده‌ایم را با هم‌سفرانمان شریک شویم.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ فروردين ۹۶ ، ۲۰:۵۲
ابوالفضل رهبر

 

قَالَ (الإمام موسى بن جعفر علیه السلام):

«لَیْسَ حُسْنُ الْجِوَارِ کَفَّ الْأَذَى وَ لَکِنَّ حُسْنَ‏ الْجِوَارِ الصَّبْرُ عَلَى‏ الْأَذَى‏.»

 تحف العقول، ص۴۰۹

 

امام کاظم (علیه‌السلام) فرمودند:

««همسایگی زیبا»، (تنها) خودداری از آزاررسانی نیست، بلکه «همسایگی زیبا»، صبر بر آزار (همسایه) است.»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ اسفند ۹۵ ، ۱۵:۲۱
ابوالفضل رهبر

 

...عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ عَبْدِ الْخَالِقِ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ لِأَبِی جَعْفَرٍ الْأَحْوَلِ وَ أَنَا أَسْمَعُ «أَتَیْتَ الْبَصْرَةَ» فَقَالَ نَعَمْ قَالَ «کَیْفَ رَأَیْتَ مُسَارَعَةَ النَّاسِ إِلَى هَذَا الْأَمْرِ وَ دُخُولَهُمْ فِیهِ» قَالَ وَ اللَّهِ إِنَّهُمْ لَقَلِیلٌ وَ لَقَدْ فَعَلُوا وَ إِنَّ ذَلِکَ لَقَلِیلٌ فَقَالَ «عَلَیْکَ بِالْأَحْدَاثِ فَإِنَّهُمْ أَسْرَعُ إِلَى کُلِّ خَیْرٍ...»

 الکافی، ج‏۸، ص۹۳

 

از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده‌است که به ابوجعفر احول فرمودند: «به بصره رفتی؟»

عرض کرد: بله.

فرمودند: «شتاب مردم نسبت به این امر (ولایت اهل بیت علیهم‌السلام) و ورودشان به آن (پذیرش مکتب تشیع) را چگونه دیدی؟»

عرض کرد: به خدا قسم، آن‌ها (شیعیان بصره) کم هستند. فعالیت‌هایی هم انجام داده‌اند، اما واقعاً کم است.

حضرت فرمودند: «نوجوانان را دریاب، که آنان به سوی هر کار خیری شتابان‌ترند...»

 

پانوشتــــــــــــــــــــــــــ

[1] شهر بصره، در ابتدا پایگاه هواداران عثمان و دشمنان امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) بود و بعدها کم‌کم ترکیب جمعیتی‌اش تغییر کرد. به گفته جوان شیعه اهل بصره (که سال گذشته به برکت پیاده‌روی اربعین هم‌کلام شدیم)، امروز اکثر غریب‌به‌اتفاق اهالی بصره شیعه هستند.

[2] یاد سخن آن معلم بازنشسته زابلی افتادم که با افسوس می‌گفت: زابل، شهر معلم‌خیزی است و تا پیش از دولت اصلاحات، معلمان شیعه‌ی زابلی در سراسر سیستان و بلوچستان به تدریس مشغول بودند، اما پس از اجرای سیاست ممنوعیت تدریس معلمان در شهرهای دیگر، توسط آن دولت، ورق برگشت و امروز (سال۹۰) حتی بسیاری از نوجوانان شیعه زابلی هم، تحت تعلیم معلمان اهل سنت هستند. (توضیح‌آن‌که زابل محل تمرکز شیعیان در استان سیستان‌وبلوچستان است و ظاهراً با تدبیر دولت‌های پیشین، معلمان استان، عموماً از این شهر انتخاب می‌شده‌اند.)

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ اسفند ۹۵ ، ۲۳:۱۵
ابوالفضل رهبر

 

...عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:

«إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى یُبْغِضُ شُهْرَةَ اللِّبَاسِ.»

 الکافی، ج‏۶، ص۴۴۵

از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده‌است:

«خداوند (تبارک‌وتعالی) از شهرت لباس (لباس تابلو پوشیدن) نفرت دارد.»

 

 

...عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:

«کَفَى بِالْمَرْءِ خِزْیاً أَنْ یَلْبَسَ ثَوْباً یَشْهَرُهُ أَوْ یَرْکَبَ دَابَّةً تَشْهَرُهُ.»

 الکافی، ج‏۶، ص۴۴۵

از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده‌است:

«برای رسوایی انسان، همین بس که لباسی بپوشد یا مرکبی سوار شود که موجب شهرت (انگشت‌نما شدن) او شود.»

 

 

...عَنِ الْحُسَیْنِ ع قَالَ:

«مَنْ لَبِسَ ثَوْباً یَشْهَرُهُ کَسَاهُ اللَّهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ ثَوْباً مِنَ النَّارِ.»

 الکافی، ج‏۶، ص۴۴۵

از امام حسین (علیه‌السلام) نقل شده‌است:

«کسی‌که لباسی بپوشد که او را مشهور (انگشت‌نما) کند، خداوند در روز قیامت لباسی از آتش به او می‌پوشاند.»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ اسفند ۹۵ ، ۰۷:۰۶
ابوالفضل رهبر

 

...عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:

«إِذَا دُعِیَ أَحَدُکُمْ إِلَى طَعَامٍ فَلَا یَسْتَتْبِعَنَّ وَلَدَهُ فَإِنَّهُ إِنْ فَعَلَ أَکَلَ حَرَاماً وَ دَخَلَ غَاصِباً.»

 الکافی، ج‏۶، ص۲۷۰

از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده‌است که فرمودند:

«هرگاه یکی از شما به غذایی دعوت شد، فرزندش را دنبال خود نبرد، که اگر چنین کند، غذایی که (فرزندش) می‌خورد، حرام است و ورودش (به منزل میزبان) غاصبانه است.»

 

 

...عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:

«مَنْ أَکَلَ طَعَاماً لَمْ یُدْعَ إِلَیْهِ فَإِنَّمَا أَکَلَ قِطْعَةً مِنَ النَّارِ.»

 الکافی، ج‏۶، ص۲۷۰

از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده‌است که فرمودند:

«کسی که غذایی بخورد که به آن دعوت نشده، در واقع پاره‌ای آتش خورده‌است.»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ اسفند ۹۵ ، ۱۲:۲۸
ابوالفضل رهبر

 

...عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص:

«الضِّیَافَةُ أَوَّلَ یَوْمٍ وَ الثَّانِیَ وَ الثَّالِثَ وَ مَا بَعْدَ ذَلِکَ فَإِنَّهَا صَدَقَةٌ تُصُدِّقَ بِهَا عَلَیْهِ.» قَالَ ثُمَّ قَالَ ص: «لَا یَنْزِلُ أَحَدُکُمْ عَلَى أَخِیهِ حَتَّى یُوثِمَهُ مَعَهُ» قِیل:َ یَا رَسُولَ اللَّهِ کَیْفَ یُوثِمُهُ؟ قَالَ: «حَتَّى لَا یَکُونَ عِنْدَهُ مَا یُنْفِقُ عَلَیْهِ.»

 الکافی، ج‏۶، ص۲۸۳

 

امام صادق از رسول خدا (صلوات‌الله‌علیهما) نقل فرموده‌اند:

«مهمانی؛ روز اول است و دوم است و سوم. پس از آن، صدقه‌ای است که به مهمان داده می‌شود.»

سپس رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمودند:

«هیچ‌یک از شما در منزل برادر (ایمانی)اش آن‌قدر نماند که او را شرمنده کند.»

گفته شد: ای رسول خدا! چه‌طور او را شرمنده می‌کند؟

حضرت فرمودند:

«آن‌قدر (بماند) که (میزبان) چیزی نداشته‌باشد تا از او پذیرایی کند.»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ اسفند ۹۵ ، ۱۲:۲۴
ابوالفضل رهبر

 

...رَوَى عَلِیُّ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبِیهِ قَالَ: سَأَلْتُ الرِّضَا ع عَنِ الْعِلَّةِ الَّتِی مِنْ أَجْلِهَا لَا تَحِلُّ الْمُطَلَّقَةُ لِلْعِدَّةِ لِزَوْجِهَا حَتَّى تَنْکِحَ زَوْجاً غَیْرَهُ.

فقَالَ «إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّمَا أَذِنَ فِی الطَّلَاقِ مَرَّتَیْنِ فَقَالَ عَزَّ وَ جَلَّ «الطَّلاقُ مَرَّتانِ فَإِمْساکٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِیحٌ بِإِحْسانٍ» یَعْنِی فِی التَّطْلِیقَةِ الثَّالِثَةِ فَلِدُخُولِهِ فِیمَا کَرِهَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ مِنَ الطَّلَاقِ الثَّالِثِ حَرَّمَهَا عَلَیْهِ فَلَا تَحِلُّ لَهُ حَتَّى تَنْکِحَ زَوْجاً غَیْرَهُ لِئَلَّا یُوقِعَ النَّاسُ الِاسْتِخْفَافَ بِالطَّلَاقِ وَ لَا یُضَارُّوا النِّسَاءَ.»

 کتاب‌من‌لایحضره‌الفقیه، ج‏۳، ص۵۰۲

 

از حسن‌بن‌علی‌بن‌فضّال نقل شده‌است که گفت: از امام رضا (علیه‌السلام) پرسیدم: چرا زن سه‌طلاقه[1] برای شوهرش حلال نیست، مگراین‌که با مرد دیگری (مُحلِّل[2]) ازدواج کند؟

حضرت فرمودند: «خداوند (عزّوجلّ) دو بار طلاق دادن را اجازه داده‌است و فرموده‌است: «طلاق دو مرتبه است، (پس از آن) باید به طور شایسته از همسر خود نگاهدارى کند یا با نیکى رهایش سازد.»[3]

مقصود این آیه، طلاق سوم است. اما از آن‌جا که مرد (با طلاق سوم) کاری انجام داده که خداوند بدش می‌آید، آن زن را بر او حرام کرده‌است.

پس (ازدواج با) آن زن، تا وقتی با مرد دیگری (مُحلِّل) ازدواج نکرده است، بر آن مرد حلال نیست،

به این خاطر که مردم طلاق را امری کم‌اهمیت نشمارند و به زنان ضرر نرسانند.»[4]

 

پاورقیـــــــــــــــــــــــــــــ

[1] در متن روایت، اصطلاح «طلاق عِدّی» آمده‌است که به این معناست: هرگاه مرد همسرش را دو بار طلاق دهد و هربار پیش از پایان زمان «عِدّه»، طلاقش را فسخ کند و به همسرش رجوع کند و برای بار سوم هم او را طلاق دهد، به طلاق آخر «طلاق عِدّی» گفته می‌شود. دراین‌صورت زن بر مرد حرام می‌شود و مرد دیگر نمی‌تواند با او ازدواج کند، مگراین‌که آن زن با مرد دیگری ازدواج کند.

[2] به مردی که پس از سه‌طلاقه شدن زن، با او ازدواج می‌کند و موجب می‌شود زن مجدداً بر شوهر اولش حلال شود، اصطلاحاً «مُحلِّل» گویند.

[3] سوره بقره، آیه۲۲۹.

[4] وقتی مردی همسرش را طلاق دهد و رجوع کند، بعد طلاق دهد و باز رجوع کند و مجدداً برای بار سوم طلاق دهد، آسیب روحی قابل ملاحظه‌ای به همسرش وارد می‌نماید. گویی از اختیارات خود سوءاستفاده کرده‌است و زن را بازیچه امیال خود نموده‌است. اما اگر بداند طلاق سوم مانند طلاق‌های پیشین بازگشت‌پذیر نیست و برایش تنبیهی در نظر گرفته‌شده، احتیاط بیش‌تری خواهد کرد.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ اسفند ۹۵ ، ۱۲:۱۳
ابوالفضل رهبر

 

کتَبَ عَلِیُّ بْنُ أَسْبَاطٍ إِلَى أَبِی جَعْفَرٍ ع فِی أَمْرِ بَنَاتِهِ وَ أَنَّهُ لَا یَجِدُ أَحَداً مِثْلَهُ.

فکَتَبَ إِلَیْهِ أَبُو جَعْفَرٍ ع: «فَهِمْتُ مَا ذَکَرْتَ مِنْ أَمْرِ بَنَاتِکَ وَ أَنَّکَ لَا تَجِدُ أَحَداً مِثْلَکَ فَلَا تَنْظُرْ فِی ذَلِکَ رَحِمَکَ اللَّهُ فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ «إِذَا جَاءَکُمْ مَنْ تَرْضَوْنَ خُلُقَهُ وَ دِینَهُ فَزَوِّجُوهُ إِلَّا تَفْعَلُوهُ تَکُنْ فِتْنَةٌ فِی الْأَرْضِ وَ فَسادٌ کَبِیرٌ.»»

 الکافی، ج‏۵، ص۳۴۷

 

علی بن اَسباط دراین‌باره که برای دخترانش هیچ‌کس را که مثل خودش باشد، پیدا نمی‌کند، نامه‌ای به امام باقر (علیه‌السلام) نوشت.

حضرت در پاسخ نوشتند:

«آن‌چه درباره دخترانت ذکر کردی، که هیچ‌کس را مثل خودت (برای آن‌ها) پیدا نمی‌کنی، متوجه شدم. چنین عقیده‌ای نداشته باش ـ خدا رحمتت کند ـ ! که رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمودند:

«اگر کسی که اخلاق و دینش را می‌پسندیدید، (برای خواستگاری) نزد شما آمد، (دخترتان را) به ازدواج او در آورید.

اگر چنین نکنید، «فتنه و فسادی بزرگ» در زمین روی خواهد داد.»»

 

پانوشتــــــــــــــــــــــــــ

بدیهی است که هر خانواده‌ای، با هر سطحی از تدین و هر نوع تفکری، تیپ خاصی را می‌پسندند و معنای «کفویّت» همین است.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ اسفند ۹۵ ، ۱۱:۵۹
ابوالفضل رهبر

 

...عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَیْلِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ ع عَنِ الْمَرْأَةِ الْحَسْنَاءِ الْفَاجِرَةِ هَلْ یَجُوزُ لِلرَّجُلِ أَنْ یَتَمَتَّعَ مِنْهَا یَوْماً أَوْ أَکْثَرَ.

فقَالَ: «إِذَا کَانَتْ مَشْهُورَةً بِالزِّنَا فَلَا یَتَمَتَّعْ مِنْهَا وَ لَا یَنْکِحْهَا.»

 الکافی، ج‏۵، ص۴۵۴

محمد بن فُضیل گوید: از امام کاظم (علیه‌السلام) درباره زن زیبای بدکاره سؤال کردم که آیا مرد می‌تواند برای یک روز یا بیشتر او را متعه کند؟

حضرت فرمودند: «اگر مشهور به زنا باشد، با او متعه نکند و ازدواج (دائم) هم ننماید.»

 

 

عنْ أَبِی مَرْیَمَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع‏ أَنَّهُ سُئِلَ عَنِ الْمُتْعَةِ.

فقَالَ: «إِنَّ الْمُتْعَةَ الْیَوْمَ لَیْسَ کَمَا کَانَتْ قَبْلَ الْیَوْمِ إِنَّهُنَّ کُنَّ یَوْمَئِذٍ یُؤْمَنَّ وَ الْیَوْمَ لَا یُؤْمَنَّ فَاسْأَلُوا عَنْهُنَّ.»

 الکافی، ج‏۵، ص۴۵۳

ابو مریم انصاری گوید: از امام باقر (علیه‌السلام) درباره متعه (ازدواج موقت) سؤال شد.

حضرت فرمودند: «متعه (ازدواج موقت) در این روزگار، مانند روزگاران پیشین نیست. زنان در آن روزگار مورد اطمینان بودند، اما امروزه مورد اطمینان نیستند. پس در مورد آنان تحقیق کنید.»

 

 

...عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِی یَعْفُورٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَرْأَةِ وَ لَا أَدْرِی مَا حَالُهَا أَ یَتَزَوَّجُهَا الرَّجُلُ مُتْعَةً.

قالَ: «یَتَعَرَّضُ لَهَا فَإِنْ أَجَابَتْهُ إِلَى الْفُجُورِ فَلَا یَفْعَلْ.»

 الکافی، ج‏۵، ص۴۵۴

عبدالله بن ابی‌یعفور گوید: از امام صادق (علیه‌السلام) درباره زنی که وضعیتش معلوم نیست، پرسیدم؛ که آیا یک مرد می‌تواند او را به متعه (ازدواج موقت) در آورد؟

حضرت فرمودند: «مرد به او پیشنهاد (عملی زشت) دهد، اگر آن زن پیشنهاد عمل زشت را پذیرفت، او را متعه نکند.»

 

پانوشتـــــــــــــــــــــــــــ

از کنار هم قرار دادن احادیث مربوطه، چنین بر می‌آید که این دستورات برای مؤمن است که باید با مؤمن ازدواج کند و الا هرکس با مثل خود ازدواج می‌کند؛ چنان‌چه خداوند می‌فرماید:

«مرد زناکار جز زن زناکار یا زن مشرک را به همسرى نمی‌گیرد و زن زناکار را جز مرد زناکار یا مرد مشرک به همسرى نمی‌گیرد و این کار بر مؤمنان حرام گشته‌است.»؛ سوره نور، آیه۳

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ اسفند ۹۵ ، ۱۱:۵۳
ابوالفضل رهبر

 

...عَنِ الْفَتْحِ بْنِ یَزِیدَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ ع عَنِ الْمُتْعَةِ.

فقَالَ «هِیَ حَلَالٌ مُبَاحٌ مُطْلَقٌ لِمَنْ لَمْ یُغْنِهِ اللَّهُ بِالتَّزْوِیجِ فَلْیَسْتَعْفِفْ بِالْمُتْعَةِ فَإِنِ اسْتَغْنَى عَنْهَا بِالتَّزْوِیجِ فَهِیَ مُبَاحٌ لَهُ إِذَا غَابَ عَنْهَا.»

 الکافی، ج‏۵، ص۴۵۲

فتح بن یزید گوید: از امام کاظم (علیه‌السلام) درباره متعه (ازدواج موقت) پرسیدم.

حضرت فرمودند: «متعه، برای کسی که خداوند او را با ازدواج (دائم) بی‌نیاز نکرده‌است، حلال و مباح و آزاد است، تا با متعه، عفتِ خود را حفظ کند. اما اگر با ازدواج، از متعه بی‌نیاز شده‌باشد، در صورتی برایش مباح است که همسرش از او دور باشد.»

 

 

...عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ شَمُّونٍ قَالَ: کَتَبَ أَبُو الْحَسَنِ ع إِلَى بَعْضِ مَوَالِیهِ:

«لَا تُلِحُّوا عَلَى الْمُتْعَةِ إِنَّمَا عَلَیْکُمْ إِقَامَةُ السُّنَّةِ فَلَا تَشْتَغِلُوا بِهَا عَنْ فُرُشِکُمْ وَ حَرَائِرِکُمْ فَیَکْفُرْنَ وَ یَتَبَرَّیْنَ وَ یَدْعِینَ عَلَى الْآمِرِ بِذَلِکَ وَ یَلْعَنُونَا.»

 الکافی، ج‏۵، ص۴۵۳

محمد بن حسن بن شَمّون گوید: امام کاظم (علیه‌السلام) خطاب به بعضی دوست‌دارانشان، در نامه‌ای نوشتند:

«بر متعه (ازدواج موقت) اصرار نورزید! آن‌چه بر شما واجب است، بر پا داشتنِ سنت است.[1] پس با متعه، از همسرانتان غافل نشوید، که (در نتیجه) کفر بورزند و بی‌زاری جویند و کسی را که به متعه امر کرده‌است را نفرین کنند و ما (اهل بیت) را لعن نمایند.»

 

 

...عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ فِی الْمُتْعَةِ:

«دَعُوهَا أَ مَا یَسْتَحْیِی أَحَدُکُمْ أَنْ یُرَى فِی مَوْضِعِ الْعَوْرَةِ فَیُحْمَلَ ذَلِکَ عَلَى صَالِحِی إِخْوَانِهِ وَ أَصْحَابِهِ.»

 الکافی، ج‏۵، ص۴۵۳

مفضل بن عُمر گوید: از امام صادق (علیه‌السلام) شنیدم که درباره متعه (ازدواج موقع) می‌فرمودند:

«آن را رها کنید! آیا حیا نمی‌کنید که در موقعیتی شرم‌آور، دیده شوید و این به دیگر برادران و یاران خوبتان نیز نسبت داده شود؟!»[2]

 

پاورقیــــــــــــــــــــــــــــــ

[1] مقصود این است که با یک بار متعه، سنت حفظ می‌شود و نیاز به انجام چندباره‌ی آن نیست؛ چراکه در بعضی احادیث توصیه شده‌است برای احیاءِ سنت رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله)، این کار انجام‌شود، اما گویا برخی زیاده‌روی می‌کرد‌ه‌اند!

[2] از آن‌جاکه اهل سنت این کار را جایز نمی‌دانند، اگر کسی را در این موقعیت ببینند، گمانی ناشایست (ارتباط نامشروع) نسبت به او می‌برند و این، سبب بدنامیِ شیعیان خواهد شد. بنابراین اگر متعه موجب شود خودِ انسان یا هم‌کیشانش در موضع اتهام و بدنامی قرار گیرند، جایز نخواهد بود.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ اسفند ۹۵ ، ۱۱:۴۵
ابوالفضل رهبر

 

«ابو حنیفه»[1] به «ابو جعفر محمد بن نُعمان، صاحب الطاق»[2] گفت: ای ابو جعفر! نظرت در مورد مُتعه (ازدواج موقت) چیست؟ آیا گمان می‌کنی متعه حلال است؟

مؤمن الطاق گفت: بله.

ابو حنیفه گفت: پس چرا زنان (خانواده) ات را امر نمی‌کنی که به متعه‌ی دیگران در آیند تا برایت کسب درآمد کنند؟!

مؤمن الطاق گفت: همه شغل‌ها چنین نیستند که به آن‌ها میل و رغبتی باشد، هرچند حلال باشند. توانایی مردم متفاوت است، بعضی کارها از توانشان خارج است. اما ای ابو حنیفه! نظرت در مورد «نبیذ»[3] چیست؟ آیا گمان می‌کنی (خوردنش) حلال است؟

ابو حنیفه گفت: بله.

مؤمن الطاق گفت: پس چرا زنان (خانواده) ات را در دکان‌های نبیذفروشی (عرق‌فروشی) نمی‌نشانی تا برایت کسب درآمد کنند؟!

ابو حنیفه گفت: یک ـ یک (مساوی) شدیم، اما ضربه تو کاری‌تر بود!

در ادامه این گفتگو، مؤمن الطاق به دیگر اشکالات و شبهات ابو حنیفه، پاسخ‌های مستدلی می‌دهد.

 الکافی، ج‏۵، ص۴۵۰

 

پاورقیـــــــــــــــــــــــــــــ

[1] ابوحنیفه، نُعمان بن ثابت (م ۱۵۰ هـ ق) فقیه و متکلم نامدار کوفه و پایه‌گذار «مذهب حنفی»، از مذاهب چهارگانه اهل سنت بوده است. اهل سنت او را «امام اعظم» و «سراج الائمة» لقب داده‌اند.

[2] ابو جعفر، محمد بن علی بن نُعمان (م ۱۶۰ هـ ق) فقیه و متکلم اهل کوفه و از اصحاب امام صادق و امام کاظم (علیهماالسلام) بوده است. دوستان به او «صاحب الطاق» یا «مؤمن الطاق» لقب داده بودند و دشمنانش که از گزند زبان بُرّانش در امان نبودند، او را «شیطان الطاق» می‌نامیدند! امام صادق (علیه‌السلام) او را دوست می‌داشتند و گاه برای مناظره با مخالفان، مأمورش می‌نمودند.

[3] نبیذ، مایعی است که از خیساندن خرما یا کشمش در آب تهیه می‌شود و در برخی شرایط مست‌کننده می‌گردد. اکثر اهل سنت (از جمله ابو حنیفه و پیروانش) بر اساس برخی روایات، خوردنش را (هرچند مست‌کننده باشد) حلال می‌پندارند. إن شاء الله، در مطلب بعد، به ریشه‌ی این گمان باطل (حلال بودن هر نوع نبیذی)، اشاره خواهد شد.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ اسفند ۹۵ ، ۰۸:۰۹
ابوالفضل رهبر

 

زرارة بن اعین نقل می‌کند:

«عبدالله بن عُمیر لیثی» نزد امام باقر (علیه‌السلام) آمد و گفت: نظرت در مورد متعه زنان (ازدواج موقت) چیست؟
حضرت فرمودند: خداوند آن را حلال کرده‌است؛ هم در کتابش[1] و هم بر زبان پیامبرش، بنابراین تا روز قیامت حلال خواهدبود.

گفت: ای ابو جعفر! تو چنین می‌گویی، اما عُمَر آن را حرام کرده و از آن نهی نموده‌است.[2]
حضرت فرمودند: (حکم خدا همان است،) هرچند او چنین‌کاری کرده‌باشد.

گفت: من تو را دعوت می‌کنم به خدا پناه ببری از اینکه چیزی را که عُمر حرام کرده است، حلال کنی.
حضرت فرمودند: پس تو به سخن هم‌نشین‌ات پای‌بند باش، من هم به سخن رسول خدا پای‌بند خواهم بود. من حاضرم با تو ملاعنه[3] کنم که قول حق، همان است که پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرموده‌است و قول باطل، همان است که هم‌نشین تو (عُمر بن خطاب) گفته‌است.

در این هنگام عبدالله بن عمیر رو به حضرت کرد و گفت: آیا خوشحال می‌شوی که زنان و دختران و خواهران و دخترعموهایت چنین کنند؟
امام صادق (علیه‌السلام) وقتی نام زنان و دخترعموهایشان برده شد، از او روی برگرداند.[4]

 الکافی، ج‏۵، ص۴۴۹

 

پاورقیــــــــــــــــــــــــــــــ

[1] «...وَ أُحِلَّ لَکُمْ ما وَراءَ ذلِکُمْ أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوالِکُمْ مُحْصِنینَ غَیْرَ مُسافِحینَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَریضَةً وَ لا جُناحَ عَلَیْکُمْ فیما تَراضَیْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَریضَةِ إِنَّ اللَّهَ کانَ عَلیماً حَکیماً»؛ سوره نساء، آیه۲۴.

[2] شیعه و اهل سنت از عُمر نقل کرده‌اند که گفت: «دو چیز در زمان پیامبر خدا حلال بود، اما من آن‌ها را حرام اعلام می‌کنم و هرکه را انجام دهد، مجازات خواهم‌کرد؛ متعه زنان (ازدواج موقت) و متعه حج (طواف نساء).»

[3] ملاعنه یا مباهله، این است که دو طرفی که ادعا می‌کنند حرفشان حق است، یکدیگر را لعن کنند تا عذاب الهی بر کسی که حرفش باطل است، نازل شود. مردِ عُمری‌مذهب، از ملاعنه سر باز می‌زند و سخن مستدلّ حضرت را با جسارتی زشت پاسخ می‌دهد.

[4] حضرت از کنار این حرف توهین‌آمیز، کریمانه عبور کردند. إن شاء الله، در مطلب بعد، پاسخ این شبهه، از زبان یکی از شاگردان امام صادق (علیه‌السلام) ذکر خواهد شد.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ اسفند ۹۵ ، ۰۸:۰۳
ابوالفضل رهبر

 

...عَنْ فُضَیْلِ بْنِ یَسَارٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی جَعْفَرٍ ع قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِی کِتَابِهِ «وَ مَنْ أَحْیاها فَکَأَنَّما أَحْیَا النَّاسَ جَمِیعاً» قَالَ مِنْ حَرَقٍ أَوْ غَرَقٍ‏ قُلْتُ فَمَنْ أَخْرَجَهَا مِنْ ضَلَالٍ إِلَى هُدًى قَالَ ذَاکَ تَأْوِیلُهَا الْأَعْظَمُ‏.

 الکافی، ج‏۲، ص۲۱۰

 

فضیل بن یسار نقل می‌کند:

به امام باقر (علیه‌السلام) عرض کردم: کلام خداوند در قرآن «و هر کس انسانى را حیات بخشد، گویا همه‌ی مردم را زنده کرده است.»[1] (در مورد چه کسی است؟)

حضرت فرمودند: «(در مورد کسی که انسانی را نجات دهد) از سوختن و غرق شدن.»

عرض کردم: پس کسی که انسانی را از گمراهی خارج کند و به هدایت برساند، چه؟

فرمودند: «این تأویل اعظم آیه است.»[2]

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
[1] سوره مائده، آیه32.
[2] «کسی که دیگری را از مرگ نجات دهد و به او حیاتی دوباره ببخشد» در معنای ظاهری آیه است و «کسی که دیگری را از گمراهی نجات دهد و به او حیات معنوی ببخشد» در معنای باطنی و تأویل آیه است.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ بهمن ۹۵ ، ۱۸:۰۲
ابوالفضل رهبر

 

خطَبَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع وَ قَالَ:

«...فَأْمُرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ انْهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ وَ اعْلَمُوا أَنَّ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیَ عَنِ الْمُنْکَرِ لَمْ یُقَرِّبَا أَجَلًا وَ لَمْ یَقْطَعَا رِزْقاً»

 

 الکافی، ج‏۵، ص۵۷

 

امیر مؤمنان (علیه‌السلام) در ضمن خطبه‌ای فرمودند:

«به معروف (امور پسندیده) امر کنید و از مُنکر (امور ناپسند) نهی کنید و بدانید که امر به معروف و نهی از منکر، هرگز نه مرگ را نزدیک می‌کنند و نه روزی را قطع می‌کنند.»

 

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۱ بهمن ۹۵ ، ۱۷:۵۶
ابوالفضل رهبر

 

...عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:

«إِنَّمَا یَأْمُرُ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَى عَنِ الْمُنْکَرِ مَنْ کَانَتْ فِیهِ ثَلَاثُ خِصَالٍ عَامِلٌ بِمَا یَأْمُرُ بِهِ وَ تَارِکُ لِمَا یَنْهَى عَنْهُ عَادِلٌ فِیمَا یَأْمُرُ عَادِلٌ فِیمَا یَنْهَى رَفِیقٌ فِیمَا یَأْمُرُ وَ رَفِیقٌ فِیمَا یَنْهَى.»

 

 الخصال، ج‏۱، ص۱۰۹

 

از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده است که فرمودند:

«تنها کسی امر به معروف و نهی از منکر کند که سه ویژگی داشته باشد:

1- خود، به آن‌چه امر می‌کند، عمل کند و آن‌چه را نهی می‌کند، ترک کند.

2- هنگام امر و هنگام نهی، به عدالت رفتار کند.

3- هنگام امر و هنگام نهی، ملایمت داشته باشد.»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ دی ۹۵ ، ۰۸:۵۹
ابوالفضل رهبر

 

پیش‌تر این نکته تبیین شده بود که اهل بیت (علیهم‌السلام) برای این‌که دشمنان از انسجام و قدرت شیعیان احساس خطر نکنند و آسیبی به آنان وارد نسازند، گاه به عمد، میان پیروانشان اختلاف ایجاد می‌کردند.

همچنین ذکر شده بود: ازآن‌جاکه ائمه (علیهم السلام) محور وحدت و محل رجوعِ اصحاب و گروه‌های مختلف بوده‌اند، این اختلافات لرزه‌هایی جزئی بر ساختار مجموعه شیعه وارد می‌نموده، اما در نهایت به ثبات آن انجامیده است.

 

حدیث زیر، تأکیدی بر توجه شیعیان به محوریت ائمه (علیهم السلام) در این التهابات است:

 

...عَنْ سَدِیرٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی جَعْفَرٍ ع إِنِّی تَرَکْتُ‏ مَوَالِیَکَ‏ مُخْتَلِفِینَ‏ یَتَبَرَّأُ بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْض.ٍ

قالَ فَقَالَ: «وَ مَا أَنْتَ وَ ذَاکَ إِنَّمَا کُلِّفَ النَّاسُ ثَلَاثَةً مَعْرِفَةَ الْأَئِمَّةِ وَ التَّسْلِیمَ لَهُمْ فِیمَا وَرَدَ عَلَیْهِمْ وَ الرَّدَّ إِلَیْهِمْ فِیمَا اخْتَلَفُوا فِیهِ.»

 الکافی، ج‏۱، ص۳۹۰

 

سدیر بن حُکَیم نقل می‌کند: به امام باقر (علیه السلام) عرض کردم: من پیروان شما (در کوفه) را در حالی ترک کردم (و نزد شما در مدینه آمده‌ام) که با هم اختلاف داشتند و از یکدیگر دوری می‌جستند.

حضرت فرمودند:
«به این مسئله کاری نداشته باش!
مردم سه وظیفه دارند:
1- ائمه (علیهم‌السلام) را بشناسند،
2- هر اتفاقی برایشان می‌افتد، تسلیم آنان باشند،
3- اگر در موردی اختلاف داشتند، اختلافشان را به ایشان ارجاع دهند.»

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پاورقی: مطالب مرتبط پیشین: «چرا امام صادق زراره را میان دیگر اصحاب خراب کرد؟!»، «اختلاف افکنی میان شیعیان، توسط امام باقر!»، «چه شد که یونس به گریه افتاد؟!»، «چرا امام صادق قاتل خود را وصی خود اعلام کرد؟!»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ دی ۹۵ ، ۱۵:۵۷
ابوالفضل رهبر

 

ابان بن تغلب از امام صادق (علیه‌السلام) نقل کرده است که فرمودند:

 

«فکر می‌کنی خداوند به عده‌ای مال داده، به خاطر احترام به آن‌ها و به عده‌ای نداده، برای این‌که نزد او خوار هستند؟!
هرگز چنین نیست!
بلکه مال، مالِ خداست، آن را نزد افراد به امانت گذاشته و به آن‌ها اجازه داده است تا به‌اندازه بخورند، به‌اندازه بنوشند، به‌اندازه بپوشند، به‌اندازه خرجِ ازدواج کنند، به‌اندازه خرجِ مَرکب کنند و بقیه را به فقرای مؤمن برگردانند و آشفتگی زندگی آن‌ها را سروسامان دهند.

 
هرکس چنین کند، خوردن و آشامیدن و پوشیدن و سواری و ازدواجش حلال است،
و هرکس چنین نکند، حرام خواهد بود.
«اسراف نکنید که خداوند اسراف‌کاران را دوست ندارد.» (اعراف:۳۱)

 
فکر می‌کنی خداوند مالی را به شخصی امانت می‌سپارد و به او می‌گوید اسبی به قیمت ده هزار درهم (نقره) بخرد، درحالی‌که یک اسبِ بیست درهمی هم برایش کافی است؟!
یا می‌گوید کنیزی به قیمت صد دینار (طلا) بخرد، درحالی‌که یک کنیزِ بیست دیناری هم برایش کافی است؟!
«اسراف نکنید که خداوند اسراف‌کاران را دوست ندارد.» (اعراف:۳۱)»

 

 تفسیر العیاشی، ج‏۲، ص۱۳

 

داداچ

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ دی ۹۵ ، ۱۵:۰۰
ابوالفضل رهبر