دستوار

در دست عهد دولت او دستوار باد...

دستوار

در دست عهد دولت او دستوار باد...

دستوار

اللهم‌صل‌علی‌محمد‌ و آل‌محمد و عجل‌فرجهم

طبقه بندی موضوعی

آخرین نظرات

  • ۸ فروردين ۰۳، ۰۱:۰۶ - M
    👍

۳۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «نعمت» ثبت شده است

 

…عَنْ عَمْرِو بْنِ نَهِیکٍ بَیَّاعِ الْهَرَوِیِّ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع: «قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: «عَبْدِیَ الْمُؤْمِنَ لَا أَصْرِفُهُ فِی شَیْ‏ءٍ إِلَّا جَعَلْتُهُ خَیْراً لَهُ فَلْیَرْضَ بِقَضَائِی وَ لْیَصْبِرْ عَلَى بَلَائِی وَ لْیَشْکُرْ نَعْمَائِی أَکْتُبْهُ یَا مُحَمَّدُ مِنَ الصِّدِّیقِینَ عِنْدِی.»»

 الکافی، ج۲، ص۶۱

 

از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده است که خداوند (عزّوجلّ) خطاب به پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرموده است:

«من "بنده‌ی مؤمنِ" خود را در هیچ موقعیتی قرار نمی‌دهم، مگراین‌که آن را برایش خیر قرار می‌دهم.

پس او باید به قضای من راضی باشد؛ بر بلای من صبر ورزد و نعمت‌هایم را شکر گزارد، تا - ای محمد! - او را از زمره‌ی دوستان نزدیکم به‌شمار آورم.»

 

 

 

…عَنْ دَاوُدَ بْنِ فَرْقَدٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع: «أَنَّ فِیمَا أَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى مُوسَى بْنِ عِمْرَانَ ع: «یَا مُوسَى بْنَ عِمْرَانَ مَا خَلَقْتُ خَلْقاً أَحَبَّ إِلَیَّ مِنْ عَبْدِیَ‏ الْمُؤْمِنِ فَإِنِّی إِنَّمَا أَبْتَلِیهِ لِمَا هُوَ خَیْرٌ لَهُ وَ أُعَافِیهِ لِمَا هُوَ خَیْرٌ لَهُ وَ أَزْوِی عَنْهُ مَا هُوَ شَرٌّ لَهُ لِمَا هُوَ خَیْرٌ لَهُ وَ أَنَا أَعْلَمُ بِمَا یَصْلُحُ عَلَیْهِ عَبْدِی فَلْیَصْبِرْ عَلَى بَلَائِی وَ لْیَشْکُرْ نَعْمَائِی وَ لْیَرْضَ بِقَضَائِی أَکْتُبْهُ فِی الصِّدِّیقِینَ عِنْدِی إِذَا عَمِلَ بِرِضَائِی وَ أَطَاعَ أَمْرِی.»»

 الکافی، ج۲، ص۶۱

 

از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده است که خداوند (عزّوجلّ) خطاب به حضرت موسی (علیه‌السلام) چنین وحی فرموده است:

«ای موسی بن عمران! من هیچ آفریده‌ای را محبوب‌تر از "بنده‌ی مؤمن" نیافریده‌ام.

پس من او را دچار بلایی می‌کنم که خیرش در آن است و او را در عافیتی قرار می‌دهم که خیرش در آن است و آن‌چه شرّش در آن است را از او به چیزی که خیرش در آن است می‌گردانم.

من صلاح بنده‌ام را بهتر می‌دانم.

پس او باید بر بلای من صبر ورزد، نعمت‌هایم را شکر گزارد و به قضایم راضی باشد؛ تا او را از زمره‌ی دوستان نزدیکم برشمارم، هرگاه بر اساس رضایت من عمل کند و از دستورم اطاعت نماید.»

 

 

 

…عَنِ ابْنِ أَبِی یَعْفُورٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: «عَجِبْتُ لِلْمَرْءِ الْمُسْلِمِ لَا یَقْضِی اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ قَضَاءً إِلَّا کَانَ خَیْراً لَهُ وَ إِنْ قُرِضَ بِالْمَقَارِیضِ کَانَ خَیْراً لَهُ وَ إِنْ مَلَکَ مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبَهَا کَانَ خَیْراً لَهُ.»

 الکافی، ج۲، ص۶۲

 

از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده است:

«از انسان مسلمان تعجب می‌کنم که [در ابتلائات شکایت می‌کند، درحالی‌که] خداوند (عزّوجلّ) امری را برایش قضا نمی‌کند، مگر‌این‌که خیر او در آن است؛

اگر با قیچی‌ها ریز ریز شود، خیرش در آن است و اگر پادشاه شرق و غرب زمین شود، خیرش در آن است.»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ فروردين ۰۴ ، ۰۲:۴۷
ابوالفضل رهبر

 

…عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ: «إِنِّی لَأَلْحَسُ أَصَابِعِی مِنَ الْأُدْمِ حَتَّى أَخَافَ أَنْ یَرَانِی خَادِمِی فَیَرَى أَنَّ ذَلِکَ مِنَ التَّجَشُّعِ وَ لَیْسَ ذَلِکَ کَذَلِکَ إِنَّ قَوْماً أُفْرِغَتْ عَلَیْهِمُ النِّعْمَةُ وَ هُمْ أَهْلُ الثَّرْثَارِ فَعَمَدُوا إِلَى مُخِّ الْحِنْطَةِ فَجَعَلُوهَا خُبْزاً هَجَاءً وَ جَعَلُوا یُنَجُّونَ بِهِ صِبْیَانَهُمْ حَتَّى اجْتَمَعَ مِنْ ذَلِکَ جَبَلٌ عَظِیمٌ قَالَ فَمَرَّ بِهِمْ رَجُلٌ صَالِحٌ وَ إِذَا امْرَأَةٌ وَ هِیَ تَفْعَلُ ذَلِکَ‏ بِصَبِیٍّ لَهَا فَقَالَ لَهُمْ وَیْحَکُمْ اتَّقُوا اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَا تُغَیِّرُوا مَا بِکُمْ مِنْ نِعْمَةٍ فَقَالَتْ لَهُ کَأَنَّکَ تُخَوِّفُنَا بِالْجُوعِ أَمَّا مَا دَامَ ثَرْثَارُنَا تَجْرِی فَإِنَّا لَا نَخَافُ الْجُوعَ قَالَ فَأَسِفَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَأَضْعَفَ لَهُمُ الثَّرْثَارَ وَ حَبَسَ عَنْهُمْ قَطْرَ السَّمَاءِ وَ نَبَاتَ الْأَرْضِ قَالَ فَاحْتَاجُوا إِلَى ذَلِکَ الْجَبَلِ وَ أَنَّهُ کَانَ یُقْسَمُ بَیْنَهُمْ بِالْمِیزَانِ.»

 الکافی، ج‏۶، ص۳۰۱

 

از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده است:

«به‌راستی که من باقی‌مانده غذا بر انگشتانم را می‌لیسم، آن‌قدر که می‌ترسم خدمتکارم مرا ببیند و گمان کن این کار من از روی حرص است، درحالی‌که چنین نیست.[۱]

به‌راستی قومی بودند که نعمت بر آنان سرازیر شده بود. آنان «اهل ثرثار»[۲] بودند که به مغز گندم روی آورده بودند و با آن نانی درست می‌کردند که برای رفع گرسنگی مناسب بود، اما با آن [مثل دستمال دستشویی] کودکانشان را از آلودگی پاک می‌کردند، تا جایی که از آن نان‌های آلوده، کوهی بزرگ تشکیل شده بود.

روزی مرد صالحی بر آن قوم عبور کرد و دید زنی با کودک خردسالش همان‌کار را می‌کند. به آنان گفت: وای بر شما! تقوای خداوند (عزّوجلّ) را پیشه کنید و نعمتی که به شما داده شده است را واژگون نکنید!

آن زن به او گفت: گویا تو می‌ترسی ما دچار گرسنگی شویم، اما تا زمانی که رودخانه‌مان ثرثار جاری است، ما از گرسنگی هراسی نداریم.

آن‌گاه خداوند (عزّوجلّ) خشم گرفت و جریان ثرثار را بر آنان ناچیز گرداند و بارش باران و رویش گیاهان را بر آنان متوقف کرد.

آن‌گاه آنان به همان کوه (تلنبار شده از نان‌های آلوده) محتاج شدند و با ترازو آن را میان خود تقسیم می‌کردند.»

 

 

 

پاورقیـــــــــــــــــــــــــــــــــ

[۱] مشخص است که امام نیز توصیه به کار خلاف عرف روابط اجتماعی نمی‌کنند و این کار را که در واقع ارزشمند است، اما در عرف خوشایند نیست، در تنهایی انجام می‌دهند. غرض این است که انسان تا می‌تواند این آداب را رعایت کند و اگر این آداب، خلاف عرف جامعه بود، آن را از دیگران پنهان کند و اگر نتوانست انجام دهد، نزد خود و خدایش، نیتش انجام آن باشد؛ که «نیّةُ المؤمنِ خیرٌ مِن عملِه.»

[۲] ثرثار: نام دریاچه‌ای بزرگ و عمیق در عراق (شمال استان انبار و جنوب سامراء). بعضی نیز گفته‌اند مربوط به قوم سبأ و در یمن بوده است.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ اسفند ۰۳ ، ۰۸:۳۰
ابوالفضل رهبر

 

…عَنْ مُعَمَّرِ بْنِ خَلَّادٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ ع‏ یَقُولُ:

«مَنْ أَکَلَ فِی مَنْزِلِهِ طَعَاماً فَسَقَطَ مِنْهُ شَیْ‏ءٌ فَلْیَتَنَاوَلْهُ وَ مَنْ أَکَلَ فِی الصَّحْرَاءِ أَوْ خَارِجاً فَلْیَتْرُکْهُ لِلطَّیْرِ وَ السَّبُعِ.»

 الکافی، ج‏۶، ص۳۰۰

 

از امام کاظم (علیه‌السلام) نقل شده است:

«کسی که در خانه‌اش غذایی می‌خورد و بخشی از آن (بر زمین) می‌افتد، باید آن را برای خود بردارد

و کسی که در بیابان یا خارج از خانه (غذایی) می‌خورد (و بخشی از آن بر زمین می‌افتد)، باید آن را برای پرندگان و درندگان باقی بگذارد.»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ اسفند ۰۳ ، ۰۹:۲۱
ابوالفضل رهبر

 

…عَنْ عَمْرِو بْنِ جُمَیْعٍ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «مَنْ وَجَدَ کِسْرَةً فَأَکَلَهَا کَانَتْ لَهُ حَسَنَةٌ وَ مَنْ وَجَدَهَا فِی قَذَرٍ فَغَسَلَهَا ثُمَّ رَفَعَهَا کَانَتْ لَهُ سَبْعُونَ حَسَنَةً.»

 الکافی، ج‏۶، ص۳۰۰

 

از رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) نقل شده است:

«هرکس تکه‌نانی پیدا کند و آن را بخورد، یک حسنه دارد

و هرکس تکه‌نانی را در یک آلودگی [مثلاً در زباله] پیدا کند و آن را بشوید و بر بلندی بگذارد، هفتاد حسنه دارد.»

 

 

 

…عَنْ عَمْرِو بْنِ جُمَیْعٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: «دَخَلَ رَسُولُ اللَّهِ ص عَلَى عَائِشَةَ فَرَأَى کِسْرَةً کَادَ أَنْ یَطَأَهَا فَأَخَذَهَا فَأَکَلَهَا ثُمَّ قَالَ: «یَا حُمَیْرَاءُ أَکْرِمِی جِوَارَ نِعَمِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَیْکِ فَإِنَّهَا لَمْ تَنْفِرْ مِنْ قَوْمٍ فَکَادَتْ تَعُودُ إِلَیْهِمْ.»»

 الکافی، ج‏۶، ص۳۰۰

 

از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده است:

«رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) بر عایشه وارد شدند و دیدند که نزدیک است بر تکه‌نانی (که بر زمین افتاده) پا بگذارد. ایشان آن تکه‌نان را برداشتند و خوردند.

سپس فرمودند:

«ای حمیراء! گوشه‌های نعمت‌های خداوند (عزّوجلّ) بر خودت را گرامی بدار؛ چراکه نعمت خداوند از نزد هیچ قومی کوچ نکرده است که به‌زودی به آنان بازگردد.»»

 

 

 

…عَنْ طَلْحَةَ بْنِ زَیْدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «أَکْرِمُوا الْخُبْزَ.» فَقِیلَ: یَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَا إِکْرَامُهُ؟ قَالَ: «إِذَا وُضِعَ لَمْ یُنْتَظَرْ بِهِ غَیْرُهُ.» وَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «وَ مِنْ کَرَامَتِهِ أَنْ لَا یُوطَأَ وَ لَا یُقْطَعَ.»

 الکافی، ج‏۶، ص۳۰۳

 

از رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) نقل شده است:

«نان را گرامی بدارید!»

به ایشان عرض شد:

ای رسول خدا! اکرام نان چگونه است؟

حضرت فرمودند:

«وقتی بر سفره گذاشته شد، نباید منتظر غذاهای دیگر ماند.»

ایشان همچنین فرمودند:

«و از گرامی‌داشت نان این است که زیر پا نماند و بریده نشود.»

 

 

 

…عَنِ النَّوْفَلِیِّ عَنِ السَّکُونِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «إِذَا أُوتِیتُمْ بِالْخُبْزِ وَ اللَّحْمِ فَابْدَءُوا بِالْخُبْزِ فَسُدُّوا بِهِ خِلَالَ الْجُوعِ ثُمَّ کُلُوا اللَّحْمَ.»

 الکافی، ج‏۶، ص۳۰۳

 

از امام صادق، از رسول خدا (صلوات‌الله‌علیهما) نقل شده است:

«هرگاه به شما نان و گوشت داده شد، با نان شروع کنید و با آن رفع گرسنگی کنید، بعد گوشت را بخورید.»

 

 

 

…عَنِ النَّوْفَلِیِّ عَنِ السَّکُونِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «إِیَّاکُمْ أَنْ تَشَمُّوا الْخُبْزَ کَمَا تَشَمُّهُ السِّبَاعُ فَإِنَّ الْخُبْزَ مُبَارَکٌ أَرْسَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ السَّمَاءَ مِدْرَاراً وَ لَهُ أَنْبَتَ اللَّهُ الْمَرْعَى وَ بِهِ صَلَّیْتُمْ وَ بِهِ صُمْتُمْ وَ بِهِ حَجَجْتُمْ بَیْتَ رَبِّکُمْ.»

 الکافی، ج‏۶، ص۳۰۳

 

از امام صادق، از رسول خدا (صلوات‌الله‌علیهما) نقل شده است:

«نان را آن‌طور که درندگان می‌بویند، بو نکشید؛ چراکه نان مبارک است.

خداوند (عزّوجلّ) برای آن، باران نازل کرده و زراعتگاه‌ها را رویانیده.

به‌واسطه (قوتی که می‌گیرید با) آن، نماز می‌خوانید، روزه می‌گیرید و حج خانه پروردگارتان را به‌جا می‌آورید.»

 

 

 

…عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْفَضْلِ النَّوْفَلِیِّ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ یُونُسَ قَالَ: تَغَدَّى عِنْدِی أَبُو الْحَسَنِ ع فَجِی‏ءَ بِقَصْعَةٍ وَ تَحْتَهَا خُبْزٌ فَقَالَ: «أَکْرِمُوا الْخُبْزَ أَنْ لَا یَکُونَ تَحْتَهَا» وَ قَالَ لِی: «مُرِ الْغُلَامَ أَنْ یُخْرِجَ الرَّغِیفَ مِنْ تَحْتِ الْقَصْعَةِ.»

 الکافی، ج‏۶، ص۳۰۴

 

از فضل بن یونس نقل شده است:

امام کاظم (علیه‌السلام) نزد من صبحانه می‌خوردند. کاسه‌ای آورده شد که زیرش تکه‌نانی بود.

حضرت فرمودند:

«نان را گرامی بدارید و زیر کاسه قرار ندهید.»

و به من فرمودند:

«به خدمتکار دستور بده نان را از زیر کاسه بردارد.»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ اسفند ۰۳ ، ۱۰:۴۹
ابوالفضل رهبر

 

بعد از صرف غذا، تهِ سفره چیزهایی باقی می‌ماند؛ خرده‌های نان، دانه‌های برنج یا…

ما معمولاً باقی‌مانده‌های در سفره را با دستمال تمیز می‌کنیم و آن‌ها را در ظرف نان‌خشک می‌ریزیم یا برای پرندگان کنار می‌گذاریم یا - خدای نکرده - دور می‌ریزیم!

در فرهنگ دینی این کار از مصادیق کفرانِ نعمت است و از آن نهی شده است. در مقابل؛ خوردن باقی‌مانده‌های در سفره، سیره اهل‌بیت (علیهم‌السلام) بوده است و برای این کار (که از مصادیق شکر نعمت است) آثار مثبتی شمرده شده است.

ملاحظه بفرمایید…

 

 

…عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ دَاوُدَ بْنِ کَثِیرٍ قَالَ: تَعَشَّیْتُ عِنْدَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع عَتَمَةً فَلَمَّا فَرَغَ مِنْ عَشَائِهِ حَمِدَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ قَالَ: «هَذَا عَشَائِی وَ عَشَاءُ آبَائِی.» فَلَمَّا رُفِعَ الْخِوَانُ تَقَمَّمَ مَا سَقَطَ مِنْهُ ثُمَّ أَلْقَاهُ إِلَى فِیهِ.

 الکافی، ج‏۶، ص۳۰۰

 

از داود بن کثیر رِقّی نقل شده است:

شبی شام را نزد امام صادق(علیه‌السلام) بودم.

ایشان از خوردن شام فارغ شدند، خداوند (عزّوجلّ) را حمد کردند و فرمودند:

«این، شام من و شام پدران من است.»

آن‌گاه [گوشه‌های] سفره را بلند کردند و خرده‌های باقی‌مانده در آن را جمع کردند و در دهان گذاشتند.

 

 

 

…عَنِ الْأَصَمِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ الْأَرَّجَانِیِّ قَالَ: کُنْتُ عِنْدَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع وَ هُوَ یَأْکُلُ فَرَأَیْتُهُ یَتَتَبَّعُ مِثْلَ السِّمْسِمِ مِنَ الطَّعَامِ مَا سَقَطَ مِنَ الْخِوَانِ فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ تَتَبَّعُ هَذَا؟! فَقَالَ: «یَا عَبْدَ اللَّهِ هَذَا رِزْقُکَ فَلَا تَدَعْهُ أَمَا إِنَّ فِیهِ شِفَاءً مِنْ کُلِّ دَاءٍ.»

 الکافی، ج‏۶، ص۳۰۱

 

از عبدالله اَرَّجانی نقل شده است:

من نزد امام صادق (علیه‌السلام) بودم، درحالی‌که غذا می‌خوردند. دیدم ایشان دنبال چیزهایی از غذا؛ مثل کنجد، که بر سفره ریخته بود، می‌گشتند.

عرض کردم:

فدایتان شوم، دنبال این‌چیزها می‌گردید؟!

حضرت فرمودند:

«ای عبدالله! این، روزی توست؛ پس آن را رها نکن!

بدان! به‌راستی که در این‌ها شفای هر دردی است.»

 

 

 

…عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُعَاوِیَةَ بْنِ وَهْبٍ عَنْ أَبِیهِ قَالَ: أَکَلْنَا عِنْدَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فَلَمَّا رُفِعَ الْخِوَانُ لَقَطَ مَا وَقَعَ مِنْهُ فَأَکَلَهُ ثُمَّ قَالَ لَنَا: «إِنَّهُ یَنْفِی الْفَقْرَ وَ یُکْثِرُ الْوَلَدَ.»

 الکافی، ج‏۶، ص۳۰۰

 

از معاویة بن وهب نقل شده است:

ما (چند نفر از اصحاب) نزد امام صادق (علیه‌السلام) غذا می‌خوردیم. وقتی (گوشه‌های) سفره بلند شد، آن‌چه بر آن باقی مانده بود را به دهان گذاشتند و خوردند.

سپس فرمودند:

«این کار فقر را برطرف می‌کند و فرزندان را زیاد می‌کند.»

 

 

 

…عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع:

«کُلُوا مَا یَسْقُطُ مِنَ الْخِوَانِ فَإِنَّهُ شِفَاءٌ مِنْ کُلِّ دَاءٍ بِإِذْنِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لِمَنْ أَرَادَ أَنْ یَسْتَشْفِیَ بِهِ.»

 الکافی، ج‏۶، ص۲۹۹

 

از امام صادق، از امیرالمؤمنین (علیهماالسلام) نقل شده است:

«خرده‌ریزهاى باقی‌مانده بر سفره را بخورید؛ چراکه این، به اذن خداوند (عزّوجلّ)، شفای هر دردی است، برای کسی که شفا بخواهد.»

 

 

 

…عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ عَبْدِ الْحَمِیدِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ صَالِحٍ الْخَثْعَمِیِّ قَالَ: شَکَوْتُ إِلَى أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع وَجَعَ الْخَاصِرَةِ. فَقَالَ: «عَلَیْکَ بِمَا یَسْقُطُ مِنْ الْخِوَانِ فَکُلْهُ.» قَالَ: فَفَعَلْتُ ذَلِکَ فَذَهَبَ عَنِّی. قَالَ إِبْرَاهِیمُ: قَدْ کُنْتُ وَجَدْتُ ذَلِکَ فِی الْجَانِبِ الْأَیْمَنِ وَ الْأَیْسَرِ فَأَخَذْتُ ذَلِکَ فَانْتَفَعْتُ بِهِ.

 الکافی، ج‏۶، ص۳۰۰

 

از ابراهیم بن عبدالحمید، از عبدالله بن صالح خثعمی نقل شده است:

نزد امام صادق (علیه‌السلام) از درد خاصره (پایین کمر) شکایت کردم.

حضرت فرمودند: «بر تو باد آن‌چه ته سفره باقی می‌ماند؛ آن را بخور!»

عبدالله گفت: به دستور امام صادق (علیه‌السلام) عمل کردم و دردم برطرف شد.

ابراهیم (ناقل حدیث از عبدالله) گوید: من نیز این درد را در سمت راست و چپم احساس کردم. پس به دستور امام عمل کردم و از آن بهره بردم.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ اسفند ۰۳ ، ۱۰:۴۲
ابوالفضل رهبر

 

احتمالاً این حدیث را شنیده‌اید که:

 

…عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی نَصْرٍ قَالَ سَمِعْتُ الرِّضَا ع یَقُولُ:

«التَّثَاؤُبُ مِنَ الشَّیْطَانِ وَ الْعَطْسَةُ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ.»

 الکافی، ج۲، ص۶۵۴

 

از امام رضا (علیه‌السلام) نقل شده است:

«خمیازه از جانب شیطان است و عطسه از جانب خداوند (عزّوجلّ)»

 

 

اما چرا عطسه کردن از جانب خداوند است؟

 

 

…عَنْ صَالِحِ بْنِ أَبِی حَمَّادٍ قَالَ: سَأَلْتُ الْعَالِمَ ع عَنِ الْعَطْسَةِ وَ مَا الْعِلَّةُ فِی الْحَمْدِ لِلَّهِ عَلَیْهَا. فَقَالَ: «إِنَّ لِلَّهِ نِعَماً عَلَى عَبْدِهِ فِی صِحَّةِ بَدَنِهِ وَ سَلَامَةِ جَوَارِحِهِ وَ إِنَّ الْعَبْدَ یَنْسَى ذِکْرَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَى ذَلِکَ وَ إِذَا نَسِیَ أَمَرَ اللَّهُ الرِّیحَ فَتَجَاوَزَ فِی بَدَنِهِ ثُمَّ یُخْرِجُهَا مِنْ أَنْفِهِ فَیَحْمَدُ اللَّهَ عَلَى ذَلِکَ فَیَکُونُ حَمْدُهُ عِنْدَ ذَلِکَ شُکْراً لِمَا نَسِیَ.»

 الکافی، ج۲، ص۶۵۴

 

از صالح بن ابی‌حماد نقل شده است:

از امام کاظم (علیه‌السلام) درباره عطسه کردن و علت این‌که هنگام عطسه حمد خداوند ذکر می‌شود، سؤال کردم.

حضرت فرمودند:

«به‌راستی که خداوند نعمت‌هایی بر بنده‌اش دارد؛ از جمله صحت بدنش و سلامت اعضای آن.

بنده، [گاهی] ذکر خداوند (عزّوجلّ) برای (شکرِ) این نعمت را فراموش می‌کند.

هرگاه فراموش کرد، خداوند به باد (هوای داخل بدن) فرمان می‌دهد که با شدت در بدنش حرکت کند. بعد، آن را از بینی‌اش خارج می‌کند.

آن‌گاه آن بنده، خداوند را برای نعمت سلامتی‌اش حمد می‌کند (″الحمدلله″ می‌گوید.)

پس حمدش هنگام عطسه کردن، شکر چیزی است که آن را فراموش کرده بود. (سلامت بدنش)»

 

 

 

پانوشتـــــــــــــــــــــــــــــــــ

این‌که عطسه کردن از جانب خداوند است، در حدیث دوم ذکر شد. اما چرا خمیازه از جانب شیطان است؟

در این مطلب ذکر شد و در مطالب آینده نیز بیان خواهد شد که «عطسه» نشانه «سلامت» است. در مقابل، می‌دانیم که «خمیازه» نشانه «کسالت» است.

شیطان، دوست‌دار کسالت است؛ چراکه انسانِ کسل، نشاط عمل ندارد، حال عبادت ندارد، آمادگی فهم ندارد و از همه مهم‌تر: قلبش دچار «غفلت» است و از حالت «ذکر» دور است.

جالب است بدانید دانشمندان هنوز به علت مشخصی برای خمیازه نرسیده‌اند. مُسری بودن خمیازه و این‌که حتی با فکر کردن به آن خمیازه می‌کشیم، نشانه‌ای است بر این‌که علت خمیازه احتمالاً روانی است، نه فیزیولوژیک.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ شهریور ۰۳ ، ۱۱:۲۱
ابوالفضل رهبر

 

...عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْفَضْلِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:

«الْبَنُونَ نَعِیمٌ وَ الْبَنَاتُ حَسَنَاتٌ وَ اللَّهُ یَسْأَلُ عَنِ النَّعِیمِ وَ یُثِیبُ عَلَى الْحَسَنَاتِ.»

 الکافی، ج۶، ص۷

 

از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده است:

«فرزندان پسر، نعمت هستند و فرزندان دختر، حسنه (نیکی) اند

و خداوند [در روز قیامت] در باره‌ی نعمات، سؤال (بازخواست) می‌کند[۱] و در ازای حسنات، پاداش می‌دهد.[۲]»

 

 

 

پاورقیـــــــــــــــــــــــــــــــــ

[۱] اشاره‌ای است به آیه شریفه:

«ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ یَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِیمِ» [تکاثر:۸]

«سپس در آن روز (قیامت) قطعاً از نعمت‌ها[یی که به شما داده شده است] سؤال (بازخواست) خواهید شد.»

[۲] می‌تواند اشاره‌ای باشد به آیه شریفه:

«مَنْ جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَیْرٌ مِنْهَا…» [نمل:۸۹]

«هرکس [در روز قیامت] حسنه (نیکی‌)ای بیاورد، برای او [پاداشی] بهتر از آن خواهد بود…»

و این آیه شریفه:

«مَنْ جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا…» [انعام:۱۶۰]

«هرکس حسنه (نیکی)ای بیاورد، برای او ده‌برابر آن پاداش خواهد بود…»

و نیز این آیه شریفه:

«إِنَّ اللَّهَ لَا یَظْلِمُ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ وَ إِنْ تَکُ حَسَنَةً یُضَاعِفْهَا وَ یُؤْتِ مِنْ لَدُنْهُ أَجْرًا عَظِیمًا» [نساء:۴۰]

«به‌راستی خداوند [به هیچ‌کس، ولو] به‌قدر ذره‌ای ظلم نمی‌کند و اگر آن ذره حسنه باشد، خداوند آن را دوچندان می‌کند و از نزد خود پاداشی بزرگ عطا می‌فرماید.»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ مهر ۰۱ ، ۰۸:۱۶
ابوالفضل رهبر

 

شاید در میان دوستان و آشنایانتان، پدرانی را سراغ داشته باشید که به فرزندشان سرمایه‌ای داده‌اند یا آن‌ها را مسؤولِ بخشی از سرمایه‌شان کرده‌اند، اما فرزندشان از سرِ بی‌تجربگی آن سرمایه را به باد داده است

و شاید مواردی را سراغ داشته باشید که روابط خانوادگی، به این واسطه، به کدورت کشیده شده یا از هم پاشیده است.

این اتفاق برای یکی از اصحاب امام کاظم (علیه‌السلام) افتاده است. پاسخ امام شنیدنی است.

 

 

 

...عَنْ مُعَمَّرِ بْنِ خَلَّادٍ قَالَ: کَانَ دَاوُدُ بْنُ زُرْبِیٍّ شَکَا ابْنَهُ إِلَى أَبِی الْحَسَنِ ع فِیمَا أَفْسَدَ لَهُ‏ فَقَالَ لَهُ: «اسْتَصْلِحْهُ فَمَا مِائَةُ أَلْفٍ فِیمَا أَنْعَمَ اللَّهُ بِهِ عَلَیْکَ؟»

 الکافی، ج‏۶، ص۴۸

 

معمّر بن خلّاد نقل کرده است:

داود بن زُربی شکایت پسرش را به‌خاطر خسارتی که بر او وارد کرده بود، نزد امام کاظم (علیه‌السلام) برد.

حضرت فرمودند:

«خراب‌کاری‌اش را درست کن. مگر صدهزار (درهم) در برابر نعمتی که خداوند به واسطه فرزندت به تو ارزانی داشته، چه ارزشی دارد؟»

 

 

 

پانوشتـــــــــــــــــــــــــــــــــ

محل تأمل است که منظور حضرت چیست؟ فرزند برای والدین چه نعمتی است که صدهزار درهم در مقایسه با آن چیزی نیست؟

می‌دانیم که خداوند از هر نعمتی که به بندگانش داده است، سؤال خواهد کرد که آن را چگونه و در چه راهی مصرف کرده‌اید؟

و می‌دانیم که هرچه نعمتی که در اختیارمان است، بزرگ‌تر باشد، مسؤولیتمان نیز بیشتر است.

اگر خداوند در دنیا صدهزار درهم در اختیار ما قرار داده باشد، حتماً در روز قیامت ما را مؤاخذه خواهد کرد که با این امکانی که در اختیارت گذاشته‌ام چه کردی؟ آن را چگونه و در چه راهی خرج کردی؟

حال، صحبت سر نعمتی است به نام «فرزند» که بسیار با ارزش‌تر از این سرمایه‌های مادی است.

ما با این نعمت چه کرده‌ایم؟ آیا قدرش را می‌دانیم؟ آیا در عمل، شاکر این نعمت هستیم؟ آیا وظیفه‌مان را در قبال فرزندمان درست انجام می‌دهیم؟

آیا می‌توانیم پاسخ‌گوی این سؤالات سخت در روز قیامت باشیم؟

 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۱ مرداد ۰۱ ، ۰۷:۲۲
ابوالفضل رهبر

 

...عَنِ اِبْنِ أَبِی نَصْرٍ عَنِ اَلرِّضَا عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: قَالَ:

«صَاحِبُ‏ النِّعْمَةِ یَجِبُ‏ عَلَیْهِ التَّوْسِعَةُ عَنْ عِیَالِهِ.»

 الکافی، ج‏۴، ص۱۱

 

از امام رضا (علیه‌السلام) نقل شده است:

«کسی که نعمت دارد (وضعش خوب است)، بر او واجب است که نسبت به عیال (افراد تحت سرپرستی)اش توسعه دهد (دست‌ودل‌باز باشد.)»

 

 

 

...عَنْ عُمَرَ بْنِ یَزِیدَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ:

«إِنَّ الْمُؤْمِنَ یَأْخُذُ بِأَدَبِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ؛ إِذَا وَسَّعَ عَلَیْهِ اتَّسَعَ وَ إِذَا أَمْسَکَ عَلَیْهِ أَمْسَکَ.»

 الکافی، ج‏۴، ص۱۲

 

از امام صادق، از رسول خدا (صلوات‌الله‌علیهما) نقل شده است:

«مؤمن از ادب خداوند (عزّوجلّ) پیروی می‌کند؛

هرگاه خداوند بر (نعمت‌هایش به) او وسعت بخشد، او نیز (در خرج کردن) توسعه می‌بخشد

و هرگاه خداوند از (اعطای نعمت به) او خودداری کند، او نیز (از خرج کردن) خودداری می‌کند.»

 

 

 

پانوشتـــــــــــــــــــــــــــــــــ

مؤمن چنین نیست که وقتی وضعش خوب است، به هر دلیلی (مثل ترس از بی‌پول شدن، پس‌انداز برای آینده یا...) در خرج کردن برای خانواده کم بگذارد و آن‌ها را در مضیقه قرار دهد.

از طرفی چنین هم نیست که وقتی وضعش چندان خوب نیست، بی‌حساب خرج کند و ریخت‌وپاش نماید.

اگر بزرگ‌ترها در زندگی چنین رفتار کنند، کوچک‌ترها هم چنین بار خواهند آمد.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ مرداد ۰۱ ، ۰۸:۲۲
ابوالفضل رهبر

 

...قَالَ اِبْنُ حُمْدُونٍ: کَتَبَ اَلْمَنْصُورُ إِلَى جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ: لِمَ لاَ تَغْشَانَا کَمَا یَغْشَانَا سَائِرُ اَلنَّاسِ فَأَجَابَهُ: «لَیْسَ لَنَا مَا نَخَافُکَ مِنْ أَجْلِهِ وَ لاَ عِنْدَکَ مِنْ أَمْرِ اَلْآخِرَةِ مَا نَرْجُوکَ لَهُ وَ لاَ أَنْتَ فِی نِعْمَةٍ فَنُهَنِّیَکَ وَ لاَ تَرَاهَا نَقِمَةً فَنُعَزِّیَکَ بِهَا فَمَا نَصْنَعُ عِنْدَکَ.» قَالَ: فَکَتَبَ إِلَیْهِ: تَصْحَبُنَا لِتَنْصَحَنَا. فَأَجَابَهُ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ: «مَنْ أَرَادَ اَلدُّنْیَا لاَ یَنْصَحُکَ وَ مَنْ أَرَادَ اَلْآخِرَةَ لاَ یَصْحَبُکَ.» فَقَالَ اَلْمَنْصُورُ: وَ اَللَّهِ لَقَدْ مَیَّزَ عِنْدِی مَنَازِلَ اَلنَّاسِ مَنْ یُرِیدُ اَلدُّنْیَا مِمَّنْ یُرِیدُ اَلْآخِرَةَ وَ أَنَّهُ مِمَّنْ یُرِیدُ اَلْآخِرَةَ لاَ اَلدُّنْیَا.

 کشف‌الغمة‌فی‌معرفةالأئمة، ج۲، ص۲۰۸

 

از ابن حمدون نقل شده است:

منصور دوانیقی[۱] (در نامه‌ای) خطاب به امام صادق (علیه‌السلام) نوشت:

چرا همان‌طور که مردم نزد ما می‌آیند، تو نزد ما نمی‌آیی؟

امام صادق (علیه‌السلام) به او پاسخ دادند:

«ما [از امور دنیوی] چیزی نداریم که به‌خاطر [از دست دادن] آن از تو بترسیم و تو نیز چیزی از امور آخرتی نداری که ما برای [به دست آوردن] آن به تو امید داشته باشیم.

و (همچنین) تو در نعمتی نیستی تا برای تبریک نزد تو بیاییم و این [حکومت که به‌دست آورده‌ای] را نقمت (عقوبت) هم نمی‌دانی تا برای تسلیت نزدت بیاییم.»[۲]

منصور خطاب به حضرت نوشت:

با ما هم‌نشینی کن، تا ما را نصیحت کنی!

حضرت به او پاسخ دادند:

«کسی که دنیا را بخواهد، تو را نصیحت نخواهد کرد و کسی که آخرت را بخواهد، با تو هم‌نشین نخواهد شد.»

منصور [به اطرافیانش] گفت:

به خدا قسم، او (امام صادق علیه‌السلام) تفاوت جایگاه مردم را برایم آشکار کرد؛ (تفاوت) کسانی که دنیا را می‌خواهند را از کسانی که آخرت را می‌خواهند. به راستی که خودِ او از کسانی است که آخرت را می‌خواهد، نه دنیا را.

 

 

پاورقیـــــــــــــــــــــــــــــــــ

[۱] ابوجعفر عبدالله منصور، مشهور به منصور دوانیقی، دومین خلیفه عباسی و از نوادگان عباس بن عبدالمطلب، عموی پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) بوده است.

[۲] اشاره‌ای است به این‌که حکومت منصور، در واقع، برای او نعمت نیست، بلکه نقمت (عقوبت) است؛ زیرا بدون این‌که خود متوجه باشد، روزبه‌روز بیش‌تر دستش را به ظلم آلوده می‌سازد و آن‌به‌آن بیش‌تر او را به درکات جهنم فرو می‌برد.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ آذر ۰۰ ، ۱۳:۵۱
ابوالفضل رهبر

 

در احادیث متعدد، از اهل بیت (علیهم‌السلام) این توصیه را بسیار شنیده‌ایم که باید از آرزوهای بلند (طول الأمل) پرهیز کنیم.

برای ما معمولاً عجیب است که علت این توصیه چیست؟ به‌خصوص که این‌سال‌ها در بسیاری از کتاب‌ها و سخنرانی‌های انگیزشی، خلاف آن را می‌شنویم.

امام صادق (علیه‌السلام) در حدیث زیر به علت این توصیه اشاره فرموده‌اند...

 

 

...عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ یَقُولُ:

«تَجَنَّبُوا اَلْمُنَى فَإِنَّهَا تُذْهِبُ بَهْجَةَ مَا خُوِّلْتُمْ وَ تَسْتَصْغِرُونَ بِهَا مَوَاهِبَ اَللَّهِ تَعَالَى عِنْدَکُمْ وَ تُعْقِبُکُمُ اَلْحَسَرَاتِ فِیمَا وَهَّمْتُمْ بِهِ أَنْفُسَکُمْ.»

 الکافی، ج۵، ص۸۵

 

از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده است:

«از آرزوها فاصله بگیرید؛ چراکه آرزوها...

- شادمانی از داشته‌هایتان را از بین می‌برد،

- موهبت‌های خداوند (تعالی) را نزدتان کوچک می‌سازد

- و حسرتِ اوهامی که در دل‌هاتان می‌ساختید را برایتان به‌جا می‌گذارد.»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ مهر ۰۰ ، ۰۹:۳۳
ابوالفضل رهبر

 

...عَنْ یُونُسَ بْنِ یَعْقُوبَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ:

«مَنْ أَذْنَبَ ذَنْباً فَعَلِمَ أَنَّ اَللَّهَ مُطَّلِعٌ عَلَیْهِ إِنْ شَاءَ عَذَّبَهُ وَ إِنْ شَاءَ غَفَرَ لَهُ غَفَرَ لَهُ وَ إِنْ لَمْ یَسْتَغْفِرْ.»

 الکافی، ج۲، ص۴۲۷

 

از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده است:

«کسی که گناهی را مرتکب شود و علم داشته باشد که خداوند بر [کارهای] او واقف است؛ اگر بخواهد، مجازاتش می‌کند و اگر بخواهد، می‌آمرزدش،

خداوند او را می‌آمرزد، هرچند آمرزش نطلبد.»

 

 

پانوشتـــــــــــــــــــــــــــــــــ

اگر بخواهیم میان این حدیث با احادیث دیگری که شرایط سختی برای پذیرش توبه برشمرده‌اند، جمع کنیم، باید چنین بگوییم که:

گویا علمی که در این حدیث به آن اشاره شده است (علم به این‌که خداوند بر او واقف است و مجازات یا آمرزشش در دست اوست)، به یک دانستنِ ساده خلاصه نمی‌شود؛ نوعی «علم‌الیقین» است که «ذکر دائمی» و «پای‌بندی به لوازم آن علم» را نیز در پی داشته باشد.

 

علامه مجلسی (رحمه‌الله) نیز در شرح این حدیث چنین بیان داشته‌اند:

«شاید مقصود، علمی باشد که در نفس اثر بگذارد و رفتار را به ثمر رساند، و الا، هر مسلمانی به این‌چیزها اقرار دارد و کسی که بخشی از آن را انکار کند، کافر است.

کسی که بر مراقبت از این امور مداومت داشته باشد و درباره‌شان به‌شکل صحیحی فکر کند، گناهی از او سر نمی‌زند، مگر به‌ندرت. اگر هم از او گناهی سر بزند، بعد از ارتکاب گناه، پشیمان است و می‌ترسد...» [مرآة العقول، ج۱۱، ص۲۸۴]

 

در تأیید این فرمایش علامه مجلسی این حدیث نیز قابل توجه است:

 

...عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام یَقُولُ:

«مَا مِنْ عَبْدٍ أَذْنَبَ ذَنْباً فَنَدِمَ عَلَیْهِ إِلَّا غَفَرَ اللَّهُ لَهُ قَبْلَ أَنْ یَسْتَغْفِرَ وَ مَا مِنْ عَبْدٍ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِ نِعْمَةً فَعَرَفَ أَنَّهَا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ إِلَّا غَفَرَ اللَّهُ لَهُ قَبْلَ أَنْ یَحْمَدَهُ.»

 الکافی، ج۲، ص۴۲۷

 

از امام صادق(علیه‌السلام) نقل شده است:

«هیچ بنده‌ای نیست که گناهی مرتکب شود و از آن پشیمان باشد، مگراین‌که خداوند او را می‌آمرزد، پیش از آن‌که آن بنده (به‌خاطر گناهش از خداوند) آمرزش طلبد.

و هیچ بنده‌ای نیست که خداوند به او نعمت دهد و بفهمد که آن نعمت از جانب خداست، مگراین‌که خداوند (گناهش) را می‌پوشاند، پیش از آن‌که آن بنده او را (به‌خاطر نعمتش) حمد کند.»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ ارديبهشت ۰۰ ، ۲۰:۰۵
ابوالفضل رهبر

 

...عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَمَّنْ ذَکَرَهُ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:

«لَا وَ اللَّهِ مَا أَرَادَ اللَّهُ تَعَالَی مِنَ النَّاسِ إِلَّا خَصْلَتَیْنِ أَنْ یُقِرُّوا لَهُ بِالنِّعَمِ فَیَزِیدَهُمْ وَ بِالذُّنُوبِ فَیَغْفِرَهَا لَهُمْ.»

 الکافی، ج۲، ص۴۲۶

 

از امام باقر (علیه‌السلام) نقل شده است:

«نه به خدا قسم، خداوند جز دو خصلت از مردم چیزی نخواسته است:

این‌که به نعمت‌ها(ی خود) اقرار کنند؛ که (دراین‌صورت نعمت‌های) آن‌ها را زیاد می‌کند

و این‌که به گناهانِ (خود) اقرار کنند؛ که (دراین‌صورت گناهانشان را می‌آمرزد.»

 

 

پانوشتـــــــــــــــــــــــــــــــــ

مرحوم علامه مجلسی (رحمه‌الله) در توضیح این حدیث چنین بیان داشته‌اند:

«منظور از «اقرار به نعمت‌ها»، شناخت نعمت‌دهنده و شناخت قدر نعمت او و دانستن این‌که آن نعمت تفضّلی از جانب اوست؛ و این، همان شکر است و شکر، موجب زیادتِ [نعمت] است؛ به‌خاطر این سخن خداوند که: «لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ»[إبراهیم:۷]؛ «اگر شکر کنید، [خداوند نعمت‌های] شما را زیاد می‌کند.»

و منظور از «اقرار به گناهان» نیز اقرارِ اجمالی و تفصیلی به گناهان است و این، همان پشیمانی از گناهان است و پشیمانی، همان توبه است و توبه، موجب آمرزش گناهان است...» [مرآة العقول، ج۱۱، ص۲۸۳]

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ ارديبهشت ۰۰ ، ۰۹:۴۱
ابوالفضل رهبر

 

از امیر مؤمنان نقل شده است که فرمودند:

«یَا کُمَیْلُ قُلْ عِنْدَ کُلِّ شِدَّةٍ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ تُکْفَهَا وَ قُلْ عِنْدَ کُلِ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ تَزْدَدْ مِنْهَا وَ إِذَا أَبْطَأَتِ الْأَرْزَاقُ عَلَیْکَ فَاسْتَغْفِرِ اللَّهَ یُوَسِّعْ عَلَیْکَ فِیهَا.»

 تحف‌العقول، ص۱۷۴

 

«ای کمیل! هنگام هر سختی و ناملایمتی، بگو: «لا حول و لا قوة الّا بالله»؛ تا آن را برطرف سازی

و هنگام هر نعمت و گشایشی، بگو: «الحمد لله»؛ تا آن را بیشتر نمایی

و هرگاه روزی‌ها با تأخیر بر تو نازل شدند، خداوند را «استغفار» کن؛ تا در آن‌ها برایت گشایش ایجاد کند.»

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ شهریور ۹۸ ، ۱۰:۲۸
ابوالفضل رهبر

 

...عَنْ دَاوُدَ بْنِ سِرْحَانَ، قَالَ: کُنَّا عِنْدَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (عَلَیْهِ السَّلَامُ) إِذْ دَخَلَ عَلَیْهِ سَدِیرٌ الصَّیْرَفِیُّ، فَسَلَّمَ وَ جَلَسَ، فَقَالَ لَهُ: «یَا سَدِیرُ، مَا کَثُرَ مَالُ‏ رَجُلٍ‏ قَطُّ إِلَّا عَظُمَتِ الْحُجَّةُ لِلَّهِ (تَعَالَى) عَلَیْهِ، فَإِنْ قَدَرْتُمْ أَنْ تَدْفَعُوهَا عَنْ أَنْفُسِکُمْ فَافْعَلُوا.» فَقَالَ لَهُ: یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ، بِمَا ذَا؟ قَالَ: «بِقَضَاءِ حَوَائِجِ إِخْوَانِکُمْ مِنْ أَمْوَالِکُمْ.» ثُمَّ قَالَ: «تَلَقَّوُا النِّعَمَ - یَا سَدِیرُ - بِحُسْنِ مُجَاوَرَتِهَا، وَ اشْکُرُوا مَنْ أَنْعَمَ عَلَیْکُمْ، وَ أَنْعِمُوا عَلَى مَنْ شَکَرَکُمْ، فَإِنَّکُمْ إِذَا کُنْتُمْ کَذَلِکَ اسْتَوْجَبْتُمْ مِنَ اللَّهِ (تَعَالَى) الزِّیَادَةَ، وَ مِنْ إِخْوَانِکُمُ الْمُنَاصَحَةَ.» ثُمَّ تَلَا: «لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ»

 الأمالی(للطوسی)، ص۳۰۲

 

از داود بن سِرحان نقل شده است:

نزد امام صادق (علیه‌السلام) بودیم که سَدیر صَیرَفی[1] بر حضرت وارد شد. سلام کرد و نشست.

حضرت به او فرمودند:

«ای سَدیر! هیچ‌گاه اموال مردی زیاد نشده، مگراین‌که حجت خداوند (تعالی) بر او بزرگ و شدید گشته است.[2] پس هرگاه توانستید این حجت را از خود دور کنید، چنین کنید.»

سدیر به حضرت عرض کرد:

این فرزند رسول خدا! با چه وسیله‌ای (این حجت را از خود دور سازیم)؟

حضرت فرمودند:

«نیاز برادرانتان را با [بخشی از] اموالتان رفع کنید.»

سپس فرمودند:

«ای سدیر! نعمت‌ها را با حُسن همجواری با آن‌ها به‌طور کامل دریافت کنید،[3]

از کسی که به شما نعمت داده، سپاس‌گذار (شاکر) باشید

و به کسی که سپاس‌گذار شماست، نعمت دهید؛

چراکه اگر چنین باشید، از جانب خداوند مستوجب فراوانی می‌شوید و از جانب برادرانتان مستوجب خیرخواهی خواهید شد.»

سپس امام این آیه را تلاوت فرمودند:

«لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ»[4]؛ «حتماً اگر سپاس‌گذار باشید، بر شما خواهیم افزود.»

 

پانوشتــــــــــــــــــــــــــ

[1] سدیر، صرّافی داشته و وضع مالی‌اش خوب بوده است.

[2] یعنی خداوند حجت را بر او تمام کرده و جای عذر و بهانه‌ای باقی نگذاشته است.

[3] یعنی نعمتی که به شما داده شده، بخشی از یک نعمت بزرگ‌تر است؛ اگر از همین نعمت کم، به نیکویی بهره برید، باقیِ آن نیز به شما داده خواهد شد. [چنین است که صدقه دادن و کمک به نیازمندان، مال را افزایش می‌دهد. گاهی خداوند متعال گوشه‌ای از نعمتی بزرگ را به ما عطا می‌فرماید و ما گمان می‌کنیم همه‌اش همین است. همان را محکم می‌گیریم تا تمام نشود. غافل از این‌که با حُسن‌مجاورت با آن (زیبا مصرف کردن آن؛ رفع حوائجِ برادرانِ ایمانی‌مان) بخش بزرگ‌تر را نیز دریافت خواهیم کرد.]

[4] سوره ابراهیم، آیه۷.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ مرداد ۹۸ ، ۰۰:۳۰
ابوالفضل رهبر

 

...عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عُمَرَ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِی الْحَسَنِ الرِّضَا ع أَنَا وَ حُسَیْنُ بْنُ ثُوَیْرِ بْنِ أَبِی فَاخِتَةَ فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ إِنَّا کُنَّا فِی سَعَةٍ مِنَ الرِّزْقِ وَ غَضَارَةٍ مِنَ الْعَیْشِ فَتَغَیَّرَتِ الْحَالُ بَعْضَ التَّغْیِیرِ فَادْعُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ یَرُدَّ ذَلِکَ إِلَیْنَا فَقَالَ: «أَیَّ شَیْ‏ءٍ تُرِیدُونَ تَکُونُونَ‏ مُلُوکاً أَ یَسُرُّکَ أَنْ تَکُونَ مِثْلَ طَاهِرٍ وَ هَرْثَمَةَ وَ إِنَّکَ عَلَى خِلَافِ مَا أَنْتَ عَلَیْهِ؟» قُلْتُ: لَا وَ اللَّهِ مَا یَسُرُّنِی أَنَّ لِیَ الدُّنْیَا بِمَا فِیهَا ذَهَباً وَ فِضَّةً وَ إِنِّی عَلَى خِلَافِ مَا أَنَا عَلَیْهِ؟ قَالَ: فَقَالَ: «فَمَنْ أَیْسَرَ مِنْکُمْ فَلْیَشْکُرِ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ: «لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ» وَ قَالَ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى: «اعْمَلُوا آلَ داوُدَ شُکْراً وَ قَلِیلٌ مِنْ عِبادِیَ الشَّکُورُ» وَ أَحْسِنُوا الظَّنَّ بِاللَّهِ فَإِنَّ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع کَانَ یَقُولُ: «مَنْ حَسُنَ ظَنُّهُ بِاللَّهِ کَانَ اللَّهُ عِنْدَ ظَنِّهِ بِهِ وَ مَنْ رَضِیَ بِالْقَلِیلِ مِنَ الرِّزْقِ قَبِلَ اللَّهُ مِنْهُ الْیَسِیرَ مِنَ الْعَمَلِ وَ مَنْ رَضِیَ بِالْیَسِیرِ مِنَ الْحَلَالِ خَفَّتْ مَئُونَتُهُ وَ تَنَعَّمَ أَهْلُهُ وَ بَصَّرَهُ اللَّهُ دَاءَ الدُّنْیَا وَ دَوَاءَهَا وَ أَخْرَجَهُ مِنْهَا سَالِماً إِلَى دَارِ السَّلَامِ.»»

 الکافی، ج‏۸، ص۳۴۶

 

از احمدبن‌عمر نقل شده است: من و حسین‌بن‌ثُوَیر خدمت امام رضا (علیه‌السلام) رسیدیم.

به ایشان عرض کردم:

ما (پیش‌تر) روزی‌مان زیاد بود و در رفاه زندگی می‌کردیم. اما (بعدها) وضعمان تغییر کرد. پس از خداوند (عزّوجلّ) بخواهید ما را به وضع سابقمان بازگرداند.

حضرت فرمودند:

«چه می‌خواهید؟ می‌خواهید فرمانروا باشید؟ آیا خوش‌حال خواهید بود از این‌که مثل طاهر و هرثمه [فرماندهان خلافت عباسی] باشید، اما اعتقادتان خلاف اعتقادی که من دارم باشد؟»

عرض کردم:

نه، به خدا قسم. خوشحال نمی‌شوم از این‌که دنیا و تمام طلاها و نقره‌هایش برای من باشد، اما اعتقادم خلاف اعتقادی که اکنون دارم (تشیع) باشد.

آن‌گاه حضرت فرمودند:

«پس هریک از شما (شیعیان) که دستش باز است، خداوند را شکر کند، که خداوند (عزّوجلّ) می‌فرماید: «لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ»؛ «اگر شکرگزار باشید، حتماً بر شما می‌افزایم.» [ابراهیم:۷] و می‌فرماید: «اعْمَلُوا آلَ داوُدَ شُکْراً وَ قَلِیلٌ مِنْ عِبادِیَ الشَّکُورُ»؛ «اى خاندان داود! از روی شکرگزاری [به فرامین الهی] عمل کنید و اندکی از بندگان من ‏شکرگزارند.» [سبأ:۱۳]

به خداوند حسن‌ظن داشته باشید؛ که [پدربزرگم] امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرمودند:

«هرکس به خداوند حسن‌ظن داشته باشد، خداوند مطابق گمانِ نیکش با او رفتار می‌کند و هرکس که به روزیِ اندکِ خداوند راضی باشد، خداوند نیز عملِ اندکِ او را می‌پذیرد و هرکس به مال حلالِ اندک راضی باشد، هزینه‌هایش اندک می‌گردد، خانواده‌اش متنعم می‌شوند، خداوند او را با درد دنیا و داروی آن آشنا می‌سازد و او را از دنیا به‌سلامت به‌سوی دیار امن (بهشت) خارج می‌گرداند.»»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ اسفند ۹۷ ، ۲۱:۵۶
ابوالفضل رهبر

 

...حَدَّثَنِی الْإِمَامُ عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ (عَلَیْهِمَا السَّلَامُ) قَالَ: حَدَّثَنِی أَبِی مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ قَالَ: حَدَّثَنِی أَبِی عَلِیُّ بْنُ مُوسَى، قَالَ: حَدَّثَنِی أَبِی مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ (عَلَیْهِمُ السَّلَامُ)، قَالَ:

«إِنَّ رَجُلًا جَاءَ إِلَى سَیِّدِنَا الصَّادِقِ (عَلَیْهِ السَّلَامُ) فَشَکَا إِلَیْهِ الْفَقْرَ، فَقَالَ: «لَیْسَ الْأَمْرُ کَمَا ذَکَرْتَ وَ مَا أَعْرِفُکَ فَقِیراً.» قَالَ: وَ اللَّهِ یَا سَیِّدِی مَا اسْتَبَیْتُ، وَ ذَکَرَ مِنَ الْفَقْرِ قِطْعَةً وَ الصَّادِقُ یُکَذِّبُهُ، إِلَى أَنْ قَالَ لَهُ: «خَبِّرْنِی لَوْ أُعْطِیتَ بِالْبَرَاءَةِ مِنَّا مِائَةَ دِینَارٍ، کُنْتَ تَأْخُذُ؟» قَالَ: لَا. إِلَى أَنْ ذَکَرَ أُلُوفَ‏ دَنَانِیرَ وَ الرَّجُلُ یَحْلِفُ أَنَّهُ لَا یَفْعَلُ، فَقَالَ لَهُ: «مَنْ مَعَهُ سِلْعَةٌ یُعْطَى بِهَا هَذَا الْمَالَ لَا یَبِیعُهَا هُوَ فَقِیرٌ؟»»

 الأمالی (للطوسی)، ص۲۹۸

 

از امام هادی، از امام جواد، از امام رضا، از امام کاظم (علیهم‌السلام) نقل شده است:

«مردی نزد سرورمان امام صادق (علیه‌السلام) آمد و از «فقر» به ایشان شکایت کرد. ایشان فرمودند:

«مسأله چنین نیست که تو گفتی. من تو را فقیر نمی‌دانم.»

آن مرد عرض کرد: سرورم! به خدا قسم، نان شب ندارم. بعد شروع کرد از فقرش گفت و امام صادق (علیه‌السلام) او را تکذیب می‌کردند تا این‌که به او فرمودند:

«بگو بدانم اگر صد دینار به تو بدهند تا در ازای آن؛ از ما اهل‌بیت برائت بجویی، آیا قبول می‌کنی؟»

مرد عرض کرد: نه. (حضرت مبلغ را بالا بردند) تا به هزاران‌هزار دینار رسیدند و آن مرد قسم می‌خورد که چنین کاری نمی‌کند. آن‌گاه امام صادق (علیه‌السلام) به او فرمودند:

«کسی که سرمایه‌ای دارد که در ازای این‌همه پول آن را نمی‌فروشد، آیا چنین کسی فقیر است؟!»»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ دی ۹۷ ، ۲۳:۳۸
ابوالفضل رهبر

 

از امام باقر (علیه‌السلام) نقل شده است:

«النَّوْمُ أَوَّلَ النَّهَارِ خُرْقٌ وَ الْقَائِلَةُ نِعْمَةٌ وَ النَّوْمُ‏ بَعْدَ الْعَصْرِ حُمْقٌ وَ النَّوْمُ بَیْنَ الْعِشَاءَیْنِ یَحْرِمُ الرِّزْقَ.»

 من‌لایحضره‌الفقیه، ج‏۱، ص۵۰۲

 

«خوابیدن در ابتدای روز؛ خُرق[*] است،

خواب قیلوله؛ نعمت است،

خوابیدن بعد از (وقت فضیلتِ نمازِ) عصر؛ حماقت است

و خوابیدن بین (نمازهای) مغرب و عشاء؛ انسان را از رزق محروم می‌کند.»

 

پاورقیــــــــــــــــــــــــــــــ

[*] برای این واژه، معانیِ متعددی برشمرده‌اند که بنده به صحتِ هیچ‌یک اطمینان نیافتم؛ حماقت، ضعفِ عقل، فقر، محرومیت و...

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ آبان ۹۷ ، ۲۱:۳۲
ابوالفضل رهبر

 

مفضّل بن عُمر در ضمن حدیث مفصلی پیرامون شگفتی‌های آفرینش که ثابت می‌کند آفرینش، توسط خالق یکتا صورت گرفته است، از امام صادق (علیه‌السلام) نقل کرده است:

 

«اعْرِفْ یَا مُفَضَّلُ مَا لِلْأَطْفَالِ فِی الْبُکَاءِ مِنَ الْمَنْفَعَةِ وَ اعْلَمْ أَنَّ فِی أَدْمِغَةِ الْأَطْفَالِ رُطُوبَةً إِنْ بَقِیَتْ فِیهَا أَحْدَثَتْ عَلَیْهِمْ أَحْدَاثاً جَلِیلَةً وَ عِلَلًا عَظِیمَةً مِنْ ذَهَابِ الْبَصَرِ وَ غَیْرِهِ وَ الْبُکَاءُ یُسِیلُ تِلْکَ الرُّطُوبَةَ مِنْ رُءُوسِهِمْ فَیُعْقِبُهُمْ ذَلِکَ الصِّحَّةَ فِی أَبْدَانِهِمْ وَ السَّلَامَةَ فِی أَبْصَارِهِمْ أَ فَلَیْسَ قَدْ جَازَ أَنْ یَکُونَ الطِّفْلُ یَنْتَفِعُ بِالْبُکَاءِ وَ وَالِدَاهُ لَا یَعْرِفَانِ ذَلِکَ فَهُمَا دَائِبَانِ لِیُسْکِتَانِهِ وَ یَتَوَخَّیَانِ فِی الْأُمُورِ مَرْضَاتَهُ لِئَلَّا یَبْکِیَ وَ هُمَا لَا یَعْلَمَانِ أَنَّ الْبُکَاءَ أَصْلَحُ لَهُ وَ أَجْمَلُ عَاقِبَةً فَهَکَذَا یَجُوزُ أَنْ یَکُونَ فِی کَثِیرٍ مِنَ الْأَشْیَاءِ مَنَافِعُ لَا یَعْرِفُهَا الْقَائِلُونَ بِالْإِهْمَالِ وَ لَوْ عَرَفُوا ذَلِکَ لَمْ یَقْضُوا عَلَى الشَّیْ‏ءِ أَنَّهُ لَا مَنْفَعَةَ فِیهِ مِنْ أَجْلِ أَنَّهُمْ لَا یَعْرِفُونَهُ وَ لَا یَعْلَمُونَ السَّبَبَ فِیهِ فَإِنَّ کُلَّ مَا لَا یَعْرِفُهُ الْمُنْکِرُونَ یَعْلَمُهُ الْعَارِفُونَ وَ کَثِیراً مَا یَقْصُرُ عَنْهُ عِلْمُ الْمَخْلُوقِینَ مُحِیطٌ بِهِ عِلْمُ الْخَالِقِ جَلَّ قُدْسُهُ وَ عَلَتْ کَلِمَتُهُ‏ فَأَمَّا مَا یَسِیلُ‏ مِنْ أَفْوَاهِ الْأَطْفَالِ مِنَ الرِّیقِ فَفِی ذَلِکَ خُرُوجُ الرُّطُوبَةِ الَّتِی لَوْ بَقِیَتْ فِی أَبْدَانِهِمْ لَأَحْدَثَتْ عَلَیْهِمُ الْأُمُورَ الْعَظِیمَةَ کَمَنْ تَرَاهُ قَدْ غَلَبَتْ عَلَیْهِ الرُّطُوبَةُ فَأَخْرَجَتْهُ إِلَى حَدِّ الْبَلَهِ وَ الْجُنُونِ وَ التَّخْلِیطِ إِلَى غَیْرِ ذَلِکَ مِنَ الْأَمْرَاضِ الْمُتْلِفَةِ کَالْفَالِجِ وَ اللَّقْوَة وَ مَا أَشْبَهَهُمَا فَجَعَلَ اللَّهُ تِلْکَ الرُّطُوبَةَ تَسِیلُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ فِی صِغَرِهِمْ لِمَا لَهُمْ فِی ذَلِکَ مِنَ الصِّحَّةِ فِی کِبَرِهِمْ فَتَفَضَّلَ عَلَى خَلْقِهِ بِمَا جَهِلُوهُ وَ نَظَرَ لَهُمْ بِمَا لَمْ یَعْرِفُوهُ وَ لَوْ عَرَفُوا نِعَمَهُ عَلَیْهِمْ لَشَغَلَهُمْ ذَلِکَ مِنَ التَّمَادِی فِی مَعْصِیَتِهِ فَسُبْحَانَهُ مَا أَجَلَّ نِعْمَتَهُ وَ أَسْبَغَهَا عَلَى الْمُسْتَحِقِّینَ وَ غَیْرِهِمْ مِنْ خَلْقِهِ تَعَالَى عَمَّا یَقُولُ الْمُبْطِلُونَ عُلُوّاً کَبِیرا.»

 توحیدالمفضل، ص۵۳

 

«ای مفضّل! منافعِ گریه نوزادان را بشناس. بدان که در مغز نوزادان، رطوبتی است که اگر در آن باقی بماند، به اتفاقاتی بزرگ و بیماری‌هایی سخت مثل نابینایی، دچار می‌شوند. 

گریه، این رطوبت را از سر نوزادان جاری (به بیرون از بدن) می‌کند تا بدن‌ها و چشم‌هایشان سالم بمانند.

نوزاد از این گریه سود می‌برد، اما والدینش این را نمی‌دانند، به‌همین‌خاطر تلاش می‌کنند که او را ساکت کنند و رضایت او را فراهم کنند تا گریه نکند، درحالی‌که آن‌ها نمی‌دانند که گریه کردن، بیش از ساکت شدن، به صلاح کودک است و عاقبت بهتری برای او دارد.

در بسیاری چیزها نیز منافعی هست که افرادی که معتقدند این عالم خدایی ندارد، از آن‌ها آگاه نیستند. اگر آگاه بودند، نمی‌گفتند که آن‌چیز منفعتی ندارد...

 

اما رطوبتی که از دهان نوزادان جاری می‌شود، فایده‌اش، خروج رطوبتی است که اگر در بدن‌هایشان باقی بماند، موجب اتفاقات بزرگی می‌شود.

مثل کسی که رطوبت بر او غلبه کرده و او را تا سرحدِ کودنی و دیوانگی و قاطی کردن پیش می‌برد و نیز موجب بیماری‌های کشنده‌ای مثل فلج و لقوه می‌شود.

پس خداوند نوزادان را چنین خلق کرده است که رطوبت در خردسالی از دهان‌هایشان خارج شود تا در بزرگ‌سالی سلامت باشند.

به‌این‌ترتیب، خداوند به‌خاطرِ نادانیِ مخلوقاتش، به آنان لطف کرده است و به آن‌چه از آن آگاه نبوده‌اند، توجه داشته است.

اگر (بندگان خدا) نعمت‌هایی که پروردگار به آن‌ها داده است را می‌شناختند، از معصیتِ پروردگار باز داشته می‌شدند...»

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ آبان ۹۷ ، ۲۳:۱۷
ابوالفضل رهبر

 

...عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ قَالَ: أَصَابَ أَهْلَ الْمَدِینَةِ غَلَاءٌ وَ قَحْطٌ حَتَّى أَقْبَلَ الرَّجُلُ الْمُوسِرُ یَخْلِطُ الْحِنْطَةَ بِالشَّعِیرِ وَ یَأْکُلُهُ وَ یَشْتَرِی بِبَعْضِ الطَّعَامِ وَ کَانَ عِنْدَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع طَعَامٌ جَیِّدٌ قَدِ اشْتَرَاهُ أَوَّلَ السَّنَةِ فَقَالَ لِبَعْضِ مَوَالِیهِ: «اشْتَرِ لَنَا شَعِیراً فَاخْلِطْ بِهَذَا الطَّعَامِ أَوْ بِعْهُ فَإِنَّا نَکْرَهُ أَنْ نَأْکُلَ جَیِّداً وَ یَأْکُلُ النَّاسُ رَدِیّاً.»

 الکافی، ج‏۵، ص۱۶۶

 

حماد بن عثمان گوید:

مردم مدینه دچار گرانی و قحطی شدند، به‌طوری‌که افراد توانگر (برای تهیه نان) گندم را با جُو مخلوط می‌کردند[*] و می‌خوردند و تنها می‌توانستند بخشی از غذای خود را تهیه کند (نه همه مایحتاجشان را).

نزد امام صادق (علیه‌السلام) غذای مرغوبی بود که آن را ابتدای سال خریده بودند. پس حضرت به یکی از غلامانشان فرمودند:

«برایمان جُو بخر و با این غذا (گندم) مخلوط کن یا این‌که آن (گندم مرغوب) را بفروش؛

چراکه ما بدمان می‌آید درحالی‌که مردم غذای نامرغوب می‌خورند، غذای مرغوب بخوریم.»

 

حال ماجرا را از زبان مُعَتِّب (غلام حضرت) بخوانید:

 

...عَنْ مُعَتِّبٍ قَالَ: قَالَ لِی أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع: «وَ قَدْ تَزَیَّدَ السِّعْرُ بِالْمَدِینَةِ کَمْ عِنْدَنَا مِنْ طَعَامٍ؟» قَالَ قُلْتُ: عِنْدَنَا مَا یَکْفِیکَ أَشْهُراً کَثِیرَةً. قَالَ: «أَخْرِجْهُ وَ بِعْهُ.» قَالَ قُلْتُ لَهُ: وَ لَیْسَ‏ بِالْمَدِینَةِ طَعَامٌ‏ قَالَ: «بِعْهُ.» فَلَمَّا بِعْتُهُ قَالَ اشْتَرِ مَعَ النَّاسِ یَوْماً بِیَوْمٍ وَ قَالَ: «یَا مُعَتِّبُ اجْعَلْ قُوتَ عِیَالِی نِصْفاً شَعِیراً وَ نِصْفاً حِنْطَةً فَإِنَّ اللَّهَ یَعْلَمُ أَنِّی وَاجِدٌ أَنْ أُطْعِمَهُمُ الْحِنْطَةَ عَلَى وَجْهِهَا وَ لَکِنِّی أُحِبُّ أَنْ یَرَانِیَ اللَّهُ قَدْ أَحْسَنْتُ تَقْدِیرَ الْمَعِیشَةِ.»

 الکافی، ج‏۵، ص۱۶۶

 

از معتّب نقل شده است:

قیمت اجناس در مدینه گران شده بود.

امام صادق (علیه‌السلام) به من فرمودند:

«چه‌قدر غذا نزد ما هست؟»

عرض کردم:

ما آن‌قدر آذوقه داریم که تا چندین ماه برایمان کافی است.

حضرت فرمودند:

«آن‌ها را (از انبار) بیرون بیاور و بفروش.»

عرض کردم:

اما در شهر غذایی نیست.

حضرت فرمودند:

«بفروششان.»

وقتی آن‌ها را فروختم، حضرت فرمودند:

«مانند دیگر مردم، روزانه (غذای همان روز را) بخر.»

آن‌گاه فرمودند:

«ای معتب! غذای خانواده مرا نیمی جو و نیمی گندم قرار بده.

خداوند می‌داند که من می‌توانم خانواده‌ام را به راحتی با گندم سیر کنم، اما دوست دارم خداوند مرا ببیند که (مخارجِ) زندگی‌ام را چه زیبا مدیریت می‌کنم.»

پاورقیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[*] گندم به نسبت جو، مرغوب‌تر و گران‌تر بوده و هست. نان گندم نیز از نان جو خوش‌مزه‌تر و گران‌تر بوده و هست. به‌همین‌خاطر وقتی توان مالی مردم کم باشد، نان خود را از مخلوط گندم و جو تهیه می‌کنند تا ارزان‌تر تمام شود.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ مهر ۹۷ ، ۰۵:۵۹
ابوالفضل رهبر