دستوار

در دست عهد دولت او دستوار باد...

دستوار

در دست عهد دولت او دستوار باد...

دستوار

اللهم‌صل‌علی‌محمد‌ و آل‌محمد و عجل‌فرجهم

طبقه بندی موضوعی

آخرین نظرات

  • ۸ فروردين ۰۳، ۰۱:۰۶ - M
    👍

۶۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «روزی» ثبت شده است

 

...عَنْ حَنَانٍ عَنْ أَبِیهِ قَالَ: قَالَ لِی أَبُو جَعْفَرٍ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ: «یَا أَبَا اَلْفَضْلِ! أَ مَا لَکَ مَکَانٌ تَقْعُدُ فِیهِ فَتُعَامِلَ اَلنَّاسَ؟» قَالَ: قُلْتُ: بَلَى. قَالَ: «مَا مِنْ رَجُلٍ مُؤْمِنٍ یَرُوحُ أَوْ یَغْدُو إِلَى مَجْلِسِهِ أَوْ سُوقِهِ فَیَقُولُ حِینَ یَضَعُ رِجْلَهُ فِی اَلسُّوقِ «اَللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ خَیْرِهَا وَ خَیْرِ أَهْلِهَا»، إِلاَّ وَکَّلَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ مَنْ یَحْفَظُهُ وَ یَحْفَظُ عَلَیْهِ حَتَّى یَرْجِعَ إِلَى مَنْزِلِهِ فَیَقُولُ لَهُ: «قَدْ أُجِرْتَ مِنْ شَرِّهَا وَ شَرِّ أَهْلِهَا یَوْمَکَ هَذَا بِإِذْنِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ قَدْ رُزِقْتَ خَیْرَهَا وَ خَیْرَ أَهْلِهَا فِی یَوْمِکَ هَذَا.» فَإِذَا جَلَسَ مَجْلِسَهُ قَالَ حِینَ یَجْلِسُ: «أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ وَحْدَهُ لاَ شَرِیکَ لَهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ اَللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ فَضْلِکَ حَلاَلاً طَیِّباً وَ أَعُوذُ بِکَ مِنْ أَنْ أَظْلِمَ أَوْ أُظْلَمَ وَ أَعُوذُ بِکَ مِنْ صَفْقَةٍ خَاسِرَةٍ وَ یَمِینٍ کَاذِبَةٍ» فَإِذَا قَالَ ذَلِکَ قَالَ لَهُ اَلْمَلَکُ اَلْمُوَکَّلُ بِهِ: «أَبْشِرْ فَمَا فِی سُوقِکَ اَلْیَوْمَ أَحَدٌ أَوْفَرَ مِنْکَ حَظّاً قَدْ تَعَجَّلْتَ اَلْحَسَنَاتِ وَ مُحِیَتْ عَنْکَ اَلسَّیِّئَاتُ وَ سَیَأْتِیکَ مَا قَسَمَ اَللَّهُ لَکَ مُوَفَّراً حَلاَلاً طَیِّباً مُبَارَکاً فِیهِ.»»

 الکافی، ج۵، ص۱۵۵

 

از سَدیر بن حُکَیم صیرفی نقل شده است:

امام باقر (علیه‌السلام) به من فرمودند:

«ای ابو فضل![۱] آیا تو مکانی[۲] نداری که در آن بنشینی و با مردم معامله کنی؟»

عرض کردم:

بله.

حضرت فرمودند:

«هیچ مرد مؤمنی نیست که چه شب و چه صبح، به جایگاهش یا بازارش برود و زمانی که پایش را در بازار می‌گذارد، بگوید:

«اَللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ خَیْرِهَا وَ خَیْرِ أَهْلِهَا»؛ «خداوندا! من از خیر این بازار و از خیر اهل این بازار، از تو طلب می‌کنم.»،

مگراین‌که خداوند (عزّوجلّ) فرشته‌ای که او را حفظ می‌کند را وکیل او می‌گرداند و این فرشته تا زمانی که آن مرد مؤمن به خانه‌اش برگردد، از او محافظت می‌کند و به او می‌گوید:

«به‌راستی امروز، به اذن خداوند، از شر این بازار و از شر اهل آن، از تو محافظت شد. و به‌راستی امروز خیر این بازار و خیر اهل آن، روزی‌ات شد.»

و این مرد مؤمن وقتی در جایگاهش[۳] می‌نشیند (اگر) زمانی که می‌نشیند، بگوید:

«أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ وَحْدَهُ لاَ شَرِیکَ لَهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ اَللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ فَضْلِکَ حَلاَلاً طَیِّباً وَ أَعُوذُ بِکَ مِنْ أَنْ أَظْلِمَ أَوْ أُظْلَمَ وَ أَعُوذُ بِکَ مِنْ صَفْقَةٍ خَاسِرَةٍ وَ یَمِینٍ کَاذِبَةٍ»؛ «گواهی می‌دهم که هیچ خدایی جز الله نیست، او تنهاست و شریکی ندارد و گواهی می‌دهم که محمد بنده‌ی او و فرستاده‌ی اوست. خداوندا! من از فضل تو، (روزی‌ای) حلال و پاکیزه می‌خواهم و از این‌که (در معاملاتم به کسی) ظلم کنم و به من ظلم شود، به تو پناه می‌آورم و از معاملات زیان‌بار و سوگند دروغین[۴] به تو پناه می‌برم.»

پس هرگاه این را بگوید، آن فرشته‌ی موکّل (که وکیل او شده است)، به او می‌گوید:

«بشارت باد! که امروز در بازارت، هیچ‌کس بهره‌ای افزون‌تر از تو نبرد؛ به‌راستی تو به‌سوی نیکی‌ها شتافتی و بدی‌ها از [سیاهه‌ی اعمالِ] تو محو شد و به‌زودی آن (روزی‌ای) که خداوند سهم تو قرار داده، تمام‌وکمال و حلال و پاکیزه و پربرکت، به تو خواهد رسید.»»

 

 

 

پاورقیـــــــــــــــــــــــــــــــــ

[۱] ابوفضل، کنیه سَدیر بوده است. شغل سدیر همان‌طور که از لقبش پیداست، صرّافی بوده است.

[۲] مثل یک مغازه یا حتی گوشه‌ای از خیابان که انسان آن‌جا بساطی پهن می‌کند و کسب و کاری راه می‌اندازد.

[۳] مقصود، جایگاهی است که کسب و کارش را آن‌جا برپا کرده.

[۴] مقصود، سوگندهایی است که برخی کاسب‌ها در مورد کیفیت کالایشان یا قیمت مناسبش می‌خورند.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ بهمن ۰۰ ، ۰۹:۵۲
ابوالفضل رهبر

 

...عَنْ مُحَمَّدٍ اَلزَّعْفَرَانِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: «مَنْ طَلَبَ اَلتِّجَارَةَ اِسْتَغْنَى عَنِ اَلنَّاسِ.» قُلْتُ: وَ إِنْ کَانَ مُعِیلاً؟ قَالَ: «وَ إِنْ کَانَ مُعِیلاً. إِنَّ تِسْعَةَ أَعْشَارِ اَلرِّزْقِ فِی اَلتِّجَارَةِ.»

 الکافی، ج۵، ص۱۴۸

 

از محمد زعفرانی گوید:

امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند:

«کسی که به‌دنبال تجارت (خرید و فروش) رود، از مردم بی‌نیاز می‌شود.»

عرض کردم:

حتی اگر عیال‌وار باشد؟

حضرت فرمودند:

«حتی اگر عیال‌وار باشد.

به‌راستی که نه‌دهم (نود درصدِ) روزی، در تجارت است.»

 

 

 

...عَنِ اَلْفُضَیْلِ بْنِ أَبِی قُرَّةَ قَالَ: سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ عَنْ رَجُلٍ وَ أَنَا حَاضِرٌ فَقَالَ: «مَا حَبَسَهُ عَنِ اَلْحَجِّ؟» فَقِیلَ: تَرَکَ اَلتِّجَارَةَ وَ قَلَّ شَیْئُهُ. قَالَ: وَ کَانَ مُتَّکِئاً فَاسْتَوَى جَالِساً ثُمَّ قَالَ لَهُمْ: «لاَ تَدَعُوا اَلتِّجَارَةَ فَتَهُونُوا اِتَّجِرُوا بَارَکَ اَللَّهُ لَکُمْ.»

 الکافی، ج۵، ص۱۴۹

 

از فُضیل بن ابی‌قُرّة نقل شده است:

من نزد امام صادق (علیه‌السلام) بودم که درباره مردی از ایشان سؤال شد.

حضرت فرمودند:

«چه‌چیز او را از حج باز داشته؟»

به ایشان عرض شد:

تجارت (خرید و فروش) را رها کرده و دارایی‌اش کم شده.

حضرت که تکیه داده بودند، (برخواستند،) صاف نشستند و به حاضران فرمودند:

«تجارت را رها نکنید؛ که خوار خواهید شد!

تجارت کنید تا خداوند به شما برکت دهد.»

 

 

 

...عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ وَ کَانَ خَتَنَ بُرَیْدٍ اَلْعِجْلِیِّ: قَالَ بُرَیْدٌ لِمُحَمَّدٍ: سَلْ لِی أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ عَنْ شَیْءٍ أُرِیدُ أَنْ أَصْنَعَهُ إِنَّ لِلنَّاسِ فِی یَدِی وَدَائِعَ وَ أَمْوَالاً وَ أَنَا أَتَقَلَّبُ فِیهَا وَ قَدْ أَرَدْتُ أَنْ أَتَخَلَّى مِنَ اَلدُّنْیَا وَ أَدْفَعَ إِلَى کُلِّ ذِی حَقٍّ حَقَّهُ قَالَ فَسَأَلَ مُحَمَّدٌ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ عَنْ ذَلِکَ وَ خَبَّرَهُ بِالْقِصَّةِ وَ قَالَ مَا تَرَى لَهُ فَقَالَ: «یَا مُحَمَّدُ أَ یَبْدَأُ نَفْسَهُ بِالْحَرَبِ لاَ وَ لَکِنْ یَأْخُذُ وَ یُعْطِی عَلَى اَللَّهِ جَلَّ اِسْمُهُ.»

 الکافی، ج۵، ص۱۴۹

 

از بُرید عِجلی که داماد (شوهرخواهرِ) محمد بن مسلم بوده است، نقل شده است که به محمد [که از اصحاب نزدیک امام صادق (علیه‌السلام) بوده است] گفت:

از طرف من، از امام صادق (علیه‌السلام) درباره کاری که قصد انجامش را دارم سؤال کن؛ مردم در دست من امانت‌ها و اموالی دارند که من با این مبالغ کار می‌کنم. حالا قصد دارم که از دنیا کناره گیرم و حق صاحبانشان را به آن‌ها بدهم.

محمد بن مسلم، درباره این موضوع از امام صادق (علیه‌السلام) سؤال کرد و داستان را به اطلاع ایشان رساند و عرض کرد:

نظر شما چیست؟

امام فرمودند:

«ای محمد! آیا می‌خواهد خود را دچار فقر کند؟! نه (چنین نکند)، بلکه (اموال مردم را) بگیرد (و با آن کار کند) و در راه خداوند (جلّ‌اسمه) [از درآمدش، به نیازمندان] عطا کند.»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ دی ۰۰ ، ۱۰:۰۵
ابوالفضل رهبر

 

...عَنْ عَبْدِ اَلرَّحْمَنِ بْنِ سَیَابَةَ قَالَ: لَمَّا هَلَکَ أَبِی سَیَابَةُ جَاءَ رَجُلٌ مِنْ إِخْوَانِهِ إِلَیَّ فَضَرَبَ اَلْبَابَ عَلَیَّ فَخَرَجْتُ إِلَیْهِ فَعَزَّانِی وَ قَالَ لِی: هَلْ تَرَکَ أَبُوکَ شَیْئاً؟ فَقُلْتُ لَهُ: لاَ. فَدَفَعَ إِلَیَّ کِیساً فِیهِ أَلْفُ دِرْهَمٍ وَ قَالَ لِی: أَحْسِنْ حِفْظَهَا وَ کُلْ فَضْلَهَا. فَدَخَلْتُ إِلَى أُمِّی وَ أَنَا فَرِحٌ فَأَخْبَرْتُهَا فَلَمَّا کَانَ بِالْعَشِیِّ أَتَیْتُ صَدِیقاً کَانَ لِأَبِی فَاشْتَرَى لِی بَضَائِعَ سَابِرِیٍّ وَ جَلَسْتُ فِی حَانُوتٍ فَرَزَقَ اَللَّهُ جَلَّ وَ عَزَّ فِیهَا خَیْراً کَثِیراً وَ حَضَرَ اَلْحَجُّ فَوَقَعَ فِی قَلْبِی فَجِئْتُ إِلَى أُمِّی وَ قُلْتُ لَهَا: إِنَّهَا قَدْ وَقَعَ فِی قَلْبِی أَنْ أَخْرُجَ إِلَى مَکَّةَ فَقَالَتْ لِی: فَرُدَّ دَرَاهِمَ فُلاَنٍ عَلَیْهِ فَهَاتِهَا وَ جِئْتُ بِهَا إِلَیْهِ فَدَفَعْتُهَا إِلَیْهِ فَکَأَنِّی وَهَبْتُهَا لَهُ فَقَالَ: لَعَلَّکَ اِسْتَقْلَلْتَهَا فَأَزِیدَکَ؟ قُلْتُ: لاَ وَ لَکِنْ قَدْ وَقَعَ فِی قَلْبِیَ اَلْحَجُّ فَأَحْبَبْتُ أَنْ یَکُونَ شَیْئُکَ عِنْدَکَ ثُمَّ خَرَجْتُ فَقَضَیْتُ نُسُکِی ثُمَّ رَجَعْتُ إِلَى اَلْمَدِینَةِ فَدَخَلْتُ مَعَ اَلنَّاسِ عَلَى أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ وَ کَانَ یَأْذَنُ إِذْناً عَامّاً فَجَلَسْتُ فِی مَوَاخِیرِ اَلنَّاسِ وَ کُنْتُ حَدَثاً فَأَخَذَ اَلنَّاسُ یَسْأَلُونَهُ وَ یُجِیبُهُمْ فَلَمَّا خَفَّ اَلنَّاسُ عَنْهُ أَشَارَ إِلَیَّ فَدَنَوْتُ إِلَیْهِ فَقَالَ لِی: «أَ لَکَ حَاجَةٌ؟» فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ أَنَا عَبْدُ اَلرَّحْمَنِ بْنُ سَیَابَةَ. فَقَالَ لِی: «مَا فَعَلَ أَبُوکَ؟» فَقُلْتُ: هَلَکَ. قَالَ: فَتَوَجَّعَ وَ تَرَحَّمَ. قَالَ: ثُمَّ قَالَ لِی: «أَ فَتَرَکَ شَیْئاً؟» قُلْتُ: لاَ. قَالَ: «فَمِنْ أَیْنَ حَجَجْتَ؟» قَالَ: فَابْتَدَأْتُ فَحَدَّثْتُهُ بِقِصَّةِ اَلرَّجُلِ. قَالَ: فَمَا تَرَکَنِی أَفْرُغُ مِنْهَا حَتَّى قَالَ لِی: «فَمَا فَعَلْتَ فِی اَلْأَلْفِ؟» قَالَ: قُلْتُ: رَدَدْتُهَا عَلَى صَاحِبِهَا. قَالَ: فَقَالَ لِی: «قَدْ أَحْسَنْتَ؟» وَ قَالَ لِی: «أَ لاَ أُوصِیکَ؟» قُلْتُ: بَلَى جُعِلْتُ فِدَاکَ. فَقَالَ: «عَلَیْکَ بِصِدْقِ اَلْحَدِیثِ وَ أَدَاءِ اَلْأَمَانَةِ تَشْرَکُ اَلنَّاسَ فِی أَمْوَالِهِمْ هَکَذَا.» وَ جَمَعَ بَیْنَ أَصَابِعِهِ. قَالَ: فَحَفِظْتُ ذَلِکَ عَنْهُ فَزَکَّیْتُ ثَلاَثَمِائَةِ أَلْفِ دِرْهَمٍ.

 الکافی، ج۵، ص۱۳۴

 

از عبدالرحمن بن سَیابه نقل شده است:

وقتی پدرم سیابه از دنیا رفت، یکی از دوستان او نزد من آمد و درب خانه‌ام را زد. نزد او رفتم. به من تسلیت گفت و بعد گفت: آیا پدرت چیزی برایت باقی گذاشته؟

گفتم: نه.

آن‌گاه کیسه‌ای به من داد که هزار درهم در آن بود و به من گفت: آن را به نیکی حفظ کن و اضافه‌اش را مصرف کن.

من درحالی‌که شادمان بودم، نزد مادرم رفتم و ماجرا را برایش تعریف کردم.

وقتی شب شد، نزد یکی از دوستان پدرم رفتم و او برایم کالاهای سابری[۱] خرید و من در مغازه‌ای نشستم [و کاسبی کردم.] آن‌گاه خداوند (جلّ‌وعزّ) خیر فراوانی روزی‌ام کرد.

وقتی ایام حج فرا رسید، به دلم افتاد که به حج بروم. پس نزد مادرم رفتم و به او گفتم: به دلم افتاده که به مکه بروم. مادرم گفت: پس درهم‌های فلانی را هم به او پس بده.[۲]

من آن مبلغ را برداشتم، نزد دوست پدرم رفتم و آن را به او دادم؛ انگار من آن پول را به او می‌بخشیدم.

دوست پدرم گفت: اگر فکر می‌کنی کم است، بیش‌ترش کنم؟

گفتم: خیر، اما من به دلم افتاده که به حج بروم، دوست داشتم که مالت پیش خودت باشد.[۳]

بعد، (از شهرم به سوی مکه) خارج شدم و اعمال حجم را به‌جا آوردم. سپس به مدینه برگشتم و همراه مردم نزد امام صادق (علیه‌السلام) که اجازه‌ی جلسه‌ای عمومی را داده بودند، رفتم.

من که یک جوان بودم، در انتهای جمعیت نشستم. مردم از ایشان سؤال می‌کردند و ایشان پاسخشان را می‌دادند.

وقتی جمعیتِ دورشان خلوت شد، به من اشاره فرمودند. من نزدیکشان رفتم. آن‌گاه حضرت به من فرمودند: «آیا حاجتی داری؟»

عرض کردم: فدایتان شوم، من عبدالرحمن پسر سَیابه هستم.

حضرت به من فرمودند: «پدرت چه می‌کند؟»

عرض کردم: از دنیا رفته است.

ایشان ناراحت شدند و بر او رحمت فرستادند. سپس به من فرمودند: «آیا چیزی از خود باقی گذاشته است؟»

عرض کردم: خیر.

فرمودند: «پس، از کجا (آوردی که) حج انجام دادی؟»

من شروع کردم و داستان آن مرد (دوست پدرم) را تعریف کردم.

هنوز سخنم تمام نشده بود که حضرت به من فرمودند: «با آن هزار درهم چه کردی؟»

عرض کردم: آن را به صاحبش بازگرداندم.

حضرت به من فرمودند: «خوب کردی!»

بعد فرمودند: «یک توصیه به تو نکنم؟»

عرض کردم: بفرمایید، فدایتان شوم.

فرمودند: «بر تو باد: "راست‌گویی" و "ادای امانت"؛ که این‌چنین، با مردم در اموالشان شریک می‌شوی.» و حضرت (در همین حین) انگشتانشان را در میان یک‌دیگر قرار دادند.

من این توصیه را از ایشان حفظ کردم[۴] و بر اثر (عمل به) آن، سیصدهزار درهم زکاتِ (اموالم) را پرداخت کردم.[۵]

 

 

 

پاورقیـــــــــــــــــــــــــــــــــ

[‍۱] سابر، عربی‌شده‌ی شاپور، شهری در ولایت فارس بوده است. فارس نیز منطقه‌ای وسیع بوده و شامل استان‌های فارس، بوشهر، هرمزگان، کهگیلویه‌وبویراحمد، یزد و بخشی از خوزستان کنونی می‌شده است.

[۲] معلوم می‌شود که در آن مدت، به‌واسطه‌ی کسب و کارش، اوضاع مالی‌اش آن‌قدر بهبوده یافته بوده که مستطیع شود و بتواند مخارج حج را تأمین کند.

[۳] قصدش این بوده که دینی گردنش نباشد و وقتی به زیارت خانه خدا می‌رود، حق‌الناسی به‌عهده‌اش نباشد.

[۴] یعنی به‌خاطر سپردم و به آن عمل کردم.

[۵] یعنی بر اثر عمل به این دو سفارش حضرت امام صادق (علیه‌السلام)، آن‌قدر ثروتش زیاد شده بود که سیصد برابر آن‌چه دوست پدرش به او داده بود، زکاتِ اموالش شده بود.

 

 

 

پانوشتـــــــــــــــــــــــــــــــــ

ارتباط عمل به این دو سفارش (راست‌گویی و امانت‌داری) این است که سرمایه اصلی کاسب، در درازمدت، "اعتماد مردم" و "اعتماد بازار" است.

آن‌چه موجب این اعتماد عمیق و این یگانگی (مثل انگشتان دو دست که در هم فرو رفته‌اند) می‌شود، "صداقت" و "امانت" است؛

این‌که دیگران ببینند او "صادق" است؛ حرفش حق است و دروغ و نیرنگی در کارش نیست

و این‌که ببینند او "امین" است؛ می‌شود رویش حساب کرد و به او اعتماد نمود.

این‌چنین است که:

- مشتریانش زیاد می‌شوند و خود، تبلیغ او را خواهند کرد و فروشش به‌صورت تصاعدی زیاد خواهد شد

- و بازاریان نیز به او اعتماد می‌کنند، روی حرفش حساب می‌کنند، حرفش برایشان تضمین خواهد بود، جنسش را تأمین می‌کنند، چکش را برگشت نمی‌زنند، اگر دچار مشکلی شود، دستش را می‌گیرند و...

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ دی ۰۰ ، ۰۸:۲۱
ابوالفضل رهبر

 

...عَنْ حَفْصِ بْنِ قُرْطٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ: اِمْرَأَةٌ بِالْمَدِینَةِ کَانَ اَلنَّاسُ یَضَعُونَ عِنْدَهَا اَلْجَوَارِیَ فَتُصْلِحُهُنَّ وَ قُلْنَا مَا رَأَیْنَا مِثْلَ مَا صُبَّ عَلَیْهَا مِنَ اَلرِّزْقِ. فَقَالَ: «إِنَّهَا صَدَقَتِ اَلْحَدِیثَ وَ أَدَّتِ اَلْأَمَانَةَ وَ ذَلِکَ یَجْلِبُ اَلرِّزْقَ.»

 الکافی، ج۵، ص۱۳۳

 

از حَفص بن قُرط نقل شده است:

به امام صادق (علیه‌السلام) عرض کردم:

زنی در مدینه بود که مردم دخترکان (کنیزان) را نزد او می‌گذاشتند تا تربیتشان کند. ما می‌گفتیم: کسی را ندیده‌ایم که مانند او از روزی سرشار باشد.

حضرت فرمودند:

«به‌راستی که آن زن راست‌گفتار است و امانت را ادا می‌کند؛

و این است که روزی را (به‌سوی او) گرد می‌آورد.»

 

 

 

...عَنِ اَلسَّکُونِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: «لَیْسَ مِنَّا مَنْ أَخْلَفَ بِالْأَمَانَةِ.» وَ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: «اَلْأَمَانَةُ تَجْلِبُ اَلرِّزْقَ وَ اَلْخِیَانَةُ تَجْلِبُ اَلْفَقْرَ.»

 الکافی، ج۵، ص۱۳۳

 

از امام صادق، از رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) نقل شده است:

«از ما اهل‌بیت نیست؛ کسی که در (ادای) امانت، خُلفِ (وعده) کند.»

همچنین از ایشان نقل شده است:

«(ادای) امانت، روزی را (به‌سوی انسان) گرد می‌آورد

و خیانت (در امانت)، فقر را (به‌سوی او) گرد می‌آورد.»

  

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ دی ۰۰ ، ۱۴:۳۵
ابوالفضل رهبر

 

...عَنْ حَدِیدٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ: «اتَّقُوا اللَّهَ وَ صُونُوا دِینَکُمْ بِالْوَرَعِ وَ قَوُّوهُ بِالتَّقِیَّةِ وَ الِاسْتِغْنَاءِ بِاللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّهُ مَنْ خَضَعَ لِصَاحِبِ سُلْطَانٍ وَ لِمَنْ یُخَالِفُهُ عَلَى دِینِهِ طَلَباً لِمَا فِی یَدَیْهِ مِنْ دُنْیَاهُ‏ أَخْمَلَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مَقَّتَهُ عَلَیْهِ وَ وَکَلَهُ إِلَیْهِ فَإِنْ هُوَ غَلَبَ عَلَى شَیْ‏ءٍ مِنْ دُنْیَاهُ فَصَارَ إِلَیْهِ مِنْهُ شَیْ‏ءٌ نَزَعَ اللَّهُ جَلَّ وَ عَزَّ اسْمُهُ الْبَرَکَةَ مِنْهُ وَ لَمْ یَأْجُرْهُ عَلَى شَیْ‏ءٍ یُنْفِقُهُ فِی حَجٍّ وَ لَا عِتْقِ [رَقَبَةٍ] وَ لَا بِرٍّ.»

 الکافی، ج۵، ص۱۰۵

 

از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده است:

«از خداوند بترسید و دینتان را با ″ورع″ حفظ کنید و آن را با ″تقیه″ و با ″بی‌نیازی جستن با (اتکاء به) خداوند″ تقویت کنید.

به‌راستی کسی که در مقابل ″سلطان″[۱] و در مقابل ″کسی که با او به‌خاطر دینش مخالفت می‌کند″[۲] فروتنی ورزد، تا از [اموال] دنیایی که در دست اوست بهره‌مند گردد، خداوند (عزّوجلّ) او را گم‌نام می‌کند[۳] و به‌خاطر این کار با او دشمنی می‌ورزد و او را به آن (سلطان یا مخالف دین) وامی‌گذارد.

آن‌گاه اگر به چیزی از دنیای آن سلطان دست یابد و مالی به او برسد، خداوند (جلّ‌وعزّإسمه) برکت را از آن مال برمی‌گیرد و به هیچ کار نیک او پاداش نخواهد داد؛ چه حج باشد، چه آزاد کردن برده باشد و هر کاری خوبی که انجام دهد.»

 

 

پاورقیـــــــــــــــــــــــــــــــــ

[‍۱] سلطان: کسی که با قهر و غلبه بر دیگران غالب شده و سلطه یافته است.

[۲] مقصود کسی است که با دین ما ضدیت دارد و به‌خاطر دین‌دار بودنمان با ما به مخالفت برخواسته.

[۳] یعنی کاری می‌کند که نامش از زبان‌ها و دل‌ها بیفتد، از بزرگی ساقط شود و به فراموشی سپرده شود.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ آذر ۰۰ ، ۱۰:۲۴
ابوالفضل رهبر

 

...عَنْ مُوسَى بْنِ بَکْرٍ قَالَ: قَالَ لِی أَبُو اَلْحَسَنِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ: «مَنْ طَلَبَ هَذَا اَلرِّزْقَ مِنْ حِلِّهِ لِیَعُودَ بِهِ عَلَى نَفْسِهِ وَ عِیَالِهِ کَانَ کَالْمُجَاهِدِ فِی سَبِیلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَإِنْ غُلِبَ عَلَیْهِ فَلْیَسْتَدِنْ عَلَى اَللَّهِ وَ عَلَى رَسُولِهِ مَا یَقُوتُ بِهِ عِیَالَهُ فَإِنْ مَاتَ وَ لَمْ یَقْضِهِ کَانَ عَلَى اَلْإِمَامِ قَضَاؤُهُ فَإِنْ لَمْ یَقْضِهِ کَانَ عَلَیْهِ وِزْرُهُ إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ: «إِنَّمَا اَلصَّدَقٰاتُ لِلْفُقَرٰاءِ وَ اَلْمَسٰاکِینِ وَ اَلْعٰامِلِینَ عَلَیْهٰا» إِلَى قَوْلِهِ «وَ اَلْغٰارِمِینَ» فَهُوَ فَقِیرٌ مِسْکِینٌ مُغْرَمٌ.»

 الکافی، ج۵، ص۹۳

 

از موسی بن بَکر نقل شده است:

امام کاظم (علیه‌السلام) به من فرمودند:

«کسی که به دنبال این روزی حلال باشد تا با آن خود و خانواده‌اش را تأمین کند، مانند مجاهد در راه خداوند (عزّوجلّ) است؛

آن‌گاه اگر از پسِ مخارجشان بر نیامد، باید به‌مقدار خورد و خوراک خانواده‌اش، با تکیه بر خدا و رسولش، قرض کند.

پس اگر بمیرد و بدهی‌اش را ادا نکند، پرداخت آن بر عهده امام است و اگر امام نیز قرضش را ادا نکند، به گردن او (امام) خواهد بود.

به‌راستی که خداوند (عزّوجلّ) می‌فرماید: «إِنَّمَا الصَّدَقٰاتُ لِلْفُقَرٰاءِ وَ الْمَسٰاکِینِ وَ الْعٰامِلِینَ عَلَیْهٰا...»؛ «صدقات (مبالغ جمع‌آوری‌شده‌ی زکات)، فقط به فقرا اختصاص دارد و به بیچارگان و عوامل جمع‌آوری زکات و...» تا جایی که می‌فرماید: «وَ الْغٰارِمِینَ»؛ «و بده‌کاران».[۱]

چنین کسی [که با این وضعیت از دنیا رفته]، فقیر و بی‌چاره و بده‌کار است.»[۲]

 

 

 

پاورقیـــــــــــــــــــــــــــــــــ

[۱] متن کامل این آیه شریفه که موارد مصرف زکات را ذکر می‌کند، این است: «إِنَّمَا الصَّدَقٰاتُ لِلْفُقَرٰاءِ وَ الْمَسٰاکِینِ وَ الْعٰامِلِینَ عَلَیْهٰا وَ الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَ فِی الرِّقٰابِ وَ الْغٰارِمِینَ وَ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ وَ ابْنِ السَّبِیلِ فَرِیضَةً مِنَ اللّٰهِ وَ اللّٰهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ» [توبه:۶۰]

[۲] بنابراین بر اساس این آیه، شخص مذکور، از مواردی است که بدهی او باید از محل زکات جمع‌آوری‌شده پرداخت شود. مسؤول جمع‌آوری و تقسیم زکات، امام المسلمین است. در زمان حکومت معصومان (علیهم‌السلام) این مسؤولیت بر عهده‌ی ایشان بوده است و در زمان غیبت آن‌ها نیز بر عهده کسی است که بر جای ایشان نشسته و مسؤولیت اجرای احکام اسلامی را بر عهده گرفته است.

 

 

 

پانوشتـــــــــــــــــــــــــــــــــ

اگر بخواهیم در مورد عنوانِ این مطلب توضیح دهیم، می‌توانیم چنین بگوییم که امام کاظم (علیه‌السلام) در صورتی قرض کردن را لازم می‌دانند که شخص با وجود تلاش برای کسب روزی حلال، از عهده مخارج خانواده‌اش بر نیاید. در این‌صورت باید به‌قدر ضرورت قرض کند.

البته این، به این معنا نیست که انسان با این قصد که نخواهد بدهیِ خود را بپردازد، قرض کند، بلکه به این معناست که تأکید معصومان (علیهم‌السلام) بر«پرهیز از قرض کردن و بدهی داشتن»، موجب نشود که انسان حتی در صورت نیازمندی و در تنگنا بودنِ خانواده‌اش نیز از قرض کردن خودداری کند.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ آبان ۰۰ ، ۰۸:۰۷
ابوالفضل رهبر

 

یکی از دوستان تعریف می‌کرد که پسرخاله‌اش در کرج مغازه‌ای داشت و مشغول فروش گوشی تلفن‌همراه بود. با اصرار همسرش و با امید کسب درآمد بیشتر، مغازه را جمع کرد و در پاساژ علاءالدین تهران مشغول کار برای یک عمده‌فروش شد. خلاصه این‌که راضی نبود؛ هم شأنش پایین آمده بود، هم مسیرش طولانی شده بود و هم درآمدش چندان تغییری نکرده بود.

احادیث زیر مربوط به چنین وضعیتی است...

 

 

...عَنِ اَلْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ یَقُولُ: «مَنْ آجَرَ نَفْسَهُ فَقَدْ حَظَرَ عَلَى نَفْسِهِ اَلرِّزْقَ.» وَ فِی رِوَایَةٍ أُخْرَى: «وَ کَیْفَ لاَ یَحْظُرُهُ وَ مَا أَصَابَ فِیهِ فَهُوَ لِرَبِّهِ اَلَّذِی آجَرَهُ؟!»

 الکافی، ج۵، ص۹۰

 

از مفضّل بن عُمر نقل شده است:

از امام صادق (علیه‌السلام) شنیدم که می‌فرمودند:

«کسی که خود را اجیر دیگری نماید، روزی را از خود منع کرده‌است.»

و در روایت دیگری (در ادامه، از ایشان نقل شده است):

«و چه‌طور روزی را منع نکرده باشد، درحالی‌که آن‌چه به او می‌رسد، برای ارباب (صاحب‌کار)اش است که او را اجیر نموده؟!»

 

 

 

...عَنْ عَمَّارٍ اَلسَّابَاطِیِّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ: اَلرَّجُلُ یَتَّجِرُ فَإِنْ هُوَ آجَرَ نَفْسَهُ أُعْطِیَ مَا یُصِیبُ فِی تِجَارَتِهِ. فَقَالَ: «لاَ یُؤَاجِرْ نَفْسَهُ وَ لَکِنْ یَسْتَرْزِقُ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ یَتَّجِرُ فَإِنَّهُ إِذَا آجَرَ نَفْسَهُ حَظَرَ عَلَى نَفْسِهِ اَلرِّزْقَ.»

 الکافی، ج۵، ص۹۰

 

از عمار ساباطی نقل شده است:

به امام صادق (علیه‌السلام) عرض کردم:

مردی (خودش) کاسبی می‌کند اما اگر خودش را اجیرِ (شخص دیگری) کند، همان‌قدر که در کاسبی خودش (درآمد) به‌دست می‌آورد، به او (اُجرت) داده می‌شود. [نظرتان چیست؟]

حضرت فرمودند:

«خودش را اجیر نکند، بلکه از خداوند (عزّوجلّ) طلب روزی کند و به کاسبی بپردازد. اما اگر خود را اجیر گرداند، روزی را از خود منع کرده است.»

 

 

 

...عَنِ اِبْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِی اَلْحَسَنِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ اَلْإِجَارَةِ فَقَالَ: «صَالِحٌ لاَ بَأْسَ بِهِ، إِذَا نَصَحَ قَدْرَ طَاقَتِهِ. قَدْ آجَرَ مُوسَى عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ نَفْسَهُ وَ اِشْتَرَطَ فَقَالَ: إِنْ شِئْتُ ثَمَانِیَ وَ إِنْ شِئْتُ عَشْراً فَأَنْزَلَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِیهِ: «أَنْ تَأْجُرَنِی ثَمٰانِیَ حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْراً فَمِنْ عِنْدِکَ»

 الکافی، ج۵، ص۹۰

 

از محمد بن سنان نقل شده است:

از امام رضا (علیه‌السلام) درباره اجیر شدن سؤال کردم.

حضرت فرمودند:

«خوب است، اشکالی ندارد، اگر به‌قدر طاقتش باشد. حضرت موسی (علیه‌السلام) خود را اجیر کرد و شرط نمود که اگر خواستی هشت سال و اگر خواستی ده سال.

خداوند (عزّوجلّ) در این رابطه، (این آیه را) نازل فرموده است:

«أَنْ تَأْجُرَنِی ثَمٰانِیَ حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْراً فَمِنْ عِنْدِکَ»[قصص:۲۷]؛

«(شعیب گفت: یکی از این دو دخترم را به ازدواج تو در می‌آورم با این شرط) که هشت سال اجیر من شوی و اگر خواستی ده سال را تمام کنی».»[*]

 

 

پاورقیـــــــــــــــــــــــــــــــــ

[*] اشاره‌ای است به ماجرای حضرت موسی (علیه‌السلام) که از مصر به مَدیَن گریخت و به دختران حضرت شعیب (علیه‌السلام) در آب دادنِ گوسفندان کمک کرد و یکی از دختران حضرت شعیب پیشنهاد استخدام حضرت موسی را به پدرش داد. حضرت شعیب نیز به حضرت موسی پیشنهاد داد پیش آن‌ها بماند و مدتی برایشان کار کند و در عوض، با دخترش ازدواج نماید.

دانستن پشت‌صحنه این ماجرا نیز خالی از لطف نیست…

شیخ صدوق (رحمه‌الله) در کتاب علل‌الشرائع نقل کرده است:

حضرت شعیب (علیه‌السلام) از شدت محبت به خداوند (و نه از ترس جهنم یا شوق بهشت) بارها آن‌قدر گریست که چشمانش نابینا شد و خداوند سه مرتبه بینایی را به او بازگرداند. مرتبه چهارم که نابینا شد، خداوند به او وحی فرمود: ای شعیب! تا کِی می‌خواهی این‌چنین گریه کنی؟ اگر از ترس آتش است، تو را ایمن داشتم و اگر از شوق بهشت است، آن را برایت مباح گردانیدم. شعیب عرض کرد: برای هیچ‌کدام نیست، به‌خاطر محبتی است که در دلم به تو دارم و نمی‌توانم صبر کنم تا تو را ببینم. خداوند نیز به او وعده فرمود: اگر چنین است، کلیمِ خودم، موسی‌بن‌عِمران را به استخدام تو در خواهم آورد. [علل‌الشرائع، ج۱، ص۵۷]

چنین شد که گذر حضرت موسی به مَدیَن افتاد و...

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ مهر ۰۰ ، ۰۷:۵۸
ابوالفضل رهبر

 

حتماً برای شما بسیار اتفاق افتاده که یک رزق مادی یا معنوی، از جایی که فکرش را نمی‌کردید، نصیبتان شود.

این سنت خداوند است که روزی را از جایی بفرستد که پیش‌تر حساب نشده است. ملاحظه بفرمایید...

 

 

 

...عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ:

«أَبَى اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلاَّ أَنْ یَجْعَلَ أَرْزَاقَ اَلْمُؤْمِنِینَ مِنْ حَیْثُ لاَ یَحْتَسِبُونَ.»

 الکافی، ج۵، ص۸۳

 

از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده است:

«خداوند (عزّوجلّ) روزی‌های مؤمنان را فقط از جایی می‌رساند که گمان نمی‌کنند.»

 

 

 

اما خداوند چرا چنین سنتی دارد؟ چرا از طریقی مشخص که قابل پیش‌بینی باشد، روزی نمی‌رساند؟

امام صادق (علیه‌السلام) در حدیثی به حکمت این سنت اشاره فرموده‌اند...

 

 

 

...عَنْ عَلِیِّ بْنِ اَلسَّرِیِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ یَقُولُ:

«إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ جَعَلَ أَرْزَاقَ اَلْمُؤْمِنِینَ مِنْ حَیْثُ لاَ یَحْتَسِبُونَ وَ ذَلِکَ أَنَّ اَلْعَبْدَ إِذَا لَمْ یَعْرِفْ وَجْهَ رِزْقِهِ کَثُرَ دُعَاؤُهُ.»

 الکافی، ج۵، ص۸۴

 

از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده است:

«خداوند (عزّوجلّ) روزی‌های مؤمنان از جایی که گمان نمی‌کنند، می‌رساند؛

و این، برای این است که بنده هرگاه جهتِ روزی‌اش را نداند، دعایش (به درگاه خدا) زیاد می‌شود.»

 

 

 

البته باید توجه داشت که آن‌چه ذکر شد، به این معنا نیست که انسان تلاش را رها کند، با این خیال که معلوم نیست روزی‌ام از کجا برسد و برای چه در کاری تلاش کنم که معلوم نیست از آن‌جا چیزی نصیبم شود.

خیر! خداوند از ما خواسته که در انجام وظایفی که بر عهده داریم، سخت بکوشیم و از طرفی دستمان به درگاهش دراز باشد و روزی‌مان را از او بخواهیم، آن‌وقت روزیِ مقدّرمان را به ما خواهد رساند. به روایت زیر توجه بفرمایید…

 

 

 

...عَنْ عَلِیِّ بْنِ عَبْدِ اَلْعَزِیزِ قَالَ: قَالَ لِی أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ: «مَا فَعَلَ عُمَرُ بْنُ مُسْلِمٍ؟» قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ أَقْبَلَ عَلَى اَلْعِبَادَةِ وَ تَرَکَ اَلتِّجَارَةَ فَقَالَ: «وَیْحَهُ أَ مَا عَلِمَ أَنَّ تَارِکَ اَلطَّلَبِ لاَ یُسْتَجَابُ لَهُ إِنَّ قَوْماً مِنْ أَصْحَابِ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ لَمَّا نَزَلَتْ «وَ مَنْ یَتَّقِ اَللّٰهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لاٰ یَحْتَسِبُ» أَغْلَقُوا اَلْأَبْوَابَ وَ أَقْبَلُوا عَلَى اَلْعِبَادَةِ وَ قَالُوا قَدْ کُفِینَا فَبَلَغَ ذَلِکَ اَلنَّبِیَّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فَأَرْسَلَ إِلَیْهِمْ فَقَالَ مَا حَمَلَکُمْ عَلَى مَا صَنَعْتُمْ قَالُوا: یَا رَسُولَ اَللَّهِ تُکُفِّلَ لَنَا بِأَرْزَاقِنَا فَأَقْبَلْنَا عَلَى اَلْعِبَادَةِ فَقَالَ: «إِنَّهُ مَنْ فَعَلَ ذَلِکَ لَمْ یُسْتَجَبْ لَهُ عَلَیْکُمْ بِالطَّلَبِ.»»

 الکافی، ج۵، ص۸۴

 

از علی بن عبدالعزیز نقل شده است:

امام صادق (علیه‌السلام) به من فرمودند:

«عُمر بن مُسلم چه‌کار می‌کند؟»

عرض کردم:

فدایتان شوم! به عبادت روی آورده و تجارت (کسب و کار) را رها کرده است.

حضرت فرمودند:

«وای بر او! مگر نمی‌داند کسی که طلب کردنِ (روزی) را رها کند، دعایش مستجاب نمی‌شود؟

گروهی از اصحاب رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله)، وقتی (آیه‌ی) «وَ مَنْ یَتَّقِ اَللّٰهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لاٰ یَحْتَسِبُ»[طلاق:۲و۳]؛ «و هرکس از (عذابِ) خداوند پروا کند، خداوند راه خروج (از مشکلات) را برایش قرار می‌دهد * و از جایی که گمان نمی‌کنند، روزی‌اش را می‌رساند»، نازل شد، درب‌ها را بستند، رو به عبادت آوردند و گفتند: ای رسول خدا! روزی‌های ما ضمانت شده، به‌همین‌خاطر به عبادت روی آورده‌ایم.

رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمودند: «به‌راستی کسی که چنین کند، دعایش مستجاب نمی‌شود. بر شما واجب است که طلبِ (روزی) نمایید.»»

 

 

 

پانوشتـــــــــــــــــــــــــــــــــ

احادیث اهل‌بیت (علیهم‌السلام) تبیین و تفسیر کلام الله (تبارک‌وتعالی) است. اگر دقت کنید، گویا آن‌چه ذکر شد نیز تبیین و تفسیر این جملات از کلام خداوند (تبارک و تعالی) است:

«وَ مَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا * وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْرًا» [طلاق:۲و۳]

«و هرکس از (عذابِ) خداوند پروا کند، خداوند راه خروج (از مشکلات) را برایش قرار می‌دهد و از جایی که گمان نمی‌کنند، روزی‌اش را می‌رساند. و هرکس به خداوند توکل کند، همان خدا برایش کافی است. به‌راستی که خداوند امر (مقدّرات)اش را محقق خواهد کرد. به‌یقین خداوند برای هرچیزی قدری (مقدار و اندازه معینی) قرار داده است.»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ مهر ۰۰ ، ۰۸:۴۳
ابوالفضل رهبر

 

...عَنْ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ سُلَیْمَانَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ یَقُولُ:

«إِنَّ اَللَّهَ تَعَالَى وَسَّعَ فِی أَرْزَاقِ اَلْحَمْقَى لِیَعْتَبِرَ اَلْعُقَلاَءُ وَ یَعْلَمُوا أَنَّ اَلدُّنْیَا لَیْسَ یُنَالُ مَا فِیهَا بِعَمَلٍ وَ لاَ حِیلَةٍ.»

 الکافی، ج۵، ص۸۲

 

از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده است:

«به‌راستی که خداوند (تعالی) روزی‌های افراد کم‌عقل را وسعت داده است تا عاقل‌ها عبرت گیرند و بدانند چیزهایی که در دنیا هست، با کار کردن و زرنگی نمودن حاصل نمی‌شود.»

 

 

 

...عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ کَانَ أَمِیرُ اَلْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ کَثِیراً مَا یَقُولُ:

«اِعْلَمُوا عِلْماً یَقِیناً أَنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَمْ یَجْعَلْ لِلْعَبْدِ وَ إِنِ اِشْتَدَّ جَهْدُهُ وَ عَظُمَتْ حِیلَتُهُ وَ کَثُرَتْ مُکَابَدَتُهُ أَنْ یَسْبِقَ مَا سُمِّیَ لَهُ فِی اَلذِّکْرِ اَلْحَکِیمِ وَ لَمْ یَحُلْ مِنَ اَلْعَبْدِ فِی ضَعْفِهِ وَ قِلَّةِ حِیلَتِهِ أَنْ یَبْلُغَ مَا سُمِّیَ لَهُ فِی اَلذِّکْرِ اَلْحَکِیمِ أَیُّهَا اَلنَّاسُ إِنَّهُ لَنْ یَزْدَادَ اِمْرُؤٌ نَقِیراً بِحِذْقِهِ وَ لَمْ یَنْتَقِصِ اِمْرُؤٌ نَقِیراً لِحُمْقِهِ فَالْعَالِمُ لِهَذَا اَلْعَامِلُ بِهِ أَعْظَمُ اَلنَّاسِ رَاحَةً فِی مَنْفَعَتِهِ وَ اَلْعَالِمُ لِهَذَا اَلتَّارِکُ لَهُ أَعْظَمُ اَلنَّاسِ شُغُلاً فِی مَضَرَّتِهِ...»

 الکافی، ج۵، ص۸۱

 

از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده است که امیرالمؤمنین (علیهماالسلام) بسیار می‌فرمودند:

«یقین داشته باشید که قطعاً خداوند (عزّوجلّ)، علی‌رغم تلاش فراوانی که بنده می‌کند و زرنگی فراوانی که به خرج می‌دهد و رنج فراوانی که به جان می‌خرد، هرگز چنین برای آن بنده رقم نمی‌زند که از آن‌چه در «ذکر حکیم» (لوح محفوظ) برایش مشخص شده، پیشی گیرد و (همچنین) برای بنده‌ای که ضعیف است و زرنگی‌اش کم است، هرگز اجازه نمی‌دهد که [در اختصاص روزی به او] از آن‌چه در «ذکر حکیم» مشخص شده، تجاوز گردد.

ای مردم! هیچ‌کس به‌خاطر زیرکی‌اش (به‌اندازه‌ی) هسته خرمایی (بر مالش) نیافزوده و هیچ‌کس به‌خاطر کم‌عقلی‌اش هسته خرمایی را از دست نداده است.

پس کسی که به این واقعیت آگاه است و به آگاهی‌اش عمل می‌کند، آسوده‌ترین مردم در (رسیدن به) منفعتش است و کسی که این واقعیت را می‌داند و (در عمل) آن را رها کرده است، پرمشغله‌ترین مردم در ضرر کردنش است...»

 

 

 

پانوشتـــــــــــــــــــــــــــــــــ

[۱] اگر در احوالات اطرافیان خود دقت کنید، احتمالاً نمونه‌هایی از این دست خواهید یافت؛ زرنگ‌هایی که خیلی به این‌در و آن‌در زده‌اند ولی هنوز باری نبسته‌اند و اندر خم یک کوچه‌اند، و کسانی را که خیلی بی‌خیال به نظر می‌رسند و کمی به‌نظرمان احمق می‌آمده‌اند، اما تقّی به توقّی خورده و بارشان را بسته‌اند و وضع مالی خوبی دارند.

[۲] مدت‌هاپیش پادکستی را می‌شنیدم که گزارشی بود از یک پژوهش با عنوان «اگر خیلی باهوشی، پس چرا پول‌دار نیستی؟ شاید همه‌اش شانس باشد». بر اساس این پژوهش، افراد بسیار موفق (ثروتمندان) آن‌هایی نیستند که بسیار باهوش‌اند، بلکه آن‌هایی هستند که بسیار خوش‌شانس بوده‌اند.

همچنین پادکست دیگری را می‌شنیدم که گزارشی بود از کتابی با عنوان «استثنایی‌ها؛ داستان موفقیت». نویسنده با بررسی زندگی انسان‌های موفق به نتایجی رسیده بود؛ از جمله این‌که نقش عوامل «تصادفی» در موفقیت این افراد، معمولاً دست‌کم گرفته می‌شود.

البته ما می‌دانیم که در عالم هستی، هر اتفاقی به تدبیر پروردگارِ حکیم و با اراده‌ی خالقِ قادر رخ می‌دهد و هیچ اتفاقی، بر اساس «شانس» یا «تصادف» رخ نمی‌دهد. اما گاهی انسان وقتی علت چیزی را نمی‌فهمد، آن را به «شانس» نسبت می‌دهد.

این پژوهش‌گران، بر اساس روش‌ها و آزمایش‌های تجربی، این را دریافته‌اند که بر خلاف آن‌چه معمولاً تصور می‌شود، موفقیت در کارها از جمله در امور اقتصادی، ارتباط معناداری با عقل و هوش ندارد، اما چون نتوانسته‌اند علت اصلی را دریابد، آن را به «شانس» و «تصادف» نسبت داده‌اند.

پروردگار قادر حکیم، بر اساس مصالحی که می‌داند، روزی مخلوقاتش را مقدّر فرموده است و آن را به‌موقع، میان آنان تقسیم خواهد نمود. یکی از این مصالح، چیزی است که صادق آل محمد (صلوات‌الله‌علیهم) در حدیث مذکور فرموده‌اند.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ مهر ۰۰ ، ۰۸:۰۶
ابوالفضل رهبر

 

...عَنْ أَبِی حَمْزَةَ اَلثُّمَالِیِّ قَالَ: ذُکِرَ عِنْدَ عَلِیِّ بْنِ اَلْحُسَیْنِ عَلَیْهِمَا اَلسَّلاَمُ غَلاَءُ اَلسِّعْرِ فَقَالَ: «وَ مَا عَلَیَّ مِنْ غَلاَئِهِ إِنْ غَلاَ فَهُوَ عَلَیْهِ وَ إِنْ رَخُصَ فَهُوَ عَلَیْهِ.»

 الکافی، ج۵، ص۸۱

 

از ابوحمزه ثمالی نقل شده است:

نزد امام سجاد (علیه‌السلام) نقل گرانی قیمت‌ها شد.

ایشان فرمودند:

«گرانی قیمت‌ها، چه ضرری برای من دارد؟

اگر گران شود، (روزی‌ام) بر عهده او (خداوند) است

و اگر ارزان شود، (روزی‌ام) بر عهده او (خداوند) است.»

 

 

پانوشتـــــــــــــــــــــــــــــــــ

[۱] نمی‌دانم خاطرتان هست یا نه؛ سال‌ها پیش، طرح خوشه‌بندی اقتصادی خانواده‌ها مطرح شده بود تا مبلغ یارانه‌ی دریافتی هر خانواده بر همین مبنا تعیین شود و میان آن‌ها توزیع گردد. پیامکی هم برای سرپرستان خانوار می‌آمد که شما در فلان خوشه هستید. این، شده بود بحث رایج میان مردم؛ که ما در فلان خوشه هستیم و اشتباه شده و…

یادم است همان ایام در درس استاد فاضلی حاضر می‌شدم و اتفاقاً پچ‌پچ‌های این بحث، در کلاس ایشان هم میان طلبه‌ها پیچیده بود. استاد وقتی متوجه پچ‌پچ‌ها شدند، جمله‌ای گفتند که در ذهنم ماند و به دلم نشست؛ «این‌ها بازی‌های دنیاست. چهارتا عدد است. روزیِ ما که دست این‌ها نیست. درستان را بخوانید.»

[۲] ذکر این‌دست احادیث و بیان این‌گونه توصیه‌ها (که انسان باید تلاشش را بکند و نگران نباشد، خداوند هم روزی‌اش را می‌رساند و…)، به این منظور نیست که خیانت‌ها و کوتاهی‌ها و کوته‌نظری‌ها را توجیه کنم. هرکس، در هر جایگاهی، باید وظیفه خود را به بهترین وجه انجام دهد؛ مسؤولان، ثروتمندان، صاحبان بنگاه‌های اقتصادی، کاسب‌ها، کارگرها، کارمندها، کشاورزها، خانه‌دارها، معلم‌ها، طلاب، دانشجویان، دانش‌آموزان و…

یک خاطره دیگر هم عرض کنم؛ سال‌ها پیش در یک مؤسسه فرهنگی‌تبلیغی که راویان سیره شهدا را آموزش می‌داد تا در مناطق عملیاتی دفاع مقدس روایت‌گری کنند، مشغول بودم. قرار بود جمعی از طلاب به شهری دوردست اعزام شوند. با توجه به محدودیت بودجه، بحث سر انتخاب وسیله نقلیه بود. یکی از دوستان می‌گفت با یک اتوبوس معمولی ببریم، طلبه‌ها هم کار تبلیغی می‌کنند، کارشان برای خداست و نباید به کیفیت وسیله نقلیه اعتراض کنند.

اما دوستی دیگر، نظر خیلی خوبی داشت که به یادم ماند و فرد مقابل را هم قانع کرد؛ «هرکس باید وظیفه خودش را، برای رضای خدا، درست انجام دهد؛ آن طلبه باید کار خودش را بکند و متوجه تنگناها باشد و غُر نزند. منِ مسؤول هم باید تمام تلاشم را بکنم تا بهترین خدمات را به او بدهم، باید به این‌در و آن‌در بزنم و بهترین امکانات را برایش فراهم کنم تا در آسایش باشد.»

لذا هرکس در هر جایگاهی اگر کوتاهی کند، هم در این دنیا باید به حسابش رسید و هم در آخرت به حسابش رسیدگی خواهد شد.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ شهریور ۰۰ ، ۰۷:۵۳
ابوالفضل رهبر

 

...عَنْ أَبِی حَمْزَةَ اَلثُّمَالِیِّ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فِی حَجَّةِ اَلْوَدَاعِ: «أَلاَ إِنَّ اَلرُّوحَ اَلْأَمِینَ نَفَثَ فِی رُوعِی أَنَّهُ لاَ تَمُوتُ نَفْسٌ حَتَّى تَسْتَکْمِلَ رِزْقَهَا فَاتَّقُوا اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَجْمِلُوا فِی اَلطَّلَبِ وَ لاَ یَحْمِلَنَّکُمُ اِسْتِبْطَاءُ شَیْءٍ مِنَ اَلرِّزْقِ أَنْ تَطْلُبُوهُ بِشَیْءٍ مِنْ مَعْصِیَةِ اَللَّهِ فَإِنَّ اَللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى قَسَمَ اَلْأَرْزَاقَ بَیْنَ خَلْقِهِ حَلاَلاً وَ لَمْ یَقْسِمْهَا حَرَاماً فَمَنِ اِتَّقَى اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ صَبَرَ أَتَاهُ اَللَّهُ بِرِزْقِهِ مِنْ حِلِّهِ وَ مَنْ هَتَکَ حِجَابَ اَلسِّتْرِ وَ عَجَّلَ فَأَخَذَهُ مِنْ غَیْرِ حِلِّهِ قُصَّ بِهِ مِنْ رِزْقِهِ اَلْحَلاَلِ وَ حُوسِبَ عَلَیْهِ یَوْمَ اَلْقِیَامَةِ.»

 الکافی، ج۵، ص۸۰

 

از امام باقر نقل شده است که رسول خدا (صلوات‌الله‌علیهما) در حجةالوداع فرمودند:

«آگاه باشید که روح‌الامین[۱] در دلم الهام نمود که:

هیچ‌کس تا وقتی روزی‌اش را کامل دریافت نکرده، نخواهد مرد. پس از (معصیتِ) خداوند (عزّوجلّ) بپرهیزید و در طلب کردنِ (روزی) اجمال[۲] بورزید

و این‌که دیر رسیدنِ بخشی از روزی(تان)، نباید شما را وادار کند که بخواهید آن را با معصیت خداوند طلب کنید؛ زیرا خداوند (تبارک‌وتعالی) روزی‌ها را، از نوع حلال، میان مخلوقاتش تقسیم کرده است؛

پس کسی که از (معصیتِ) خداوند (عزّوجلّ) پرهیز کند و [هنگام دیر رسیدنِ روزی‌اش] صبر نماید، خداوند رزقش را از حلال به او خواهد داد،

اما کسی که پرده‌دری کند و عجله بورزد، آن را از غیرحلال به‌دست خواهد آورد و به تقاصِ (همان‌مقدار که از حرام به‌دست آورده) از روزیِ حلالش کم می‌شود و در روز قیامت (نیز) به ضررش محاسبه خواهد شد.»

 

 

پاورقیـــــــــــــــــــــــــــــــــ

[۱] بسیاری از مفسران معتقدند مقصود از «روح الامین»، که در قرآن نیز ذکر شده است، حضرت جبرئیل (علیه‌السلام) است.

[۲] اجمال: کاری را مختصر و مفید انجام دادن.

 

 

پانوشتـــــــــــــــــــــــــــــــــ

خیلی جالب و تأمل برانگیز است؛

کسی که از راه رشوه و دزدی و اختلاس و گران‌فروشی و حق‌خوری و… مالی به‌دست بیاورد و به ثروت و تمکّنی برسد و فلان خانه و ماشین و ملک را بخرد و ساکن شود، اگر صبر می‌کرد، قطعاً همان ثروت را از راه حلال به‌دست می‌آورد. آن‌گاه هم در دنیا عزت می‌داشت و هم در آخرت مجازات نمی‌شد.

به خداوند پناه می‌بریم از جهل و طمع و عجله و...

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ شهریور ۰۰ ، ۱۵:۳۵
ابوالفضل رهبر

 

خداوند بندگانش را به طلب رزق (تلاش برای کسب روزی) دستور داده و وعده داده است که در این‌صورت روزی‌شان را می‌رساند و یاری‌شان می‌نماید.

حضرات معصومین (علیهم‌السلام) حداقل کاری که در این خصوص، بر انسان واجب است را بیان فرموده‌اند...

 

 

...عَنْ سَدِیرٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ: أَیُّ شَیْءٍ عَلَى اَلرَّجُلِ فِی طَلَبِ اَلرِّزْقِ؟ فَقَالَ: «إِذَا فَتَحْتَ بَابَکَ وَ بَسَطْتَ بِسَاطَکَ فَقَدْ قَضَیْتَ مَا عَلَیْکَ.»

 الکافی، ج۵، ص۷۹

 

از سدیر بن حکیم صیرفی نقل شده است:

به امام صادق (علیه‌السلام) عرض کردم:

برای طلب روزی، چه کاری بر انسان واجب است؟

حضرت فرمودند:

«وقتی دربِ (مغازه)ات را باز کردی و بساطت را پهن نمودی، آن‌چه بر عهده‌ات بوده را انجام داده‌ای.»

 

 

 

...عَنِ اَلطَّیَّارِ قَالَ: قَالَ لِی أَبُو جَعْفَرٍ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ: «أَیَّ شَیْءٍ تُعَالِجُ أَیَّ شَیْءٍ تَصْنَعُ؟» فَقُلْتُ: مَا أَنَا فِی شَیْءٍ. قَالَ: «فَخُذْ بَیْتاً وَ اُکْنُسْ فِنَاهُ وَ رُشَّهُ وَ اُبْسُطْ فِیهِ بِسَاطاً فَإِذَا فَعَلْتَ ذَلِکَ فَقَدْ قَضَیْتَ مَا وَجَبَ عَلَیْکَ.» قَالَ: فَقَدِمْتُ فَفَعَلْتُ فَرُزِقْتُ.

 الکافی، ج۵، ص۷۹

 

از طیّار نقل شده است:

امام باقر (علیه‌السلام) به من فرمودند:

«چه مهارتی داری و چه‌کار می‌کنی؟»

عرض کردم:

مشغول کاری نیستم.

حضرت فرمودند:

«اتاق (مغازه)ای تهیه کن، حیاط (مقابل)اش را جارو کن و آب بپاش و بساطت را پهن کن؛ که هرگاه چنین کردی، به‌راستی که آن‌چه بر تو واجب است را به‌جا آورده‌ای»

طیار گوید:

پس من اقدام کردم و این کار را انجام دادم و به من روزی داده شد.

 

 

پانوشتـــــــــــــــــــــــــــــــــ

انسان یاد آن لطیفه می‌افتد که ساده‌دلی ضریح امام رضا (علیه‌السلام) را چسبیده بود و از ایشان می‌خواست او را در قرعه‌کشی بانک برنده کند. چندین روز چنین کرد تا حضرت به خوابش آمدند و فرمودند: اول برو یک حساب در بانک افتتاح کن، بعد بیا حاجت بخواه!

کافی است انسان زمینه گشایش روزی را فراهم آورد، در طلب روزی تلاش کند و از خدا بخواهد؛ تا درهای روزی بر او گشوده شود.

به قول معروف؛ «از تو حرکت، از خدا برکت.»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ شهریور ۰۰ ، ۰۸:۰۴
ابوالفضل رهبر

 

...عَنْ خَالِدِ بْنِ نَجِیحٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ:

«أَقْرِءُوا مَنْ لَقِیتُمْ مِنْ أَصْحَابِکُمُ اَلسَّلاَمَ وَ قُولُوا لَهُمْ إِنَّ فُلاَنَ بْنَ فُلاَنٍ یُقْرِئُکُمُ اَلسَّلاَمَ وَ قُولُوا لَهُمْ عَلَیْکُمْ بِتَقْوَى اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مَا یُنَالُ بِهِ مَا عِنْدَ اَللَّهِ إِنِّی وَ اَللَّهِ مَا آمُرُکُمْ إِلاَّ بِمَا نَأْمُرُ بِهِ أَنْفُسَنَا فَعَلَیْکُمْ بِالْجِدِّ وَ اَلاِجْتِهَادِ وَ إِذَا صَلَّیْتُمُ اَلصُّبْحَ وَ اِنْصَرَفْتُمْ فَبَکِّرُوا فِی طَلَبِ اَلرِّزْقِ وَ اُطْلُبُوا اَلْحَلاَلَ فَإِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ سَیَرْزُقُکُمْ وَ یُعِینُکُمْ عَلَیْهِ.»

 الکافی، ج۵، ص۷۸

 

از خالد بن نَجیح[*] نقل شده است:

امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند:

«به دوستانتان که رسیدید، سلام برسانید و بگویید:

«فلانی پسر فلانی [جعفر بن محمد] به شما سلام رساند.»

و به آن‌ها بگویید:

«بر شما باد؛ تقوای خداوند (عزّوجلّ) و بر شما باد؛ هرچه که به‌وسیله آن چیزهایی که نزد خداوند است، به‌دست می‌آید.

من - به خدا قسم - شما را به چیزی دستور می‌دهم که خودمان (نزدیکانمان) را به آن دستور می‌دهم.

پس بر شما باد؛ جدیت و به‌کارگیری نهایت تلاشتان

و این‌که وقتی نماز صبح را به‌جا آوردید و فارغ شدید، صبح زود برای کسب روزی اقدام کنید

و برای کسب مال حلال تلاش کنید؛ چراکه خداوند (عزّوجلّ) به‌خاطر همین (تلاشتان) به شما روزی خواهد داد و یاری‌تان می‌فرماید.»»

 

 

پاورقیـــــــــــــــــــــــــــــــــ

[*] خالد بن نجیح، از اصحاب امام صادق و امام کاظم (علیهماالسلام)، و از اهالی کوفه بوده است.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ شهریور ۰۰ ، ۰۷:۵۹
ابوالفضل رهبر

 

...عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عُذَافِرٍ عَنْ أَبِیهِ قَالَ : أَعْطَى أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ أَبِی أَلْفاً وَ سَبْعَمِائَةِ دِینَارٍ فَقَالَ لَهُ: «اِتَّجِرْ بِهَا.» ثُمَّ قَالَ: «أَمَا إِنَّهُ لَیْسَ لِی رَغْبَةٌ فِی رِبْحِهَا وَ إِنْ کَانَ اَلرِّبْحُ مَرْغُوباً فِیهِ وَ لَکِنِّی أَحْبَبْتُ أَنْ یَرَانِیَ اَللَّهُ جَلَّ وَ عَزَّ مُتَعَرِّضاً لِفَوَائِدِهِ.» قَالَ: فَرَبِحْتُ لَهُ فِیهَا مِائَةَ دِینَارٍ ثُمَّ لَقِیتُهُ فَقُلْتُ لَهُ قَدْ رَبِحْتُ لَکَ فِیهَا مِائَةَ دِینَارٍ قَالَ فَفَرِحَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ بِذَلِکَ فَرَحاً شَدِیداً فَقَالَ لِی: «أَثْبِتْهَا فِی رَأْسِ مَالِی.» قَالَ فَمَاتَ أَبِی وَ اَلْمَالُ عِنْدَهُ فَأَرْسَلَ إِلَیَّ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ فَکَتَبَ: «عَافَانَا اَللَّهُ وَ إِیَّاکَ إِنَّ لِی عِنْدَ أَبِی مُحَمَّدٍ أَلْفاً وَ ثَمَانَمِائَةِ دِینَارٍ أَعْطَیْتُهُ یَتَّجِرُ بِهَا فَادْفَعْهَا إِلَى عُمَرَ بْنِ یَزِیدَ.» قَالَ: فَنَظَرْتُ فِی کِتَابِ أَبِی فَإِذاً فِیهِ لِأَبِی مُوسَى عِنْدِی أَلْفٌ وَ سَبْعُمِائَةِ دِینَارٍ وَ اُتُّجِرَ لَهُ فِیهَا مِائَةُ دِینَارٍ عَبْدُ اَللَّهِ بْنُ سِنَانٍ وَ عُمَرُ بْنُ یَزِیدَ یَعْرِفَانِهِ.

 الکافی، ج۵، ص۷۶

 

از محمد بن عُذافِر صیرفی نقل شده است:

امام صادق (علیه‌السلام) هزار و هفتصد دینار (سکه طلا) به پدرم (عُذافِر بن عیسی صیرفی) دادند و به او فرمودند:

«با آن تجارت کن.»

سپس فرمودند:

«بدان! به‌راستی که من اشتیاقی به سود آن ندارم، هرچند سود، مورد اشتیاق است. اما من دوست دارم خداوند (جلّ‌وعزّ) مرا در حالی که دنبال بهره‌های او هستم، ببیند.»

پدرم گفت:

من با آن مبلغ، برای ایشان صد دینار سود کسب کردم. بعدها ایشان را دیدم و به ایشان عرض کردم: برایتان صد دینار سود کسب کرده‌ام.

امام صادق (علیه‌السلام) با این خبر بسیار خوشحال شدند و به من فرمودند:

«آن را در سرمایه مال من نگه دار.»[۱]

محمد بن عذافر گوید:

پدرم درحالی‌که آن مال نزد او بود، از دنیا رفت.

امام صادق (علیه‌السلام، پیغام‌آوری را) نزد من فرستادند و (در نامه‌شان) نوشته بودند:

«خداوند به ما و شما عافیت دهد. به‌راستی که من نزد [پدرت] ابومحمد هزار و هشتصد دینار دارم که آن را به او داده بودم تا با آن تجارت کند. این مبلغ را به عُمر بن یزید بده.»

محمد بن عذافر گوید:

آن‌گاه من وصیت‌نامه پدرم را نگاه کردم و دیدم که در آن نوشته شده بود: "پدر موسی[۲] نزد من هزار و هفتصد دینار دارد که با آن برایش صد دینار تجارت (سود) کرده‌ام. عبدالله بن سنان و عمر بن یزید او را می‌شناسند."

 

 

پاورقیـــــــــــــــــــــــــــــــــ

[۱] یعنی آن صد دینار را به اصل مالشان اضافه کند و باز هم با آن تجارت کند.
[۲] مقصود از موسی، امام کاظم (علیه‌السلام) است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ شهریور ۰۰ ، ۱۵:۳۷
ابوالفضل رهبر

 

...عَنْ شِهَابِ بْنِ عَبْدِ رَبِّهِ قَالَ: قَالَ لِی أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ:

«إِنْ ظَنَنْتَ أَوْ بَلَغَکَ أَنَّ هَذَا اَلْأَمْرَ کَائِنٌ فِی غَدٍ فَلاَ تَدَعَنَّ طَلَبَ اَلرِّزْقِ وَ إِنِ اِسْتَطَعْتَ أَنْ لاَ تَکُونَ کَلاًّ فَافْعَلْ.»

 الکافی، ج۵، ص۷۹

 

از شِهاب بن عبدِربّه نقل شده است:

امام صادق (علیه‌السلام) به من فرمودند:

«اگر گمان کردی یا به تو خبر رسید که فردا، این امر (قیام حضرت مهدی عجل‌الله‌فرجه و تشکیل حکومت اسلامی) محقق خواهد شد، هرگز تلاش برای کسب روزی را کنار مگذار!

و اگر توانستی [طوری اقدام کنی که] سربارِ (دیگران) نباشی، چنین کن!»

 

 

پانوشتـــــــــــــــــــــــــــــــــ

[۱] در کتب رجالی، شهاب بن عبدربه را از راویان احادیث امام باقر و امام صادق (علیهماالسلام) و از ثروتمندان کوفه برشمرده‌اند. بنابراین او فردی فقیر و نیازمند نبوده است. تأکید امام صادق به شهاب این است که هرچند بنا باشد همین فردا، قیام رخ دهد و حکومت اسلامی تشکیل شود و نیاز باشد که به خدمت این حکومت در آیی، با این‌که تو فرد متمولی هم هستی، اما با این‌حال - ولو برای یک روز - نباید فعالیت خود را متوقف کنی و دچار بطالت و سکون گردی.

[۲] همچنین این فرمایش امام صادق (علیه‌السلام) تأکیدی است بر ضرورت تلاش برای کسب روزی و جلوگیری از دچار شدن به موقعیتی که انسان توانایی تأمین معاش خود را نداشته باشد و برای گذران زندگی، به دیگران محتاج گردد. بنابراین کسب سرمایه برای روزگاری که انسان - به هر دلیل - از کار افتاد و توانایی کسب درآمد نداشت، ضروری است و دنیاگرایی محسوب نمی‌شود؛ چراکه با آن می‌تواند زندگی آبرومندانه‌ای داشته باشد و سربار دیگران نباشد.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ شهریور ۰۰ ، ۰۷:۴۸
ابوالفضل رهبر

 

...عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ أَبِی رَجَاءٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:

«حُسْنُ الْجِوَارِ یَزِیدُ فِی الرِّزْقِ.»

 الکافی، ج۲، ص۶۶۶

 

از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده است:

«زیبا همسایگی کردن، روزی را زیاد می‌کند.»

 

 

 

...عَنِ الْحَکَمِ الْخَیَّاطِ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع:

«حُسْنُ الْجِوَارِ یَعْمُرُ الدِّیَارَ وَ یَزِیدُ فِی الْأَعْمَارِ.»

 الکافی، ج۲، ص۶۶۷

 

از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده است:

«زیبا همسایگی کردن، خانه‌ها (شهرها) را آباد می‌سازد و بر عُمرها می‌افزاید.»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ بهمن ۹۹ ، ۱۱:۰۸
ابوالفضل رهبر

 

...عَنْ جَمِیلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع‏ فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ «رَبَّنا آتِنا فِی الدُّنْیا حَسَنَةً وَ فِی الْآخِرَةِ حَسَنَةً»: «رِضْوَانُ اللَّهِ وَ الْجَنَّةُ فِی الْآخِرَةِ وَ الْمَعَاشُ وَ حُسْنُ‏ الْخُلُقِ‏ فِی‏ الدُّنْیَا.»

 الکافی، ج۵، ص۷۱

 

از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده است که درباره این سخن خداوند (عزّوجلّ)؛

«رَبَّنا آتِنا فِی الدُّنْیا حَسَنَةً وَ فِی الْآخِرَةِ حَسَنَةً»[بقره:۲۰۱]؛ «پروردگارا! در دنیا به ما نیکویی بده و در آخرت به ما نیکویی بده»،

فرمودند:

«رضوان خداوند[۱] و بهشت، در آخرت

و معاش[۲] و خوش‌خلقی، در دنیا.»

 

پاورقیـــــــــــــــــــــــــــــــــ

[۱] «رضوان»: رضایت خداوند

[۲] «معاش»: وسیله زندگی، روزی

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ آذر ۹۹ ، ۱۳:۰۷
ابوالفضل رهبر

 

...عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص:

«أَلَا وَ إِنَّ رُوحَ الْقُدُسِ [قَدْ] نَفَثَ فِی رُوعِی وَ أَخْبَرَنِی أَنْ لَا تَمُوتُ نَفْسٌ حَتَّى تَسْتَکْمِلَ رِزْقَهَا فَاتَّقُوا اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَجْمِلُوا فِی الطَّلَبِ وَ لَا یَحْمِلَنَّکُمُ اسْتِبْطَاءُ شَیْ‏ءٍ مِنَ الرِّزْقِ أَنْ تَطْلُبُوهُ بِمَعْصِیَةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَإِنَّهُ لَا یُنَالُ مَا عِنْدَ اللَّهِ جَلَّ اسْمُهُ إِلَّا بِطَاعَتِهِ.»

 الکافی، ج‏۵، ص۸۳۱

 

از امام باقر از رسول خدا (صلوات‌الله‌علیهما) نقل شده است:

«آگاه باشید که روح‌القُدُس بر دل من انداخت و به من خبر داد که:

هیچ‌کس نمی‌میرد، مگراین‌که روزی‌اش را کاملاً دریافت می‌کند.

پس تقوای الهی پیشه کنید و طلبِ (روزی) را - با نیکویی – خلاصه (مختصر) کنید.

مبادا دیر رسیدن بخشی از روزی‌تان، شما را وادارد که با معصیت خداوند به‌دنبال آن بروید؛

زیرا چیزی که نزد خداوند (جلّ اسمه) است، جز با طاعتِ او به‌دست نمی‌آید.»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ شهریور ۹۸ ، ۰۸:۴۷
ابوالفضل رهبر

 

از امیر مؤمنان نقل شده است که فرمودند:

«یَا کُمَیْلُ قُلْ عِنْدَ کُلِّ شِدَّةٍ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ تُکْفَهَا وَ قُلْ عِنْدَ کُلِ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ تَزْدَدْ مِنْهَا وَ إِذَا أَبْطَأَتِ الْأَرْزَاقُ عَلَیْکَ فَاسْتَغْفِرِ اللَّهَ یُوَسِّعْ عَلَیْکَ فِیهَا.»

 تحف‌العقول، ص۱۷۴

 

«ای کمیل! هنگام هر سختی و ناملایمتی، بگو: «لا حول و لا قوة الّا بالله»؛ تا آن را برطرف سازی

و هنگام هر نعمت و گشایشی، بگو: «الحمد لله»؛ تا آن را بیشتر نمایی

و هرگاه روزی‌ها با تأخیر بر تو نازل شدند، خداوند را «استغفار» کن؛ تا در آن‌ها برایت گشایش ایجاد کند.»

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ شهریور ۹۸ ، ۱۰:۲۸
ابوالفضل رهبر

 

...عَنِ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع‏: أَنَّهُ سُئِلَ عَنْ رَجُلٍ نَسِیَ فَأَکَلَ وَ شَرِبَ ثُمَّ ذَکَرَ. قَالَ: «لَا یُفْطِرْ إِنَّمَا هُوَ شَیْ‏ءٌ رَزَقَهُ‏ اللَّهُ‏ عَزَّ وَ جَلَّ فَلْیُتِمَّ صَوْمَهُ.»

 الکافی، ج‏۴، ص۱۰۱

 

عبیدالله بن علی حلبی گوید:

از امام صادق (علیه‌السلام) در مورد (تکلیفِ) مردی که فراموش کرده (که روزه است) و خورده و آشامیده و بعداً یادش آمده (که روزه است)، سؤال شد.

حضرت فرمودند:

«روزه‌اش را نخورده (باطل نشده است.)

آن‌چه خورده، چیزی است که خداوند (عزّوجلّ) روزی‌اش کرده است.

پس باید روزه‌اش را تمام کند.»

 

پانوشتــــــــــــــــــــــــــ

فرق روایات فقهی با احکام خشک رساله‌ای، همین گونه بیانات شیرین است؛ که هم بیان حکمی شرعی است و هم نکته‌ای اعتقادی را با زبانی شیرین بیان می‌کند و هم سؤال‌کننده را به پروردگارش اشارت می‌دهد.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ ارديبهشت ۹۸ ، ۱۴:۰۷
ابوالفضل رهبر